Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
!پرتاب خوبی بود
هی، پول
وای هیونگ- پولو رد کن بیاد-
چی؟
مایه تیله
تحت تاثیر قرار گرفتم هیونگ
بفرما
نکنه نئشهای یا همچین چیزی؟ چرا با اینکه داره پولت از کفت میره اینقدر خوشحالی؟
...همینجوری
هیچی- عجیب رفتار میکنی-
اتفاق خوبی افتاده؟
یه لحظه، هیونگ
میدونی که نیاوردمت اینجا که درمورد این صحبت کنیم
اما تو برای مدت زیادی استاد من بودی
...برای همین میخواستم شخصا
...چیزی رو شروع کنم و براش آماده شم
از بچههای چینی یه پیشنهاد خوب گرفتم
اما اگه قبولش کنم
یکمی به مشکل مالی میخورم واسه همین خواستم باهات درموردش حرف بزنم
بچههای چینی؟ از کجا؟
کونتاتا
داری درمورد چن حرف میزنی؟- آره-
عقلتو از دست دادی؟ از کی تا حالا اینقدر بیکله شدی؟
مگه نمیدونی اونا چه شکلین؟
قسم میخورم کاری کنم جواب بده، هیونگ
جونگپال
چرا اینقدر هالویی؟
هنوز نمیدونی اینجا چجور جاییه؟
معامله با چینی ها یعنی بازی با جونت
اینقدر دلت میخواد بمیری؟
بگذریم، انجامش نده
حتی جرات نکن بهش فکر کنی
هنوز کلی چیز هست که باید یاد بگیری
دارم بهت میگم انجامش نده
چرا جوابمو نمیدی؟
خیلی خب
احمق خان
بله آقای مین؟- موشیک-
جواز کسب هتل کازینومون چیشد؟
هنوز دارم دربارهش رایزنی میکنم
به خاطر سهام خارجیها یکم طول میکشه
مطمئن میشم که خیلی زود ترتیبشو بدم- ...و اینکه-
میشه بیای یه سر و سامونی به اینجا بدی؟ بدون تهسوک اوضاع خیلی سخته
فکر نکنم بتونم به جاش جونگپال رو میفرستم
جونگپال میخواد چیکار کنه؟ دوساعت طول میکشه فقط بفهمه چی به چیه
مطمئن میشم که بهش دستورات رو مو به مو بدم
پسر با مسئولیتیه از پسش برمیاد، نگران نباشین
میشه یکم بیشتر به اینجا توجه کنی؟
من دارم اینجا تنهایی نابود میشم- البته به چشم آقای مین-
راستی چرا آقای چوی رو برگردوندین؟
نذار شروع کنم
درباره یه چیزی توبیخش کردم
و اون شروع کرد پشت هم از میزان سهامی که داره و فلان و بهمان گفتن
اینقدر از کوره در رفت که تصمیم گرفتم عذرشو بخوام
اون بچه درمورد دنیای واقعی که مثل
یه حبابه هیچی نمیدونه
بله جناب، میفهمم خیلی زود سر و سامونش میدم
بریم
شرط بندی تمومه
بانکدار باکارات داره
بانکدار با نه میبره
تموم شد؟
هی
برادرم چطوره؟
تا اینجا 50 میلیون باخته
پنجاه میلیون؟
پول نداره
برای همین از اونها قرضش میگیره
::::::::: آيـــ(شرط بندی بزرگ)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(حشره ی یک روزه)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
هی سانگو، جونگپال اونجاست؟
بله هیونگ
داره با ژتونهاش بازی میکنه؟- بله-
سانگو
اگه تموم پولشو باخت هرچقدر خواست بهش پول بده
اگه بازم خواست میتونی ژتونهای من رو هم بهش بدی
مال شمارو هم؟
مشکلی نیست اگه همه چیز رو ببازه، باشه؟
فقط مطمئن شو وجههشو حفظ میکنه
خیلی خب
جدا اون احمق
سلام
تا اینجا چقدر باخته؟- بانکدار برد-
تموم ژتونهاتونو باخته
الان روی پنج میلیون پزو شرط بسته- تا اینجا کلا چقدر؟-
شرط بندی تمومه
سی میلیون پزو
علاوه بر اون پولی که توی کونتانا از دست داد میشه حدود 80 میلیون
هشتاد میلیون؟
هی، وقتی همشو باخت بیارش بیرون
باشه
بازیکن برد
داری چه غلطی میکنی؟
نمیخوای بری؟
هی
فردا اون احمقو بفرست کره
خداحافظ
کی میری باتانگاس؟
بیست و چهارم
هنوز خیلی مونده
همینطوره
اینروزا چطوری؟- خوبم-
تو چی؟
دوستپسر داری؟
هی، مارک- بله؟-
آه میشه چندلحظهای باهات صحبت کنم؟
اگه سرت شلوغ نیست البته
من میرم باهاش حرف بزنم
باشه
بیا بریم، البته
دیدی؟ اون کیم سوجونگه- ممم-
داره از صرافی محل میاد بیرون
...چند ساعت بعد
دیدی؟ ماشینش هنوزم همونجا پارکه
...و بعد
اینجا فیلم یک ساعت میره جلو
و دور و بر همون ساعتیه که تیراندازی انجام شده
منظورم اینه منظورم اینه کی همچین کاری میکنه؟
ردپاهایی که پلیس قرار بوده کشف کنه رو پاک میکنه؟
همکارام توی مانیل گفتن که این پرونده ممکنه حل نشده باقی بمونه
حتما دلیلی براش وجود داره
و برای همین میخواستم باهات صحبت کنم
دیدی، فهمیدم
کسی که شلیک کرده یه پلیس بوده
گاهیاوقات اتفاق میافته
و این پلیس کیف پولو از توی ون این زن قربانی برمیداره
اما پول اونجا نبود
پولو از کارآفرین کرهای دزدیده
که اون هم از کازینوی بولتون اون رو برده
و حدس بزن کی صاحب اون کازینوعه؟
آقای چا
فهمیدی میخوام به کجا برسم؟
منظورم اینه میدونم تا اینجا فقط حدس و گمانه
اما مگه خودت نبودی که گفتی اون به آدمای رده بالا وصله؟
صبر کن، صبر کن، صبر کن
چرا داری اینو بهم میگی؟
ببین
گفتی بفهمم به کی میتونم اعتماد کنم، نه؟
خب، درحال حاضر
فقط به تو اعتماد دارم
گوش کن
میرم مانیلا تا رد پولو بگیرم
چون هرکی پولو داره قاتله
و اگه اتفاقی بخواد برام بیفته
یکی باید حواسش باشه
نمیدونم مرد
هی نگاه کن
ازت چیز زیادی نمیخوام
فقط میخوام درجریان باشی
بهت اخبار رو پیامک میدم
همین
هرکاری میکنی
فقط مراقب باش
مراقبم
هی، مارک
ممنونم مرد
پس اینجاست
ببخشید
ببخشید شما اینجا کار میکنید؟
بله
کرهای هستی؟
بله، چیشده؟
آقا اخیرا این اطراف یه قتل اتفاق افتاده نه؟
اون دو کره ای که کشته شدن رو یادتون میاد؟
تو کی هستی؟
...اه
من پلیس اینترپل کرهایم
اوکی، میشه دوباره بگید سوالتون چی بود؟
مدتی پیش اینجا یه قتل صورت گرفته، نه؟
شاید، من مطمئن نیستم
قربان معذرت میخوام
میتونم از اینجا به کره پول انتقال بدم؟
بله میتونین
...پس
احیانا این خانم اینجا اومده؟
نمیدونم تا حالا ندیدمش
میتونم فیلم دوربین امنیتی فروشگاه رو چک کنم؟
پلیسای کره ای اینجا چیکار میکنن؟
حکم بیار، باشه؟
بدون حکم نمیتونین اینجوری وارد فروشگاهم بشین، خدایا
لطفا آقا، من فقط نیاز دارم که فیلم های ضبط شده روز حادثه رو ببینم
گفتم نه، باید به حریم خصوصی بقیه احترام بذاری، باشه؟
بخصوص توی همچین جایی
واقعا چرا این همه دردسر برام میسازی؟
مشکلی هست؟
عاه، زمانبندیت عالیه
بندازینش بیرون، ببرینش بیرون
!برو بیرون، همین حالا
حالا
یه شبه هشتاد میلیون پزو رو از دست داد؟
بله قربان
و چقدر اون پول رو وام گرفته بود؟
تقریبا همه این مقدار رو
تنها پولی که داشت همون 5 میلیون پزو بود
خدایا، حتما دیوونه شده
چجوری کسی که توی کازینو کار میکنه چنین بلایی سرش میاد؟
مدیر عامل پاستلا کو یونگ هی) (به دلیل قمار در خارج از کشور بازداشت شد
اوه
خانم کو دستگیر شد
No comments yet. Be the first to leave one.