Fire Country

Fire Country

Download Farsi/persian Untertitel

Staffel 3

Release Info

Fire Country S03E17 WEB AMZN FLUX Filamingo Fa
Ein Kommentar von filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
amzn
flux
web
filamingo
Veröffentlicht am: 2026-08-08
Downloads: 0
Hörgeschädigt: No

Farsi/persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 197 Zeilen.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ آنچه گذشت در «فایر کانتری»... ‏

‏مجبورشون کردی هزینهٔ پاک‌سازی تری راک رو بدن.‏

‏فقط همین نبود.‏

‏آزاد شدی؟‏

‏آزاد شدم، دخترم. آزاد شدم.‏

‏ادارهٔ زندان و شرکت به قصورشون اعتراف کردن؟‏

‏ شارون باهاشان توافق کرد. ‏

‏مجبور شدم قبول کنم ازشون شکایت‏ ‏نکنم و قرارداد محرمانگی امضا کنم.‏

‏نمی‌فهمم این پول چه فرقی داره‏

‏با پولی که خودت امروز گرفتی.‏

‏ امروز روز اسباب‌کشی به بوئنا ویستاست. ‏

‏هیچ‌وقت بابت این کارت نمی‌بخشمت. هیچ‌وقت.‏

‏ همون همسایهٔ خونهٔ پر از خرت‌وپرت؟ خوش‌قیافه‌ست. ‏

‏آینده‌ام روشنه؛ شاید هم کنار فین.‏

‏فکر کنم کائنات‏

‏می‌گه باید با هم شام بخوریم.‏

‏ من کاپیتانم و قدم بعدی ‏

‏رئیس گردانه.‏

‏فقط می‌خوام بدونم نوبت من می‌رسه یا نه.‏

‏برای جای من؟‏

‏بالاخره یه روز.‏

‏جاه‌طلبی‌ات قابل احترامه،‏

‏ولی هنوز نمردم.‏

‏گرفتم، رئیس.‏

‏رئیس. هی. داری می‌ری؟‏

‏آره. فردا شیفت صبح زود دارم.‏

‏باشه. ممنون.‏

‏ممنون. واقعاً ممنون.‏

‏می‌دونم توافق با آکسالتا پیچیده بود.‏

‏و می‌دونم خیلی‌ها ازش راضی نبودن،‏

‏ولی تو بابام رو بهم برگردوندی.‏

‏می‌دونم. و می‌دونم این بخشِ توافق درست بود.‏

‏باشه.‏

‏فردا توی ایستگاه می‌بینمت.‏

‏باشه.‏

‏خوش بگذره.‏

‏شب بخیر.‏

‏هنوز از مامانت عصبانی‌ای؟‏

‏امشب بحث اون نیست.‏

‏هی.‏

‏آخرین سفارش.‏

‏ای بابا.‏

‏می‌دونی که صاحب‌های اینجا دوست‌هامونن.‏

‏فکر می‌کردم برای ما یه «آخرین‏ ‏سفارشِ آخر» هم داشته باشن.‏

‏به سلامتی همین.‏

‏ ـ به سلامتی. ‏ ‏ ـ به سلامتی. ‏

‏خب دخترم، این پسر جدیدت‏

‏قراره بیاد اینجا؟‏

‏ اسمش چی بود؟ فیل؟ ‏

‏اشتباه گفتی.‏

‏فین. تازه پسر جدیدم هم نیست.‏

‏هنوز خیلی بی‌تعهد پیش می‌ریم.‏

‏بابا گبز، ناز نکن.‏

‏طرف عملاً با بابات هم آشنا شده.‏

‏تلفنی.‏

‏دفعهٔ بعد کی می‌بینیش؟‏

‏راستش فردا.‏

‏آها.‏

‏خیلی هم بی‌تعهد!‏

‏قراره برای برنامهٔ جذب نیرو‏

‏از مهارت عکاسی‌اش استفاده کنیم.‏

‏هوم. پس قراره‏

‏با ایستگاه همراه عملیات بیاد و بعد‏

‏- چند تا عکس حین کار بگیره.‏ ‏- چه خوب.‏

‏صبر کن، همراه عملیات با ۴۲؟‏

‏آره، وینس اجازه داده.‏

‏آره، توی ایستگاهی که من کاپیتانشم،‏

‏بدون اینکه حتی یه خبر بهم بده.‏

‏خب، دیگه وقت بستنِ اینجاست.‏

‏میای، بابا؟‏

‏نه، نه.‏

‏فکر کنم بمونم و به بُدی کمک کنم اینجا رو ببنده.‏

‏هوم.‏

‏مراقب خودت باش، باشه؟‏

‏دوستت دارم.‏

‏هی.‏

‏- می‌بینمت.‏ ‏- باشه.‏

‏خوش برگشتی.‏

‏زود از مهمونی زدی بیرون.‏

‏آره.‏

‏بقیه‌اش خوب پیش رفت؟‏

‏آره. بی‌دردسر تموم شد.‏

‏جز اینکه بُدی به زور نگاهم کرد.‏

‏فکر نمی‌کردم توافق با آکسالتا‏

‏به قیمت پسرم تموم بشه.‏

‏بُدی هیچ‌وقت بچهٔ راحتی نبوده.‏

‏ولی همیشه راه برگشتن به ما رو پیدا می‌کنه،‏

‏دیر یا زود.‏

‏امیدوارم این بار زودتر.‏

‏فردا هر دومون توی ۴۲ اضافه‌کاری داریم.‏

‏خب، کوتاه نیا.‏

‏کاری رو کردی که لازم بود، درسته؟‏

‏آره.‏

‏شاید بودن سر کار یه حائل خوب بین‌تون باشه.‏

‏کاش منم فردا یه حائل داشتم.‏

‏باید برم بابا رو ببینم.‏

‏برای اولین بار.‏

‏یعنی چی «برای اولین بار»؟‏

‏اون روز رفتی اونجا‏

‏فشارش رو بگیری‏

‏چون دلت نمی‌خواست دوازده دلار بدی.‏

‏معلوم شد اون دوازده دلار می‌ارزید.‏

‏اصلاً داخل نرفتم.‏

‏از ماشینم پیاده نشدم؛ از پارکینگ هم بیرون نرفتم.‏

‏ببخش که بهت نگفتم.‏

‏آخه فقط...‏

‏می‌دونی، وقتی بابا باهامون زندگی می‌کرد،‏

‏توی این چند سال، هیچ‌وقت این‌قدر زیاد ندیده بودمش.‏

‏برای تو واقعاً سخت بود.‏

‏بعد هم اسباب‌کشی کرد.‏

‏و دوباره همه‌چیز ساکت شد.‏

‏دوباره راحت شد.‏

‏حس می‌کنم فردا اگه پام رو بذارم اونجا،‏

‏دارم خودم دعوا راه می‌ندازم.‏

‏ببین، واقعاً لازم نیست تو هم توی این کار کمکم کنی.‏

‏خصوصاً اگه قراره موقع انجامش‏ ‏این‌قدر عذاب‌کشیده به نظر بیای.‏

‏عذاب وجدانِ بازمانده؟‏

‏من آزادی‌ام رو با سکوت خریدم، بُدی.‏

‏این‌طور نیست که از مامانت ممنون نباشم.‏

‏هستم، ولی...‏

‏اصلاً نباید تو رو توی اون موقعیت می‌ذاشت.‏

‏کاری که آکسالتا کرد غلط بود.‏

‏منو فرستادن بیمارستان.‏

‏ولی من آزاد باشم و بقیهٔ بچه‌ها هنوز اون تو؟‏

‏وقتی برچ هم مرده؟‏

‏ببخشید، ما...‏

‏درواقع بستیم.‏

‏برای نوشیدنی نیومدم.‏

‏دنبال شارون لئونه‌ام. اینجاست؟‏

‏نه. نیست.‏

‏من... من پسرشم، بُدی.‏

‏اوه. رنه هافمن.‏

‏قبلاً با بابام قرار می‌ذاشتی.‏

‏قبلاً شراب پاکتی هم می‌خوردم.‏

‏دیگه هیچ‌کدومش نیست.‏

‏وکیلم؛ و خیلی هم کنجکاوم‏

‏دربارهٔ توافقی که مامانت تازه کرده.‏

‏جدی؟‏

‏تو هم یکی از وکیل‌های آکسالتایی؟‏

‏شماها کی دست از سرمون برمی‌دارین؟‏

‏کار کردن برای آکسالتا واقعاً روحم رو می‌کشه.‏

‏باشه؟ دارم برای یه شکایت گروهی پرونده می‌سازم‏

‏تا حق آدم‌هایی که مسموم شدن رو بگیریم.‏

‏دارم آکسالتا رو دنبال می‌کنم‏

‏از لوئیزویل تا اِج‌واتر،‏

‏تا قربانی‌هاش رو وادار کنم حرف بزنن.‏

‏فهمیدم.‏

‏منظورت اینه ما رو وادار کنی‏ ‏قرارداد محرمانگی‌مون رو بشکنیم، نه؟‏

‏«قرارداد محرمانگی‌مون»؟‏

‏تو چه دخالتی داشتی؟‏

‏من هم از اون آب آلوده خوردم.‏

‏هوم.‏

‏خیال نمی‌کنم بشه به‌راحتی‏ ‏قراردادهای محرمانگی رو بی‌اثر کرد.‏

‏ولی اگه بتونم با شارون جلسه بگیرم،‏

‏شاید بتونم فهرست زندانی‌هایی رو بگیرم‏

‏که حاضر باشن غیررسمی باهام حرف بزنن.‏

‏اگه بتونی وادارشون کنی حرف بزنن، بعدش چی؟‏

‏- بُدی، حتی فکرش رو هم...‏ ‏- منی، منی.‏

‏این می‌تونه آکسالتا رو زمین بزنه.‏

‏درسته؟‏

‏قولی نمی‌دم.‏

‏ولی اگه اون اسم‌ها رو بگیرم، یه شانسی داریم.‏

‏من جلسه رو برات جور می‌کنم.‏

‏بُدی، بی‌خیال.‏

‏ممنون بابت کمکت.‏

‏بفرما.‏

‏و...‏

‏اگه نظرت عوض شد؟‏

‏فقط چند روزه آزاد شدم‏

‏و همین حالا شمارهٔ یه زن رو گرفتم.‏

‏دیدی چی شد؟‏

‏واو.‏

‏این‌ها فوق‌العاده‌ان.‏

‏تو واقعاً هنرمندی.‏

‏صبر ندارم ببینم سر کار چه‌طوری‌ای.‏

‏من... باید برگردم سر کار.‏

‏که تو هم بتونی کارت رو بکنی.‏

‏درسته. کار.‏

‏اوه!‏

‏- ببخشید.‏ ‏- اشکالی نداره.‏

‏کاپیتان، یه کم حواسم پرت شد‏

‏به اون آقایی که دوربین غول‌پیکر دستشه.‏

‏می‌تونستی بگی امروز روز عکسه.‏

‏موهام رو باز می‌ذاشتم یا یه چیزی.‏

‏شوخی کردم، کاپیتان.‏

‏- فقط مدل‌موی مجاز.‏ ‏- آره.‏

‏خب، منم تازه خبردار شدم.‏

‏حداقل توی عکس‌های فین کارهای خفن می‌کنی.‏

‏فقط می‌خوام دورهٔ تازه‌کاری‌ام تموم بشه.‏

‏می‌خوام مثل تو پله‌پله برم بالا.‏

‏جیمز، جاه‌طلبی داری.‏

‏خیلی هم خوبه.‏

‏ولی اینجا، توی ایستگاه ۴۲، سقف پیشرفت محدوده.‏

‏بهترین کار اینه که‏

‏مهارت‌هایی رو که لازم داری یاد بگیری و بعد بری‏

‏ایستگاهی که جای پیشرفت داشته باشه.‏

More Farsi/persian subtitles for Fire Country

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left