Fire Country

Fire Country

Download Farsi/persian Untertitel

Staffel 3

Release Info

Fire Country S03E08 WEB AMZN FLUX Filamingo Fa
Ein Kommentar von filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
amzn
flux
web
filamingo
Veröffentlicht am: 2026-08-08
Downloads: 0
Hörgeschädigt: No

Farsi/persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏آنچه گذشت در «فایر کانتری»...‏

‏تا حالا دربارهٔ جوامع «فایر اِجوکیتد» شنیدی؟‏

‏هی!‏

‏تو همون بچهٔ ادواردزی هستی که نشان رو به مزرعه ترجیح دادی.‏

‏این زندگی‌ای که دارم می‌سازم،‏

‏می‌خوام با تو باشه.‏

‏من هنوز آمادهٔ این نیستم.‏

‏اول باید خودم رو پیدا کنم.‏

‏قول بده مراقب خودت هستی، گابریلا.‏

‏اگه از خانواده‌م بپرسی، بابام اون روز سکتهٔ گرمایی کرد‏

‏چون داشت جای خالی من رو توی مزرعه پر می‌کرد.‏

‏الان عجیبه،‏

‏توی یه شهر زندگی می‌کنیم و با هم حرف نمی‌زنیم.‏

‏حرفی که زدم جدی بود.‏

‏نمی‌تونیم این‌طوری تمومش کنیم.‏

‏خانواده‌مون رو پس می‌خوام.‏

‏فقط هنوز آماده نیستم.‏

‏نگاهمون کن؛ دو تا زندانی سابق‏

‏که حالا فارغ‌التحصیل شدیم.‏

‏- خودتو نگاه کن.‏ ‏- چی؟‏

‏لباست قشنگه.‏

‏باورت می‌شه همین‌جا، توی همین بار بودیم‏

‏و من گفتم «دوستت دارم»؟‏

‏ولی روزهای خوبی هم داشتیم.‏

‏بی‌خیال.‏

‏بی‌خیال، داری شوخی می‌کنی. باز شو دیگه.‏

‏بی‌خیال!‏

‏قدیما یه لگد به صفحه‌کلید کار رو راه می‌انداخت.‏

‏ولی حدس می‌زنم این حرصت فقط سر یه کاسه سوپ نیست.‏

‏شنیدم درخواست جلسهٔ آزادی مشروط دادی.‏

‏عالیه.‏

‏هنوز قطعی نشده.‏

‏مگه جایی نباید باشی؟‏

‏مثلاً اولین روز رسمی کارت توی ایستگاه ۴۲.‏

‏خواستم اول یه سر اینجا بیام.‏

‏یه تشکر حسابی بهت بدهکارم.‏

‏هی.‏

‏می‌خوای ازم تشکر کنی؟‏

‏اون آدم قبلیت رو دفن کن.‏

‏و پشت سرت رو هم نگاه نکن.‏

‏چون دیگه نمی‌خوام هیچ‌وقت نارنجی تنت ببینم.‏

‏گرفتی؟‏

‏گرفتم.‏

‏هی.‏

‏سلام... اِم...‏

‏دربارهٔ اون شب...‏

‏توی یه روز بد، برای هم پناه امن بودیم.‏

‏آره، آره، یه روز واقعاً، واقعاً افتضاح.‏

‏دیگه نباید تکرار بشه.‏

‏همه اشتباه می‌کنن.‏

‏آره، ما هم اشتباه کردیم و واقعاً به‌عنوان دوست خیلی بهتریم.‏

‏اِم... معلومه که باید به بُدی بگیم.‏

‏عادت ندارم به دوست‌پسر سابقم گزارش بدم‏

‏که با یکی دیگه خوابیدم.‏

‏بُدی برای من مثل برادره.‏

‏این دیگه بین خودتونه.‏

‏آره، ولی شما دوتا...‏

‏بودیم. الان مجردم و یه روز بد رو با سکس خفه کردم.‏

‏باشه، خوابیدن با دوست‌دختر سابق بهترین دوستم‏

‏کاری نیست که بخوام انجام بدم.‏

‏نه، نه، نه. حتی یه ذره هم شرم‏

‏گردن دو تا دوستی ننداز که یه اشتباه انسانی کردن.‏

‏چی، «اشتباه»؟‏

‏نه، اشتباه اینه که با یه غریبه بخوابی،‏

‏ولی این... این فرق داره.‏

‏یادت رفته قبل از اینکه با بُدی باشم، با تو بودم؟‏

‏نه، هیچی یادم نرفته.‏

‏کارا رو از دست دادم، بعد جِن رو از دست دادم،‏

‏و اون شب‏

‏فهمیدم برای یه لحظه خودم رو هم گم کرده بودم.‏

‏خوابیدن با من بهت فهموند خودت رو گم کردی؟‏

‏گبز، مسئله تو نیستی.‏

‏وقتی توی کامیون اون کار رو کردیم، پا روی اصولم گذاشتم.‏

‏کاری کردیم که نباید می‌کردیم.‏

‏من...‏

‏فقط... دارم مسئولیتش رو قبول می‌کنم.‏

‏هر کاری لازمه بکن. من خوبم.‏

‏هی.‏

‏همسایه.‏

‏اوه اوه.‏

‏امیدوارم کمدت رو مرتب نگه داری.‏

‏خودت حدس بزن.‏

‏اون خرس عروسکی شخصی خودته یا...؟‏

‏بچه‌ها توی مأموریت با خودشون می‌برنش.‏

‏اگه بچه‌ای ترسیده باشه، می‌دن دستش.‏

‏فکر خوبیه.‏

‏عکس مامانت رو هم گذاشتی اون تو؟‏

‏عکس کل خانواده‌مه.‏

‏برای کمدم نیست.‏

‏یه رسم ایستگاه ۴۲ـه.‏

‏عکس آدم‌هایی که دوستشون داری رو می‌ذاری داخل کلاهت.‏

‏یادت می‌اندازه داری پیش کی برمی‌گردی.‏

‏من عکس گربه‌م رو توی کلاه نمی‌ذارم.‏

‏یکم زمان بده.‏

‏این‌جا یه جوریه که برات خانوادهٔ تازه می‌سازه.‏

‏مشتاقشم.‏

‏امروز یه شروع تازه‌ست.‏

‏از نظر من، گذشته‌م مرده و دفن شده.‏

‏منم باهات دفنش می‌کنم.‏

‏روح آدری جیمزِ قدیمی شاد.‏

‏خب، چطوره شروع تازه رو با یه برد شروع کنیم؟‏

‏بزن بریم.‏

‏آره، می‌بینمش. داریم می‌ریم سراغش.‏

‏باید هرچه سریع‌تر نیرو بفرستیم کوپرز ریج.‏

‏باز کوپرز ریج؟‏

‏آره. واقعیت بامزهٔ جدیدمون همینه.‏

‏فصل آتش‌سوزی دیگه کل ساله.‏

‏ولی اصلاً چیزی اون بالا مونده که بسوزه؟‏

‏کی می‌دونه؟ ولی سریع داره پخش می‌شه و به نظر میاد‏

‏اگه جلوش رو نگیریم، ممکنه برسه به چِزِم.‏

‏مزرعهٔ خانوادهٔ ایو توی چِزِمه.‏

‏آره. و الروی ادواردز هم‏

‏اصلاً اهل مدیریت پوشش گیاهی نیست.‏

‏سال‌هاست داریم سعی می‌کنیم اون‌جا خط آتش‌بُر ایجاد کنیم.‏

‏فکر می‌کنی ایو بتونه راضیش کنه؟‏

‏نمی‌دونم.‏

‏فقط یه راه برای فهمیدنش هست.‏

‏نه.‏

‏ببخشید، اون «نه» رو‏

‏خیلی دراماتیک‌تر از چیزی که لازم بود گفتم.‏

‏فقط...‏

‏بعد از شش سال محل نذاشتن، یهو برم بگم...‏

‏«سلام بابا، می‌شه زمینت رو آتیش بزنم؟»‏

‏فکر نکنم خوب پیش بره.‏

‏ولی یه جورایی مجبوریم کاری کنیم پیش بره.‏

‏این آتش‌سوزی کنترل‌شده خیلی وقته عقب افتاده.‏

‏دربارهٔ مزرعهٔ ادواردز حرف می‌زنین؟‏

‏آره. همه می‌دونیم اون مزرعه چقدر برات مهمه.‏

‏مهم بود، تا وقتی خانواده‌م منو کنار گذاشتن.‏

‏فکر کنم وقتشه دوباره راهشون بدی توی زندگیت.‏

‏پدرت دوستت داره و دلش برات تنگ شده.‏

‏این رو می‌دونم.‏

‏ایو.‏

‏درهٔ چِزِم واقعاً به این آتشِ مقابله‌ای نیاز داره.‏

‏باشه؟ یه گلوگاه پر از مواد سوختنیه.‏

‏اگه آتش جنگلی برسه اون‌جا،‏

‏کل اِج‌واتر به دردسر جدی می‌افته.‏

‏باشه. خیلی خب. باشه.‏

‏چطور باید با یه پیرمرد لجباز حرف حساب بزنم؟‏

‏آره.‏

‏درسته. پیرمرد لجباز... اِم...‏

‏کوچیک شروع کن. شاید اول تری راک رو بیاری‏

‏یه مقدار خط آتش‌بُر بزنن، قبل از اینکه اصلاً حرف آتشِ مقابله‌ای رو پیش بکشی.‏

‏شاید کاپیتان اجازه بده‏

‏با تو بیام و کمک کنم راضیش کنیم.‏

‏منظورم اینه، وقتی مربی لیگ کوچیکا بود همیشه منو دوست داشت.‏

‏باشه، ممنون. ولی... فکر کنم باید این یکی رو خودم انجام بدم.‏

‏باشه، من تری راک رو با خودم می‌برم،‏

‏وقتی برای آتش زدن آماده شدی بی‌سیم می‌زنم بهتون.‏

‏- آره.‏ ‏- آره.‏

‏- خیلی خب.‏ ‏- ممنون.‏

‏امروز شیرتون رو بو کردین، تازه‌کارها؟‏

‏هر روزی که این لباس رو تنتون می‌کنین،‏

‏باید حواستون شش‌دانگ باشه،‏

‏همهٔ حواستون از همون لحظه‌ای که می‌ریزین...‏

‏- وقتی شیر رو می‌ریزی...‏ ‏- شیر رو روی غلات صبحانه‌تون می‌ریزین.‏

‏روی غلات.‏

‏من فقط قهوهٔ تلخ می‌خورم.‏

‏این دیگه تمرین نیست.‏

‏از این به بعد باید خودتون مراقب خودتون باشین.‏

‏به تک‌تک جزئیات دقت کنین.‏

‏شیرتون رو بو کنین. گرفتی؟‏

‏بریم این برد رو بگیریم.‏

‏خوب شد یه بویی به شیر کشیدیم.‏

‏هی، با چی طرفیم؟‏

‏پارسال چی، حدود یه هفته طول کشید‏

‏تا آتش کوپرز ریج رو مهار کنیم؟‏

‏شش روز، از شروع تا پایان.‏

‏پوشش گیاهی هنوز برنگشته.‏

‏آره. پس نباید اصلاً‏

‏سوختی برای این آتش‌های لکه‌ای وجود داشته باشه.‏

‏- دود به نظرت سفیده؟‏ ‏- آره.‏

‏یه عالمه لکهٔ کوچیک توی سراسر یال.‏

‏تو هم به چیزی فکر می‌کنی که من می‌کنم؟‏

‏آتش‌های زامبی.‏

‏آتش‌های زامبی.‏

‏بهشون آتش‌های ماندگار هم می‌گن. می‌تونن‏

‏ماه‌ها زیر زمین نیم‌سوز بمونن.‏

‏حتی سال‌ها.‏

‏فکر می‌کنی مردن، ولی دوباره زنده می‌شن.‏

‏علتشون هم زیادیِ تورب توی خاکه.‏

‏سراسر کوپرز ریج پر از توربه.‏

‏همین باعث شده این آتش جنگلی این‌قدر پخش بشه.‏

‏پس چطور می‌کشیمشون؟‏

‏خودت بگو، تازه‌کار.‏

‏دیگه دورهٔ آموزش تموم شده.‏

‏اِم... دعا کنیم آتش‌های زامبی همون بالای یال بمونن؟‏

‏و اگه نموندن، برنامه داشته باشیم.‏

‏چون هیچ‌وقت نمی‌دونیم یه آتش زامبی کی دوباره سر درمیاره،‏

‏همه رو از اون‌جا تخلیه می‌کنیم.‏

‏باشه، دوتادوتا تقسیم می‌کنم. جیک، گابریلا،‏

‏شما تخلیهٔ اجباری رو‏

‏- از محلهٔ ریج‌وی شروع کنین.‏ ‏- دریافت شد، رئیس.‏

‏اون دستگاه هشدار بی‌حرکتی منه؟‏

‏مال من نیست.‏

‏محاله سی ثانیهٔ گذشته تکون نخورده باشم.‏

‏آره، غافلگیرت می‌کنه.‏

‏همین دستگاه هشدار ممکنه یه روز جونتون رو نجات بده، تازه‌کارها.‏

‏بهترین ابزاریه که برای پیدا کردن آتش‌نشان زمین‌افتاده داریم.‏

More Farsi/persian subtitles for Fire Country

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left