Die ersten 200 Zeilen.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
همم، وقتی مردم
باید از اینجا برای مراسم ختمم
ساندویچ بگیریم
خیلی خوبه، اوم نمیتونم صبرکنم
اوه، این همه آدم آقای چیس رو دوست داشتن
دانشآموزاش خیلی سخت گرفتن
آره، هیچکس مثل بچههای تئاتر گریه و زاری نمیکنه
!این نمایش منه
چرا درمورد کامپیوتر آهنگ میخونن؟
این یه نمایش موزیکال درمورد وایتوکی بود
که برای زمان خودش خیلی ترسناک بود
حتی ترسناکتر از چیزایی که الان داریم
برنامه توی شب سال جدید بود
سال 1999 - پنج، چهار، سه -
دو، صفر، صفر، صفر
شمارش معکوس تا وایتوکی
پنج، چهار، سه دو، میشه من صفر باشم؟
وقتی فردا بشه امروز
مامان، تو کدومی؟
من اینجا بودم
کنار صحنه داشتم اجراها رو مدیریت میکردم
مدیر صحنه بودم
خانم چیس، بهتون تسلیت میگم
اوه، ممنون عزیزم
فکر میکنی وقتی داشتم دفتر فرانکلین رو
تمیز میکردم، چی پیدا کردم؟
کتاب دستورالعملم
این لیست همه کارها
برای نمایشه
اوه، فرانکلین همیشه میگفت تو قلب تپنده نمایش بودی
اینکه باشور و اشتیاق صحنه رو مدیریت میکردی
خب خیلی سختگیر بودم
اما سختگیر خوب همه دوست داشتن
اوه، آره، کاملا - کاملا خوب -
قطعا خیلی دوست داشتم تو اون نمایش میبودم
اما متاسفانه خواننده نیستم
اما تو تصوراتم، صدام مثل پرنسسهای دیزنی میمونه
اوه ... چه دوران خاصی
حاضرم هرچی دارم رو بدم تا دوباره اون حس جادویی رو داشته باشم
نمایشنامه و راهنمای صداها
منو دوباره میبره اونجا
توی لباس سیاهم، توی پشت صحنه
تا دیده نشم
هیچکس از جادویی که پشت
صحنه قایم شده خبر نداره
!منم
گروه جواب مثبت داد
داریم یه نمایش موزیکال راه میندازیم
همگی برید سرجاتون
وقتی شروع نمایشه
بازیگرها ازم میخوان همین رو بگم
وگرنه، نمیدونن کجا برن
لباسها رو آماده کنید
صدای میکروفونها رو چک کنید
در رو ببندید، زنگ رو بهصدا در بیارید
و چراغها رو خاموش کنید
پرده رو برای مارج بوویر ببرید بالا
چون من یه بار دیگه
ستاره پشتصحنهام
وای، تو کارگردانی؟
... نه، مهمتر مدیر صحنه
!آه - !پنج دقیقه تا شروع بچهها -
ممنون پنج - پنج دقیقه -
... قبلا عاشق گفتن این بودم
یه عالمه لباس شسته نشده
یه کوهی از ظرف کثیف
غر زدن و شکایت کردن
مال منه - مال منه -
مال منه - !بسه -
دارم برمیگردم سراغ خانواده تئاترم
یادآوری خاطرات خوبمون
... خوندن - دو -
ر - می -
این برنامه - میشه نقل مجلس -
مردم این شهر
یه بمب، یه برنامه عالی
و اسپرینگفیلد به هیچچیزی بیشتر از
یه نمایش نیاز نداره
!خوبه
چون من یه بار دیگه
اون آدم بااحترام، هیچوقت طرد نشده
فقط تاثیرگذار
دوست همه دوستها
... ستاره
پشتصحنه هستم
اوه ستارهست ببینید چطور میدرخشه
هروقت ما متنمون رو فراموش میکنیم بهمون میگه
همگی برید سرجاتون
وای عزیزم این احمقها خیلی
هیجان دارن تا توی نمایش تو باشن
و هرکاری درتوانم باشه میکنم تا ازت حمایت کنم
موقعی که توی بار مو هستم
ببخشید مارج، اما من نمیتونم اجرا کنم
وقتی داشتم درباره احساس دوباره جوون بودن
میخوندم، لگنم شکست
بگو ببینم بابا نظرت چیه جای لنی وایسی
و توی نمایش موزیکال مامان باشی؟
آره، اینطوری میشه حامی ترین شوهر جهان
ایده عالیایه بچهها
!من کاملا پایهام عزیزم
!یه شلوار رقص فوقالعاده جذب لطفا
از امروز به بعد ما دشمنیم
برای همیشه
همیشه
خیلیخب
... برگشتیم دوباره رو صحنه انگار دوباره نوجوون شدیم
حالا، بیاید تمرین رو شروع کنیم
!تئاتر
صبرکنید، نمیتونیم بدون ساشا رید شروع کنیم
اون ستاره نمایشمون بود - اوهوم -
دانشگاه جولیارد قبول شد
ساشا
هیچوقت اولین خواننده مشهورت رو فراموش نمیکنی
خیلی دوست دارم بدونم چیکار میکرده
خب، بهعنوان مدیر صحنه بامسئولیت شما
چندبار سعی کردم باهاش ارتباط بگیرم اما هیچ خبری ازش نشد
فکر کنم هیچوقت ندونیم بعد از اینکه
ساشا، اسپرینگفیلد کوچولو رو ترک کرد و
رفت نیویورک، چه اتفاقی افتاد
!هیچوقت نگو هیچوقت
!سلام دوستای قدیمی
!آه! ساشاست
بزارید همهش رو براتون تعریف کنم
یه صبح سرد و بارونی بود
وقتی از اتوبوس پیاده شدم
و پامو گذاشتم تو شهر
همه انگار عجله داشتن
فکر کنم شروع کردم بهخوندن
برای اینکه یکم آروم بشم
... و فکر کنم صدام
اینطوری بود
و اونموقع بود که شنیدم یه مردی گفت
چه صدایی چه آوایی
صدای تو ما رو پولدار میکنه
با من بمون، تو سرنوشتت اینه که بقیه رو تحت تاثیر قرار بدی
و اینطوری، ساشا شد ساشا
یه موفق بهتمام معنا
آره، ساشا
یه موفق بهتمام معناست
حالا، من توی ایوان با لین مانوئل میراندا
میشینم و شام میخورم
با پتی لوپن، گوشت رو از استخوان جدا میکنیم
گلن کلوز رو که اصلا بیخیال
من با دوست خوبم ساتن فاستر
موز پرورده میخورم
بهلطف استفن ساندهیم که مهربونترین مجریه
آره، من هرچیزی که فکر میکردید، هستم
وقتی بهخاطر یه شهر بزرگ از اسپرینگفیلد رفتم
من موفق شدم من یه سر و گردن از بقیه بالاترم
چون ساشا برگشته
... یه موفق
بهتمام معنا
درسته
... من ستاره
برادوی هستم
اوه، باورم نمیشه ساشا برگشته
!چه حرفهای
من یه آدم معروف رو میشناسم که میدونه اسمش چیه
کیه و هیچوقت درموردش نشنیده
خیلیخب، خیلیخب
خیلی هیجانانگیزه که ساشا یه موفق بهتمام معناست
اما باید حرکتهامون رو تمرین کنیم
!بیاید دقیق باشیم رفقا
حرکتها خیلی مهمن
هل همیشه این رو بهم میگفت
هل پرینس
!بوم !گفتش
اما قبل از اینکه بریم سراغ مسائل تاکتیکی
باید بههم بهعنوان یه گروه وصل بشیم
بیاید بریم خونه لب دریاچه من و باهم بازی "تراست فال" بکنیم
اما باید یکم وقت بزاریم و متنهامون رو چک کنیم
مارج بوویر، اصلا تغییر نکردی
باشه، مامان متنهامون رو چک میکنیم
اما بهخاطر ما بیدار نمون
ما؟ منظورت چیه؟
این جلسه ارتباط گرفتن برای کل تیمه
متوجهی، درسته؟
اوه
آره، حتما
!زودباشید رفقا
من اشتباه میکردم بچههای تئاتر خیلی باحالن
ممنون که این برنامه رو راهانداختی عزیزم
چطور باید زنده بمونم؟
... وقتی همه
کامپیوترها فکر میکنن من مردهام؟
چطور باید - چطور باید -
زنده بمونم؟
وقتی همه ساعتها و کامپیوترها
فکر میکنن من مردهام
خیلیخب، دفعه قبل اونی که مسئول بالا بردن پرده بود، یکم تاخیر داشت
پس حواستون به علامتهام باشه
!پنج دقیقه استراحت کنید - ممنون پنج -
بههرحال، امیدوارم بهترین بخش تمرین رو یادتون نرفته باشه
!کیک براونی
اونا کیکهای براونی مارج با گردو و اماندام هستن؟
درسته منم مهمم
ببینیم دیگه من تو چیا هستم
همهش مال نمایش ماست
گروه خیلی صمیمیای بودیم
No comments yet. Be the first to leave one.