Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ( آژانــس )ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
(تمامی شخصیتها، سازمانها، شرکتها و عناوینی که در این سریال نامبرده شدهاند، تخیلی هستند)
ترفیعتون رو تبریک میگم
!رئیس
تبریک میگیم- !تبریک میگیم، رئیس-
...کپیرایتر
دهن پر کنه، نه؟
و اگه بگی توی یه شرکت تبلیغاتیم کار میکنی، عالی میشه
فقط بلدی از این چرندیات بنویسی
هرکسی نمیتونه کپیرایتر بشه
نباید کارهایی که دوست داریم رو انجام بدیم باید کاری رو انجام بدیم که توش خوبیم
یه شغل دیگه پیدا کن
تو بهدرد این کار نمیخوری
گریه کردی؟
تازهکار، گریه کردی؟
اگه یهخانم بخواد توی ...یهشرکت مدیر نوآوری بشه
باید اندازهی پنج تا جعبه دستمالکاغذی توی دستشویی اشک بریزه
چطوری میتونم کپیهای خوب بنویسم؟
نمیدونم - معلومه که میدونی -
چرا از دست من عصبانی میشی؟
باید با اونیکه باعثشده گریهکنی، دعوا کنی
انقدر انجامش بده تا ازش خسته بشی
هیچ میانبری برای یه کپیرایتر تازهکار نیست
بهتریت راه پیشرفت نوشتن زیاده
اونقدر بنویس تا آدمیکه قراره بخونه بهحدی خسته بشه که نتونه بهت بگه افتصاحی
فرار نکن، برو جلو
صبح بخیر
چیه؟ استعفانامهت رو تحویل میدی؟
نه
چندتا کپی جدید آوردم
بخونیدشون و اگه هنوزم مناسب اینکار نبودم، بهم بگین
انگار یه دختره دیوونه اینجا داریم
مدیر نوآوری گو آه این، از امروز رسما به عنوان) (مدیر ارشد نوآوری منصوب شد
::::::::: ( قسمت دوم ) ::::::::
بریم، شام مهمون من
واقعا؟ قراره بریم هشیک؟
میشه ماهم بیایم؟
از تیمتولید، هرکی بیکاره میتونه با ما بیاد
....بیاین بریم، قبل از اینکه مدیر گو
نه رئیس، نظرش رو عوض کنه
بریم
!خیلی باحاله
من رزرو کنم؟
چی مهمونمون میکنه؟
...الاناست که بیاد
بفرما اومد
سونبه
خیلی قابل پیشبینی هستی
اینا چیه؟
چطوری تونستی بهجای من گو آه این رو انتخابکنی؟
چرا داد و بیداد راه انداختی؟
!من اینهمه سال بهت وفادار بودم
آهای
داد نزن
صبرکن
!همگی، نوشیدنیهاتون رو بیارین بالا
بیاین همگی به سلامتی ترفیع مدیر گو بنوشیم
!تبریک
!تبریک- خیلی تلاش کردین-
درسته، خیلی تلاش کردیم
مدیر گو
همیشه میخواستم این رو ازتون بپرسم
چی رو؟
...شما تا الان تنها کسی بودین که
نمرهی کامل تو امتحان ورودی شرکت گرفتین
آره، منم درموردش شنیدم
چطور اینکار رو کردین؟
...اون
مطلب زیر یک داستان هفتگی است که) (...امروز در هفتهنامه هانجو منتشر شد
ادامهی مطلب را دقیقا مطابق) (سبک و سیاق نویسنده ادامه دهید
ببخشید
سوال ازمون میخواد که صددرصد همونطور که نویسنده ممکن بود بنویسه ادامه بدیم؟
بله
...از مدل نوشتن تا انگیزه و محتوا
براساس اینکه چقدر شبیه نوشتار اصلی هست بهشون نمرهمیدیم
پنج دقیقه وقت مونده
مطلب زیر یک داستان هفتگی است که) (...امروز در هفتهنامه هانجو منتشر شد
تسلیم شدی؟
تا همین چند دقیقه پیش برگهت خالیبود
همینقدر کافی نبود؟
پس چی نوشتین؟
این داستان ادامه دارد
عالیه- محشره-
!دقیقا شبیه قصد نویسندهست
چجوری میشه توی همچین زمانکمی به ذهن آدم برسه؟
بقیه ممکنه فکرکنن شما ترفیعگرفتین
خداروشکر
...عطش ریاست
برای اون، توهم اینکه میتوته بهش برسه نبود
تبریک میگم
آقای هان
بله؟
من بیشتر ممنونم، به سلامت برسین
به سلامت- با احیاط برین، لطفا-
دنیای محشریه
باید یه مدت طولانی توش زندگیکنی
مصاحبه انحصاری با گو آه این) (اولین مدیرارشد زن در برنامهریزی ویسی
برنامهریزی ویسی) (شرکتی همراه با برابری جنسیتی
برنامهریزی ویسی گو آه این را) (به سمت مدیرارشد نوآوردی منصوب کرد
عصرتون بخیر
ما اینجا در خدمت اولین سرپرست خانم) (اولین مدیرارشد زن در برنامهریزی ویسی
رئیس گو آه این هستیم
!خوش اومدین
سلام- سلام-
شنیدم که شما فقیر بودین و از یه دانشگاه خارج از سئول فارغالتحصیل شدین
فقط فقیر نبودم
پدر و مادر هم نداشتم
واقعا؟
از هفتسالگی رفتم با خالهام زندگی کنم و اونجا هم کسی به من خوش آمد نگفت
باید آدم قویای باشین
صحبتکردن دربارهی گذشتهای به این سختی راحت نیست
بد نبود
خالتون حتما آدم خوبی بوده
نه، دقیقا برعکس
...ولی بهجای تنهایی نودل خوردن
غذایی که اونجا میخوردم خوشمزهتر و مقویتر بود
آجوما، یهبطری سوجو دیگه بیارین اینجا
!آجوما
یهبطری سوجو خواستم
بله، براتون میارم
چیکار میکنی؟
مشتری سوجو میخواد
اومدی اینجا تلویزیون ببینی؟
ببخشید
بازم میتونستم تیزر تبلیغاتی بسازم ...و ماهانه از شرکت حقوق بگیرم
حتی بدون انجامدادن همهی اونکارها
هرچند، من توی این حرفه بهترین نبودم
به همین شکل ادامهش میدم
بهش توضیح میدم
خبرای خوبی دارم
میدونم
واقعا؟
چیه؟
ازم میخوان برگردم کره؟
و توی شرکت کارکنم
...با شرایط من، احتمالا
مدیر میشم؟
با دفتر منشی صحبت کردین؟
نه
پس از کجا میدونین؟
واسه برگشتنم یه فرش قرمز انداختن
اینکه دختر رئیس هیئتمدیره ....بشه اولین مدیر ارشد زن
ظاهر خوبی داره؟
مطبوعات باهاش کلی مصاحبه میکنن
...اگه همچنین شخصی اولین مدیر ارشد باشه
هم وجههی شرکت رو خوب میکنه و هم کار رو برای من آسون میکنه
دو سر برده
راست میگی
...یه راه هوشمندانه
و دردناک برای رسیدن بهشه
چطوری دردناکه؟
خیلی هم دلسوزانهست
اگه من نبودم اون هیچوقت مدیر ارشد نمیشد
وقتی بحث اینجور چیزها میشه واقعا زود میگیری
بقیهی چیزها چی؟
تو چی کندم؟
...آماده سازی، تجدید نظر، پیشرفت
...دیگه
آقای پارک
من مسئول اونها نیستم
پس مسئول چی هستی؟
تصمیمگیری
کارهایی که میتونم شهودی انجامشون بدم
مدیر چوی، این بار کارت رو خوب انجام دادی
ممنونم، رئیس
...با دیدن سخت کار کردنت
فکرمیکنم بتونم بهت کارهای مهمتری رو بسپارم
بسپارینشون به من
وقتی هانا اومد سرکار خوب بهش کمک کن
حتما
نگران نباشین
اگه از قبل برنامه نداشتم باهات ناهار میخوردم
میتونیم زمان دیگهای که شما وقتش رو داشتین بریم
حتما
دوباره میبینمت
بله، رئیس
هر امری داشتین در خدمتم
از این به بعد دیگه بدونمشکل پیش میری
...ممنونم، همه اینا به لطف
یه لحظه وایسا
ای بابا
کیه؟
پیرمرد اون یکی اتاقه
میبینم که بدون مشورت با من تصمیمگرفتی
یعنی من باید از اینترنت بفهمم که مدیر ارشد منصوب شده؟
این تصمیم بعد از صحبت با دفتر منشی ارشد گرفته شده
رئیش خودشون تصمیم گرفتن
حتما یهنفر اونو بهش توصیه کرده
مگه مهمه؟
نتیجه دیگه قطعی شده
...من صادقانه آرزو کردم
تا زمانی که اینجا هستین اوقات خوشی رو سپری کنین
اگر ناراحتتون کردم، معذرت میخوام
دوباره از اینکارها نکن
پس، از خدمتتون مرخص میشم
تو دفتر من یه چایی بخوریم؟
ممکنه دیرشده باشه اما ترفیعت رو تبریک میگم
انقدر درگیر مصاحبهها بودی که حتی نتونستم ببینمت
همهی اینها به لطف شماست
No comments yet. Be the first to leave one.