Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: آيــــ(نبرد برای خوشبختی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(نبرد برای خوشبختی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
همه شخصیت ها، رویدادهامکان ها و) (حوادث در این درام ساختگی هستند
تو یه چیزی رو میدونی؟- من به اندازه کافی میدونم-
تو قبلا توی یه باشگاه اسکورت مردونه کار میکردی فکر کردی من نمی دونستم؟
،جونگ سوبیناون حرومزاده
،اون عاشق اوه یوجین بود برای همین تعقیبش میکرد
حتی نامه عاشقانه هم خیلی ناامیدکننده به نظر میرسید
،روزی که یوجین مرد
،اون براش تنهایی توی پارکینگ منتظر موند
شوهر من نبود
اون پاشو از حدش فراتر گذاشته برای اینکه بتونه جایگاهشو بخره
میدونی ،دلیل اکثر جرم ها یا رابطه عاشقانست یا انتقام و پول
من هنوز نیاز دارم که با چشمای خودم ببینم
باید ببینم که اونا با کانگ دوجون ملاقات میکنن
،شبی که یوجین مرد
یکی دیگه میتونست اونجا باشه
اون میتونه یه شاهد یا یه همدست باشه
واقعا اینطور نبود
،تو قفسه رو باز کردی درسته؟ب_۱۹
نقاشی جی یول توی قفسه بود
بهش نگاه کن اون یه مدرکه
تو اینو کشیدی؟
بله- جی یول-
،چهار نفر توی خونوادتن جی یول
پس چرا پنج تا کشیدی؟
مامانم گفت
ما یه خواهر بزرگتر داریم
جی یول
،چهار نفر توی خونوادتن جی یول
پس چرا پنج تا کشیدی؟
نمی تونم بگم بهم گفتن این یه رازه
کی اینو بهت گفت؟
مامانم
به هیشکی نمیگم
بهم بگو
ما یه خواهر بزرگتر داریم
مامانم گفت
ما یه خواهر بزرگتر داریم
یه
یه خواهر بزرگتر؟
چه خواهری؟
یه فرشته
اون واقعا شبیه فرشته بود
مامانم بهش میگفت فرشته
اون باید توی بهشت باشه
،تو رازمو نگه میداری مگه نه؟
،جی یول واقعا مامانت همچین چیزیو گفت؟
که تو یه خواهر بزرگتر داری؟
جی یول
جی یولدرو باز کن
جی یول
چی به اینجا کشوندتت؟
این چیه؟- فکر کردم که نیازش داشته باشی-
منم 100% مطمئن نیستم
،اما با توجه به زمان و شرایط
اون دختر باید
دختر یوجین باشه
::::::::: آيــــ(قسمت ۱۴)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
شما دوتا چتون شده؟
شما دوتا چه نقشه ای دارین؟
تنها راهی که مونده ترک کردن کشوره تو میخوای همه چیز فاش بشه؟
تو گوشی هوانگ جی یه رو شنود کردی؟
،نهتصمیم دارم برم فردا صبح ببینمش
نمی تونی عجله کنی؟
و
کسیو داری که کارای فیزیکی انجام بده؟
مسئله اینه که یه آژانس دیگه این کارو انجام میده
منو به اونا معرفی کن
میخوای تا کجا پیش بری؟
مطمئن نیستم
یه کمی کتک زدن؟
دنبالش میرم و بهت خبر میرم
کیه؟
میشه بیام تو؟
بیا بریم بیرون اینجا حرف بزنیم
نسبتت با خانم هوانگ چیه؟
فکر کنم اون همین الانشم بهت گفته
چند بار دوستانه همدیگه رو دیدیم
،شبی که خانم اوه مرد
میدونی خانم هونگ کجا بود؟
نه
ما اون قدرا هم نزدیک نیستیم
آقای کانگ دوجون
چقد به خانم هوانگ اعتماد داری؟
،اگه شما دوتا اونقد صمیمی نیستین
فکر میکنی چقد طول میکشه تا اون برای تو ساکت بشینه؟
داری درباره چی حرف میزنی؟- همدست بودن-
تو نمی دونی که چقدر این پیوند نازکه، نه؟
چنین رابطه ای وقتش برسه
حتی با یه ترک از بین میره
،نگاه کن کارگاه به
دارین با یه پرونده بسته شده چه کار میکنین؟
رئیست میدونه داری همچین کاری میکنی؟
،اگه انقدر وقتت آزاده
با جانگ می هو
برو به آسایشگاه روانی
همه چیو بهشون بگو و من هم تو رو و هم دخترت رو میکشم
مگر اینکه بخوای همه بفهمن تو با اون آپارتمان چه کار کردی
دهنتو ببند
،سلام جی یه
،سلام سونگ هی
فکر میکنم هرچی زودتر قراردادو امضا کنیم بهتر باشه
اینطوره؟
پس فردا وقتت آزاده؟ چطوره همدیگه رو ببینیمو انجامش بدیم؟
خوبهمنم میخوام که خیالم از این بابت راحت شه
درسته بعدا میبینمت
،راستی سو وون ماکارون دوست داره؟
فکر کنم منم یه دونه براش خریدم
بیا بهش فکر کنیم اون هان و سو وون بهم نزدیکن
اما ما هیچ وقت دوتایی توی کافه بچه ها نبودیم
بیا دفعه بعد باهم بریم
،نه نیازی نیست
می بینمت
به خودت مسلط باش
به خودت مسلط باش
اینجا کی دل برای اون یکی میسوزه؟
من از همه بدبخت ترم
این یکی؟
نه
اوه این یکی؟
بریم ببینیم
کجا به نظرت بهتره؟
تو خوشگل بنظر میای بیا بریم
کیفشو بهم بده من امروز می برمش
شوکه شدم پس کارا چی؟- اگه یکم دیر کنم که مشکلی نیست؟-
خانواده از همه مهمتره گفتم که تمام تلاشم رو می کنم
سالم به مدرسه برسونش- از مامانت خدافظی کن-
خدافظ مامان
روز خوبی داشته باشی عسلم
بیا بریم
کجایی؟
میتونی الان بیای. خوبه
!سلام
سلام
خداحافظ
لطفا مراقبش باشین- حتما-
سلام- سلام-
صبر کنید لطفا
سلام- سلام-
شما آقای لی ته هو از واحد 1803 هستید؟
بله- یه پست سفارشی دارین-
اینا چین؟- خودت نمیفهمی؟-
اسناد طلاقن
دقیقا. برای چی هستن؟
چرا داری اینکارو میکنی نایونگ؟
خودت میدونی که اونا هیچ اهمیتی برام ندارن
چرا داری اینقدر پیش میری؟
بفرمایید داخل
از این طرف
لطفا همه چیز رو بردارید
چرا اینکارو میکنی؟
دیوونه شدی؟ چیکار داری میکنی؟
تو از وقتی آرین 100 روزه شد
تا الان بیوقفه بهم خیانت کردی
اوه، آره. شنیدم خانم جوآرا حاملهست
تو برنامه داشتی که بعد از طلاق دادن من یه خانوادهی 4 نفره جدید تشکیل بدی
تقریبا عقلم رو از دست دادم
آره، اشتباه کردم. ولی چرا یهویی اینطوری شدی؟
...این اولین باری نبود که من
میبینم که داری به کارت اعتراف میکنی
خیانت های همیشگیت
جدی هستی؟
اگه فقط میخوای من رو بترسونی، همین الان تمومش کن. متوجه شدم
الان میفهمم که تا حالا چه آدم سادهلوحی بودم
احمق بودم که میخواستم به یه نفر تکیه کنم
فکر میکردم من و آرین نمیتونیم بدون تو زندگی کنیم
ولی دیگه نه
...از الان خوب زندگی میکنم. پس
برو بیرون
میفهمم که الان زیاد از حد عصبی شدی- اینطور نیست-
از خونهی من برو بیرون
برو گمشو
دارین اینا رو کجا میبرین؟
به یه استودیو توی ایمیونگدونگ
اونجا دیگه کدوم گوریه؟
بله؟
من الان حالم خوب نیست
ایشون بهمون گفتن اینا رو هم ببریم
باشه
بیا امروز همدیگه رو ببینیم. بیا هتل من
الان وقت خوبی نیست. بعدا بهت زنگ میزنم
! تو وکیل منی
نباید وقتی بهت میگم بیای اینجا؟
طوری رفتار میکنی که انگار رسما پروندت رو قبول کردم
من فقط یکم بهت کمک کردم. اشتباه برداشت نکن
مثل خدمتکارت باهام رفتار نکن
الو؟
...عوضی
لعنت بهش
من هیچوقت چنین چیزی نگفتم
نمیدونم چرا خانم جانگ چنین داستانی سر هم کرده
باید برم
خانم هوانگ جییه
بیشتر اوقات، شاهدا به این دلیل شریک جرم میشن
که اون چیزی که باید بگن رو نمیگن
کارای هفتگی رو از خانم کو بگیر و تحویل آقای سو بده
و درمورد گزارش سازندگان سوم، بعدا شخص اونا رو گزارش میدم
مورد دیگهای نیست؟- نه-
معذرت میخوام که یهویی چند روز مرخصی گرفتم
No comments yet. Be the first to leave one.