Die ersten 200 Zeilen.
سال دهم، بعد از میلاد مسیح یک سال پس از نبرد واروس
افراد قبیله چروسکی به اعماق جنگلهای شمالی بازگشتند
رئیس آری در شرف شاه شدن و متحد کردن قبایل است
ولی امپراتوری روم از ادعای خود نسبت به سرزمین بربرها دست بر نداشته است
وایستین
بعضی از وحشیها فاحشههاشون رو ول کردن
هنوز زندهست؟
اون رو پیش فرمانده تیبریوس ببرین
اون یه غنیمت اضافهست
اگه این جندههای بربرها خیلی کثیف نبودن
شاید میتونستیم باهاشون یه حالی بکنیم
شمشیرهاتون رو در بیارین
سپر دفاعی تشکیل بدین
گور باباش
هرچهقدر میتونین بردارین و بقیه رو بسوزونین
پوست بز سوئبیها پول خوبی بابتشون میدن
و پول بیشتری از فروشـش به رومیها بهدست میارن
بازم بود؟
تموم ارابهها پر از اینها شده
برای چی بهش نیاز دارن؟
این چیه؟
برای «کانتربرنیا» بهش نیاز دارن
کانتو چی؟ یعنی چی؟
کانتربرنیا به چادرهای بزرگ گفته میشه
برای سربازها
برای هزاران سرباز
پیامرسان برای رئیس آلدریک و برندلف بفرستین
باید حرف بزنیم
آرمینیوس، شیطانصفت
اون زمان واروس رو فریب داد
ولی تیبریوس الان هیچکاری نمیکنه ...و سربازامون دارن
مثل مگس میریزن
سرفرمانده گرمانیکوس
اینقدر چرت و پرت نگو
آرمینیوس هم فانیه
فقط باید بهش یاد بدیم چهطوری بمیره
چادر برای کل سپاه
دیگه نمیتونیم اینها رو تحمل کنیم
امشب باید اقدامی کنیم
توی هر روستایی که پوست پیدا کنیم اون رو میسوزونیم
هیچ سوالی مطرح نشده - به استراتژیمون میچسبیم -
تیبریوس
اینها افراد من هستن
همرزمهام
برادرانم
استراتژی ما نباید جوری باشه که حتی یکیشون توسط این حیوونها کشته بشه
تا وقتی سپاه جدید برسه حمله نمیکنیم
گرمانیکوس
پسرم، روم ذخایر تموم نشدنی ...از فرماندهان شجاعی مثل تو داره، ولی تو
تو تبدیل به سزار بعدی میشی
مثل اونها فکر کن
چرا چندتا قبیله رو نابود کنی وقتی میتونی کل کشور رو از بین ببری؟
توملیکوس، رئیس قبلیه کوچولوم
ممنون
چیه؟
موفقیتآمیز بود، نه؟
روم داره خیلی نزدیک میشه با جنگ فاصلهی زیادی نداریم
یکی از افسرها قبلتر به اسم تیبریوس اشاره کرد
یعنی اردوگاه کنار رودخونه تحت فرمان اونه
تیبریوس فقط وقتی اوضاع جدی میشه پیداش میشه
قبلا به واروس نشون دادیم جدی" یعنی چه"
تیبریوس فرمانده ارشد رومه اون «ایپریوم پروکنسولاره» داره
چی داره؟
اختیار کامل به همهی سپاهیان داره
فقط یه سزار همچین قدرتی داره
در نهایت، اون فقط یه رومی دیگهست
ما توی گردنهی کوهستانهای جنوب دیدهبان گذاشتیم
اگه از اونجا نیرویی رد بشه ما متوجه میشیم
رئیس برندلف، این چادرها خودشون گواه همه چیزن
منتظر سربازهایی که پُرشون میکنن نمیمونیم
اگه میخوای الان حمله کنی
جنگجویان ما در کنار خواهند بود
این برای متحد کردن قبایل مارسی لامباردها و چروسکی کافی نیست
رئیس هدگان دوباره میجنگه - آره -
ولی فقط برای بهای مناسب
رئیس روریک و ایبور
قبیلههای کاتی و بتاوی
همه ازت حمایت میکنن
این کافی نیست، آلدریک
تعدادمون برای مقابله با سپاه تیبریوس خیلی کمه
مخصوصا اگه یه سپاه دیگه توی راه باشه اونها دوباره همین اشتباه رو تکرار نمیکنن
توی یه اردوگاه مستحکم، سپاه دوم تعدادشون رو به 20000تا افزایش میده
با همدیگه شاید 8000 تا بشیم هیچی نیست
ماربد
مارکومانها
اون با ما متحد نمیشه - اون 70000 نفر داره -
70000؟
ماربد تاحالا اهمیتی به اتفاقاتی که توی غرب افتاده نداده
هیچوقت تا حالا خطر به این بزرگی تهدیدمون نکرده - باید همهچیز رو امتحان کنیم -
و این فقط به یک معنیه - ما به ارتش ماربد نیاز داریم -
غیر از تو کی دیگه میتونه قانعش کنه، آری؟
ماربد باید توی راه اینجا برای گردهمایی قبایل توی انقلابِ تابستان باشه
این عالیه
دیدین؟
نشونهای از طرف خدا
آدوولف برای رئیس روریک 10 اسب بببر
بهش بگو اگه کمکمون کنه هیچ ادعایی نسبت به غنیمتها نمیکنم
و همین پیام رو برای رئیس تورلیف ببرین
فورا حرکت میکنم
بعدا میبینمت
فکر میکنی دهتا اسب کافیه؟
و ماربد؟ تو باید باهاش حرف بزنی
برای شکار یا ماهیگیری دعوتش کن
یا برای آبجو خوردن و حال کردن با فاحشهها
ماربد باهوشه همین الان هم میدونه ما نیروهاش رو میخوایم
میشناسیش؟
خیلیوقت پیش
ماربد شاهزارهی من، ما آمادهایم میتونم پیشرفتمون رو بهتون نشون بدم؟
کار چادرها تقریبا تموم شده
خندق بکنیم و دیواره دفاعی بسازیم؟
نیازی نیست
هیچکسی جرات شکستن صلح توی گردهمایی قبایل رو نداره
خیلی خوب، شاهزاده
عجب جهنم درهای
این حشرهها
توی چندسال گذشته به گردهمایی قبایل نیازی نداشتیم
امسال فرق داره آینده قبایل
پیروزی در برابر واروس
از کی تا حالا به بقیه قبایل اهمیت میدیم؟
اونها بهمون اهمیت میدن
باید ازش استفاده کنیم
رئیس ماربد
تالیو هستم از طرف قبیله چروسکی اومدم
رئیس قبیلهم آری، پسر سگیمر مراتب احترامشون روبراتون فرستادن
رئیس آری
همین؟
آری ازتون دعوت کرده تا قبل از گردهمایی قبایل در انقلاب تابستانی
باهاش به شکار برین
شکار
فقط همین؟
فقط برای لذت و هیجان شکار کردن؟
بله
برای لذت شکار
بهش بگو
دعوتش رو قبول میکنم
من هم از شکار کردن لذت میبرم
...آری
خیلی بلند فکر میکنی نمیتونم بخوابم
با ماربد یا بدون اون، یه راهی پیدا میکنی
خدایان کسانی رو که همهش چشم انتظار کمکشون نیستن
و خودشون برای حل مشکلات پا پیش میذارن رو دوست دارن
رونا چی گفت؟
احتمالا باید یه گوسفند قربانی کنم
باید یاد میگرفتم خودم میتونم سرنوشتم رو رقم بزنم
که میتونم هرکسی بخوام باشم
من هم رومی هستم، تاسنلدا
نمیتونم راحت ازش خلاص شم
تو همونی هستی که هستی
خوبه، صبرکن
ایست
برای بازار اومدی؟
من سرفرمانده فلاووس کوینکتیلیوس واروس از سپاه ششم هستم برای یه ماموریت مخفی اومدم
ماموریت بسیار مهم
سند و مدرکی داری؟ - بذار داخل شم -
دروازه رو باز کنین
فرمانده تیبریوس بسیار متاسفم
حرف بزن، سرباز
یه ملاقات کننده براتون اومده فلاوس کوینکتیلیوس واروس
فلاوس واروس
جرات کرده به اینجا بیاد
درود بر سزار
فرمانده تیبریوس
گرمانیوکس
فرماندار
درود بر سزار
اسم امپراتور توی دهن برادر آرمینیوس چرخیده؟
من برای یه ماموریت مخفی برای دستگیری خیانتکار بزرگ آرمینیوس اومدم
«به دستور شخص «سزار آگستوس
درخواست 50نفر از بهترین سوارهنظامهاتون رو دارم
در جهت حمایت از تلاشهای شرافتمندانم فرمانده تیبریوس
ما همچین دستوری دریافت نکردیم
دستوری دریافت کردین؟
هیچی
نمیتونم تصور کنم چرا دستوری نیامده
موضع روم کاملا شفاف بود
چرا باید به برادر یه خائن اعتماد کنن؟
فکر کنم روم با درایتی که داره احساس کرده من فقط قادرم همخونم رو دستگیر کنم
تو سپاهیان رو تحقیر میکنی
من همچین کاری نکردم
بندازیدش بیرون، پدر
سرورم، میتونم آرمینیوس رو دستگیر کنم - داره دروغ میگه، پدر، بیرونش کنید -
دستورات من اینه که اینجا منتظر بمونم تا سپاههای کمکی برسن
مگه اینکه دستور جدید بهم برسه
فلاووس
امیدوارم بدون کمک بتونی برادرت رو دستگیر کنی
...ولی نمیتونم - اگه نمیتونی، که خب نتونستی دیگه -
فکر کنم قبلا از اینکه نزدیک بشی بکشنت
با اینوجود
موفق باشی
پس همین کار رو میکنم
دستگیرش میکنم و براتون میارم
درود بر سزار
آره، البته، درود بر سزار
تاسنلدا از قبیله چروسکی
آوازهت توی شرق بهمون رسیده
خوش اومدی
همسرم اوداریکا، دختر تودروس
مکان خیلی جالبی دارین
به عنوان دشمنان امپراتوری روم باید دهکدههامون کوچیک باشه
خیلیوقته ندیدمت، آری
No comments yet. Be the first to leave one.