Die ersten 200 Zeilen.
«زیبابین» «قسمت پنجم: بنفش» «بیستوچهار سال پیش از سرقت»
یه چیزایی هست که باید بهت بگم
توضیحشون آسون نیست
...میخوام بگم انتخابهایی که کردم
به خاطر تو بوده
بهخاطر مامانت بوده
ولی نمیدونم این حرفم حقیقت داره یا نه
گاهی وقتا تصمیماتم خوب پیش میرفت
گاهی وقتا هم همهچی خراب میشد
و میخوام دیگه مجبور نباشم همچین انتخابهایی بکنم
ولی مطمئن نیستم بتونم
مطمئن نیستم
یه میلیاردر پیر ...با یه جوون بانکدار حرف میزنه
.و میگه :" من بدجوری ورشکسته بودم "فقط 5 سنت ته جیبم بود
"با اون پول، یه سیب خریدم"
اون سیب رو تروتمیز کردم" "و 10 سنت فروختمش
"روز بعدش دوتا سیب خریدم"
اونا رو هم خوشگل و تمیز کردم" "و 20 سنت فروختم
،بانکدار جوون هم میگه :"آره "دائم سرمایهگذاری میکردی و پولدار شدی
اونم میگه:" نه، یکی از سیبها ...پرید توی گلوی پدر زنم و خفه شد
"و یه خروار پول بهم ارث رسید
روش درست پولدار شدن همینه اصلا
...عه
میشه دوتا دیگه هم بیارید؟ - حتما -
...گمونم حالا به اون قسمت از عصر رسیدیم
که بهم میگی چرا تو باید مدیریت سرمایه من رو انجام بدی
،برای وقت گذرونیمون روشهای بهتر از این توی ذهنمه
اوووه
«:: مترجم: محیا مبین مقدم ::» Mahya14
،خیلیخب، مامان و بابا !من رسوندمش خونه
!عجب خونه زندگی داری، عزیزم
.خیلیخب
!آره
کی یکی از مارتینیهای معروف من رو میخواد؟
روی من حساب کن - آره؟ -
من میرم دستشویی
آره، بدم نمیاد
همینطوره
!دابل میخوام. دابل. دابل
آمادهای؟
.عجله کن صدات تا پایین میره
سی ثانیه دیگه وقت لازم دارم
میتونی دسته رو بچرخونی بازش کنی؟
نمیتونستی بیشتر از این بیرون معطلشون کنی؟
آخه کدوم عوضی توی کمد لباس گاوصندوق تیال30 نگه میداره؟
.یه آدم پولدار. این رو ببین مارک اودمر پیگه. راحت 5هزار دلاره
فقط بیا اینجا کمکم کن
حله. حله
یعنی چی؟
دیلم رو از اونجا بردار. بیا کمکم
باشه
خوبه. بذارش اون تو
یک، دو، سه - خیلی خب -
ایول
خیلی خب
خیلی خب
!آره، آره نه، نه، نه. الان برمیگردم پایین
!بریم، بریم - !یه گلاس مشروب دیگه بخور -
هی - اینجا چی کار میکنی؟ -
.حتما توی این خونه 100 تا توالت داری ولی من یکیش هم پیدا نکردم
.بریم به خانمها سر بزنیم میبینم که دارن باهات گرم میگیرن
میخوام لباسهای راحتتری بپوشم
تو... باید به شیکاگو فکر کنی
،باید با زمستونهاش کنار بیای ولی میتونی اونجا کلی پول دربیاری
شک ندارم همینطوره
هی
توالت داری دیگه؟
پایین راهرو سمت چپ
پایین راهرو؟ - آره -
کدوم راهرو؟ تو کلی راهرو داری
اون یکی - اون یکی -
!هی، هی ،هی خانمها. دارم میام
هی، ری
بله گراهام، زودباش
!من رو از اینجا دربیار
!لعنتی
!صبرکن، صبرکن
واستا، واستا
!عجله کن
خیلیخب، داره باز میشه، داره باز میشه
حالت خوبه؟
یا خدا - خوبی؟ -
.آره، خوبم برو، برو، برو
حرومزاده عوضی لعنتی
گندش بزنن
یالا، بیا استیک پیروزیت رو بخور
مراقب شونهم باش
ای بابا، آسیب دیدی؟
هنوز یکم کبوده. خوب میشم
چقدر گیرمون اومد؟ 50 تا؟
هفتاد تا
،شاید بعد از آب کردن طلاها چهل هزارتا بمونه که نصف کنیم
...به علاوه
این
ای مادرجنده
:خوبه گفتی "ساعت رو برنمیداریم"
،نمیشه که رفیقم توی کازینو الکی گنده گنده راه بره
،وقتی یه نهنگ بزرگ مثل مکس رو به دام میندازیم تو باید خوشتیپ باشی
تو مثل الماسی، مرد
،اگه تحت فشار قرار بگیری شروع میکنی به درخشیدن
اگه اون درها، 3 میلیمتر ...بیشتر بسته بودن
...اگه اون میلهها قفل شده بودن
از اون گاوصندوق هوا هم رد نمیشد، رفیق
تصور کن من سعی دارم دوباره قفل سیلندر رو بشکنم
.من حتی در شیشه خیارشور هم نمیتونم باز کنم به گا میرفتی
نمیخوریش؟
نه، نه. مال توئه
من که مشکلی با خوردنش ندارم
سلام
صبح به خیر
شیکاگو چطور بود؟
خوب بود
عالی بود
اوهوم، اوهوم، اوهوم، اوهوم
!اوه
ری - بعدا اینا رو میدم به ایوا -
گفتم یه تیکه جواهر هم برای خودم نگه دارم
شاید به اون گوشوارههایی که از ممفیس آوردم، بیاد
خدای من، خیلی قشنگه
ممنون عزیزم، ممنون
!ووو - !اوه -
!واو
صبح به خیر
این موشخرما کوچولو دیشب تا دیروقت منتظر باباش بود
میخوای بهش بگی چی شده؟
کمربند زردم رو گرفتم
!واو
.مبارکه. بیا ببینم چندتا حرکت به بابات نشون بده
خیلی خب، حالا صاف وایستا
غرور رو نشونم بده
چشمات روبهرو رو نگاه کنه
تمرکز کن
نشون بده شجاعتت از کجا میاد
نشون بده قدرتت از کجا میاد
هوم
حالا بیا بغل بابایی
چطوره شما دوتا ...برید بیرون صبحانه بخورید
و به مامان وقت بدین که درست و حسابی بیدار بشه
باشه
دوستت دارم، عزیزم - دوستت دارم -
ه-ا-ن-ا
هانا از هردوطرف خونده میشه
میشه یه بازی کنیم؟
.بذار ببینم موقعیت ساعت هفت
یه خانوادهان
مامان، پسر و مامان بزرگ و بابابزرگ
داستانشون چیه؟
مادربزرگ و پدربزرگ از ویسکانسین اومدن اینجا سر بزنن
،خوشحالن چون از بعد طلاق زیاد نمیتونن نوهشون رو ببینن
درمورد طلاق چی میدونی؟
مامان و بابای سمی طلاق گرفتن
،مامانش میخواست براش سگ بخره و بعدش باباش هم براش یه سگ دیگه خرید
،آدم بزرگها بعد از اینکه جدا میشن میذارن بچههاشون هرکاری میخوان، بکنن
میشه منم یه سگ داشته باشم؟
توی حیاط بهش غذا میدم و باهاش بازی میکنم
فکر نکنم برای سگ حصار مناسبی داشته باشیم
!پس حصار بخریم
،روی حصارش گل داشته باشه اینطوری خیلی هم خوشگله
،اول کمربند سبز رو بگیر بعدش حرف میزنیم
لباست رو دوست دارم
.چقدر تو مهربونی چیز دیگهای براتون بیارم؟
من پای شکلاتی میخورم
تلاش خوبی بود، بچهجون
لطفا فقط صورتحساب
باید یه تماس بگیرم
با دستم حرف بزن
!ها
همهچی مرتبه؟
...ری، لباسهای یکسرهت رو بذار توی چمدون
چون داریم میریم وگاس، عزیزم
رفیق، ما که همین الان برگشتیم
بیخیال. قراره توی هتل سندز نمایشگاه بازرگانی کامپیوتر باشه
این کامپیوترها رو مثل آب خوردن میشه پول کرد
بعدش هم میریم توی هتل عشق و حال
پولمون رو دو برابر میکنیم. بیا دیگه
بذار صبحانهم رو تموم کنم
فکر کردم قرار شد پای نخوری
خودش برام آورد
،گفتم پیشبند گربهایش رو دوست دارم بعدش ازم پرسید گربهها رو دوست دارم یا نه
...منم گفتم آره
،ولی از زمان تصادف فکر کردن به گربهها غمگینم میکنه
کدوم تصادف؟
همون تصادفی که گربهمون رو کشت
!هانا
من یه موشخرما کوچولوی حقهبازم، نه؟
باید روی شنای پروانهت کار کنی
،خب خودت بپر توی آب درستش رو نشونم بده
.یه حوله بپوش من عجله دارم
خوبه
به نظرت چقدر میارزه؟ 40؟ 50؟
باید با زنتی صحبت کنم
این از دفعات قبلی، بیشتره
،از توی کمپانی آبش کن همونطور که من همیشه میکنم
دولت درمورد پولشویی حواسجمع شده
،باید یه شرکت شخصی باشه یا چندتا شرکت با مسئولیت محدود بیرون دیلاور
،رفتی دانشکده حقوق حقههای جدید یادگرفتی
،اگه زیر آب زندگی میکنی بهتره همراه ماهیها شنا کنی
این یعنی چی مثلا؟ - توی اسپانیایی خوش آهنگتره -
بگذریم
.بذار یه جایی به اسمت راه بندازم پولت رو دوبرابر کنم
No comments yet. Be the first to leave one.