Die ersten 200 Zeilen.
هشدار سریال مخصوص افراد بالای 18 سال است
والا مووی را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید ValaMovie@
تا جاییکه به من مربوطه
می تونن روز سینت پاتریک هم ببرن و به خاطر پول بفروشنش
بابا میگه به خاطر اینکه متنفری ایرلندی باشی
من عاشق اینم که ایرلندیام
چیزی که ازش متنفرم نمایش سالانه گریهزاریها
بحث و جدلها و مستی توی محیط عمومیه که باهاش همراهه
این قرن پر از فقدان بوده. ما مردم اندوهگینی هستیم
شاید برف بباره
صبح به خیر آقای تامپسون
صبح شما هم بخیر
مایلین که صبحونه سفارش بدین؟
نه، مارتین. ممنون
پس من کی ام؟ مردی که فراموش شده؟
ازتون معذرت می خوام، قربان شما چیزی میل دارین؟
نه
چطوریه که از تو در مورد سفارش صبحونه میپرسن ولی من باید الم شنگه به پا کنم؟
من اینجا زندگی میکنم. یجور تعارفه
- باید اینجا زندگی کنی تا بهت سرویس بدن؟ - من انعام زیادی میدم، ایلای
یجوری رفتار میکنی که انگار هیچ معنی نداره
چون که واقعا معنی نداره
شام سلتیها رو می بریم به ساعت هفت
چرا اینقدر زود؟
کهنه سربازهای جنگ داخلی
یکی از اونها سال قبل توی سخنرانی دادستان کل داشت خرناس میکشید
لازم نیست پیر باشی تا توی سخنرانی اون خوابت بگیره!
به نظرت میتونی بهتر عمل کنی؟
راستش، داشتم فکر می کردم که چند کلمهای هم من حرف بزنم
- به خاطر چی؟ - فعالیت انتخاباتیه دیگه
اون اصلاح طلبها میخوان منو هم جایگزین کنن
به نظر سخنرانی ایده خوبی نیست
اونا کلهگندههایی هستن که نمیتونن وسط سخنرانی پاشن برن بیرون، ناکی
اونجا اومدن که یادگارشون جشن بگیرن نه ایکنه به وراجی های تو گوش بدن
من داشتم تمرین می کردم، به کلاسهای انجمن مسیحی مردان جوان رفتم
شب مهمیه، ایلای
همین که مراقب بابا باشم واسم بسه
نمیخوام که تو اوضاع رو بدتر کنی
منم میخوام حرفم رو بزنم
باشه جناب سیاستمدار! (دنیل وبستر سیاستمدار آمریکایی بود)
خانم بیوه شرودر!
خانم بیوه شرودر
آقای تامپسون، صبح بخیر
همین الان داشتم میرفتم سمت دفترتون
یکم نان سودا، فکر کردم شاید ازش خوشتون بیاد
از روی یه دستور پخت قدیمی درستش کردم
میتونین بذارینش پیش پیشخدمت، بعدا بهم میده
مطمئنم که برای تولدتون هدیههای زیادی گرفتین
من واسه جلسه دیرم شده خانم شرودر
ولی ممنونم
- زن بدقیافه ای نیست - زندگی من به اندازه کافی پیچیده است
خدای من! اونا از سال قبل تا حالا این چیزها رو شستن؟
سال 1917 نقش بچه رو داشتم
حتی پوشکی که بهم داده بودن دست دوم بود!
این خونیه
مال کاپیتان هدداکه
یه عقل کل از گذرگاه ساحلی انداختش پایین اون با کله رفت توی سطل آشغال
کیر تو این
نه دیگه لپرکان، نه دیگه کیوپید، نه دیگه لباس مسخره الف
کایلی، گرین، نوبت شماست
- چت شده؟ - من دیگه خسته شدم، کارل
همه مون خسته شدیم. دیگه خبری از مزخرفات کوتولهای نیست
مزخرفات کوتولهای همون چیزیه که به خاطرش بهمون پول میدن
مسابقه بوکس رو نمیگم. حداقل اون یه نمایشه
داریم از این کوس شعر حرف میزنیم!
اون شام سلتی کیری
تحقیرآوره
آره، ناگفته نمونه که باید اون کونیهای مست رو تحمل کنی که مدام دستکشهاشون رو بهت میمالن
باید به ناکی چی بگم؟
- اون روی ما حساب کرده - آره
بذار خودش لباس لپرکان بپوشه
- کون لقش! - آره!
اگه حقوقمون رو ببرم بالا چی؟
- چقدر؟ - دوبرابر
بهش میگم نفری ده دلار میخوایم
شاید به خاطر ده دلار انجامش بدم
ده دلار واسه چند ساعت کار؟
چوب جادوی کیری من کجاست!؟
شیکاگو
دارم خرابکاری میکنم
اشکالی نداره، از بوش خوشم میاد
پرتقال توی زمستون، هان؟
از کالیفرنیا؟
راه راه طولانیه
چند شب توی ماشین میخوابی
و بعدش میرسی اونجا
تا کمر میری توی آب اقیانوس
دوست دارم
اون دیگه چی بود؟
یه نفر در رو کوبید
اجازه نمیدم کسی بهت صدمه بزنه، پرل
دکتر میگه حالت داره خوب میشه
اینو میگه؟
ولی باید تمومش کنی
میخاره
این خوبه. این یعنی داره خوب میشه
پای تو هم توی بیمارستان میخارید؟
یه مدتی
ولی الان نه؟
نه، الان خیلی خوب داره کار میکنه
توی کت شلوار جدیدت خیلی خوشتیپ شدی
همه چیز قراره درست بشه
خودت میبینی
نظرت چیه؟ آب پرتقال تازهتر از این پیدا نمیکنی
تریاک مونده؟
چه بلایی سر این اومده؟
پووف (همهاش رو خورده)
خسیس نباش
این تریاکه، میلکشیک نیست که
این حس رو میده که انگار خورشید تازه طلوع کرده
یالا، جورج. این شلوغترین روز ساله
روز سینت پدی باشه یا نه
با وجود ممنوعیت الکل، توی محدوده ناشناخته هستیم
پس چشم بسته جلو میریم
به سلامتی ایرلندیها
وقتی خوشحالن مشروب میخورن وقتی ناراحتن هم مشروب میخورن
من مشروب میخورم تا فراموش کنم ولی یادم نمیاد میخواستم چی رو فراموش کنم
فقط ایرلندیها نیستن که
کل بخش من، ملت دارن هر شب مشروب میخورن
همه، چیزی رو میخوان که اجازه ندارن داشته باشنش
روانشناسی
هر چی که هست، یدونه مشروب هم توی قفسهها نمیذارن بمونه
منظورت زیر قفسه است دیگه
باید سفارشاتم رو بالا ببرم
- اینو میشنوی، کاپیتان؟ - یه قایق دیگه لازم داریم
- هی، منو هم بیار توی معامله، باشه؟ - کی میری؟
درست اول شب روی دریای سبز
منظورت پوله یا مشروب؟ (دلار به رنگه سبزه)
- وضعیتمون در مورد اون چطوره؟ - مشروب سبز؟
رنگ خوراکی امروز رسید. همین الان دارن رنگیش میکنن
مطمئن شو که مشروب شام مهمونی تامین بشه
باید اون سلتیها رو حسابی مست کنیم
تا بتوننن موقع سخنرانی ایلای، دووم بیارن
- کدوم سخنرانی؟ - نشنیدی؟
اون دیگه دنیل وبستر شده
- آره، این جوکت دیگه تکراری شده - حقیقت داره
درسهای دیل کارنگی رو داریه یاد میگیره
به سلامتی سخنران بزرگ!
یالا، یه سخنرانی واسمون بکن
کیرم دهنتون. اینم یه سخنرانی مخصوص شما
آه ایرلندیها، واقعا آدمهای نچسبیان
خب، یه لیوان مشروب بدین بهش
یکم مشروب سبز
آره، خب چند روز دیگه، شهر قراره توی مشروب سبز غوطهور بشه
تا وقتی که ملت پول بدن، میتونن هر چقد خواستن توش غرق بشن
و اونها پول میدن، ناکی ایرلندیها همیشه پول مشروب رو میدن
اوه، ناکی جان، پول داره میاد
از توی جیب اونها مستقیم توی حساب بانکی شما
هیچ کدوم از ماها اینقدر سادهلوح نیستیم که فکر کنیم
قانون منع الکل بساط همه مشروبخوریها رو جمع میکنه
خانم شرودر، چقدر خوبه که دوباره شما رو میبینم
کمکم داشتم فکر میکردم که شما مریض شدین
نه، ممنون که اهمیت دادین سرم مشغوله کار بود
کی مراقب بچههاتونه؟
زن همسایه
از خانم بتین مالهینی خواستم اتفاقی رو واسمون تعریف کنن که برای یکی از فامیلهاشون افتاده
خانم مالهینی
من نامهای دریافت کردم
از طرف دخترعمو مارتای خودم در نبراسکا
یکی از همسایههاش، بیوه یه دامدار
توی دردسر افتاده
با وجود شش تا بچه که باید بهشون غذا بدم وسوسه بر من چیره شد
بنابراین تصمیم گرفت که یکم مشروب جین توی حموم خودش درست کنه
با استفاده از فرمولی که یه کارگر مزرعه بهش داده بود
ایده این بود که مشروب رو به خاطر سود توی شهر بفروشن
اکسیر شیطان
- بله، همینه - شنیعه
- اهریمنیه - شنیعه
یکم آب رو با جونیپربری (نوعی توت) و الکل صنتعی قاطی کرد
گذاشت ترکیب عمل بیاد و خودش رفت تا شام درست کنه
وقتی اون داشت شام درست میکرد بچه کوچیکش الکل رو خورد
و مسموم شد و مرد
اینجا هم همینه. دستگاه عرقکشی غیرمجاز همه جا هست
از اتینجر رد شدم
همه اون مردها لیوان قهوه دستشون بود
خب، شما هم مثل من میدونین که اون چیزی که میخورن اصلا قهوه نیست
اتینجر تنها جایی نیست که مشروب میخورن
آیب کلاین هم همینطوره
واضحه. مقامات محلی یا توانایی ندارن یا تمایلی ندارن قانون رو اجرا کنن
و نفرات ما هم روز به روز کمتر میشه
باید سختتر کار کنیم تا توجهشون رو جلب کنیم
شنیدم دکتر هالند داره ویسکی تجویز میکنه
اصلا لازم نیست که مریض باشی (تا از اون نسخهها بگیری)
این یه رسواییه
خانمها، خواهش میکنم. دارین یه عالمه حرف میزنین
ولی من نمیشنوم از راهحل این مشکل چیزی بگین
یه تظاهرات توی مراسم رژه مثل ایام قدیم، میریم بیرون و راهپیمایی میکنیم
راهپیمایی خیلی هم خوبه
ولی باید الکل رو از سرمنشاش قطع کنیم
امروز صبح بشکههای آبجو رو دیدم دهها بشکه بودن
توی یه گاراژ پشت خونه من انبار میشدن
این چیزیه که دارم در موردش حرف میزنم
شاید آقای تامپسون بتونه کمک کنه
کلانتر؟
برادرش، اینوک. ایشون دوست خونوادگی هستن
که باید بگم از وقتی شوهرم فوت کرده، کمک بزرگی بهم کردن
خوبه
شاید شما بتونین یه جلسه با ایشون ترتیب بدین
خوشحال میشم سعیم رو بکنم
بیسبال حرفهای به یک بحران رسیده است
No comments yet. Be the first to leave one.