Die ersten 200 Zeilen.
آنچه در ویل ترنت گذشت
مامان، اینجا چیکار میکنی؟
فرانکلین گفت تو به کمک نیاز داری
من به هیچ کمکی نیاز ندارم
و مطمئنم تو کلی کار داری
اوه عزیزم، من بازنشستهام
اِولین، حالت چطوره؟
یکم طول کشید تا بفهمم با این چاقویی که
تو پشتم زدی چطوری این دوره از زندگیم رو بگذرونم
یادته گفتم تو یتیم خونه بزرگ شدم؟
خب، ویل هم اونجا بود
اینجا چه اتفاقی افتاده؟
من زود از سرکار برگشتم و مچش رو گرفتم
لنی برسواد تو بازداشتی
شما ها اینجا نبودین، من لنی رو کشتم باشه؟
اینجا چیکار میکنی؟
اگه میخوایم صحنه قتل مطابق اظهاراتت باشه
کلی کار داریم
صبر کن، صبر کن
تو هر روز صبح
میری واسه بابات صبحونه درست میکنی؟
وقتی خونه خودم رو خریدم قرارمون همین بود
گفتم هر روز صبح میام سر میزنم
آماندا وگنر تو باید دل و جرات به خرج بدی
من برای شوهرم که زیر یه سقفیـم
حاضر نیستم هر روز صبحونه درست کنم
بیل حالش چطوره، حالا که برگشتی سرکار؟
به اندازه کافی باهوشه که بگه مشکلی نداره
چیه، چیزی دیدی؟
خدایا
به موقعیت من بین کوچه بیسمارک
و منچستر نیروی کمکی بفرستید
زن سفید پوست، اوایل بیست سالگی
بنظر میاد جسدشو اینجا ول کردن
این دفعه دنبال یه روانی واقعی هستیم
بخیه های دهنش قبل از مرگ انجام شده
بخیه ضربدری
دقیقا
فکر نمیکردم از خیاطی چیزی سر در بیاری کارآگاه اورموود
مادربزرگم عادت داشت خیاطی کنه ولی نه رو مردم
معلومه از چی برای سوراخ کردن قلب استفاده کرده؟
فکر میکنم پیچ گوشتی باشه ولی سوراخ کن هم میتونه باشه
تا دم مرگ خفهاش کرده و بعد قلبش رو سوراخ کرده
این یارو حسابی دقت و وسواس به خرج داده
کمکی از ما برمیاد؟
ویل رفت انجی رو بیمارستان برداره
پس فعلا من اینجام
اون درباره چی حرف میزنه؟
دو هفته پیش یه مورد دیگه هم داشتیم
خفه کردن و سوراخ کردن و بخیه یکسان داشته
میتونه کار یه قاتل سریالی باشه
ببین، اداره پلیس آتلانتا از ما خواست کمک کنیم
باشه
ترجیح میدم با شما احمقا
روی این پرونده کار کنم تا یه همکار موقتی
انجی چطوره؟
پولاسکی سرسخته
نتونستی اون هودی که رنگش آبی بود رو پیدا کنی
رو زمین انداخته بودیش
بتی هم خیلی راحت روش نشسته بود
اینو یادت نره
ممنون که اومدی
بیمارستان اجازه نمیداد ماشین بگیرم
مشکلی نیست
حدس میزنم باید تو رو ببرم خونه خودت؟
فکر میکنم این برای همه بهتر باشه
موافقم
تاریخ بازرسی داخلی هئیت مدیرهات معلوم شد؟
آره، فردا
میدونی میخوای چی بگی؟
فقط چیزی که اتفاق افتاد رو میگم
حقیقت رو؟
آره
میرم ماشین رو بیارم دم در
قربانی مونث ما، اسمش بروک میلر بود 31ساله
شوهرش سه روز پیش گزارش کرد که گم شده
رفته مغازه خرید کنه
ماشین بدون قفل توی پارکینگ پیدا شده بود و خبری از بروک نبود
شوهرش اسپنسر میلره
و داره میاد تا بازحویی بشه
و اون یکی قربانی مذکر بوده؟
ادوارد راس، 34ساله
جسدش دو هفته پیش پیدا شد
راس توی متل زندگی میکرد
وقتی دیگه اجاره نداد، صاحبخونه
همه وسایلش رو جمع کرد و یجا نگهش داشت محض اینکه اون برگرده
یه مامور فرستادیم تا وسایل رو بیاره
با توجه به آخرین باری که دیده شدن
و زمان تخمینی مرگشون
قاتلـمون اونا رو حدودا 48ساعت زنده نگه میداره
بعد کارشون رو میسازه و میندازتشون یه گوشه
یک زن از طبقه متوسط
یه مرد که تو حاشیه شهر زندگی میکرده
الگوی معمولی نیستن
موافقم، ولی آسیبی که به جسد زده غیرعادیه
این یه نوع روانی به خصوصیه
یه چیز دیگه هست که اونا رو بهم مربوط میکنه
یه چیز عجیب
عجیب تر از بخیه دهنشون
و یه پیچ گوشتی که قلبشون رو سوراخ کرده؟
لاک ناخن
روی ناخن های مقتول مونث و مذکر
خوب، تو این دنیا آدم روانی زیاده
..شاید با دو قاتل طرفیم که
از یه منبع الهام گرفتن
بیاید زود نتیجه گیری نکنیم
اینحوری حتما یه چیزی رو جا میندازیم
ما تحقیقات رو جداگانه انجام میدیم
ولی هرگونه شباهت رو پیگیری میکنیم تا شاید چیزی معلوم بشه
اولین، بهت نیاز دارم
اون برگشته
فکر میکردم شبها برای فاحشه ها خیلی شلوغه باشه
نه، صبح ها و وقت های ناهار خیلی شلوغه
برای این دخترا پول و غذای خوبی فراهم میشه
اگه الان بخواهید برای کار ما دردسر درست کنید
خیلی در اشتباهید
بخاطر همین حرفت میتونیم بندازیمت هلفدونی
ما برای اینکار اینجا نیستیم
این چیه؟
فقط یه بسته مراقبتی
تامپون، مسواک، حوله، کاندوم
تو خیابون هیچ چیزی مفتی نیست
چی میخواین؟
فقط میخواستیم به شما دخترا
یادآوری کنیم که مراقب خودتون باشید
تنهایی ول نچرخین
سعی کنید کار شبانه رو به حداقل برسونید
هر مشتری مشکوکی که اینجا ول میچرخه رو گزارش کنید
اینا درباره همون دختر مو قرمزه است
که تیکه پاره شده؟
شنیدم دهنش رو چسب زدن
موهاش قهوهای بود، احمق
و چشماش بود
اتفاقا هم چشم هاش بود هم دهنش
و چسب نزده بودن، دوخته بودن
فقط یه لطفی بکنید و بچسبید به مشتری های همیشگی تون
سوار ماشین کسی که نمیشناسید نشید
مهم نیست چقدر پول بهتون پیشنهاد میده
لوسی کجاست؟
هنوز سر و کلهاش پیدا نشده
اما میدونم این شلوغی ظهر رو از دست نمیده
چرا شما پلیس ها سر به سر دخترای من میذارید؟
اونا کاری نکردن فقط یه جا وایستادن
کسی سر به سرشون نمیذاره
فقط میخواستیم مطمئن بشیم در امان هستن
من تمام امنیتی هستم که اینا لازم دارند
آره، دیدم چجوری امنیتی هستی
اینکه بهشون یاد بدم چطور رفتار کنند
بخشی از تامین امنیته
اینا نمیدونن چطور باید دهنشون رو بسته نگه دارند
یکی باید براشون ببنده
من توی اون یونیفرم ها یه چیز خارقالعاده میبینم
سه چیزی که باعث میشه پول زیادتری از پلیس پارو کنید
اگه به کار نیاز داشتین، بیاین پیش خودم
ما قطعا بازم همدیگه رو میبینم
اسمت چی بود؟
جوس
بهم میگن جوس
بخیه دهن، آره
قضیه پیچ گوشتی جدیده
و این به پلک دست نزده
ناخن هایی با لاک قرمز
اینا پیرتر هستن
اینا کارگر جنسی نیستند و یکی از مقتول ها مَرده
این یه الگوی کاملا متفاوته
نمیدونم، شاید دارم زیادی واکنش نشون میدم
اما باید بدونم
جوس شیش سال پیش تو زندان مرد
شاید دربارش با یکی حرف زده، و اونو هیجان زده کرده
باشه، پس چرا مامور هایی که روی این پرونده کار میکنند رو
در جریان نذاشتی؟
واقعا، مندی؟
من قبل اینکه جزئیات رو بدونم اونو انتخاب کردم
اولین
نمیتونم تا وقتی که کاملا مطمئن نشدم به ویل چیزی بگم
من به کمکت نیاز دارم
خواهش میکنم
من خودم رو قانع کرده بودم که جوس اون زن ها رو کشته بود
و این حقیقت که وقتی اون رفت زندان
قتل ها متوقف شد، این قضیه رو تایید کرد
اما ما همیشه شک داشتیم
اگه جوس اینکار نکرده باشه چی؟
اولین باری نیست که
یکی بخاطر کاری که نکرده مجازات شده، نه؟
ما باهم مشکلی نداریم؟
نه، مشکلی نداریم
بهت کمک میکنم
کار بهتری که ندارم انجام بدم
آقای میلر، شما و بروک
چند ساله ازدواج کرده بودین؟
این سپتامبر میشه 13سال
اون هیجده سالش بود و شما؟
میدونم چطور بنظر میرسه
من جای پدرش بودم
هیچکس همچین فکری نمیکرد- من داشتم همچین فکری میکردم-
باشه، شاید منم همینطور
اون خیلی پیرتر از سنش بود، باشه؟
بروک توی هیجده سال زندگیش
سختی های خیلی زیادتری کشید
نسبت به بقیه افراد
No comments yet. Be the first to leave one.