Fire Country

Fire Country

Download Farsi/persian Untertitel

Staffel 3

Release Info

Fire Country S03E13 WEB AMZN FLUX Filamingo Fa
Ein Kommentar von filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
amzn
flux
web
filamingo
Veröffentlicht am: 2026-08-08
Downloads: 0
Hörgeschädigt: No

Farsi/persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ آنچه در «فایر کانتری» گذشت... ‏ ‏می‌دونی این یعنی چی؟‏

‏ من بردم. ‏

‏اصلاً می‌خواستی بپرسی کجا دارم می‌رم؟‏

‏کانادا.‏ ‏ژاپن.‏

‏برچ، اون مشروب قاچاقه؟‏

‏نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی.‏

‏می‌دونم می‌نوشی، چون این کار سخته.‏

‏ولی بهتر کردن خودت حتی سخت‌تره.‏

‏رانش دوم داره میاد.‏

‏هی بُدی.‏ ‏پات خوبه؟‏

‏آره، خوبم. فقط کبود شده.‏

‏کمک!‏ ‏یکی زیر اونجا گیر افتاده.‏

‏ خیلی خب، بیاریمش بیرون. ‏

‏از آشناییت خوشحالم، رافائل.‏ ‏تقریباً تمومه.‏

‏بُدی! رسیدیم!‏ ‏تجهیزات پزشکی آوردیم!‏

‏اینجا. دور بعدی با من.‏

‏این مال توئه.‏ ‏ممنون، بُدی.‏

‏عالیه.‏

‏داریم می‌ریم تا بالاترین نقطه.‏

‏سفارش آماده‌ست.‏

‏آماده‌ای؟‏

‏شاید چند دقیقهٔ دیگه لازم داشته باشم.‏ ‏حتماً.‏

‏هرچقدر لازم داری وقت بگذار.‏

‏دیگه وقتی برام نمونده، بُدی.‏

‏چون نتونستی نجاتم بدی.‏

‏سعی کردم، رافائل.‏

‏خیلی متأسفم.‏

‏قبل شیفت اینجا خوابیدی؟‏

‏دیشب تا دیر وقت اسموکیز بودم،‏

‏اینجا نزدیک‌ترین جا بود که بخوابم.‏

‏اسم رافائل رو گفتی.‏

‏کابوس دیدی؟‏

‏نمی‌خواستم فضولی کنم، فقط...‏

‏اولین شیفتته از وقتی از دستش دادی و...‏

‏گفتم یه سر بهت بزنم، آتش‌نشان به آتش‌نشان.‏

‏توی بیسبال یاد گرفتم باخت‌ها رو پشت سر بذارم،‏

‏و با بردها خفه‌شون کنم.‏

‏فقط رو به جلو برم.‏

‏پس... همین کار رو می‌کنم.‏

‏خیلی ممنونم، دکتر ورما.‏

‏دربارهٔ وقت دکتر بابا بود؟‏

‏آره.‏ ‏دوستت دارم.‏

‏فرشته‌ای. ممنون.‏

‏و نابغهٔ برنامه‌ریزی.‏

‏مراقبِ بهداشتِ خونه ساعت هفت امشب می‌ره--‏

‏من از اون موقع شیفت رو می‌گیرم-- ولی آدری هم شهر نیست،‏

‏پس یه آتش‌نشان کم داریم تا وقتی بره‏

‏وسایلش رو از کارولینای شمالی جمع کنه، ولی...‏

‏اون بخشش رو هم حل کردم.‏

‏سفارش آبجوی اینجا رو هم جلو انداختم،‏

‏چون...‏ ‏چون تویی دیگه.‏

‏عالیه. آخرین چیزی که می‌خوایم اینه که‏

‏فارغ‌التحصیل‌ها شیرهای آبجومون رو خشک کنن.‏

‏آره. بزرگسال‌هایی که از یه بازی بیسبال دبیرستانی‏

‏بهانه می‌سازن برای مست کردن.‏

‏فقط چون اِج‌واتر دوباره قراره‏

‏توی «کانتی کلش» از ایل ریور حسابی ببازه،‏

‏حق نداری بازی رو مسخره کنی.‏

‏رقیب‌های ابدی.‏

‏آره، اونم از نوع خشنش.‏

‏اوم...‏

‏اوه، عاشق دفتر برنامه‌ریزیت شدم.‏

‏سلیقه‌ت عالیه.‏

‏آه!‏

‏همچنین.‏

‏رنه. سلام.‏

‏وینی.‏

‏خدای من. همون «رنه»؟‏

‏وای خدا، دوست‌دختر دبیرستانت.‏

‏آره.‏ ‏آره...‏

‏اینم همسرم، شارون.‏

‏می‌خوام همه‌چی رو دربارهٔ وینیِ دبیرستانی بشنوم،‏

‏و اگه عکس آبروریزی هم داری،‏

‏پول خوبی بابتش می‌دم.‏

‏اوه.‏ ‏باحال می‌شه...‏

‏برای بازی اومدی؟‏

‏برای کار.‏

‏تازه یه اجرا توی لوئیزویل داشتم.‏

‏قبلش هم لندن بودم.‏

‏ابی رود رو دیدم.‏

‏تو بالاخره اون سفر رو رفتی، وینی؟‏

‏اوم...‏ ‏اصلاً نمی‌دونستم می‌خواستی بری لندن.‏

‏می‌شه یه سر به ایستگاه آتش‌نشانی بزنی؟‏

‏برنامه‌ش رو بچینیم؟‏

‏آره. همین الان دوستش دارم.‏

‏اوه، وای.‏ ‏این رو ببین.‏

‏اوه.‏

‏دوقلوهای کانتی کلش.‏

‏نه دوقلوی توئه، نه خونهٔ تو.‏

‏آره، ولی خونهٔ من غذا نداره،‏

‏چون گبز هی جدول کارهای هم‌خونه‌ای رو نادیده می‌گیره.‏

‏و این دقیقاً چه ربطی به من داره؟‏

‏می‌دونی چیه؟‏

‏هوم.‏ ‏وقتی اون‌جوری نگام می‌کنی خوشم نمیاد.‏

‏پس از کابینت‌های لعنتی من دور بمون.‏

‏هی، هی!‏

‏دنبال چی می‌گردی؟‏

‏نه، ولی اون پیشخدمت جدید اسموکیز نیست؟‏

‏داداش، دیشب خیلی خوب هوات رو داشتم که با یکی آشنا شی.‏

‏اوه...‏ ‏چی شد؟‏

‏آره، بودی... ولی همون‌طور که گفتم،‏

‏من دنبال ارتباط واقعی‌ام،‏

‏نه رابطهٔ یه‌شبه.‏

‏اصلاً شماره‌ش رو گرفتی؟‏

‏باشه، ارتباط واقعی.‏

‏پل رو با چی می‌سازیم؟‏

‏با گرفتن شماره.‏

‏پرسیدم.‏

‏و نداد...؟‏

‏خیلی متأسفم.‏

‏ببین رفیق...‏ ‏عجیبه.‏

‏دیگه خوب بلد نیستم خودمو در معرض آشنایی بذارم.‏

‏هوم.‏ ‏فکر کنم همه‌چی فقط...‏

‏اون موقع آسون‌تر بود که...‏

‏وقتی از نظر احساسی بچه بودی و زن‌باره.‏

‏نمی‌خواستی...‏ ‏نه.‏

‏ببخشید. هوم.‏ ‏می‌خواستم بگم،‏

‏اون موقع که این «زندگیِ تقریباً شکل‌گرفته» رو‏

‏با کارا و جِن روی دوشم نمی‌کشیدم.‏

‏یادت هست دیگه، نه؟‏ ‏آره.‏

‏باشه، ببین. فهمیدم چیه.‏

‏یه‌کم جذبه‌ت رو از دست دادی.‏

‏ولی می‌تونم کمکت کنم، چون الان‏

‏من و فرانسین از نظر عاشقانه روی موجیم،‏

‏و من و منی هم از نظر کاری‏

‏روی موجیم.‏

‏پس وقتی جذبهٔ یکی از دوست‌ها کمتره،‏

‏من موظفم یه تیکه از جذبهٔ خودمو بکنم...‏

‏و بدم به تو.‏

‏این یکی رو شخصی نمی‌کنم.‏

‏حالا که دخترم دوباره پشتمه،‏

‏واقعاً دارم نور آخر تونل رو می‌بینم.‏

‏شما چی؟‏

‏چیزی هست که منتظرش باشین؟‏

‏منتظرم این سرماخوردگی لعنتی رو‏

‏که کل اردوگاه رو گرفته پشت سر بذارم.‏

‏می‌فهممت رفیق.‏ ‏داداش جلوی دهنت رو بگیر.‏

‏خوبی رفیق؟‏

‏برچ، لازمه بری درمانگاه زندان؟‏

‏نه. الان پاکم.‏

‏یه قدم پام برسه زندان، پاک موندنم به باد می‌ره.‏

‏این‌قدر خودتو دست‌کم نگیر رفیق.‏

‏واقعاً داری روی برنامه‌ت کار می‌کنی.‏

‏توی زندان منی‌ای نیست که هوامو داشته باشه.‏

‏هی، می‌ری داخل، درمانت رو می‌گیری،‏

‏و برمی‌گردی همین اردوگاه.‏

‏آره؟‏

‏همینو به کوسوگی گفتن.‏ ‏به کارتر هم گفتن.‏

‏می‌بینیشون که برگشته باشن؟‏

‏خیلی خب.‏

‏همین‌جا یه درمانی برات جور می‌کنیم.‏

‏نه درمانگاه، نه زندان.‏

‏هواتو دارم.‏

‏قول می‌دم.‏

‏فقط یه ناهاره. چیز مهمی نیست.‏

‏عجیبه.‏

‏تو فقط...‏

‏داری با دوست‌دختر دبیرستان من وقت می‌گذرونی؟‏

‏عجیبه.‏ ‏یه‌کم هم جذابه.‏

‏درست شنیدم؟‏

‏رنه اومده شهر؟‏

‏بی‌خیال شو، لوک.‏ ‏هی.‏

‏تو همون آتش‌نشانی هستی که امروز جای آدری رو پر می‌کنی؟‏

‏آخرین شیفتمه قبل از اینکه راهی ژاپن بشم.‏

‏به ژاپنی یعنی «سلام، من مجردم». ‏

‏معلومه.‏ ‏بیاین برگردیم سر موضوع.‏

‏رنه. دردسره، شار.‏

‏عمو لوک؟‏

‏هی بُدی.‏ ‏چه خبر مرد؟‏

‏بُدی کایوتی.‏ ‏ببین چه تیپ کَل فایری هم زدی.‏

‏آره.‏ ‏اوه اوه. سال کارآموزی داره لهت می‌کنه، نه؟‏

‏چندتا مأموریت سخت داشتم.‏

‏ولی صدای مربی دابز توی سرمه که می‌گه...‏

‏«حرکت قبلی رو فراموش کن.»‏

‏بازی کانتی کلش سال آخر دبیرستان بود که مصدوم شدم،‏

‏همه‌چی از مسیر خارج شد، ولی...‏

‏امروز دارم همون روز رو با آتش‌نشانی می‌گذرونم.‏

‏این دیگه یه راه حسابی برای رو به جلو نگاه کردنه، پسر.‏

‏هی، میای کمکم کنی لباس‌های عملیاتی رو پیدا کنیم؟‏

‏آره.‏

‏«حرکت قبلی رو فراموش کن.» می‌دونی یعنی چی؟‏

‏نه.‏

‏یعنی گذشته رو توی گذشته بذار.‏

‏آه. مردهای گنده دارن از مربی دبیرستانشون نقل‌قول می‌کنن.‏

‏فقط ناهاره، وینی.‏

‏پس امشب بازی سالانهٔ دو رقیبه.‏

‏و اِج‌واتر امسال تیم داره.‏

‏مارماهی‌های ایل ریور قراره نابود بشن.‏

‏اوه، برای اسم نماد مدرسه‏

‏یه‌کم زیادی دم‌دستی نیست، رئیس؟‏

‏آره.‏ ‏ببخشید، کارآموز همین الان درخواست کرد‏

‏یه هفتهٔ اضافه توالت تمیز کنه؟‏

‏وای.‏

‏به‌هرحال،‏

‏این بازی هر سال یه دردسر هم هست،‏

‏چون بچه‌ها کل روز‏

‏سر مدرسهٔ رقیب شوخی و خرابکاری درمیارن.‏

‏مثل وقتی گرگ شینکل خونه‌مون رو با دستمال توالت پیچید.‏

‏هنوز عصبانی‌ام که بابا نذاشت تلافی کنیم.‏

More Farsi/persian subtitles for Fire Country

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left