My Only One

My Only One (하나뿐인 내편)

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

My Only One E29-E30 KOreanDream
Ein Kommentar von shahlaz
korean-dream.irترجمه و زیر نویس شهلاز

Tags

other
Veröffentlicht am: 2018-11-04
Downloads: 21
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

= قسمت 29=-

آقای کانگ

میشه چند لحظه صحبت کنیم؟

بله قربان

در مورد چی میخوان صحبت کنید؟

مخصوصا بهش پیشنهاد دادین؟

چی؟

شما نمی خواستین من با منشی کیم برم خونه شون

شما خوب میدونی من چه حسی به منشی کیم دارم

یه کم از دستتون ناراحت شدم

...قربان موضوع اینه که

لطفا اینطوری نباشید

دیگران ممکنه فکر کنن پدرش چیزی هستی

خب اینطور نیست

...چون کارم بود اینکارو کردم

...و اینکه حس کردم ایشون

راحت تره با ماشین من بره

می بخشید اگه باعث ناراحتی تون شدم

عذر خواهی نکن

بهتون نگفتم که عذر خواهی کنی

اینطوری نباشید

و اینکه بهم کمک کنید همه چی خوب پیش بره

من کی هستم که شما از من میخوای؟

من هیچ اثری روش ندارم

میدونم شما بهش نزدیکی

شما بدون اطلاع تو خونه شون رفت و آمد میکنی

اینقدر بهش نزدیکی که براش ساعت میخری

اینطور نیست که من همیشه خونه شون رفته باشم

...من فقط یه بار رفتم اونم

چون مادرش ازم خواست

برم یه فنجون چای بخورم

و در مورد ساعت

...اونو به عنوان

قدردانی بهش دادم

...البته من نمی خوام ازتون ایراد بگیرم

بخاطر نزدیک شدن بهش

به هر حال اگه چیزی در مورد من پرسید

لطفا به نفع من جواب بدین

باشه؟ - باشه -

...دیگران ممکنه فکر کنن

شما پدر منشی کیم هستید

نکنه بیش از حد جلو رفتم

با توجه به اینکه مدیر وانگ اینطوری حس کرده

باید بیشتر مراقب باشم

مامان

دلم نمیخواد منشی کیم دیگه بیاد خونه ما

...مامان میتونی یه پرستار پیدا کنی

که از مادر بزرگ پرستاری کنه؟

یکی که در این زمینه بهترین باشه

و کسی که بتونه جایگزین منشی کیم باشه

مامان ، تو رو خدا اینکارو بخاطر من بکن

آخه یعنی چی شده؟

...یعنی بخاطر منشی کیم

پدر شوهرش بازم ناراحتش کرده؟

...دستگاه مورد نظر خاموش

حتی گوشیش خاموشه

یعنی چی شده؟

چقدر بیرحم

...یه ذره به فکر احساس دایا نیست

فکر به فکر مادرش و منشی کیمه

...باید گردنبند نگه میداشتم

به جای اینکه بدمش به دایا

کی این وقت شب زنگ میزنه

هونگ شیل ـه ...چی شده؟

سلام هونگ شیل

ببخش که این وقت شب بهت زنگ زدم

نخوابیده بودی که ؟

معلومه که نه

بخاطر دایا زنگ زدی؟

...خب

دایا پشت تلفن گوله گوله اشک میریخت

چی شده باز

حتی گوشی شو خاموش کرده

بخاطر همین نگران شدم زنگ زدم به تو

منم الان دارم میرم اتاق دایا

میرم براش شیر گرم ببرم

خودم باهاش صحبت میکنم

پس نگران نباش زود باش برو بخواب

بعدا برات تعریف میکنم

اوه باشه فهمیدم

پس یه چیزی شده

یعنی چی شده؟

دایا جون

دایا پاشو این شیرگرم بخور بگیر بخواب

بعدش حس خوبی بهت دست میده

وای دایا داری گریه میکنی؟

چرا گریه میکنی؟

بلند شو بلند شو

ببخشید مادر

دلم نمی خواست منو اینطوری ببینی

...آخ دایا واقعا که

...من اون گردنبند از منشی کیم میگیرم

بعدا دوباره میدمش به تو

پس دیگه گریه نکن

مادر

بخاطر گردنبند گریه نمی کنم

دلم میخواد شماو پدر و مادر بزرگ

همه تون منو دوست داشته باشید ولی کسی اینو درک نمی کنه

مادر بزرگ فقط منشی کیم دوست داره

پدر هم که فقط به فکر اونه

بخاطر همین ناراحتم

...دارم فکر میکنم

...من ارزشم از منشی کیم

تو این خونه کمتره

از این حرفهای مسخره نزن

...مادر من حتی

...چون پدر گفته بود

رفتم از منشی کیم عذر خواهی کردم

با اینکه جلوش کوچک شدم

...پدر فقط این گردنبند

دوباره به من پشت کرد

این خیلی ناراحت کننده است و دلمو می شکونه

دایا متاسفم

...من باید گردنبند پیش خودم نگه میداشتم

جای اینکه بدمش به تو

...مادر نمی شه

به جای منشی کیم دنبال یه پرستار دیگه برا مادر بزرگ باشیم؟

چی؟ دنبال یکی دیگه باشیم

کی میتونه جایگزین منشی کیم بشه؟

...من متنفرم

از اینکه اون بیاد اینجا

اوه دایا منم بدم میاد خیلی باعث عذاب شده

...اما خودمون ازش خواستیم بیاد

چون راه دیگه ای نداشتیم

هیچکی جز اون نمی تونه مادربزرگ آروم کنه

با اینحال مادر

نمی تونیم فقط یه بار امتحان کنیم

یکی دیگه بیاد جای منشی کیم؟

فقط یه بار

خب ...باشه ، فهمیدم

بذار یه کم بهش فکر کنیم

پس دیگه گریه نکن دایا ...باشه؟

ایوای دایا جان

گریه نکن - مادر -

ای خدا دایا واقعا که

حالا چکار کنم؟

وقتی من اینقدر ناراحتم

معلومه که دایا هم باید ناراحت باشه

...معلوم نیست مادر دیگه چی

بدون اینکه ما بدونیم به منشی کیم بده

درسته

خیلی هم بد نیست یه امتحانی کنیم

مامان بیا اینجا

پایین از خانم چو شنیدم

حقیقت داره؟

مادربزرگ گردنبند از دایا گرفت؟

چه میدونم ، چی بگم والا

کی تا حالا چیزی رو که داده پس گرفته

چرا از من می پرسی

...از همون اول وقتی گردنبند گردنش دیدم

یه حس عجیبی بهش داشتم

...چرا شما بدون اینکه به مادر بزرگ بگی

برداشتی گردنبند دادی دایا ؟

دایا بی دلیل درگیر این موضوع شد

دایا

ایوای

نگاه چطوری به زنش اهمیت میده

ایوای ایوای

کجاس؟ رفته اتاق مادرش؟

کجا رفته بودی؟

رفته بودی اتاق مادرت؟

مادرت خوابیده؟

آره

یابو

قبل از خوابیدن یه استکان چای جوجوب بخور

کمک میکنه خوب بخوابی

به نظرم تو عروس خیلی شانس آوردیم

دایا رومیگم

...فکر میکردم خیلی ناراحته

برا کاری که مادر بخاطر گردنبد کرد

...اما دایا گفت اصلا ناراحت نیست

چون می فهمه که مادر بزرگ بیماره

واقعا؟ - آره -

خیلی دختر بافکریه

بایدم همین فکرو بکنه

مادر که عمدا اینکارو نکرده

...تو چرا این گردنبند دادی به دایا

این همه مشکل درست کردی؟

راست میگی همش تقصیر من بود

ببخشید یابو

به هر حال خیلی برای منشی کیم ناراحتم

بیچاره هی میاد و میره

بیشتر از اینکه ازش ممنون باشم براش ناراحتم

...ما نمی تونیم یکی دیگه رو بگیریم

چون مادر فکر میکنه اون خواهر کوچکشه

حالا که حرفش شد

...چرا یه حرفه ای استخدام نکنیم

کسی که با توجه به اطلاعاتش با مادر برخورد کنه

من فردا باید برم یه سفر تجاری

باشه یابو

مادر امروزمن میرم ماموریت

باشه مراقب خودت باش

چشم

جلسه رو بدون من برگزار کنید

مراقب مادر بزرگتم باش

اصلا نگران نباشید با سلامت برید و برگردید

حالا که داری میری هانگژو از اونجا چای بیار

برای خانواده دایا

مادر شوهرم چای اونجارو دوست داره

باشه ، الان اونها در اولویت تو قرار دارن؟

My Only One subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for My Only One

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left