Boardwalk Empire

Boardwalk Empire

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 1

Release Info

Boardwalk Empire S01E05 Nights in Ballygran 1080p Blu-ray
Ein Kommentar von vahids3
💢 وحید مستغیث 💢 ValaMovie.com

Tags

Blu-ray
blu-ray
1080
TS
Blu-Ray
Veröffentlicht am: 2022-04-12
Downloads: 422
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

هشدار سریال مخصوص افراد بالای 18 سال است

‫والا مووی را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید ‫ValaMovie@

‫تا جاییکه به من مربوطه

‫می تونن روز سینت پاتریک هم ‫ببرن و به خاطر پول بفروشنش

‫بابا میگه به خاطر اینکه متنفری ایرلندی باشی

‫من عاشق اینم که ایرلندی‌ام

‫چیزی که ازش متنفرم نمایش سالانه گریه‌زاری‌ها

‫بحث و جدل‌ها و مستی توی محیط عمومیه که باهاش همراهه

‫این قرن پر از فقدان بوده. ما مردم اندوهگینی هستیم

‫شاید برف بباره

‫صبح به خیر آقای تامپسون

‫صبح شما هم بخیر

‫مایلین که صبحونه سفارش بدین؟

‫نه، مارتین. ممنون

‫پس من کی ام؟ مردی که فراموش شده؟

‫ازتون معذرت می خوام، قربان ‫شما چیزی میل دارین؟

‫نه

‫چطوریه که از تو در مورد سفارش صبحونه ‫می‌پرسن ولی من باید الم شنگه به پا کنم؟

‫من اینجا زندگی می‌کنم. یجور تعارفه

‫- باید اینجا زندگی کنی تا بهت سرویس بدن؟ ‫- من انعام زیادی میدم، ایلای

‫یجوری رفتار می‌کنی که انگار هیچ معنی نداره

‫چون که واقعا معنی نداره

‫شام سلتی‌ها رو می بریم به ساعت هفت

‫چرا اینقدر زود؟

‫کهنه سربازهای جنگ داخلی

‫یکی از اونها سال قبل توی سخنرانی ‫دادستان کل داشت خرناس می‌کشید

‫لازم نیست پیر باشی تا توی سخنرانی اون خوابت بگیره!

‫به نظرت می‌تونی بهتر عمل کنی؟

‫راستش، داشتم فکر می کردم ‫که چند کلمه‌ای هم من حرف بزنم

‫- به خاطر چی؟ ‫- فعالیت انتخاباتیه دیگه

‫اون اصلاح طلب‌ها می‌خوان منو هم جایگزین کنن

‫به نظر سخنرانی ایده خوبی نیست

‫اونا کله‌گنده‌هایی هستن که نمی‌تونن ‫وسط سخنرانی پاشن برن بیرون، ناکی

‫اونجا اومدن که یادگارشون جشن بگیرن ‫نه ایکنه به وراجی های تو گوش بدن

‫من داشتم تمرین می کردم، به ‫کلاس‌های انجمن مسیحی مردان جوان رفتم

‫شب مهمیه، ایلای

‫همین که مراقب بابا باشم واسم بسه

‫نمی‌خوام که تو اوضاع رو بدتر کنی

‫منم می‌خوام حرفم رو بزنم

‫باشه جناب سیاستمدار! ‫(دنیل وبستر سیاستمدار آمریکایی بود)

‫خانم بیوه شرودر!

‫خانم بیوه شرودر

‫آقای تامپسون، صبح بخیر

‫همین الان داشتم می‌رفتم سمت دفترتون

‫یکم نان سودا، فکر کردم شاید ازش خوشتون بیاد

‫از روی یه دستور پخت قدیمی درستش کردم

‫می‌تونین بذارینش پیش پیشخدمت، بعدا بهم میده

‫مطمئنم که برای تولدتون هدیه‌های زیادی گرفتین

‫من واسه جلسه دیرم شده خانم شرودر

‫ولی ممنونم

‫- زن بدقیافه ای نیست ‫- زندگی من به اندازه کافی پیچیده است

‫خدای من! اونا از سال قبل تا حالا این چیزها رو شستن؟

‫سال 1917 نقش بچه رو داشتم

‫حتی پوشکی که بهم داده بودن دست دوم بود!

‫این خونیه

‫مال کاپیتان هدداکه

‫یه عقل کل از گذرگاه ساحلی انداختش پایین ‫اون با کله رفت توی سطل آشغال

‫کیر تو این

‫نه دیگه لپرکان، نه دیگه کیوپید، نه دیگه لباس مسخره الف

‫کایلی، گرین، نوبت شماست

‫- چت شده؟ ‫- من دیگه خسته شدم، کارل

‫همه مون خسته شدیم. دیگه خبری ‫از مزخرفات کوتوله‌ای نیست

‫مزخرفات کوتوله‌ای همون چیزیه ‫که به خاطرش بهمون پول میدن

‫مسابقه بوکس رو نمیگم. حداقل اون یه نمایشه

‫داریم از این کوس شعر حرف می‌زنیم!

‫اون شام سلتی کیری

‫تحقیرآوره

‫آره، ناگفته نمونه که باید اون کونی‌های مست رو ‫تحمل کنی که مدام دستکش‌هاشون رو بهت میمالن

‫باید به ناکی چی بگم؟

‫- اون روی ما حساب کرده ‫- آره

‫بذار خودش لباس لپرکان بپوشه

‫- کون لقش! ‫- آره!

‫اگه حقوقمون رو ببرم بالا چی؟

‫- چقدر؟ ‫- دوبرابر

‫بهش میگم نفری ده دلار می‌خوایم

‫شاید به خاطر ده دلار انجامش بدم

‫ده دلار واسه چند ساعت کار؟

‫چوب جادوی کیری من کجاست!؟

‫شیکاگو

‫دارم خراب‌کاری می‌کنم

‫اشکالی نداره، از بوش خوشم میاد

‫پرتقال توی زمستون، هان؟

‫از کالیفرنیا؟

‫راه راه طولانیه

‫چند شب توی ماشین می‌خوابی

‫و بعدش می‌رسی اونجا

‫تا کمر میری توی آب اقیانوس

‫دوست دارم

‫اون دیگه چی بود؟

‫یه نفر در رو کوبید

‫اجازه نمیدم کسی بهت صدمه بزنه، پرل

‫دکتر میگه حالت داره خوب میشه

‫اینو میگه؟

‫ولی باید تمومش کنی

‫می‌خاره

‫این خوبه. این یعنی داره خوب میشه

‫پای تو هم توی بیمارستان می‌خارید؟

‫یه مدتی

‫ولی الان نه؟

‫نه، الان خیلی خوب داره کار می‌کنه

‫توی کت شلوار جدیدت خیلی خوشتیپ شدی

‫همه چیز قراره درست بشه

‫خودت می‌بینی

‫نظرت چیه؟ آب پرتقال تازه‌تر از این پیدا نمی‌کنی

‫تریاک مونده؟

‫چه بلایی سر این اومده؟

‫پووف (همه‌اش رو خورده)

‫خسیس نباش

‫این تریاکه، میلک‌شیک نیست که

‫این حس رو میده که انگار خورشید تازه طلوع کرده

‫یالا، جورج. این شلوغ‌ترین روز ساله

‫روز سینت پدی باشه یا نه

‫با وجود ممنوعیت الکل، توی محدوده ناشناخته هستیم

‫پس چشم بسته جلو میریم

‫به سلامتی ایرلندی‌ها

‫وقتی خوشحالن مشروب می‌خورن ‫وقتی ناراحتن هم مشروب می‌خورن

‫من مشروب می‌خورم تا فراموش کنم ‫ولی یادم نمیاد می‌خواستم چی رو فراموش کنم

‫فقط ایرلندی‌ها نیستن که

‫کل بخش من، ملت دارن هر شب مشروب می‌خورن

‫همه، چیزی رو می‌خوان که اجازه ندارن داشته باشنش

‫روانشناسی

‫هر چی که هست، یدونه مشروب ‫هم توی قفسه‌ها نمی‌ذارن بمونه

‫منظورت زیر قفسه است دیگه

‫باید سفارشاتم رو بالا ببرم

‫- اینو می‌شنوی، کاپیتان؟ ‫- یه قایق دیگه لازم داریم

‫- هی، منو هم بیار توی معامله، باشه؟ ‫- کی میری؟

‫درست اول شب روی دریای سبز

‫منظورت پوله یا مشروب؟ (دلار به رنگه سبزه)

‫- وضعیتمون در مورد اون چطوره؟ ‫- مشروب سبز؟

‫رنگ خوراکی امروز رسید. همین الان دارن رنگیش می‌کنن

‫مطمئن شو که مشروب شام مهمونی تامین بشه

‫باید اون سلتی‌ها رو حسابی مست کنیم

‫تا بتوننن موقع سخنرانی ایلای، دووم بیارن

‫- کدوم سخنرانی؟ ‫- نشنیدی؟

‫اون دیگه دنیل وبستر شده

‫- آره، این جوکت دیگه تکراری شده ‫- حقیقت داره

‫درس‌های دیل کارنگی رو داریه یاد می‌گیره

‫به سلامتی سخنران بزرگ!

‫یالا، یه سخنرانی واسمون بکن

‫کیرم دهنتون. اینم یه سخنرانی مخصوص شما

‫آه ایرلندی‌ها، واقعا آدم‌های نچسبی‌ان

‫خب، یه لیوان مشروب بدین بهش

‫یکم مشروب سبز

‫آره، خب چند روز دیگه، شهر ‫قراره توی مشروب سبز غوطه‌ور بشه

‫تا وقتی که ملت پول بدن، می‌تونن ‫هر چقد خواستن توش غرق بشن

‫و اونها پول میدن، ناکی ‫ایرلندی‌ها همیشه پول مشروب رو میدن

‫ اوه، ناکی جان، پول داره میاد

‫ از توی جیب اونها مستقیم توی حساب بانکی شما

‫هیچ کدوم از ماها اینقدر ساده‌لوح نیستیم که فکر کنیم

‫قانون منع الکل بساط همه مشروب‌خوری‌ها رو جمع می‌کنه

‫خانم شرودر، چقدر خوبه که دوباره شما رو می‌بینم

‫کم‌کم داشتم فکر می‌کردم که شما مریض شدین

‫نه، ممنون که اهمیت دادین ‫سرم مشغوله کار بود

‫کی مراقب بچه‌هاتونه؟

‫زن همسایه

‫از خانم بتین مالهینی خواستم اتفاقی رو واسمون ‫تعریف کنن که برای یکی از فامیل‌هاشون افتاده

‫خانم مالهینی

‫من نامه‌ای دریافت کردم

‫از طرف دخترعمو مارتای خودم در نبراسکا

‫یکی از همسایه‌هاش، بیوه یه دامدار

‫توی دردسر افتاده

‫ با وجود شش تا بچه که باید بهشون غذا بدم ‫وسوسه بر من چیره شد

‫ بنابراین تصمیم گرفت که یکم مشروب ‫جین توی حموم خودش درست کنه

‫ با استفاده از فرمولی که یه ‫کارگر مزرعه بهش داده بود

‫ ایده این بود که مشروب رو به ‫خاطر سود توی شهر بفروشن

‫ اکسیر شیطان

‫- بله، همینه ‫- شنیعه

‫- اهریمنیه ‫- شنیعه

‫ یکم آب رو با جونیپربری (نوعی توت) ‫ و الکل صنتعی قاطی کرد

‫ گذاشت ترکیب عمل بیاد و خودش رفت تا شام درست کنه

‫ وقتی اون داشت شام درست می‌کرد ‫بچه کوچیکش الکل رو خورد

‫ و مسموم شد و مرد

‫اینجا هم همینه. دستگاه عرق‌کشی غیرمجاز همه جا هست

‫از اتینجر رد شدم

‫همه اون مردها لیوان قهوه دستشون بود

‫خب، شما هم مثل من می‌دونین که ‫اون چیزی که می‌خورن اصلا قهوه نیست

‫اتینجر تنها جایی نیست که مشروب می‌خورن

‫آیب کلاین هم همینطوره

‫واضحه. مقامات محلی یا توانایی ‫ندارن یا تمایلی ندارن قانون رو اجرا کنن

‫و نفرات ما هم روز به روز کمتر میشه

‫باید سخت‌تر کار کنیم تا توجهشون رو جلب کنیم

‫شنیدم دکتر هالند داره ویسکی تجویز می‌کنه

‫اصلا لازم نیست که مریض باشی ‫ (تا از اون نسخه‌ها بگیری)

‫این یه رسواییه

‫خانم‌ها، خواهش می‌کنم. دارین یه عالمه حرف می‌زنین

‫ولی من نمی‌شنوم از راه‌حل این مشکل چیزی بگین

‫یه تظاهرات توی مراسم رژه ‫مثل ایام قدیم، میریم بیرون و راهپیمایی می‌کنیم

‫راهپیمایی خیلی هم خوبه

‫ولی باید الکل رو از سرمنشاش قطع کنیم

‫امروز صبح بشکه‌های آبجو رو دیدم ‫ده‌ها بشکه بودن

‫توی یه گاراژ پشت خونه من انبار میشدن

‫این چیزیه که دارم در موردش حرف می‌زنم

‫شاید آقای تامپسون بتونه کمک کنه

‫کلانتر؟

‫برادرش، اینوک. ایشون دوست خونوادگی هستن

‫که باید بگم از وقتی شوهرم ‫فوت کرده، کمک بزرگی بهم کردن

‫خوبه

‫شاید شما بتونین یه جلسه با ایشون ترتیب بدین

‫خوشحال میشم سعیم رو بکنم

‫ بیسبال حرفه‌ای به یک بحران رسیده است

More Farsi Persian subtitles for Boardwalk Empire

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left