Die ersten 200 Zeilen.
red2008 کاري از مجتبي
اون پايين مثل يک ملحفه ي چهل تکه ست مگه نه؟
نه
براي من که هست
و همچنين براي بقيه
نه براي پوارو
حتما ابرها رو هم مثل يه توده ي پنبه تصور نميکني نه؟
نه
من فکر نميکنم که تو کلا تصوري داشته باشي
درسته دوست من همين که تو داري براي هر دو نفر ما کافيه
همين براي من واقعا باارزشه
صبح بخير قربان
صبح بخير
چقدر زيباست
محل مناسبي براي تعطيلات و استراحته
غدا هم که غير قابل اجتنابه
نظرت چيه پوارو
بعد از ظهر بريم ساحل يا بريم گلف بازي کنيم؟
فکر کنم تنيس هم خوب باشه
پيشخدمت
هنوز خبري از کاپيتان سيتون نيست- چي؟-
پرواز دور دنيا- آهان-
ظاهرا هنوز اميدوارند
ممکنه الان در يکي از جزاير اقيانوس آرام باشه
جزيره ي آدمخوار ها
خداي من
باعث افتخاره که آدم انگليسي باشه
متاسفم- متاسف نباش هستينگز
براي من فاجعه نيست که يه جاي ديگه متولد شدم
غير قابل تحمله
من ميرم يه پيشخدمت پيدا کنم
اوه خداي من
گارسون
پيشخدمت
حالتون خوبه؟
خداي من
خودتو ناراحت نکن هستينگز فقط قوزک پام پيچ خورده, همين
اي کاش اجازه ميداديد يه نگاهي بهش بندازم
افتخار همراهي شما خانم باعث شد درد از بين بره
ايشون سروان هستينگز هستند
هستينگز فکر ميکنم اون خونه متعلق به خانم بکلي باشه
جدي؟- بهش ميگيم اندهاوس
من دوسش دارم ولي قراره خرابش کنن
باعث ناراحتيه
خونه ي بزرگيه, شما اونجا تنها زندگي ميکنيد؟
اکثر وقتها اينجا نيستم, مواقعي هم که هستم آدمهاي زيادي ميان و ميرن
من تصور ميکردم شما در اون خونه ي تاريک و مرموز
توسط يه نفرين خانوادگي تسخير شديد
پس احتمالا ارواح از من مراقبت ميکنند
من در سه روز گذشته سه بار از مرگ حتمي فرار کردما
فرار از مرگ؟
چند تا حادثه اتفاق افتاد
لعنت به اين زنبورها, متنفرم از اينکه از جلوي صورتم رد ميشن
نيک, نيک
جورج من اينجا هستم
زودباش بيا فردي نوشيدني حاضر کرده
سلام
ايشون فرمانده چالنجر هستن از نيروي دريايي
من احترام زيادي براي نيروي دريايي سلطنتي قائلم
ممنون
جورج زياد هيجان زده نشو بيا بريم فردي و جيم رو پيدا کنيم
اميدوارم قوزک پاتون خوب بشه
مرسي
دختر خوبيه
فکر ميکني فرمانده چانجر آدم خوبي باشه؟
کاملا. شيرجه ي خوبي بود
واسش دلسوزي ميکنه
تو چي فکر ميکني هستينگز؟
از کجا بودنم پوارو؟
اين کلاه خانم باکليه؟
بله ما اون رو برميگردونيم به اندهاوس
اينطوري يه فرصت ديگه داريم تا خانم نيکِ جذاب رو ببينيم
نکنه نسبت بهش احساسي داري؟
نه نه تو دچار سوئ تفاهم شدي دوست من
اون خانم جوان و جذابيه ولي من بيشتر به کلاهش علاقه دارم
من نميدونم که چرا بايد به کلاهش علاقه داشته باشي
يه سوراخ داره- در واقع بله-
تو اين کار رو کردي؟
متوجه شدي که خانم بکلي از پزواز زنبورها شاکي شد؟
يه زنبور و يک سوراخ در کلاه؟
يه زنبور نميتونه باعث ايجاد همچين سوراخي بشه
ولي گلوله ميتونه
يه گلوله مثل اين
خانم نيک تا حالا سه بار از مرگ فرار کرده و اينم چهارميه؟
اين ها فقط حوادث نيستن دوست من
بايد آدم ديوونه باشه که
تو روز روشن جلوي هتل به کسي شليک کنه
ممنون
روز خوش
صبح بخير- روز بخير-
جالبه انگار ميشه با يکم کار درستش کرد
بله؟
زياد نشانه ي ادب نيست که اينطور به ما بي توجه باشيد
جيم بيشتر يه رقصنده ست تا يه جنتلمن مگه نه؟
اميدوارم فردي, در غير اين صورت اينهمه پول که بابت آموزش دادم هدر ميره
اين آقايون اومدن شما رو ببينن خانم
بازم سلام
عذر ميخوام خانم, فرمانده
ما کلاه شما رو آورديم
پيش خودم فکر ميکردم کجا مونده
اين براي توه جورج
يه مساله ي اضطراري هست که بايد در موردش با شما صحبت کنم
نکنه ميخوايد چيزي بفروشيد؟
نه- با اين چهره و سبيل بعيد نبود-
اون مساله مرموز چيه؟
اون چيزي که امروز از جلوي شما پرواز کرد زنبور نبود
اين بود
اين چيه؟
گلوله
من نفرين شده ام
خانم بکلي به دوستم کمک کرد امروز صبح وقتي پاش پيچ خورد
بله نيک گفته
خوشحالم که همه چي رو از خودش نساخته
اون بزگترين دروغگوئيه که تا حالا ديدم
اون يه داستان شگفت انگيز داره در مورد روزي که ماشينش ترمز بريد
جيم گفت مزخرف ميگه چون جيم همه چيز رو درباره ي ماشين ها ميدونه
اون شورلت که بيرون پارک شده مال شماست؟
بله. زيباست مگه نه؟
دو تا ساعت روي ميز هست که کاملا مثل همه
ما همه يکي از اونا داريم
دست نزن پيرمرد
بهشون خوش ميگذره مگه نه؟
اونها دارن بهترين لحظات رو سپري ميکنن
من نميتونم با اين آهنگ برقصم - البته که ميتوني -
اولين حادثه اين عکس بود
نقاش بايد ميگفت کي تمومش ميکنه
نيمه هاي شب يکدفعه افتاد پايين
خوشبختانه چون خوابم نميبرد رفته بودم بالا براي خودم چاي درست کنم
در غير اين صورت سرم رو له ميکرد
و حادثه ي بعدي؟
ترمز ماشينم بريد اونم درست قتي داستم از تپه ي سن لويي پايين ميرفتم
و روز بعدش يه تخته سنگ که از صخره جدا شده بود
در انتهاي باغچه افتاد پايين زماني که داشتم در کنار صخره ها قدم ميزدم
واقعا لطف شسما رو نشون ميده که اومديد اينجا ولي چي شد که به اين قضيه علاقه مند شديد؟
متوجه نشديد خانم؟ شما در معرض خطر بزرگي هستيد
بي خيال- نه نه من دارم اين رو به شما ميگم-
ميدونيد من کي ام؟
نه نميدونم
فراموش کردم شما فقط يه بچه ايد
خب دوستم سروان هستينگز به شما ميگه
آقاي پوارو کاراگاه هستند
يه کاراگاه بزرگ
دوست من اين تمام چيزيه که ميتوني بگي؟
به خانم بگو که من يه کاراگاه منحصر بفردم
بدون اغراق بزرگترين کاراگاه تا کنون
اينطوري فايده نداره بايد خودت بهش بگي
درسته ولي بهتره که آدم يکم شکسته نفسي کنه
ولي جدا اينها فقط حادثه اند
شما مثل يه شيطان سرسخت هستيد- اسم من هم بر همين اساسه-
پدربزگ من فکر ميکنه روحش رو به شيطان فروخته
ما اينجا با هم زندگي ميکرديم به همين خاطر به ما ميگفتند نيکِ پير و نيکِ جوان
اسم واقعي من مگدلا ست- اين غير طبيعيه-
اين يه اسم خانوادگيه
در خانواده ي ما مگدلا زياد بوده
خودشه, همين جا ايستاده بودم
و تخته سنگ از کنارت رد شد؟
امکان داره يه نفراز بالا سنگ رو هل داده باشه؟
نه من که گفتم اين فقط يه تصادف بود
شما دشمني هم داريد خانم؟
نه متاسفانه ندارم
اينجا کسي هست که از مردن شما سود ببره؟
نه, به همين خاطر ميگم همه ي اينا مزخرفه
فقط همين خونه رو دارم که اونم سندش گرو گذاشته شده
فقط يه اتاق خواب قابل استفاده داره دوستام در هال اقامت دارن
نزديکترين خويشاوند شما اينجا کيه؟- پسر خالم چارلز وايس-
اون يه وکيله مدام من رو نصيحت ميکنه تا جلوي افراطم رو بگيره
اون واسم وام رديف کرد تا بتونم اينجا بمونم
ما يه نفر رو ديديم باغبوني ميکرد
آقاي کرافت اون استرالياييه آدم مهربونيه
ولي متاسفانه زنش خانم کرافت فلجه
شما تا حالا وصيت نامه نوشتي؟
بله شش ماه پيش, يک روز قبل از عمل آپانديسم
چه مواردي رو در اون ذکر کرديد؟
من خونه رو براي چارلز گذاشتم
ديگه چيز خاصي ندارم ولي باقيمونده رو براي فردي گذاشتم
در مورد دوستانتون به من بگيد
فردي رايس بهترين دوستمه
شوهرش يکي دو سال پيش ترکش کرد هنوز طلاقش هم نداده
و فرمانده چالنجر؟ به نظر ميخواد باهاش ازدواج کنيد
چند باري بهش اشاره کرده اونم بعد از خوردن مشروب
حتما شما هنوز سنگدل هستيد؟
چه فيده داره که ما به هم ازدواج کنيم؟ هيچکدوم چيزي نداريم
به جز خانم رايس
دوست ديگري نداريد که بهش اعتماد داشته باشيد؟
فکر کنم مگي- مگي کيه؟-
يکي از عمو زاده هام که در يورکشاير زندگي ميکنه
تابستونها ازش ميخوام بياد اينجا زياد تفريح نداره
ايده ي خوبيه بهش تلگراف بزنيد فردا بياد
اوه
جيم لازاروس دوست خانم رايس , ارتباطي با نمايشگاه هنري لازاروس داره؟
بله- من اونجا بودم-
در خارج از منطقه ي لاگوندا و
هستينگز امروز صبح يه نفر با يه کُلت به خانم بکلي شليک کرده
کلت؟
کسي رو ميشناسيد که يه کلت داشته باشه؟- بله-
مال پدرمه در زمان جنگ اون رو خريد
اينجا نيست
ميدوني پوارو خانم رايس به من گفت که تصادف خانم باکلي خالي بنديه
اون گفت که خانم باکلي يه دروغگوي بزرگه
واقعا؟ اين خيلي جالبه هستينگز
No comments yet. Be the first to leave one.