Die ersten 108 Zeilen.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
قسمت 7 جست و خیز
میتونیم برای همهی دایناسورها لباسهای مبدل درست کنیم
خب میدونم گفتم ایده نداشتن ...خودش ایدهی بد محسوب میشه
بن و دریوس اون قیافهی متفکرشون رو به خودشون گرفتن
باورم نمیشه بالاخره این جیگرها رو تمیز کردم
کفشهات دقیقا همون شکلی هستن که قبلا بودن
به نظرم تمیزتر شدن
خب داشتی به چی فکر میکردی؟
شاید راه آقای کان رو برای درست کردن چیپ کنترل دایناسور بسته باشیم
ولی اون همیشه یه قدم ازمون جلوتره
باید از دایناسورها دربرابر هر حیلهای که اون ممکنه داشته باشه محافظت کنیم
اما ظاهرا درست کردن لباس مبدل جزو گزینهها نیست
نمیتونم بفهمم چرا
خیلی حس خوبیه. همهمون گرم و صمیمی کنارهم داریم باهم شکلات داغ میخوریم
چه بد که نمیتونیم برای دایناسورها هم اینکار رو انجام بدیم
خیلی راحتتر میشد از همهشون محافظت کرد اگه یه جا جمع شده بودن
آره
یه جا توی جزیزه نوبلار
که همه دایناسورها اونجا باهم کنار میومدن کجا بود؟
!گودال آب
دقیقا
خیلی ایدهی خوبیه دریوس
به اندازه کافی آب داره؟
مشکل همونه
اگه سطلها رو با آب پر کنیم چی؟
شاید بهتره به جاش حواس دایناسورها رو با غذا پرت کنیم؟
"یه کلام "لباس مبدل
ببینین
یه آبگذر
اگه بتونیم وصلش کنیم کل این منطقه پر از آب میشه
سلام به گودل آب
بیا فعلا جشن نگیریم
اول باید مطمئن شیم کار میکنه
و اصلا نمیدونیم آقای کان کی برمیگرده
برای همینم باید سریع عمل کنیم
صحیح. خب چی لازم داریم؟
آب و دایناسورها آره؟
خب دومی رو من ردیف میکنم
،فایرکرکر که دختر خودمه پیرس هم میتونم بیارم
منم میام. حالا که داریم میریم میتونیم یه سر هم بریم قطب شمال و اینجل و ربل هم بیاریم
خیلی هم عالی. پس من و بروکلین و سمی هم آبگذر رو میبندیم
مشکلی نیست؟ - اصلا -
همین که به شما آدمهای خوب کمکی کرده باشم باعث افتخاره
سمی
دلم برات تنگ میشه
نه اگه من اول دلم برات تنگ بشه
عالی شد
همین رو کم داشتیم. دایناسورهای گرسنه - نه گرسنه نیستن. ببین -
فقط دارن بازی میکنن
که یعنی حالا حالاها جایی نمیرن
داری چی کار میکنی؟
تا اونها هستن که نمیتونیم کار آبگذر رو تموم کنیم
برای همین هم میخوام حواسشون رو پرت کنم
چه طوری؟ - میخوان بازی کنن مگه نه؟ -
منم یه چیزی بهشون میدم تا باهاش بازی کنن
!دریوس نه وایسا
!هی! من اینجام
عاشق اینم که فکر میکنه میتونه همه کارها رو خودش تنهایی انجام بده
میرم کمکش کنم
صبر کن. شاید بهتره من برم
تو توی کار تکی خیلی بهتری
...نه منظورم اینه که
تو میتونی
فقط نگرانی که دوباره کفشهات رو کثیف نشن؟
من بهت ایمان دارم !تیم سمی
ولی اگه به کمک نیاز داشتم چی؟
!زودباش! اینجا رو ببینین
.مشکلی نیست فقط کار آبگذر رو تموم کن
اونم خودت تنها
توی سرما نباشن چیزیشون که نمیشه؟ - چیزی نمیشه -
دفعه پیش هم چند روزی خوب بودن تا رفتن قطب شمال تا باز انرژی بگیرن
فقط تا اون موثع بای سعی کنیم همراهشون باشیم
خب اون که آسون بود - الان فقط فایرکرکر رو لازم داریم -
برگسپارش به من
چون قراره با برگ بکشونمش بیرون
آره بن فهمیدم
!فایرکرکر! هی اف سی
کجایی دختر؟
دیدی؟ چی بهت گفته بودم؟
خیلی خب جماعت
!دنبالم بیاین
خودشه
خوشمزهست نه؟
زودباش بیا بریم
فایرکرکر معمولا خیلی خوش مشربه اما الان انگار توی خودشه
درکش میکنم. این بزرگترین گروهیه که تا حالا داخلش بوده
برای منم معمولا یکمی طول میکشه تا با جمعهای بزرگ راحت بشم
یادته اون اولها که اومده بودم اردوگاه کرتاسه چه طوری بودم؟
هردومون چه طوری بودیم؟
پس خوبه که من بامپی رو داشتم تو هم سمی رو داشتی
آره. دوستهای صمیمیمون
تا حالا به این فکر کردی که بخوای
بیشتر از دوست صمیمی باهم باشین؟
عام یز؟
بامپی یه دایناسوره
فکر نکنم رابطهی شدنیای باشه
آره درسته
البته
داری دربارهی سمی حرف میزنی
...من فقط
من قبلا هم به پسرها علاقه داشتم پس میدونم چه جور حسیه
ولی فکر کنم یه اینچنین حسی به سمی هم داشته باشم
...پس
پس؟
.پس نمیدونم باید چه فکر کنم اولین باره که دارم این رو به کسی میگم
چون هیچکس نیست که در این باره باهاش حرف بزنم
No comments yet. Be the first to leave one.