Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(ملکه ماسک)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
(تولید حمایت شده توسط وزارت فرهنگ و هنر آژانس محتوا خلاقانه کره)
نماینده گی از پشت بوم هتل گانگ بو افتاده پایین
بنظر میاد خودکشی بوده
چطور این اتفاق افتاد؟
...چطوری
باید متوقفش کنم
بله، جه یی
سلام، کانگ هو
نمیتونی امشب بیای؟
میام
مرسی
جه یی؟- بله؟-
عاشقتم
عاشقتم، جه یی
یکم دیگه منتظرم بمون
بله
بفرستش بالا
،ردیابی که چوی کانگ هو گذاشت رو ماشینت
ممکنه لازم باشه امشب استفاده اش کنیم
از توی این اتاق بودن معذب نیستین؟
یکم آشناست
هتل خودمه
چرا نباید آشنا باشه؟
حتی یه اتاقم نیست که من ندیده باشمش
فکر نکردین ممکنه به جه یی بگم؟
اگر میخواستی بگی، نمیومدی منو ببینی
از اون چیزی که فکر میکردم بی شرم ترین
ولی شما هنوزم بابای جه یی هستین پس اومدم اینجا تا بهتون یه شانس بدم
نظرتون چیه خودتون رو تحویل بدین؟
تحویل بدم؟ برای چی؟
حتما باید مدرک بیارم تا قبول کنین؟
مدرکی هست؟
باید یادتون بیارم که چطور
وحشیانه اون "حرومزادهی زالو" رو کشتین؟
اومدین
...بابا
حرومزادهی زالو
بالاخره احساس میکنین باید خودتون رو تحویل بدین؟
از اونجایی که همه چی رو میدونی باهات صادقانه حرف میزنم
کشتن گی دو شیک اشتباه بود؟
اون لایق مرگ بود، اینطور فکر نمیکنی؟
!پس باید با اون چاقو سونگ جه هیوکو میکشتین
نمیدونی اون عوضی با جه یی چیکار کرد؟
واسه همین اونو بخاطر جه یی کشتم
این وظیفه یه پدر نیست؟
،اگر واقعا سونگ جه هیوک رو کشتی
احتمالا بخاطر جه یی نبوده
حتی گی یون چول رو هم تو کشتی
!چون کلاب آنجلی که ساخته بودی لو رفته بود
،همونطور که گفتی
من یه پدر بی رحمم که حتی دخترشم برای جاه طلبیش فدا کرد
،ولی هرچقدر زمان گذشت
فهمیدم که همخون بودن چقدر اهمیت داره
بخاطر همین وقتی سونگ جه هیوک میخواست توی بیمارستان بکشدش نجاتش دادم
و تو هم دیدی
جه یی چقدر منو دوست داره
،تا وقتی دهنتو بسته نگه داری
جه یی میتونه عشق پدرشو دریافت کنه
این چیزیه که اون کل زندگیش میخواسته
!چیزی که جه یی همیشه میخواسته حقیقته
!چه ده سال پیش چه الان
حداقل باید به عنوان پدر اینو بدونی
پس میخوای تنبیهم کنی؟
فهمیدم
فردا صبح خودم میرم ایستگاه پلیس
اینقدر میتونی بهم زمان بدی، درسته؟
...این آخرین درخواستم
به عنوان پدر جه ییئه
بهتره سر قولتون بمونی
،وگرنه
ذات کثیفتون بصورت زنده توی کل کشور پخش میشه
تو راهه. کارشو تموم کن
به زودی میبینمت
باهم شام میخوریم، فقط خودمون دو تا
بله، آقای میونگ
نگفتین امشب میرین؟
من الان بندر اینچئون هستم
حتی کاپیتانی هم نمیبینم که سوارم کنه یه جای کار میلنگه
ممکنه چیزی فهمیده باشن؟
یه لحظه صبر کن
حق با توئه
...بنظر میاد
منشی چوی یه چیزی فهمیده. تو راه اونجاست
!قربان، پس من قراره بمیرم! کمکم کنین !کمکم کنین
پس، منتظرم بمون. الان میام اونجا
::::::::: آيـــ(ملکه ماسک)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
کل این مدت ادای احمقارو در میآورد؟
!نانا، اومدی
شما همسایه این، درسته؟
ممنون که آوردینش اینجا
دوست دارین بیاین داخل؟
لازم نیست بیام داخل
مامان نانا کجاست؟
برای یه لحظه رفته بیرون
من پرستار نانائم
پس به جاش به شما میگم
از الان نمیخوام نانا با پسرم بازی کنه
...منظورتون چیه
میدونین که باباش چطور آدمی بود
فکر داشتن همچین همسایه ای هم وحشتناکه
بنظر میاد هنوز نمیدونین چی واقعا ترسناکه
ببخشید؟
بذارین خودمو رسما معرفی کنم
من از الان به بعد قراره با نانا توی این خونه زندگی کنم
،همچنین
اون پسرتونه؟
وای، خیلی خوشتیپه
امیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم
بیا بریم. زود باش بریم
صبر کنین
اول باید از نانا عذرخواهی کنین
بزرگترا هم اگر با بچه ها بی ادبانه رفتار کنن باید عذرخواهی کنن
نانا، چیز اشتباهی رو بهت گفتم. ببخشید
بریم
نانا، باید ناراحت باشی
از الان اگر کسی باهات بی ادبانه رفتار کرد بهم بگو باشه؟
!نونا، واست دارو آوردم! یکم بخور
یوجونگ زنگ زد. باید برم ببینمش
منو کشونده وسط خیابون
باورم نمیشه که رفته پارتی
حتی الکی گفت مریضه؟
بله، لئو
نونا، احیانا هه می رو دیدی؟
نمیدونم دیدن حساب میشه یا نه
ولی جلوی کلاب دیدمش
!باید جلوشو بگیریم! سریع
مشکل چیه؟ همین الانشم رفته داخل
امشب هیچ پارتی مخصوصی نیست. برای چی اومدی؟
برای پارتی اینجا نیستم
میخوام مستقیما بخرم. چطوری میتونم اینکارو کنم؟
،ما فقط برای پارتی میذاریم مشتریا مواد بیارن
ولی بطور رسمی فروشنده نیستیم
نخواستم که رسمی بهم بفروشین
میخوام غیر رسمی بهم بفروشین
چیزای واقعا خوبی میخوام بهت پول گزافی میدم
تو کلاب آنجل رو میشناسی، مگه نه؟
یه مواد هست که رئیس قبل از دستگیری از در پشتی بهم داد
یه محصول درجه یک و پنج ستارهست
چه خبرته؟
لئو، از کجا میدونستی من اینجا بودم
بریم بیرون- !لئو-
تو کی باشی؟
چطور جرئت میکنی مشتری منو ببری؟
من شوهرشم- شوهرش؟-
شوهر، ارواح عمت. دلالته؟
!چطور جرئت میکنی! اون واقعا شوهرمه
هرزه دیوونه. چطور جرئت میکنی شوهرتو بیاری اینجا؟
!چطور جرئت میکنی! هی
!لئو
!لئو
!بسه
!شوهرمو نزن
!نکن! نکن
!کافیه
!نه
خدایا، چه حرومزاده های پر سر و صدایی
خوبی؟
فقط ما دوتا؟
یه شام خوشمزه درست کردی؟
گرسنمه
منتظر چوی کانگ هویی؟
مردی که زن رو منتظر میذاره قابل اعتماد نیست
باید یه چیزی بهتون بگم
...من
دارم با کانگ هو ازدواج میکنم
پس ممنون میشم بهش تیکه نندازین
باشه. به هرحال اون کی میاد؟
کی میای؟
در حد مرگ ترسیدم
الان دنبالت میگردم
یه لحظه صبر کن
!بجنب، بجنب
عجیبه
ماشین منشی چوی یهویی ناپدید شده
پس جام امنه؟
هنوز نمیدونیم
!اوه، دارم میبینمت
خوبی؟
انگار هنوز نشنیدی
رئیست کارش الان تمومه
و تو هم همینطور
...قربان
ویدئو کجاست؟
ویدئویی که ده سال پیش پیدا کردی
نمیخوای بهم بگی؟
اول باید بری و منتظرش باشی
دو جه یی هم زود میاد اونجا
هی! اونجا چیکار میکنی؟
خدایا، این چیه؟
!تکونش بده الان
...ببخشید
!لطفا درو باز کن
تماس برقرار نشد ...پس از صدای بوق به صندوق صوتی متصل میشوید
فکر نکنم کانگ هو امشب بیاد
اون هم علاقه ای به ازدواج با تو داره؟
گمش کردم. دوباره دنبالش میگردم
میتونی یکم غذا برام بیاری؟
بیشتر میخوام چون خیلی خوبه
No comments yet. Be the first to leave one.