Die ersten 200 Zeilen.
«ارائــه شده توسط فـیـلــم2مـدیـا»
>>>>>> مــتــرجــمــان امــیــر جـیـریـایـی و مــریـــم شـــراهـــی
ایتالیا تفرجگاه آلپاین آرنا سنالیس
هدف در حال نزدیک شدنه
استون*، در چه وضعیم؟
دیگه آخراشه مونده دیگه کلید رمزگذاری رو دریافت کنم
چهار ساعته تو ونیم و خانم برداشته هر چی چیپسه خورده
آخه اون تو، ور دل تو گیر افتاده پس خوردنش واسه رفع استرسه
باز با گپ و گفتار گربهایت حوصلهشو سر بردی؟
گپ و گفتار گربه؟ راستش پارکر، اون اتفاقاً عاشق داستانای "بَری گربه" من هستش
عاشق داستانای "بَری گربه" منـی دیگه، درسته؟
قبل اینکه بفهمی چی شد میبینی که خودتم دلت یه گربه میخواد
گربهها از من بدشون میاد شرمندهت، بِیلی
دارم یه کد دسترسی جدید مینویسم
مچکرم
مولوینی تو دیدمه
اطلاعات موثق بودش
باورم نمیشه
تحت تعقیبترین دلال اسلحه تو اروپا واسه اولین بار تو سه سال، رویت شده
اسمها و چهرههاتون رو به لیست مهمونا اضافه میکنم
چقدر وقت لازمته؟ - دیگه نزدیکاشه -
یه لحظه. یه چیزی عوض شده فعلاً نمیتونم وصل بشم
سیستمش آفلاینه
فقط دسترسی از داخل مجازه
یه نقشه جدید واسه وارد کردنتون میخوایم
منظورت چیه؟
دسترسی مستقیم به کسی میخوام که از قبل تو شبکهست
رئیس حراست. الان تو باره
میتونم گوشیش رو هک کنم ولی باید بهش نزدیک بشم
چقدر نزدیک؟ - سه متر -
استون، تو مامور میدانی نیستی از ون نیا پایین
اون از پسش بربیاد
خیلی خطرناکه
مولوینی الان داره وارد میشه
دلال اسلحهمون الان در حال حرکته و منم نمیخوام گمش کنم
چاره دیگهای نیستش باید مولوینی رو بگیریمش
بگو چی لازمته
وقتی به سه متری رئیس حراست رسیدم به گوشیش زنگ بزن
باشه، گرفتم
هی. هی، استون
تو مشتت میگیریش
ممنون، بیلی
دیگه بیشتر از این نمیتونم دنبالشون برم
استون، گوش کن بهم پیشخدمت سمت راستته
یه لیوان شامپاین بردار
ممنون - خوبه. حالا، سَرش بکش
الکل، شجاعت میاره
"طرف رفتش سمت میز بازی "بلک جک
بلدی چجوری بازی کنی؟
قبلاً تو تیم شطرنج بودم
وای خدواندا
فقط شرطبندی کن - خوش اومدین -
حالا اگه باختی هم مهم نیست
تغییر دست، قربان به صدتا
صدتا تغییر دست
خیلیخب، به گوشیش دسترسی دارم
.صد تا، قربان، به ژتون خرد خیلیخب. همه آمادهن؟
انگار شک برشداشته
شرطبندی خودتون رو کنین
داره یه راست میاد سمتت
استون، راتو بکش برو
...راتو بکش برو. راتو بکش برو
چیکار میکنی؟
تا حالا بازی نکردم
بلکجک را یاد بگیرین" "راهنمای مبتدیان
شونزده - شرمندهم -
هشتهات رو تقسیمش کن
هشتها تقسیم شدن. هیجده
هیجده
توزیعکننده 17 ژتون داره
بردی - برنده شدین -
شاید باید در اوج خداحافظی کنم
ممنون
باریکلا، استون
واسه بار اول که از ون زدی بیرون، بدک نبود
فکر کنم همین الان دو سال از زندگیم به باد رفت
حالا جواب داد؟ - آره، وارد شدم -
و این مولوینی کدوم گوریه؟
خیلیخب. پیداش کردم باید از آشپزخونه رد بشین و از پلهها برین پایین
دو تا غول بیابونی هم دم درن
تو راهیم
دارم شما رو وارد سیستم تشخیص چهره میکنم
سلام، خوشگله
میشه بگیرم بشینم رو این صندلی؟
بگیر ببرش هر جا حال میکنی
باشه
شاید بعدا؟
خب دیگه، همه چیتون ردیفه
بگی نگی میترسم ببینم چی مولوینی رو از سوراخش کشونده بیرون
اخویها - عصر بخیر -
خیلیخب
،اکنون در حال شرط بندی برای بازی بعدی
که تا دو دقیقه دیگر آغاز میشود، هستیم
راجب اعتیاد مولوینی به قمار راست میگفتی
شرطی نبوده که تا حالا روش نبسته باشه
باید ترتیب دقیق کشتهشدگان رو پیشبینی کنین
دریافت شد، دلتا کیلو سیکس ...ما گزارشی از دشمنان
اینا عملیاتهای نظامیان
دارن رو تعداد جسدها شرط میبندن
،با شرطبندی روی 4 قتل آنی
بازیکن شماره 46 این برد را بدست میآورد
شرط بندی روی خونـه
یَنگ، نشونم بده
یه کم بچرخ سمت راستت
یا آقا جان
اینا تفنگدارهای نیروی دریایین که رو پخش زندهن
و اونا هم زدن رمزگذاری تو سطح نظامی رو شکوندن
کی همچین قابلیتی تو چنتشه؟
حرف مَرف از تکنولوژی بسه
هدف، مولوینی هستش
خب دیگه دکتر یَنگ گوی و میدان دست توئه
وقتشه که حمله قلبی مولوینی رو تقدیمش کنیم
من آمبولانس رو آتیش میکنم
مولوینی داره خارج میشه
تو
گندش بزنم
این بابا با من تو مولوینی رو بگیرش
استون
مولوینی سمت راستته تو اون یکی راهروی خدماتیه
واسه رفتن تو تاریکی، آماده شو
لعنتی
مولوینی رو گرفتم بِیلی، ما رو از اینجا خلاصی بده، سریع
وقت نمایشه
باشه. خیلیخب. باشه بابا
اِمآیسیکسـید، درسته؟
شما بر و بچ وجدانا لازمه یه دستی به سر و روی ظرافت بازیتون بکشین
مهمونیمو تباه کردین
کاش به صداهای تو سرم گوش میدادما
بریتانیاییها دارن میان" "بریتانیاییها دارن میان
خطوط ارتباطیمون تو معرض لطمه افتاده
بگو جون تو - خیلیخب، باشه. نقشه جدید -
مسیر فرار "بی". باید خطوط ارتباطی رو قطع کنیم
دریافت شد، اون پایین میبینمتون
یالا
استون! بیا بریم
هی
من هیچ جا نمیرم
هنوز باهات کار داریم
بازم آدمای مولوینی دارن میان
دارن مستقیم میرن سمت ایستگاه تله کابین پارکر شده یه لقمه چرب و نرم
باید همین الان بریم اونجا
استون - بدون من برین. چیزیم نمیشه -
سر جات بمون. برمیگردیم
"جک، منم "نُهِ دل خواستار پیشبینی فوریام
نُه"، ما موقعیت تو" و نمای کُلی رو داریم
الان برآمده وضع رو میفرستم
تیم "اِمآیسیکس"، به موقع به پای کوه نمیرسه
قلب"، 93 درصد احتمال میده که" پارکر میمیره و
مولوینی قسر در میره مگه اینکه "منشور" مداخله کنه
یه چتر نجات لازم دارم
باشه
پنجاه متر جلوتر، اون طرفِ نرده سمت راستت
و پوششتم برملا نکن
حله
اوهوی
قلب"، شانس موفقیت رو" فقط 32 درصد برآورد کرده
هیچ کمکحال نیستیها، جک
استون، یه پرتگاه بزرگ پیش روته
پرتگاهه بزرگها
چقدر بزرگ؟ - ناموس هر چی بزرگه -
واقعاً واقِعَتاً بزرگه
و اومدیم تو بازی
گوش کن، من پول دارم
بیشتر از اونی که تصورشو کنی
کفاف بده نمیشه
هشت دقیقه مونده از پسش برنمیایم
استون، نگهبانای مولوینی تو آستانه رسیدن به ایستگاه تله کابینن
مسیرت رو به سمت چپ طِی کن باید دست بجنبونی
زمین زیادی همواره و ارتفاعت هم رو به کاهشه
اگه بندازی تو پیست اسکی میتونی سوار یه برفرو، بشی
...کابل! کابل! کابل
شانس موفقیت همین الان یکهو رکود کرد
فقط واسه اینه که هیچ قوه تخیلی نداری
آفرین، ایولا
سرکارمون گذاشتیا
یالا دیگه
میتونه بدون ما هم معطلشون کنه دیگه، درسته؟
سفت بچسب
میتونی تو پیچ بعدی از برفروها بزنی جلو
هی. خوبی؟
بازم همو دیدیم
لابد قسمته
لابد
هی
هی! هی
استون، حواست به بِیلی و یَنگ، سمت راستت باشه
منشور" کُلی زحمت کشیده" تا تو اِمآیسیکس، جاسازت کنه
نمیتونیم پوششت رو به خطر بندازیم
رَسا در جریانم، جک
چند نفر تو هیئت استقبالن؟
ششتان
چهارتا تپانچهای، یه شاتگانی و یه تکتیرانداز
با یه کارنامه خیلی پر و پیمون
برین کنار از سر راه
ازشون دوری کن مسیر سمت راستت رو برو
تکتیراندازه، شلیککردنش رو به پارکر شروع کردش
جک، یه مسیر بهم بده
چراغها رو خاموش میکنم
پشت سرت
شانس موفقیت به 85 درصد افزایش یافت
No comments yet. Be the first to leave one.