Die ersten 161 Zeilen.
« ...آنچه در بابیلون برلین گذشت »
دیروز صبح سرکارگر پای یک انسان رو داخل شالوده پیدا کرد
،یه جنازه پیدا کردن که لباسـش یک تخصیص واضح رو امکانپذیر میکنه
مرده باید یه کشیش بوده باشه
تعیین هویت شده؟ - سنت یوزف -
یه یادگاری کوچولو از دوران هیجانانگیزت در پایتخت
ازم خواسته شد که این رو شخصاً از طرف سربازرس بوهم تحویل بدم
تابحال پرواز نکردید؟ - نه -
نه - این اولین پرواز این دو مرده -
بجنب دیگه
این مدارک، گواهی از یک پایگاه آلمانی ،در اتحاد شورویه
جایی که خلبانهای آلمانی توسط متخصصین آلمانی آموزش میبینن که خلبان جنگی بشن
ما اطلاعات موثقی داریم که اشخاص بهخصوصی قصد دارن شما رو ترور کنن
کمونیستها؟ - نیروهای ملی -
آقای بندا یه قاتل نیست
باهات خوشبرخورده، آره؟
نه، ولی دل پاکی داره. مطمئنم
گرچن، شاید اینطور باشه. ولی اون همچنین رئیس پلیس سیاسیه
هرگز بهم نگفته بودی یه پسر داری - موریتز پسر من نیست -
که اینطور - نه، برادرزادهمـه -
فکر کنید خونهی خودتونه
شارلوت
داره میپرسه امشب یه جا واسه موندن لازم داری یا نه
خب، اگه امکانپذیره - مشکلی نیست -
!وایسا
!وایسا
!وایسا
کـاری از هـومـن صـمـدی Raylan Givens
دختره میگه، واقعاً دلش میخواد یه کاراگاه بشه
اصلاً زنها اجازهی چنین کاری رو دارن؟ - چرا که نه؟ -
وقتی حواست بهم هست، دستپاچه میشم
ازش خوشم میاد
از کی؟
دختره
.به درد پسرمون میخوره چشمهای ینیکه رو باز میکنه
خب، بیا بریم، کسی خونه نیست
،امان از این کوبیدنها. اونا ناشنوان محض رضای خدا. باید اون رو فشار بدید
این، کلید برق؟ - آره -
پسرشون اون رو برای پدرمادرش درست کرد
آقای ینیکه؟
سلام
اجازه هست بیام داخل؟
سلام
ایناهاشش - خودشه -
تمام اینا بهخاطر ماست؟
چه اتفاقی افتاد؟
آقایون، ممنون
سربازرس بوهم از صحنهی جرم بازدید کرده
بازرس بوهم، گزارشتون، لطفاً
بخوام مختصر بگم، یه شلیک دقیق به سر بود
مثل یه اعدام
روسها؟
نه، ساخت ناروال اسلحه، حاکی از چیز دیگهایه
خیلی نادره. ساخت لیگنوزه
لیگنوزه؟
یه لحظه صبر کن. همین تازگی یکی مثل اون داشتیم
کشیشه - سنت یوزف -
به آقای آلریک از پرتابهشناسی گفتم که فوراً گلولهها رو بررسی کنه
و؟ - یک اسلحه بود -
قطعیه؟
یک اسلحهست یا یه ساخت؟
یک اسلحه
اشتفان ینیکه و یوزف ویلچک توسط این اسلحه تیر خوردن
شکی درش نیست
.اینا جفت گلولهها هستن لیگنوزه کالیبر 6.35
ما خطوط حکشده روی گلولهها توسط لولهی این اسلحه رو بررسی کردیم
،همونطور که میتونید ببینید تصاویر همانندن
ما از این روش برای بررسی فرضیهمون استفاده کردیم
گلولهها رو فرو بردیم داخل جوهر، و با فشار ملایم غلتشون دادیم روی کاغذ جاذب
این مال ینیکهست، این مال ویلچک؟ - دقیقاً -
فرقی با هم ندارن
آقایون
یه چیز دیگه هم هست که عجیبه
جفت قربانیها زمانی کُشته شدن که ...داشتن میرفتن به دیدن شما
یا از دیدن شما میومدن، آقای رت
ببخشید؟ - ینیکه توسط برادرزادهتون پیدا شد -
حوالی منزل جدیدتون
چرا این به من اطلاع داده نشد؟ - نمیشد بهتون دسترسی پیدا کرد -
،همونطور که همهمون میدونیم شما در یک مأموریت سرّی هستید
ولی برخوردتون با پدر ویلچک رو به یاد دارید؟
از چی حرف میزنید؟
شما آخرین کسی بودی که کشیش به قتل رسیده رو زنده دیدی
و این کِی اتفاق افتاد؟ - پنجشنبهی گذشته -
من هرگز اون مرد رو ندیدم - حقیقت نداره -
شما به همراه ولتر و اون مرد باخدا دیده شُدید
این چرندیات رو تموم کنید
این یه بازجوییه؟ - کافیه -
من فقط دارم سؤال میپرسم - سربازرس -
لطفاً به طریقی سازنده ادامه بدید
چرا طرف از کُلن، به محض اینکه جنازه توی پزشکی قانونیه، مستقیم میدوئه طرفش
و مدرک رو تحویل میگیره؟ - !یه لحظه صبر کن -
جسد ینیکه هنوز کالبدشکافی نشده
قبل از اون، دارم در مورد کشیشه صحبت میکنم
حقیقت داره، آقای رت؟
قصد من فقط کمک بود، همین
اگه ما قانون رو رعایت نکنیم، حداقل در حد !مسئولیتهامون، چیزی جز یه مشت آدم شلخته نیستیم
نه یه جوخهی قتل
اینطوری، حتی قاتلین همکارانمون رو هم پیدا نمیکنیم
...و، سربازرس
معمولاً دست سرنوشت مجرم رو نمیذاره جلوی رومون
مخصوصاً در ادارهی کل شهربانی
به خانوادهش اطلاع داده شده؟ - من امروز رفتم اونجا -
...تا فردا صبح
انتظار یه گزارش مفصل دارم
،نتایج تجزیه و تحلیل صحنهی جرم شهادت شاهدین عینی
ازتون میخوام تکتک گامهایی که اشتفان ینیکه تا زمان قتلش برداشت رو بازسازی کنید
.این پرونده در صدر اولویتهامون قرار داره آقایون، برگردیم سر کار
ممنون، سربازرس بوهم
بسیارخب
اشتفان ینیکه یه جاسوس بود
برای کی کار میکرد؟
برای من
روی چه چیزی یا چه کسی تحقیق انجام میداد؟
یه رخدادی وجود داره، یه عملیات «به اسم «پرانگرتاگ
چی پشتـشه؟ - یه برنامهی ترور -
هنوز از جرئیاتـش بیخبریم
وزارت امور خارجهی فرانسه از پنجشنبه داخل شهر بوده
مسئولیتـش با منه که امنیتـش رو تضمین کنم
اشتفان ینیکه یه دفترچه داشت - خب؟ -
اون قبل از مرگـش بهطور اضطراری سعی در ارتباط برقرار کردن با من داشت. باید نوشتههاش رو پیدا کنیم
دفترچه پیشش نبود؟ - نه -
عکسهای لیپتسک کِی به دستمون میرسه؟
گرف الان توی آزمایشگاهه
تقصیر منه
خواهش میکنم
اشتفان بهخاطر من اینجا بود
پیش ما، پیش جوخه
نه، اینطور نیست
در حقیقت برعکس
تو بهخاطر اون اینجائی
میتونم کمکـت کنم؟
دنبال دفترچهشم
قرمزه؟ - آره -
همیشه پیشش بود
پیش جنازهش نبود
کی اشتفان رو کُشت؟
روسها؟
پس آخه کی اون رو کُشت؟
ینیکه لو رفته بود، بهعنوان یه جاسوس
چی؟ - یه جاسوس داخلی -
هدفـش کی بود؟
نمیدونم
ولی به یه نفر مشکوکی؟
برای کی کار میکرد؟
...اون
...حقیقت نداره، باور نمیکنم. چرا
چرا ولتر باید...؟ - نمیدونم -
ما به دفترچهش احتیاج داریم
بسیارخب
شب بخیر - شب بخیر -
« ورود بیاجازه ممنوع »
ناحیه رو گشتیم
خبری از دفترچه نبود
هیچجا
!گیریون - آروم -
موریتز رو بیدار کن و وسایلتون رو جمع کن
چی؟ - باید بریم -
ساکـت رو ببند، سریع
ولی چرا؟
بجنب
!بدو
No comments yet. Be the first to leave one.