Die ersten 200 Zeilen.
در خط آتش
.اوه، خداي من. خداي من ...خدايا
.فرنک"، خدا رو شکر هنوز اينجايي" .منو ميکشه. منو ميکشه
.کارم ساختهست
.فرنک، ببخش. گم شدم .اين شهر آدمو گيج ميکنه
،کنتيکت هست ...ورمونت هست، ماساچوست
.پسر، عجب روزي. عجب روزي ...زنم بايد زود ميرفت سر کار
.براي همين، من بچهم رو بردم مدرسهي جديدش .اونم يهريز گريه ميکرد
.ميگفت ميخواد برگرده شيکاگو
.دلم رو شکوند، فرنک - ديگه بهانهاي نداري؟ -
.نه - .خوبه -
،وقتي با من کار ميکني وقتشناس باش. فهميدي؟
.متأسفم، فرنک .ديگه تکرار نميشه
فرنک، چطوري؟ - .مارتي". خوشحالم دوباره ميبينمت" -
.سلام، مارتي. ببخش دير کرديم
ال"، ميتوني بري پايين" و به "جيمي" و "رائول" کمک کني؟
.حتماً - .ممنونم -
.اين تفنگ فرنکه
.سلام، بچهها - .سلام -
به من اعتماد نداري؟ - .توي محلهي ناامني زندگي ميکنم -
اون پول جعلي پيشته؟ - .آره. ايناهاشش -
.ظاهرش خوبه .خيلي خوب به نظر مياد
.حالا ميتونيم با هم کار کنيم - .عاليه -
.فقط يه مشکلي هست، فرنک
اين يارو "ال" رو ميشناسي؟
همهش از من ميپرسه .کي برام جعل ميکنه
واقعاً؟ - .خيلي سؤال ازم پرسيد -
وقتي يه جاي کار ميلنگه .معمولاً غريزهم بهم ميگه
.و اينجا هم يه جاي کار ميلنگيد .براي همين دادم تعقيبش کنن
.لعنتي مأمور سرويس مخفيه، فرنک
به نظرت بايد چيکار کنم، فرنک؟
مطمئن شو جنازهش رو .توي ساحل پيدا نکنن
ميخوام برام خلاصش کني، خب؟
.آخه شايد تو هم باهاش باشي
ببين، تو سراغ من اومدي، يادته؟
.پس خلاصش کن .نشونم بده اشتباه ميکنم
.من فقط تو کار معاملهام
...پس خلاصش کن
.و بيا با هم معامله کنيم
.آره، فرنک، همينو ميخواستم
.بيا، بريم يه املت بزنيم املت دوست داري؟
.يه جاي خوب ميشناسم .فلفل و پنير هم داره
.بذار هفتتيرم رو پس بگيرم
اسلحهم؟
.شما بازداشت هستين
.و تو هم بازداشت هستي .سرويس مخفي هستم
ببينم، تو ميدونستي که اسلحه خاليه، نه؟
از وزن اسلحه فهميدي که فشنگ توش نيست، درسته؟
.خب، ممکن بود يه گلوله توش باشه
.اوه، خداي من
.سلام، فرنک
...فرنک، نظرت چيه بريم يه جايي
و در اين مورد صحبت کنيم؟
قبلاً هم کسي رو کشتي، فرنک؟
بعدش آزارت نميده؟ - .آزارت ميده -
فکر نکنم براي اين کارهاي نفوذي .ساخته شده باشم
.خيلي ترسيده بودم
ميدوني، به اين خاطر ...عضو سرويس مخفي شدم که
.هميشه ميخواستم از مردم محافظت کنم
اينکه خودتو بندازي جلوي يه اسلحه؟
اميدوار باشي که تير به جاي کسي که ازش محافظت ميکني، به تو بخوره؟
اين به نظرت خوشاينده؟
...نميدونم. شايد من
.شايد، من به درد اين کار نميخورم - .تو مرد خوبي هستي، ال -
.مأمور خوبي ميشي
تو از کجا ميدوني؟ .اين طولانيترين گفتگوييه که داشتيم
.من آدمها رو خوب ميشناسم
.بجنب، بيا بريم يه چيزي بخوريم
،نه، من ميخوام برم خونه .زن و بچهم رو بغل کنم
وقتي به اين شهر اومدم ...خيليها بهم هشدار دادن
.با يه من عسل نميشه خوردت - .راست ميگفتن -
.توي اداره ميبينمت
.اوه، اداره. يادم رفت بگم
.مونرو" ميخواد يه سري به يه رواني بزنيم"
.ترتيبش رو ميدم
.باهات ميام - .نه. برو خونه، زن و بچهت رو بغل کن -
.من زن فضولي نيستم
،توي کار مردم دخالت نميکنم .ولي آژير خطر آتيشسوزي فعال شده بود
.ترسيده بودم
وقتي ديدم چي اين تو هست .بيشتر ترسيدم
دود از تکهنونهايي مياومد .که گذاشته بود توي فر بمونه
.سي و يک ساله توي اين کشورم
.من آمريکا رو دوست دارم .به کاخ سفيد ميرم
فقط توي آمريکاست که ...مردم ميتونن
.از خونهي رئيسجمهور بازديد کنن
...براي همين، وقتي اين ...اين چيزهاي مرگبار رو ديدم
.به پليس زنگ زدم .گفتن با سرويس مخفي تماس ميگيرن
.ولي دو روز گذشت و نيومدين
.خب، رئيسجمهور سالانه 1400 بار تهديد ميشه .ما بايد همهشون رو بررسي کنيم
ميتونن اعدامم کنن، ولي من مشهورم. من در يک روز ] .به شهرتي رسيدم که رابرت کِنِدي تمام عمر براش تلاش کرد [ (سيرهان سيرهان (قاتل برادر جان کِنِدي
گفتي اسمش "مکالي"ـه؟
،"نه، "جوزف مکرولي .اهل کولورادوئه، ايالت دِنوِر
.انگار همين ديروز بود "کِنِدي" رو ترور کردن .يهريز گريه ميکردم
جوزف مکرولي از دِنوِر، درسته؟ - .درسته -
.سي سال پيش مُرده، در 11 سالگي
...حتماً يه گواهي تولد المثني گرفته
.تا بتونه باهاش گواهينامهي رانندگي بگيره
."ممنون، "جک - .فعلاً -
!مأمور فدرال. درو باز کن
.اوه، خداي من
.اون تويي
بله؟ - فرنک هوريگن؟ -
بفرمائيد؟
مأمور سرويس مخفي؟
آره. چه جايزهاي بردم؟
خداي من، واقعاً خودتي؟
تو کدوم خري هستي؟
.پس ديشب خودت بودي توي آپارتمانم
مکرولي؟
چطوره منو "بوث" خطاب کني؟
چرا نگم "آزوالد"؟
.چون بوث کلاس و ژست داشت
.بعد از تيراندازي به لينکلن، پريد روي صحنه
کجا هستي؟ - .نزديکتر از اوني که فکرشو ميکني -
.صحبت با تو خيلي هيجانانگيزه .حس ميکنم ميشناسمت
چطور مگه؟
.دربارهت خوندهم، عکسهات رو ديدهم .محافظ محبوب "جان کِنِدي" بودي
.بهترين و باهوشترين مأمورش بودي
.ولي اون خيلي وقت پيش بود
چطوره که اين همه سال تو اين کار موندي؟
چطوره با هم بريم يه نوشيدني بخوريم؟ .ميتونيم دربارهش حرف بزنيم
خيلي دوست دارم، ولي فکر کنم .هر چي کمتر در مورد من بدوني بهتره
چرا؟
.چون قصد دارم رئيسجمهور رو بکشم
.اوه، نبايد اين حرف رو ميزدي
.تهديد رئيسجمهور، جرم فدراله
،ممکنه بري زندان .حتي اگه جدي نگفته باشي
.خيالت راحت، جدي گفتم
جان اف. کِنِدي گفت ...کافيه آدم
حاضر باشه جونش رو بهخاطر جون رئيسجمهور فدا کنه، درسته؟
.درسته - .من حاضرم -
و رو در رو شدن با تو، بازي رو .به سطح خيلي بالاتري ميبره
.سرنوشت ما رو به هم رسونده، فرنک
.نميتونم بازي روزگار رو ناديده بگيرم
کدوم بازي روزگار؟
داري براي دومين بار از نزديک .درگير ترور يه رئيسجمهور ميشي
،يه لحظه صبر کن .غذام روي اجاقه
.سه هفته ساکن آپارتمان بوده .توي ساعتهاي غيرمعمولي رفت و آمد ميکرده
عجيب اينجاست که بقيهي مستأجرها ...متوجه ميشدن که توي راهپله از کنارش رد ميشن
.ولي هيچوقت نديدنش
،يعني بسته به شاهد .قدش بين 1/7 تا 1/9 متره
.وزنش 75 تا 82 کيلوگرم
سن؟ - .بين 28 تا 45 سال -
قبل از انتخابات، توي يه روز خوب ...,وحشت درست ميکنن. به نظرم
.منتظرتون هستن
.سلام، فرنک - ."سم" -
.خيلي وقته اين قسمت ساختمون نديديمت
.آره، شنيدهم رئيس جديد آدم باصفايي نيست - .من که نزديک دو ساله رئيسم -
.آره
.ال دهآندره - .جناب رئيس -
مت وايلدر" رو ميشناسي؟" - .آره -
هنوز بابت شرطبندي مسابقهي .سوپربال 21 دلار بهم بدهکاره
.هميشه از دِنوِر خوشش مياومد
.ايشون سرپرست محافظها "بيل واتس" هستن - .بيل -
."و "ليلي رينز - .سلام -
.اينجا منشيها هر روز خوشگلتر ميشن
.و مأمورهاي ميداني هر روز پيرتر ميشن
.ليلي مأموره، فرنک
ميدونم. ميخواستم ببينم .شوخطبعه يا نه
.بفرمايين بنشينين .بياين از اين يارو حرف بزنيم
به نظرم فعلاً بايد بوث صداش بزنيم، ها؟
.آره
خب، دربارهش چي ميدوني؟
.خب، خطرناکه
از کجا ميدونين؟
.من آدمها رو خوب ميشناسم، ليلي
ميشه بپرسم چرا همون شب اول ...اقدامات مناسبي
براي کسب اطلاعات انجام ندادين؟ - .خب، روز شلوغي داشتيم، بيل -
اون قدر شلوغ که نتونستي درست بازجويي کني؟
.طبق گزارشت فقط 10 دقيقه توي اتاق بودي
.مجوز تفتيش نداشتم
با اون شهرتي که ...توي مأموريت مخفي داري
منظورت کدوم شهرته، بيل؟
.برگرديم سر بحث اصلي - ميخوام بدونم منظورش کدوم شهرته؟ -
.بگذريم
من خيالاتي شدم يا واقعاً داره منو دست ميندازه؟
.احتمالاً يه ذره از هر دوش
ميدوني، بيل، يه زماني بود که .منم به اندازهي تو مغرور بودم
.من وقت اين چرنديات رو ندارم .بايد 75 تا مأمور رو از ميامي بيرون بکشم
منو در جريان بذار، باشه، سم؟
خب، با اين يارو چيکار کنيم؟ - .به تحقيقات ادامه ميديم -
.ضمناً، تلفن منو هم کنترل کنين - چرا فکر ميکني دوباره زنگ ميزنه؟ -
.مطمئنم تماس ميگيره. آخه ژست داره - ژست؟ -
.آره، يعني خودنمايي - .معنيش رو ميدونم -
.واقعاً؟ من توي لغتنامه نگاه کردم
.باشه، تلفنت رو کنترل ميکنيم
راستي، فرنک، وقتي تو ...محافظ کِنِدي بودي
.غرورت خيلي بيشتر از واتس بود
منظور واتس دقيقاً چه شهرتي بود، سم؟
.خودت خوب ميدوني
چون مثلاً من ...يه مأمور پا به سن گذاشته
با مهارتهاي اجتماعي قابل ترديدم؟
خب، در مورد چي ميخواستي حرف بزني؟ .به جز شهرتت
.ميخوام جزء نيروهاي رئيسجمهور بشم
محافظش بشي؟ - .آره -
بعد از اين همه سال؟ .فرنک، ناسلامتي قد يه دايناسور سن داري
.اين يارو ميخواد سعي کنه بکشتش .و من بايد اونجا باشم
.واتس با چنگ و دندون جلوم مقاومت ميکنه - .خب تو هم مقاومت کن -
،بعد از 30 سال خوبي در حقت .اينو به من مديوني
اگه ميدونستي چند بار ...نذاشتم تعليق بشي
No comments yet. Be the first to leave one.