Die ersten 200 Zeilen.
درخت ها زندگی رمزآلودی دارن که فقط برای کسانی
که قصد بالا رفتن از آن را دارند نمایان خواهد شد
زمان تولدم رو بخاطر نمیارم
ولی وقتی سه ماهه بودم
مادرم بهمراه من بعنوان دلیلی بر اثبات شکستش
برگشت پیش خانوادش
زرق و برق دوران کودکی من خاص بود
بخاطر فقر و آزادی مطلق اون
در فضای باز
احاطه شده توسط درختان حیوانات و مردمی که
نسبت به من بی تفاوت بودن
رینالدو
رینالدو
بچه جون اون آبو زود بیار دیگه ای بابا
همه منتظرن
سالهای اول زندگی من توی اتاقی پر از زن های غمگین سپری شد
که تحت فرمان مادربزرگم بودن
قلب خانه
تنها زنی که همزمان هم سرپا شاشیده بود
هم با خدا حرف زده بود
مادرم یه زن خیلی زیبا و تنها بود
اون فقط یه مرد رو تو زندگیش دیده بود پدرم
و فقط چند ماه از لذت عشق بهرمند شده بود
ولی بعدش همه این چیزارو تا آخر عمرش گذاشته بود کنار
که یه حس نا امیدی عظیم درونش ساخته بود
پاکدامنی اون بمراتب شدیدتر از یه باکره بود
حرومزاده
گمشو
حیوون
حرومزاده
عوضی
عجیب ترین اتفاق دوران کودکی من
توسط بهشت رقم خورد
ریزش قطرات ریز آب
مانند رگبار تفنگ روی سقف ها
و رژه رفتن سیل عظیم سربازان بر فراز درختان
لبریز شدن، جاری شدن غریدن درون پیمانه ها
بشکل کنسرتی از درام ها
بارش آب درون آب
خیس و سوت کشان خارج از کنترل
افسون شده توسط خشونت
هرچیزی که تو مسیرش بود رو با خود میبرد
درختان، سنگها، حیوانات، خانه ها
این راز ویرانی بود
قانون زندگی
اونطوری که من دیدم
اسم منو با غرش صدا میزد
گلها دستگاه تناسلی دارن
بچه ها، کسی میتونه بگه دستگاه تناسلی
مردها اسمش چیه؟
رینالدو؟
رینالدو؟
کیر یه کیر دراز و لاغر
ازش نپرس اهل کجاس
خودت نمیبینی که از باغ اومده
و زیباترین گل اون باغه؟
عصربخیر ببخشید
آقای فونتس نمیخوام مزاحم شامتون بشم
چیکار کرده؟
نه، اون کار بدی نکرده
من اومدم بهتون بگم رینالدو یه استعداد ویژه داره
چجور استعدادی؟
اون احساساتی برای شعر گقتن داره
بعد اون ماجرا پدربزرگم مزرعه رو فروخت
و خانواده رو به "هولگین" منتقل کرد
یه بقالی باز کرد
و با هیچکدوممون هم حرف نزد
هولگین یه شهر با 200000 نفر جمعیت بود
با یدونه ماشین جمع زباله
شورشیا رسیدن به ولاسکو
پیاده بریم یه روزه رسیدیم
باشه
امشب میریم
خیلی خوبه
بنظرت میتونی ترتیب اونو بدی؟
اسم من رینالدوئه اسم تو چیه؟
لولی
دوست داری برقصیم؟- حتما-
چیکارت کنم تو رو؟ بچه ای آخه
به جنگ بپیوندید
رادیوی ربلده از فراز کوه های مشرق
از سیرا مایسترا
سرزمین آزاد کوبا
و این هم از رادیو ربلده
کجا میری بچه جون؟
سر جاده- کجای سر جاده؟-
ولاسکو
ولاسکو؟ تو که بچه ولاسکو نیستی
من بچه ولاسکو هستم اونجا میخوای بری چیکار؟
آهان، شورشیا رسیدم ولاسکو
میخوای بری بهشون ملحق بشی؟
مامان جونت میدونه داری میری به شورشیا ملحق بشی؟
نه
نه
کجاس؟
میامی. اونجا کار میکنه
میخوای ببینیش؟
برعکسه
خوشگله
میخوای یه حرکتی بزنی؟
بعضی وقتها منم میخوام یه حرکتی بزنم
مادرم یه مغازه تو ولاسکو داره
قبلن مغازه برای مادربزرگم بود
و قبل اون برای مادر مادر بزرگم
من 6 تا داداش دارم
همشون میخوان به شورشیا ملحق بشن
داداش دومی رفت ملحق شد
من وسطی هستم، دلم نمیخواد ملحق بشم
اونو برام بیار
برو خونه
شورشیا دیگه تو ولاسکو نیستن
بدو، بپر پایین
بپر پایین گفتم
چیه؟ چیه؟
جاوید فیدل
زنده باد فیدل
زنده باد کوبا
برای امروز کافیه
خسته نباشید استاد
مامانم چطور تنبیهم میکرد نفرین میکرد
"داد میزد میگفت: "ای پسره ناخلف
رو به آسمون فریاد میزد: "دلم میخواد سربه بیابون بزنم"
ولی من خداییش نمیدونستم چی میخواد
ولی الان وایساده روبروم
مثل یه کنده بزرگ درخته
و اگه زیاد درد نداشت روبروش زانو میزدم
و ازش میخواستم دوباره تنبیهم کنه حتی محکمتر
اونوقت خوشگل میشد
چقدر تو دامن کوتاش خوشگل میشد همونی که با گونی دوخته بود
با اون بلوزی که از خواهرش دزدیده بود
دلم میخواست بلند شم و ازش معذرت بخوام
دلم میخواست بگم مامان چقدر امروز خوشگل شدی
شبیه اون زنایی شدی
که عکسشون روی کارتهای سال نوئه
ولی چیزی نگفتم بخاطر گره ای که تو گلوم بود
خیلی خوب بود اسمت چیه؟
رینالدو آرناس
اینو کی نوشته؟
خودم، شعر خودمه قسمتی از کتابمه
اسم این کتابت چیه؟
"از خوشی سرودن"
دانشجویی؟
بله من حسابدار کشاورزی هستم
بگو ببینم، با کار کردن تو کتابخونه ملی
احساس راحتی میکنی؟
حقوقش زیاد نیست
ولی میتونم بهت قول بدم که میتونی همه کتابایی
که تا حالا دوست داشتیو بخونی
باعث خوشحالی منه
خیلی ممنون
متشکرم
ببینمت، میخوای برسونمت؟
میخوام برم سمت پایین سمت گایانوس
بپر بالا
سلام
باحاله نه؟
قبلنا زیر پای "ارول فیلین" بوده
باورت نمیشه، نه؟
تو داشبوردو ببین
مواظب باش
دوس داری باهام بیای سینما؟
چی؟
میخوای باهام بیای سینما؟
پیاده میشم- دهنتو-
هیچی کونم نداری تازه
ول کن بابا پسر
فردا هم میبینیش
برین پایین
دیوونه
شنبه هفته پیش صد پزو دراوردم
دادم 10 تا از بچه های تیم ملی باله
برام ساک زدن
خسته نشدی؟
اگه بابتش پول بگیری خسته نمیشی
این یارو رو میشناسی؟
نه
سلام
بابت اون روز معذرت میخوام
نه بابا بیخیال فراموشش کن
من رینالدو هستم- منم پپه هستم-
پایه یکم بستنی هستی؟- آره-
امروز فقط وانیلی دارن
یه مخلوط موز پسته براش بیار
یه بستنی
برو
خب، بچه کجایی رینالدو؟
از محلی های سمت اورینته هستم
مهمه بچه کجا باشم؟- نه-
کارت چیه؟
تازه یه کار تو کتابخونه ملی پیدا کردم
ولی دوست دارم نویسنده بشم
ای بیچاره
یه پسر روستایی تو هاوانا که داره به انقلاب خدمت میکنه
مامانت کجاس؟- رفته بار-
کلیدو بده
خدافظ
بفرما
میگه کار میکنه
فقط یه دکمش یکم خرابه
چطوری جبران کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.