Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
اینجا تنها جایی که میتونیم در آرامش صحبت کنیم
اولین بارمه انقدر طولانی پشت فرمون میشینم
هیچوقت تاحالا از روستا خارج نشده بودم
...موقع تولد بچه ات
گین گوتو قابله بود؟
آره
میدونستم
اون بچه ام رو برد
...اون زنیکه پیر حرومزاده
بهم گفت بچه ام مرده به دنیا اومده و ازم گرفتش
...و بعدش
...وقتی داشت میرفت
داشت لبخند میزد
خسته نباشی
کارت خوب بود- ممنون-
دیگه تموم شده
وایسین
...این بچه
نفس نمیکشه
اوه، نه
کاری از دستت بر میاد، گین؟
خیلی متاسفم ولی نه
وایسا، گین
!الان تکون خورد
یه لحظه صبر کن- !تمومش کن، کاناکو-
وایسا، گین! وایسا- کافیه-
صبر کن- !کاناکو
داره تکون میخوره
هیچوقت نتونستم صورتش رو ببینم
...پدرم همش داشت بهم میگفت که
بچه مرده به دنیا اومده
سعی کردم ادامه بدم
ولی نمیتونم
الو؟
آقای سابو اومده اینجا و میگه با دخترش چیکار کردی
چیکار باید بکنم؟
باشه، زود برمیگردم
اومدن
پشت سر من چیکار میکنی؟
وایسا، جین- من خوبم-
از رفتارت خوشم نمیاد، افسر
هان؟
حتی سر تمرین فستیوال هم نیومدی
چرا اینور اونور ول میچرخی؟
!جوابمو بده
ول کن- چی؟-
یا میشکنمش
دارم خانواده گوتو رو زیرنظر میگیرم
مشخصاً نمیتونم از شماها درباره شون بپرسم
به خاطر همین خودم دارم روش تحقیق میکنم
چرا همه انقدر از گوتو ها میترسن؟
حتماً چیزی بیشتر از تجارت هست، مگه نه؟
...جین
من دست کم گرفته بودمت
ببخشید
بریم دیگه
زود باشین- !کاناکو-
برو تو
چرا داری روی گوتو ها تحقیق میکنی؟
اگر بخوایم اینجا زندگی کنیم، باید اینکارو بکنم
نگران نباش، کار عجولانه ای نمیکنم
...به نظر میاد که
داری ازش لذت میبری
منظورت چیه؟
لعنتی
افسر رو دست کم گرفته بودم
اون خطرناکه
بفرما- ممنون-
چرا از شرش خلاص نمیشی؟
میخوای چیکار کنی، کیوسکه؟
::::::::: آيــــ(گانیبال)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
اونا بچه کاناکو رو دزدیدن؟) (اونا بچه رو به عنوان گروگان نگه داشتن؟
خوردن شون؟) (بچه های ربوده شده کجان؟
چی میخوای؟
نظرت در مورد شکار چیه؟ با من بیا
فقط من و تو؟
نمیخواد گارد بگیری حالا
گفتم شاید حوصله ات سر رفته باشه
اگر نمیخوای خب نیا، ببخشید مزاحمت شدم
میام
یه دقیقه وایسا حاضر بشم
فکر میکردم امروز تعطیلی- هستم-
دعوت شدم برای شکار
ولی زود برمیگردی، مگه نه؟
هوم؟ آره
اینور اونور سرک میکشی؟ درمورد ما تحقیق میکنی؟
ازم خواستی بیام اینجا که اینا رو بهم بگی؟
نمیتونی بابت کنجکاویم منو سرزنش کنی اونم با دیدن اینکه چطور همه به خانواده شما واکنش نشون میدن
یا شاید یه چیزی هست که نمیخوای من بفهمم؟
منتظر چی هستی؟
مطرحش کن
عصبی شدی
شنیدم یکی رو کشتی، به خاطر دخترت
منم برای خانواده گوتو میکشم
مردی که نتونه برای خانواده اش دستاش رو کثیف کنه به درد نمیخوره
از دستش دادی
نه، ندادم
گوشت جوونا خوش مزه است
مثل هر حیوون دیگه ای
میذارم یکم تست کنی
کیوسکه نکشتتش
که اینطور
این خوبه
چرا؟
باید اینکارو ب میکرد
کیوسکه قراره رئیس خانواده گوتو بشه
ما باید این کارای کثیف رو به عهده بگیریم نه اون
!من رسیدم
هوم؟ هیچکس نیست؟
یوکی؟
به نظر خوشمزه میاد
خیلی خوبه
!اوه
!اوه، درسته
لعنتی
بابت امروز متأسفم- مهم نیست-
ماشیرو گم شده
چی؟
همه جا رو گشتم، ولی نتونستم پیداش کنم
چیکار باید بکنم؟
هان؟
!ماشیرو
!ماشیرو
!ماشیرو
!ماشیرو
!ماشیرو
!ببخشید
ببخشید- دارم میام-
بله؟- ببخشید این ساعت مزاحم تون شدم-
ماشیرو اینجاست؟- نه-
هیچ جا نمیتونم پیداش کنم- گم شده؟-
که اینطور، میرم ساختمون آتشنشانی تا یه اعلان همگانی پخش کنم
ممنون- خواهش میکنم-
!ماشیرو
!ماشیرو
!ماشیرو
پیداش کردی؟
نه، همه جا رو گشتم
چیکار باید بکنیم؟
نگران نباش
همه تو این روستا دارن دنبالش میگردن
به زودی پیداش میشه
ممنونم
چیه، افسر؟
مطمئنی نمیدونی؟
ببخشید؟
دارم میپرسم مطمئنی نمیدونی ماشیرو کجاست یا نه
دایگو؟
چی؟
داری میگی تقصیر ماست؟
خودت رو برای اینکه بچه ات رو ول کردی !و رفتی شکار سرزنش کن
چی؟
از کجا میدونی رفته بودم شکار؟
تو بهش گفته بودی یوکی؟
دیدمت
اینجا یه روستای کوچیکه
فقط با یه نگاه چطوری فهمیدی دارم میرم شکار؟
مشکلت چیه؟
به ما مشکوکی؟- آره-
به هیچکس توی این روستا اعتماد ندارم
بذار یه چیزی بهت بگم
،اگر ماشیرو ربوده شده باشه
،و اگر بفهمم تو توی این قضیه دست داشتی
میکشمت
!دایگو
اینجا فوق العاده نیست، ماشیرو؟
ماشیرو
!مامانت دنبالت میگرده
آره؟
واقعاً؟
باشه
اون ماشیرو رو پیدا کرد- چی؟-
داشت با توموکی بازی میکرد
میرم بیارمش
اوه
پس فقط داشت بازی میکرد
واقعاً بهم ریخته بودی! مگه نه، افسر؟
باید صورتت رو میدیدی واقعاً شوکه شده بودی
اون موقع چت شده بود؟
اونجوری یهویی قضاوت کردن
،طوری که این روزا رفتار میکنی
...راستش کاری از دستم بر نمیاد ولی فکر کن که
چقدر منو یاد کاناکو انداخت
بریم
باشه
خیلی ترسناک بود- کافیه، جین-
منم شلوارمو خیس کردم- خفه-
یه چیز دیگه بود
جلو پات رو بپا
!ماشیرو
!خیلی نگرانت شدیم
ممنون، کاناکو
وقتی بچه بودم همیشه اینجا بازی میکردم
خوشحالم پیداش کردیم
ببخشید
ماشیرو داشت با پسرم بازی میکرد
فکر نمیکردم همه انقدر نگران بشن
بگو- متاسفم-
نه، من زیادی واکنش نشون دادم
No comments yet. Be the first to leave one.