Release Info

The Villain Of Romance E01 WEB-DL[@AirenTeam]
Ein Kommentar von AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Veröffentlicht am: 2023-06-09
Downloads: 6
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(آدم بَـده‌ی رابـطـه)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

)

!دیگه تنهایی نگران نباشین) (لطفا داستانتون رو برامون بفرستین

یکی از داستان ها رو میخونم- اوکی-

"سلام، من یه دانشجوی مرد 21 ساله‌م"

یه دوست دختر خیلی خوشگل و ناناز دارم که دوسال ازم بزرگتره

به محض اینکه تو نگاه اول عاشقش شدم ،بهش اعتراف کردم

،و بعد بیشتر از یک سال اصرار کردن بهش "بالاخره با هم دوست شدیم

مبارکه! (مبارکه!)

توی شش ماه گذشته، رابطه خوبی به عنوان زوج داشتیم"

هرچند مواقعی هست که نونا با عصبانیت ،منو پس میزنه، و منم یه ذره می‌ترسم

،و از اونجایی که میدونستم به صلاح خودم بوده خیلی مشکلی پیش نیومده

!هرچند

"یه دوستی هست که پسره و از زمان تولد باهاشه

ممکنه که از زمان تولد یه دوستِ پسر داشته باشی؟

خب، فکر کنم ممکن نیست

به هیچ وجه منطقی نیست

اون دوستِ پسر، سین، همش میچسبه به نونا"

اونا با هم غذا و مشروب می‌خورن آیگو آیگو-

اونا با هم فیلم می‌بینن و "شب‌ها تا خود صبح با هم بیدار میمونن

...آیگو

به جایی رسیده بود که مونده بودم "!نونا با من قرار میذاره یا سین

ولی از اونجایی که دوستش بود میخواستم بهش اجازه‌ی رفت و آمد رو بدم

"چون من خفنم دیگه

خیلی خب، من مسخره‌ت نمیکنم، باشه؟

...و بهت هم نمی‌خندم، ولی

ولی صد درصد میگم که اون خفن نیست

این آدم، قطعا نیست

چطور میشه خفن باشه؟

جور در نمیاد

همش توی خودم نگه می‌داشتم، تحمل می‌کردم" و به کسی نمی‌گفتم

ولی بالاخره، یه اتفاقی افتاد که دیگه نتونستم توی خودم نگهش دارم

...نونا

"!گفت میخواد تنهایی با سین بره مسافرت یه شبه

!واقعا که! این دیگه از حد گذشتنه

بشین

چرا؟ چرا داره حد میگذره؟

!اون یه مرده

!داری میگی میخوای تنهایی با یه مرد دیگه بری سفر

خب که چی؟- !بهش فکر کن-

چطور میتونی با یه مرد دیگه بری مسافرت اونم تنها وقتی حتی منم نتونستم این کارو کنم؟

از نظرت با عقل جور درمیاد؟

میذاشتی اونطوری برم مسافرت اگه قرار بود با دوستِ دختر برم؟

اولاً که، هیچ دوستی که دختر باشه نداری

و مشکلی نداشتم اگه !میخواستی با نام هیون بری مسافرت

!برو بابا! نام هیون یه مرده

دارم میگم سانگ‌آ واسم یه همچین دوستیه

قبلا هم باهاش رفتم مسافرت

و هیچ اتفاقی هم نیوفتاد

،اگه اون موقع چیزی مشکل ساز می‌شد این سفر رو نمی‌رفتم

،اون قبل از قرار گذاشتن ما بوده پس، بیا بگیم میتونسته اتفاق افتاده باشه

نمیتونم درک کنم چرا یه زن و مرد

!تنهایی برن مسافرت

ادامه بده

اول از همه، سانگ‌آ قبل اینکه دوست تو باشه یه مرده

با توجه به اطلاعاتی که از دوستام و ،هیونگ های اطرافم به دست آوردم

نمیتونم به مردا اعتماد کنم

و این همش نیست، فقط نمیتونم اعتماد کنم

!اصلاً نمیتونم اعتماد کنم

،نمیتونم به دریایی که شما دوتا می‌بینین اعتماد کنم

و حتی به هتلی هم که !شما دوتا میمونین نمیتونم اعتماد کنم

وایسا ببینم، داری یه چیزای عجیبی این وسط میگی

داری میگی اصلا به من نمیتونی اعتماد کنی؟

...نه! البته که به تو اعتماد دارم، ولی

،من برنامه کنار دریا رو چیدم، و هتل هم رزرو کردم

و اینکه تو نمیتونی به دوستایی که بیشتر از ده سال باهاشون بودم اعتماد کنی

یعنی به من هم نمیتونی اعتماد کنی، نه؟

این چه بحث بی هدفیه، نونا؟

!تو کسی هستی که داره بی منطق بازی درمیاره

تنها چیزی که دارم می‌بینم اینه که !داری گیر الکی میدی تا من این سفر رو نرم

...نه، این نیست

!من هر چی هم بشه این سفر رو تنها با سانگ‌آ میرم

هر چی که بشه

پس تو ذهنت فرو کن، فهمیدی؟

!نونا

!نونا

،یه جوری رفتار میکنه انگار خیلی منطقیه

،ولی خوب که به همه چی دقت کنی !اینا بحث های غیرمنطقیه

اون همین الانشم تصمیمش رو گرفته

آخرش، با سانگ‌آ میره مسافرت

ولی تو هنوزم نونا رو دوست داری، نه؟

دوستش که دارم

چون دوستش دارم، اینطوری داد و بیداد راه انداختم

!وای- !وای!، هی!، هی!، هی

خدایا! مطمئنی میدونی چطوری درست رانندگی کنی؟

بعدشم، این ماشین قراضه دیگه چیه؟

ماشین قراضه نیست، رخش قشنگمه

،بابام گفت میخواد اوراقش کنه منم گفتم بده من سوارش میشم

وای خدا، منظورم اینه که، این خیلی قدیمی و داغونه

نباید اوراقش کنی وقتی انقدر قدیمیه؟

رخش هم سن من و توئه

فقط 21 سالشه

هنوز یه بچه‌اس

هی، هی، وایسا! همینجا پیادم کن- چرا؟-

از اینجا پیاده میرم

!انقدر شلوغش نکن

پسرم خیلی هم خوب داره حرکت میکنه

حداقل 10 سال دیگه میتونم سوارش بشم

...خدایا، احساس خوبی درباره‌ش ندارم

وای! هی، هی، هی! چه خبره؟- !وای-

نمیدونم، من هیچ کاری نکردم

ها؟

اوه؟

چی شد؟- پسرم؟-

پسرم؟

...یعنی چی

..‌.خوبی؟ چرا

هی، خودم راه میرم

مرسی که سوارم کردی

فکر نمیکنم هیچوقت دیگه سوار ماشینت بشم

...خدایا- کجا میری؟-

!چطور میتونی اینطوری ولم کنی

...عوضی دیوونه... وایسا

!هی، هی جه

!کانگ هی جه

،قسمت اول، دورتر از برگ‌های پریلا) (نزدیک تر از میگوها

این رمان من اسمش "باتلاقِ هلند" ئه و این فعلا یه اسم موقته

...بیشتر از 300 صفحه- ...خیلی خوشگله

فکر کنم بخاطر همون از نونا خوشم اومد

ولی اون همه چیز نبود

اون باهوش بود و با پشتکار واسه آینده‌اش آماده می‌شد

اون کاملا با من متفاوت بود

،دقیقا همونطور که میگن افراد متضاد جذب هم میشن

من به نونایی جذب شدم که خیلی جذاب بود

،افراد متفاوتی در دنیا وجود وجود داره

با این به عنوان نقطه شروع، امیدوارم به گفتن داستان های عاشقانه متنوعی ادامه بدم

همین بود، ممنون

همگی واسه یوجین دست بزنین

کسی سوالی داره؟

بله؟

اول از همه، ارائه عالی‌ای بود، بان یو جین

ولی فکر میکنم که خط آخر

شبیه قسمت آخر رمان هاروکی، "جنگل نروژی" ئه

کنجکاوم بدونم سرقت ادبی بوده یا نه

سرقت ادبی نیست

بهتره بگی پایانش گرامی داشتی برای نویسنده معروف بود

...هرچند، از نظر من- !تو-

،سرقا ادبی کاریه که موقع آخرین تکلیف انجام دادی

وقتی که یه مقاله خارجی رو توی ترجمه گوگل زدی و ارائه دادی، درست نمیگم؟

بشین

...خب، بعضی وقتا

...منظورم، بیشتر وقتا

،به خاطر تفاوت های شخصیتی به مشکل میخوره

ولی من هنوزم نونا رو دوست دارم

...اون عوضی

داره گیر میده چون من الان لو دادم

که چطور توی ارائه‌ی آخرش سرقت ادبی کرده

!خدایا، واقعا که

به چی نگاه میکنی؟

چون خوشگلی

زندگی ساده و راحتی داری

،یکی میخواست با دوست دخترت دعوا کنه ،به جای دفاع کردن ازش

تنها چیزی که میگی اینه؟

باید تشخیص بدی کی کیوت رفتار کنی یا نکنی، و وضعیت رو درک کنی

باشه، ببخشید

!خدایا، اعصابم داره خورد میشه

اینطوری نمیشه

کانگ هی جه- بله؟-

!بعد کلاس بریم دستشوییِ سوزان

دستشویی سوزان؟

بیا زود بخوریم

...اوکی

!خدایا، خیلی تنده

این چیه؟ چرا انگار کمتر از همیشه تنده؟

رئیس! مطمئنی سطح تندیش پنجه؟

خدایا، واقعا هست؟ نمیتونم بفهمم

...هی جه عزیزم

تو خوردن غذای تند افتضاحی

نگران نباش

همینکه با من بچرخی، یه روزی تو هم توی خوردنش استاد میشی

،یه رستوران پای مرغ توی مانگوون باز شده و شنیدم که عالیه

بیا آخر هفته بریم اونجا، باشه؟

...چی

اوه، آره، باشه

...ولی میدونی، نونا

واقعا میخوای با سانگ‌آ بری مسافرت؟

حرفامونو درموردش تموم نکرده بودیم؟

!خدایا، بهت که گفتم سانگ‌آ رو به چشم مرد نمی‌بینم

منم فکر کردم که سانگ‌آ یه مرد نیست

خسته نباشین

،اوه، اگه بهم فایل هایی که تحقیق کردی رو بدین من پاور پوینت درست میکنم

منتظر همکاری دوباره باهاتون توی این ترمم

آره، منم همینطور- خدافظ-

به سلامت برین- ممنون-

وای خدا خیلی خستم

وایسا

...وییییی

هی تموم شدی؟

!اوه نونا ببخشید دیر بهت زنگ زدم

...هم‌تیمی‌هام خیلی حرف داشتن

اوکیه من اومدم خونه سانگ‌آه داریم باهم غذا میخوریم

عه همون دوست صمیمیت که اون دفعه‌ گفتی؟

چه خوب! نگران بودم نکنه معطل من شده باشی نونا

خوبه خوش بگذره بهتون وقتی رسیدم خونه بهت زنگ میزنم

باشه

جلل خالق

!رفتم با سانگ‌آه خرید

!اوکی خوش بگذره

"May" به معنی اجازه گرفتنه

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left