Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(افـتـخار ۲)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
هوا خیلی طوفانیه نشنیدم صداتو چی گفتی الان؟
دوست همسرتون، آقای سون میونگ وو هی داره تماس میگیره قربان
کی؟ سون میونگ وو؟
لعنتی
گوه توش بخاطر پریدن اثرات دارو هیچی یادم نمیاد
رمزش چی بود؟
چی؟
چیه؟ زود بگو سرم شلوغه
کجایی؟ میشه ببینمت؟ میخوای بیای اینجا؟
میخوای منو ببینی؟ چرا؟
خب. باهات حرف دارم
باید پول عوض کنم تو دلار داری، آره؟
هوی، صدامو شنیدی؟
عوض کنی؟
چقدر؟ چهار دلار؟
برو درتو بذار بابا من وقت برای این چیزا ندارم
پتیارهی سگ صفت
چه زری زدی الان؟
ها راستی
احتمالا یادت نمیاد، نه؟
عین خرابا چهار دستو پا میخزیدی
حتما ویدیوش رو به عنوان هدیه برات میفرستم
توام اون روز اونجا بودی آره؟
روزی که سوهی مرد
با اینکه پرت شدنش رو دیدی ولی به پلیس زنگ نزدی ها؟
چی چرت میگی؟ نمیفهمم
معلومه که به پلیس زنگ نزدم رو دراگ بودم اون روز
سرم شلوغه، قطع میکنم انقدر اذیتم نکن
چقدر لاشی ای تو
عوضی
جونم آقای رئیس؟ خوشت اومد؟
اینکه سگ خودت گازت بگیره چه حسی داشت؟
پفیوز، کجایی تو؟
کجا میتونم باشم آخه؟ ور دل خودتم
یه چیزی کشیدی تو حتما
این چیه فرستادی برام؟
چرا وقتی میدونی چیه بازم میپرسی؟ گزارش اختلاس هاته
...اون دفترچه نشون میده که اون پول
به جای زمین گلف توی فیلیپین کجا رفته
پس مختصر میگمش
دهنمو واسه بعضی از راز هات بسته نگه میدارم
برای هر صفحهش، یه بیت کوین
بیشرف لاشی
بازار داره منو میکشه و تو چی میخوای؟ هوس مرگ کردی؟
واه! منم میخواستم همینو بگم
باشه، روزی که سوهی مرد رو یادته؟
تو اون روز عذر موجه یونجین بودی، آره؟
چی بلغور میکنی واسه خودت مغز فندوقی؟
احمق. نشونی کیف پول رمزنگاریم رو برات فرستادم
چهل و هشت ساعت وقت داری بفرستیش
آه، جه جون پفیوز تو اونقدرام سفت و سخت نیستی، نه؟
هوی! هوی
سگ پدر! هوی
الو؟
الو، منم. عشق زندگیت- برو در کونتو بگیر بابا-
خب، اگه بخوای میتونم همینکارو کنم
پس چرا نمیای همین حالا از کره بریم؟
وای. چقدر کیوت شدم
باشه بابا ساییدیمون. میدونیم کیوتی
واسه همین میخوام بهت لطف کنم دیگه
چرا اون روزی که سوهی مرد رفتی مدرسه؟ ها؟
اگه کره بمونی مشکوک میشن بهت
پس بیا بریم هه جونگ بیا باهمدیگه بریم
بریم روسیه
کفش پاشنه بلند
چرا داری میری روسیه؟
آها، بالاخره تصمیم گرفتی سگ بشی؟ یه سگ سورتمه سوار؟
!پتیارهی کثافت
!میخوام برات بلیت فرست کلس بگیرم
تو تنها کسی هستی که !رمز ورودی آپارتمانم رو میدونه
نمیبینی چقدر عاشقتم؟ ها؟
چی گوه میخوره
گیونگ ران، کت خز داری؟
به همشون زنگ زدم
باید میدیدیشون ریده بودن به خودشون
یونجین چطور؟ باهاش ملاقات ترتیب دادی؟
خب، حقیقتش میخواستم اول بهت زنگ بزنم
بعد از تو میخوام به اون زنگ بزنم
احیانا
این به این معنیه که داری منو توی لیست افرادی که باهاشون تماس میگیری قرار میدی؟
واو دونگ اون، تو خیلی باهوشی
میدونی، دونگ اون من در مورد تو به اونا نگفتم
خودتم میدونی چطوری میتونن باشن
احتمالا همونجا کارتو تموم میکنن
پس میرم سر اصل مطلب
اگه میخوای زندگی طولانی ای داشته باشی تگ اسم رو بهم بده
::::::::: آيــــ(افـتـخار ۲)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
چه جالبه که اینجا میبینمت
نمیدونستم باید تو رو هم با خودم میوردم
میتونستیم باهم کار کنیم. مگه نه عزیزم؟
باید یه علامت بذارم تا دوستم بفهمه اینجا بودم
ولی نمیدونم چطوری
پس توام بهم بگو اوپا اینجا چیکار میکنی؟
دونگ اون بهت پیشنهادی چیزی داده؟
حتی اگه اینکارو هم کرده باشه تو چرا باید بیای اینجا؟
چیه؟
تو با من بودی. و حالا کنجکاوی که بدونی بودن با یه معلم چطوریه؟
تو کسی هستی که درموردش کنجکاوم
تنها نقش اصلی اینجا
تویی یونجین
فقط یک بار ازت میپرسم
اگه خودت جوابمو ندی از کس دیگه ای میپرسم
...تو در حدی قلدر بازی در آوردی
که کسی بخواد خودشو بکشه؟
به صورت کلامی یا فیزیکی
کسی رو اذیت کردی؟
پس بالاخره قصد کردی
از قضیه خبردار بشی؟
خانم مون کاری کرده که لایق این کارا باشه؟
حتما باید کاری کرده باشه؟
چی گفتی؟
اینکه من براش قلدری کرده باشم فقط حرفای اونه
بخاطر این بود که از همدیگه خوشمون نمیومد
من دارم میرم
پس به هرچی میخوای نگاه کن
عزیزم، امروز کسی که ناامید کننده بود تو بودی
نه من
داشتی چه فکری میکردی با خودت؟
نمیشه اون جسد هارو بدون اجازه من لمس کرد
دیوونه شدی؟
...میدونم قربان. ولی فکر کردم شاید
...چون پسر مدیر سون بودن
برو پی کارت
شما جو یوجونگ هستی؟
خودم هستم. من بهش گفتم بذاره برم داخل
میشه باهم حرف بزنیم؟
پس، جسد یون سوهی منجمد شده؟
بله
سوابق ما میگه که اون داخل سردخونهست اما درواقع جسدش منجمد شده
همونطور که میدونید، این اطلاعات محرمانه ان
ببخشید ولی میشه بهم بگین چرا انقدر درموردش مصمم هستید؟
بخاطر دلایل شخصی
ولی چرا بیمارستان همچین کاری میکنه؟
هدفتون از اجرای این همه اقدامات امنیتی چیه؟
هدف اصلیش... مطمئن نیستم
فقط میدونم این دستورات از سمت مدیر فقید بوده
پدر من؟
سه، هفت، دو، چهار
وقتی دیدم چراغ ها روشنه خیلی خوشحال شدم
خیلی منتظر موندی؟ باید وقتی میرسیدی بهم پیام میدادی
منم یکم پیش رسیدم
فکر کنم سرت شلوغ بوده امروز- نه-
یکم توی سئول کار داشتم
حقیقتش، حوله آبیه رو برای تو گرفتم
صورتی تنها رنگیه که به من میاد
واو، واقعا داری چکش میکنی؟
واقعا بهت میاد
خدایی؟
معذرت میخوام ولی من هنوز اتاق مهمان رو آماده نکردم
امشب رو روی تخت من بخواب و فردا برای اتاقت میرم خرید
اتاق من اونجاست
راستش من یه چیزی سفارش دادم ولی تخت نیست
اگه وقتی من خونه نبودم رسید فقط بذارش یه گوشه
خودم مونتاژش میکنم
چی سفارش دادی مگه؟
پلیس ها زنگ زدن میخوان مصاحبه کنن چیکار کنم؟
منظورت چیه؟ فقط یه مصاحبهست دیگه
چیه؟ تو میونگ وو رو کشتی؟
توام فکر میکنی من کشتمش؟
گوه توش. نکنه من کشتمش؟
اه، چه مرگت شده باز؟
،یادم نمیاد آخرین باری که دیدمش
باهاش دعوا کردم یا چی
واقعا یادم نمیاد
به نظرت کدوم بهتره؟ ارتکاب قتل یا مواد مخدر؟
بهش فکر کن. تو میتونی کاملا تصادفی یه نفر رو بکشی
ولی تصادفی مواد کشیدن... یکم عجیب نیست؟
سارا خیلی رو مخمی قطع کن دیگه
اونا به توام زنگ زدن؟ مصاحبهی تو کیه؟ واسه من هفته بعدیه
امروزه
فکر کنم اومد
بفرما داخل
امروز؟
نه. وایسا گوشی رو بذار روی بلندگو
نه نه ضبطش کن
...دارم بالا میارم
تمومش کن. خب؟
بشینید لطفا
من خیلی سرم شلوغه
نمیتونستم واسه پلیس وقت بذارم
مشکلی نیست برای منم بهونه ای شد تا بیام بیرون
من دادستان چوی هستم یکم پیش تماس گرفتم باهاتون. اینم کارتمه
آها
شما همیشه دنبال بزرگسال های گمشده میگردین؟
ایشون دیگه گمشده نیستن این یه پروندهی جناییه
به نظر میرسه آقای سون ممکنه با مواد مخدر درگیر باشن
آخرین باری که آقای سون رو دیدین یادتون میاد؟
مطمئن نیستم
سه هفتهست که سر کارش نیومده
چرا وقتی سر کار نیومد پیگیرش نشدین؟
حقیقتش، وقتی میخواستم اخراجش کنم دیگه پیداش نشد
خیلی کارمند مزخرفی بود
خودتونم میدونین اخراج کردن کسی اینروزا خیلی سخت شده
بله، خب
چیز دیگه ای که ممکنه مفید باشه یادتون میاد؟
اونموقع با کسی ملاقات میکرد؟
...آها. قبل از اینکه مفقود بشه
یکی بود که ناامیدانه دنبالش میگشت
No comments yet. Be the first to leave one.