Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(تو هــات تو هندل)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
اولین چراغ سبز با ملیندا غروب دقیقا الانه
و لحظه جادویی بود
هنوز سبزه؟اووم- آره-
باشه، یه اتاق بگیرید اینجا شبکه سلامت نیست
ماروین و ملیندا نشون دادن چی باعث میشه که یه چراغ سبز واسه خودشون دست و پا کنن
کم، این میتونه پرده عروسیمون باشه
یکم بنظر، ام تاریک و ترسناک میاد- آره، پس از روم برش دار-
و درباره بقیه بذار بگیم کمتر صبور بودن
دیشب 110درصد انگیزشی بود- خب بعد از اینکه هم رو بوسیدیم- احساس نزدیکی کردیم
ما کار خوبی کردیم که پنهان نگهش داشتیم
امممم
اوه، که اینطور یه سری بلوند شهر رو گرم میکنن
ماروین و من چراغ سبز گرفتیم
پس احساس امروز لانا عشقه- آره-
چرا اینقدر باهامون خوبه؟- آره-
من میترسم معمولا وقتی یه چیزی بهمون میده پس میگیره
آره
اوه- لانا-
خدایا لانا فقط استراحت کن یه روز برو مرخصی
سلام مهمون ها لطفا در ساحل جمع بشید
اوه خدای من- بریم-
بریم خانوما
از الان میدونم قراره چی بشه پس نگرانم
انگار زمان جویی و کارلی بعد از بوسه دیشب تمومه
اینم از این دوباره
هیچکس اینجا نمیدونه من و کارلی هم رو بوسیدیم
و واقعا امیدوارم بفهمن
و همه ببخشن و درک کنن
من مستقیم میرم و این افکار امیدوارانه ام رو میگم
اوه
وااو وااو یه سری مشکلات داره میاد بچه ها
اینجا نشستم و فکر میکنم کی الان قوانین رو شکست؟
این دفعه کی این کار رو کرد؟
کسی میخواد چیزی بگه؟
من امشب خوشبینم
که کسی اینقدر احمق نبوده که قانون رو بشکنه
سلام همگی
یه سری از پسرا یه سری افکار به خصوص داشتن
در کارگاه امروز
ولی با اینکه شما به آخرش نزدیکید
هنوز کسایی هستن که قانون رو میکشنن
لعنت بهش
لعنتی
من دیگه نمیتونم ادامه بدم، انگار یه جوکه
چی؟
اوه خدای من، یه قانون شکن دیگه
واقعا گیج شدم، نمیدونم چی دیگه این آدما نیاز دارن
من واقعا رو راست بودم و قرار بازم رو راست باشم
فکر کنم این تمام چیزیه که میخوای
ببخشید بچه ها
اوه خفه شو احمق- خوشحالم فکر میکنی شوخی میکنم، نمیکنم-
صبر کن چی؟
اوه پس بذار از اول شروع کنم
من و کارلی دیشب هم رو بوسیدیم
تو تازه دو روزه اومدی اینجا
چی؟تو و کارلی؟
راستش یهو اتفاق افتاد ما هردو در تخت بودیم
فقط هم رو بغل کردیم- جدی هستی ؟-
تو دیشب برای چیس داشتی گریه میکردی
کارلی جویی رو بوسید تا یه جورایی به چیس برسه میدونی
تو اون رو نبوسیدی چون یه ارتباط میخواستی
میدونیم چرا بوسیدیش پس قبولش کن
من همچین حسی ندارم اگه اینطور بود هنوز غمگین بودم
من امروز بیدار شدم و خوشحال بودم
منم خوشحال میشدم اگه 3,000 دلار از دست میدادم
من واقعا میخواستم دیشب تابیتا رو ببوسم
ما یه ارتباط عالی داشتیم
ولی تو برای جویی پول از دست دادی ؟
کارلی این واقعا یه انتخاب خودخواهانه بود جویی، رفیق تو تازه اومدی اینجا
چیس از من بیشتر اینجا بوده
نمیدونم شاید میخواد منو جلوی بقیه خجالت زده کنه
ولی من بیدی نیستم که با این بادا بلرزم
قرار نیست بابتش معذرت خواهی کنم
اون لبخندی رو لبش نشوند که من ندیده بودم
از وقتی اومدم اینجا- آره-
اوه، چیس خونسردیت رو حفظ کن
من دوباره هم انجامش میدم چون حس درستی داشت
طوری که جویی از رابطمون دفاع میکنه
انگار اون یه مرد عجیبه، این جذابه
ازش خوشم میاد
میخوام بدونم تا کجا میریم
اگه میخوای باهام درگیر شی مودب باش اونوقت میتونیم دربارش حرف بزنیم
ولی سخنرانی بلندبالا تو کتم نمیره
و جا داره اشاره ای هم بکنیم به داستان سوسک
اوه ببخشید الان وقتش نیست
در نتیجه به طور کلی3,000 دلار
از مبلغ جایزه کسر شد
جایزه صندوق الان 37,000 دلاره
این پایینه این پایینه- خجالت آوره-
وقتی به حلق یکی میچسبی اینطور میشه
قطعا اون باید منو چیس میبودیم
پس ما یه عالمه مچ گیری در راه داریم
با این کم شدن جایزه که باید مراقبش باشیم
گمونم امشب همگی میتونیم بریم پی زندگیمون
کلی کار ریخته سرم
یا نه
آسیب های لانا برای امشب بسه دراما برای امشب دیگه کافیه
ولی هنوز یکم بیشتر برامون داره مگر نه؟
قطعا، ما نمیتونیم بیشتر از این خبر بد داشته باشیم
این برنامه سه روز دیگه به پایان میرسه
بعد از اون من صندوق جایزه رو به هرکس که شایسته تره میدم
هرچند
من دیدم همه شما به اندازه کافی خودتونو درگیر فرآیند این برنامه نکردین
مخصوصا دو نفر
هیچ علاقه ای نشون ندادن
در تغییر رویکردشون نسبت به رابطه جنسی و روابط
...و به همین دلیله
که من اون دونفر رو قراره امشب بفرستم خونه
وااو لانا امشب با کسی شوخی نداره
قلبم وایساد
اوه، شت
کی میتونه باشه ؟- ما میتونیم باشیم-
فکر کنم چون باهم رابطه داشتیم مارو میفرسته خونه
ولی ما یاد گرفتیم و رشد کردیم امیدوارم لانا دیده باشه
من دیشب قانون رو شکستم
من با استرس دارم فکر میکنم احتمالا من باشم
میتونه من و ام باشه ولی من هنوز آماده رفتن نیستم
من استرس دارم
هیچ ایده ای ندارم قراره چی بشه قطعا ما نفر بعدی هستیم
در این مرحله همه ما امشب در معرض خطریم
مهمون هایی که از اقامتگاه خارج میشن
...اونا
رابرت و کریستینا هستن
اوه
چی؟- عمرا-
حتما داری شوخی میکنی
رابرت و کریستینا
از وقتی اومدید به اقامتگاه دارید قوانین من رو نادیده میگیرید
من عاشقشم...خیلی بالا ام
اون دختره خیلی خیلی لاس میزنه
قوانین وجود دارن که شکسته بشن
فقط بهش یه هندجاب بدین، بچه ها تمومه- چی؟-
من آدم بدی ام
...باید شکست بخورید تا رشد کنید
وقتی نبود که درباره خوابیدن باهات فکر نکرده باشم
من به رابرت فکر میکنم و فقط میخوام لباسش رو پاره کنم
میتونم اطرافو بچرخم و راه به راه از ملت معذرت بخوام
ولی راستش فکر نکنم وقت شه
و به طور کلی احترامی به فرآیند برنامه نشون ندادن
من یه قانون شکنم همیشه بودم و احتمالا خواهم بود
اوه خدای من
کاری ازم ساخته نیست، مگر نه؟
چی، چی، چی، چی، چی؟
نه، نه، نه- اومم-
ما دوتا قطعا پرشور هستیم
از هیچ کدوم از قانون شکنی هام پشیمون نیستم
در واقع کاش قوانین بیشتری میشکوندم
آره، فکر میکنم لانا انتخاب درستی کرد
میدونستم قراره ما باشیم
ما قانون شکستیم و احتمالا بازم میشکنیم
ولی ما عاشقش بودیم و من دارم با خوشگل ترین دختر خونه میچرخم
دیگه چی میخوام؟
ترسوند من رو
فقط الان خیلی ممنونم
من هنوز کمک میخوام همچنان دارم یاد میگیرم
اوه
احساس میکردم قراره برم خونه
ولی ماروین و من پیشرفت زیادی داشتیم
و میدونم کاملا درسته که ما ارتباط عمیقی داریم
من واقعا ممنونم هنوز توی این اقامتگاهم
اما الان خیلی تلخه
این خیلی بود
لعنتی، این برای من یه آلارم واقعیه
لانا شوخی نمیکنه و اگه فکر کنه وقت رفتن توئه
مهم نیست چی بشه، اون انجامش میده
رابرت و کریستینا لطفا اقامتگاه رو ترک کنید
دوستتون دارم بچه ها
خیلی دوستتون دارم
ما قراره همین که اینجا رو ترک کردیم یه سری قوانین رو بشکنیم
من الان فقط درباره کل موضوع من و ناتان گیج شدم
من معمولا برای احساس امنیت در رابطه تلاش نمیکنم
ولی درباره اینکه چی قراره بشه نگرانم
امشب بدون کریستینا و رابرت شب غمگینی میشه
...ولی خب خوبیش اینه که
دیگه لازم نیست نگران آقای بیست ثانیه ای باشیم
تازه سر شبه، کم کی میدونه چی قراره اتفاق بیافته
باشه، کی میخواد کاری انجام بده؟
رابرت نمیتونه جلومو بگیره
هیچکس هیچی نمیگه هیچ اهمیتی نمیدم
میخوای 20 گرند بزنی؟
من اینجا نشستم و فکر میکنم ببین چیس، مبارزه خوبی داشتی
ولی با مثلا تابیتا
من کسی که باهاش جورم رو ملاقات کردم
لانا متاسفم
من کارم تمومه
اوه، اوه، اون ضربه فنی بود؟
صبح همگی بخیر- لانا-
صبح بخیر
صبح بخیر لانا
امیدوارم از مقاومت در برابر خواسته های فیزیکیتون بهره ببرید
کسی میخواد به چیزی اعتراف کنه؟
چرا اینطوری میخندی، داداش؟
آره، چرا اینطور میخندی، داداش؟
یه صبح خوبه
راستش امروز احساس خیلی خوبی دارم
بخدا به قانون شکنیم افتخار نمیکنما
ولی خب ما جفتمون همزمان موافقیم
که اصل روابط زیرپا گذاشتن قوانین تو هر روزی از هفتهست
No comments yet. Be the first to leave one.