Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(بورا دبورا)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
(تمامی شخصیت ها، وقایع، مکان ها و اتفاقات در این سریال تخیلی میباشد)
فکر میکنه هیچکس بیرون اتوبوس نیست؟
پس کل روز مثل زنهایی که گذشتهی غم انگیزی داشتن این دور و بر چرخیدی؟
آره
حتی آهنگ و متن های کلیشه ای هم
انگار مثل داستان منه و اشکمو درمیاره
فهمیدم عشقم یه داستان کلیشه ای بوده
...میدونم ولی
نمیدونم چرا انقدر نازک نارنجی شدم و دارم شورشو درمیارم
شرایط سخت بوده برای همین از لحاظ احساسی به هم ریخته ام
فکر کنم میفهمم منظورت چیه
فکر کردم ما با بقیه زوجهای ازدواج کرده فرق داریم
ولی بعد از ازدواج هیچ فرقی نداشتیم
...احساسی که بعد از فهمیدنش داشتم
حدس میزنم ناراحتی بوده
میدونم که زندگی همینه ولی چرا انقدر ناراحتم؟
چی شده؟ با جین وو دعوا کردی؟
اگر خیلی بد دعوا کنیم و بعد با شوق و ذوق آشتی کنیم بهتره
باهم دعوا نمیکنیم چون شوق و ذوقی برای همدیگه نداریم
امروز مثل دیروزه فردا هم فرقی با امروز نداره
خب، صمیمیه
بودن توی یه رابطع صمیمانه یه چیز عالیه
واقعا؟
وقتی داشتم بیرون میچرخیدم یه چیزی فهمیدم
احساس میکردم مردم دارن کل روز بهم فحش میدن
ولی مردم سرشون شلوغتر از این بود که به یه نفر مثل من اهمیت بدن
جهان تغییر کرده و دبورا رو فراموش کرده
ناامید شدی؟
احساس راحتی کردم
به مرور زمان مردم فراموش میکنن و همه چیز خوب میشه؟
امیدوارم
سرد بود
این نیز بگذرد
واقعا؟
آره
واقعا میگذره؟
معلومه
::::::::: آيــــ(قسمت پنج: سرماخوردگی درمان نداره)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
بذار ببینم
هر داستان عاشقانه یه پایان داره
لحظه ای که آدمای عاشق برای همیشه به عشقشون متعهد میشن
چیزی که برای یه پایان بی نقص لازم داریم
خواستگاریه
به نظر میاد زمان بیشتری لازمه که
دنیا تغییر کنه و دبورا کاملا فراموش بشه
موضوع این ماه رو دیدین؟
آره دیدم. با محبت برام فرستاده شده برای همین باید میدیدمش
توی فرستادن یه کپی از مجله به مشکل خورده
...خب
این ایده سردبیر برای مجازاته؟
"تو گناههای خودت رو میدونی"
این یه حقیقته که اون ازت کینه داره
اون کینه به دل میگیره حالا ببین با من چکار میکنه
ولی در اون صورت
بیشتر شبیه اینه که دستیارش بدون این که خیلی درباره ش فکر کنه اون رو فرستاده
هی
هر ماه چندتا کپی از لا بلا فروخته شده؟
پرفروشترین مجله کره
چرخش مجله لا بلا حدودا صدهزارتاست
چرا یهو درباره ش کنجکاو شدی؟
...پس صدهزارتا کپی
هر مجله 12 هزار وون، صدهزارتا کپی
میشه 1.2 میلیارد وون
من 1.2 میلیارد وون ندارم
چی میگی؟
...جدی نیستی
پرداخت میکنم
پاریس هیلتون برای دزدیدن یه دی وی دی از دکه روزنامه فروشی
که توی اینترنت مشهور شده بود، دستگیر شد
وایستا
واسه این نبود که یه وارث احمق بوده
حالا درکش میکنم
میدونم تنها جیزی که بهش فکر میکرده
این بوده که
"نمیتونم بذارم آدمای بیشتری ببیننش، حتی یه نفر"
خبرای خوب غیرمنتظره
موضوع سپتامبر لا بلا توی دو روز کاملا فروخته شده
تصمیم گرفتن تجدید چاپ کنن
برای جشن گرفتن این پیروزی، شام امشب مهمون من
یه خبر خوب دیگه
کارت بانکیم رو بهتون میدم و خودم میرم
پس راحت باشین و لذت ببرین
حداقل باهامون شام بخورین
خوش بگذره- ممنون-
وای نه
کی این روزا مجله چاپی میخره؟ چطور همه نسخه ها فروش رفتن؟
اگه همه ش فروش رفته، خب فروش رفته دیگه چرا تجدید چاپ میکنن؟
میدونم
جلد مجله از بلک پینک بود
واسه بلک پینک بوده. باید دست برداری
دبورا چطوره؟ چطور روزاشو میگذرونه؟
چی؟
بهش خیانت شده. مگه نه؟
چه آدم عوضی ای
...من اونقدرا هم خبر ندارم
چرا این سوالا رو همش ازم میپرسی؟
...باید تکرار کنم؟ خب دوستی های دخترونه
درباره دوستیهای دخترونه میدونم
بعضی وقتا حسودی میکنی
ولی وقتی دوستت ناراحته باهم گریه میکنین
بهش دلداری بده
بگو به هم زدن نامزدی خیلی بهتر از طلاقه
اگر لازم شد از داستان من برای مثال استفاده کن
هیچی از داستان من برای دلداری دادن بهتر نیست
اونی
واقعا
بعضی مواقع واقعا باحال میشی
منو اونجوری صدا نزن. باید بهم بگی خانم سر ویراستار
تا کی؟ چرا؟
چون اونجوری راحتتر میتونم سرت غر بزنم
مسخره س
چی شده؟
همه ش فروش رفته. تجدید چاپ میشه
بعد از این که اون بخش مجله عوض شده احساسات مردم تغییر کرده
قبل از ازدواج پیچوندنش
واسه همین این کار رو کرد. درکش میکنم
...قابل درکه، توی اون موقعیت من حتی
گفتی اون پایان دبورائه بعد از همه اون اتفاقات، حالا چی؟
تو یه آدم دمدمی مزاجی، درسته؟
رفیق بهم نگو دمدمی مزاج
مردم موجودات دمدمی مزاجی هستن
اصرار داریم هرکس که بالا میره، پایین بکشیم
وقتی یه نفر توی گل غرق میشه، بالا میکشیمش
بهش فکر کن
مردم وقتی یه زن چاق که لاغر کرده و خوشتیپ شده میبینن، هیجان زده میشن
ولی برای زنی که از اول خوشتیپ و قشنگ بوده ذوق نمیکنن
مردم شرکت کننده ای که میگه همه چیز طبق نقشه پیش میره رو دوست دارن
شرکت کننده حتی توی چاه آتیش میره و به طور فوق العاده ای برمیگرده
چرا؟ چون از لحاظ دراماتیک پیچیده س
خیلی خب، میفهمم، پیچیدگی
ولی پیچیدگی چی میشه اگه
خیلی بترسی و از پشت بهش خنجر بزنی؟
اگر الان مشتاق شدی که اون رو دوباره وارد داستان بکنی
درباره مون چه فکری میکنه؟
"اونا خیلی توی کارشون زرنگن"
به عبارتی بهش میگن حرومزاده
اسمش اینه
فقط من آشغالم؟ فقط من حال به هم زنم؟
نمیخوای پولدار بشی؟ کمونیستی یا چی؟
فقط بهش فکر کن
سیاست مدار ها ؟
دوست دارن به هر شکلی توی رسانه اسمشون گفته بشه غیر از یه خبر مرگ
محبوبیت؟ راستی و درستکاری؟ براشون مهم نیست
نمای عمومی و درصد تاییدیه دست به دست میشه
میگی دبورا یه شیاد بوده،حالا شبیه یه سیاست مداره؟
تو اونی بودی که بهش گفتی شیاد من هیچوقت نگفتم یه شیاده
بهش گفتی روباه یون از اونجایی که آب زیر کاهه و گفتی همه چیز براش تموم شده است
...اون که خشن تره- ....واقعا که ، این مردم -
بیا اینو فراموش کنیم و روی محتوی تمرکز کنیم
فقط محتوی - ...ببخشید -
...میدونی چطور محتوی ای
چطور میتونم کمکتون کنم ؟
....خوب ، اون
ممکنه این رو به نایب رئیس بدید ، لطفاً ؟
بگم از طرف کیه؟ میتونم اسمتون رو بدونم؟
....اوه ، من
مربی قرار گذاشتن دبورا کسی که مثل آشغال دورش انداختن
جلوی همه دنیا زمین خورد ، لباس زیرش مشخص شد
یه داستان شکست حماسی داره
شنیدی . شخصیت اصلی یه داستان شکست حماسی
بهش بگو از طرف نویسنده دبورا
میدونی منظورم چیه؟
پر صلابت خیلی قدیمیه
نویسنده دبورا همین الان اینجا بود
همه چیز رو شنید
ازم خواست که این رو بدم به شما ، سو هیوک
....چرا تو
چرا دوباره من باید اوضاعو درست کنم؟
مثل محافظ نجاتش دادی
، با توجه به چیز هایی که گفتم
بهتر بود توسط تو گفته میشد تا من
میخوای برم پیداش کنم و چیکار کنم ؟
،ازش بپرس چطوره ، یه چیز آرامش دهنده بگو
و بعد ازش عذرخواهی کن
،اگه همه چیز خوب پیش بره بدون مکث وارد بحث قرارداد بشید
من عذرخواهی میکنم و تمام اون هدف اصلیه
نه باهاش همدردی میکنم و نه توی بیمارستان میرم دیدنش
از طرف کسی که دلش رو شکسته چی باید بهش بگم؟
کسایی که شرایط یکسان رو تجربه کردن درک میکنن
پس تو باید بهتر از من بدونی چرا از من میخوای؟
دقیقا به همین خاطره که از تو میخوام، یه کسی که طلاق گرفته
خدایا، دوباره شروع کردی
...دلداری دادن پیچیده نیست . فقط
فقط بگو، تو از من بهتری
حتی یه مردی مثل من هم غذاشو میخوره
خودشه - منظورت چیه؟-
بعضی وقتها بهترین راهی که میتونی احساس آرامش کنی اینه که بدشانسی بقیه رو ببینی
"من تنها کسی نیستم که به فنا رفته "
"درسته ، من از تو بهترم "
"حتی یه مردی مثل تو هم غذاشو میخوره "
یه چیزی مثل اون
"حتی یه مردی مثل اون در روز سه وعده غذا میخوره "
منطقیه
چطوری میتونی اونجا بشینی و اون رو بخوری؟
خوبه
نویسنده دبورا
یه چیزی باید بهت بگم من نزدیک خونتم
تا وقتیکه بیای منتظر میمونم
No comments yet. Be the first to leave one.