Die ersten 160 Zeilen.
!وای! خیلی خفنه
ایکون ، حق نداری بهم خیانت کنی
اگه بهم خیانت کنی میکشمت
با من قرار میذاری؟
نخیر
اوتازاوا سان که مال تو نیست درسته؟
آخه کاریت نداریم که ! بیا حرف میزنیم باشه؟
...ببخشید
ها ؟ داشتم دنبالت میگشتم
خب ، بریم
! هوی! هوی! صبر کنین ببینم بدو
!کاریش نداشته باش
ایکون؟ با مِی چیکار کردی؟
بخاطر اینکه زدمت متاسفم
ممنون که از مِی محافظت کردی
و اینکه
اگه بخوای فقط دوستش باشی مشکلی ندارم
بخاطر اینه که داره اولین دوست پسرِ اوتازاوا میشه ؟
آه اون قضیهُ ، تصمیم گرفتم بیخیالش شم
بنظرم پرنس جذاب تر از پرنسسه
بخوریم ممنون
امروزم بنتو درست کردم
امیدواریم از دیدن این سریال لذت ببرید mixnonaz2 تیـم ترجـمه
بعد از 15 سال زندگی کردن ، تازه فهمیدم
چیشده؟
تازگیا همش در حال آه کشیدنی
...آره انگاری
همه ی دخترا درمقابل پسرایِ بیچاره ضعف دارن
میخواد الان منو ببینه
اشکالی نداره ، برو
...ولی
نمیخواد نگران من باشی
ببخشید ، گفته بودم که میخوام برات غذا بپزم
هیچ ایرادی نداره
یه چیزی از فروشگاه میخرم
نباید اینجور چیزا رو بخوری
نگران نباش ، آخه عادت کردم بهش
چی؟
...میدونی
مامانم وقتی راهنمایی بودم ترکم کرد
واسه همینم خیلی منتظر خوردن دست پختت بودم
پس... یکم ضد حال خوردم
دیگه تصمیم گرفتم نرم
امروز کنارت میمونم موتسومی کون
مرسی یوکو سان
مثل آب خوردنه ، فقط باید چشمای توله سگمُ نشونشون بدم
قلقلکم میده
هی " هرزه " دیگه کیه؟
یه دختره که تازه باهاش آشنا شدم
یِدَم داره بهم زنگ میزنه ، رو مُخه
با اینکه یه نفرُ داره
داری بهم خیانت میکنی؟
رینا میدونی چقد دوست دارم
جدی میگی؟
جدی میگم
منم دوست دارم
اصلا امکان نداره که در مورد یه دختری جدی بشم
...انگار زنا همشون
...احمق و
کثیفن
!چه کسل کننده
ترجمه و زمانبندی : نازنیـن میـکسر
سنـدرم 16 سالگی
: ارائه ای از ╰☆╮ MixNonaz2 ╰☆╮
صبح بخیر صبح بخیر
قسمت دوم
~ایبو چان
میشه اینجوری صدام نزنی؟
~عه ! چــــرا~ ؟ بامزه ست که
زیادی خودمونیه
مگه ما دوستای صمیمی نیستیم؟
واقعا؟
نکنه خجالتی ای ؟
ها؟
عه ، تو خجالتی ای~؟
! ~چه بامــزه
ایکون بجنب بریم
اصلا بهت محل نمیذاره
اون واقعا یه دختره نه؟
شاید علاقه ای به پسرا نداره
هیچ دختری نیست که نتونم مخشو بزنم
از کجا انقد مطمئنی؟
بذار ببینم...حالا چطور عاشق خودم کنمش؟
!مِی؟ صبـ..صبـ..صب صبر کن صبر کن ، مِی
ایکون ، چرا با آسادا کون دوست شدی ؟
چی؟
...آه خب دوستی مون بخاطرِ اینه که بهش گفتی اشکالی نداره که دوست باشیم
خب اون مراقب توئه و بهتر از چیزیه که فکر میکردم
تمومش کن
من... نمیخوام جز تو با کسی دوست شم
بعدشم ، تو یه دختری ایکون
خب؟
عه ! وایسا چرا عصبانی ای؟ عه ! مِی؟ وایسا مِی؟
چیشده ؟ عصبانی ای؟
مِی ، ببین منو ، هی هی هی هی
آره ، اون یه دختره
کمکت میکنم
چیز خاصی نیست
بیخیال ، خجالتی نباش بابا بجاش برو به اون دختره که اونجاست کمک کن
...آه نمیتونم ببرمشون آساداکون
مرسی
...من فقط باید باهاش مهربون باشم
یکم روی بامزمُ نشونش بدم
و روی مردونه ـمم نشونش بدم اون عاشقم میشه
!انگار نوشیدنیِ خوشمزه ایه
~میذاری یه ذره بخورم
بقیه ـش واسه تو
تمومش کن و بعد بندازش دور
!سوسک
دستمال دستمال ، یکی دستمال بده
!ایبوکی کون
بالاخره اون یه دختره دیگه
~منم میخوام بیــام
~ نمیشـــــه
چـــرا خو~؟
داری میری خونه مِی چان نــه؟
~منم میخوام بیـام
تو چرا میخوای بیای؟
~ منم موخام بیام
ولش کن ایکون بریم خونه
فعلا
بیاین باهمدیگه بازی کنیم
آه ، من بازی دارم
بازی؟
چی ؟ بازی کردنُ دوست داری؟
من نمیتونم بازی کنم ، واسه همینم نه
اوهوم
نه؟ بریم
بدست اُوردن پرنس هم سخته نه
ازت ناامید شده نه
تو هیچ شانسی نداری
شماها حالیتون نمیشه
یه راه قطعی برای بردن دل دخترا هست
تور کردن یه دختر مثل بازی کردن میمونه
چرا بهم زنگ نمیزنی ؟
یجورایی...همیشه رو مُخمی
یعنی چی؟
مگه خودت نبودی که بهم اعتراف کردی؟
آره همینطوره
...من
فقط دوست دارم دخترا رو تور کنم
برام مهم نیست بعدش چی میشه
من بخاطر تو با دوست پسرم بهم زدم
مگه من ازت خواستم باهاش بهم بزنی؟
خودت خواستی باهاش بهم بزنی
...من واقعا دوست دار این حرفا رو تحویلم نده ، رو مخه
احمقانه ست
...درد گرفت
ایبو چان الان حرفامونُ شنیدی؟
!وای پسر
...چطور بگم چرا دخترا انقد رو طرفشون حس مالکیت دارن؟
مِی چان هم همینطوریه
ولی ایبو.. تو اصلا شبیه بقیه نیستی
!تو واقعا معرکه ای
! تو یه عوضی ای
ما دیگه دوست یا هر چیز دیگه ای نیستیم
! اوه ، یه..یه.. یه دقیقه وایسا
اوم..این حرفا رو زدم چون اگه زیاد تند نمیرفتم بیخیال نمیشد
!به من چه
فقط از مِی دور بمون
No comments yet. Be the first to leave one.