Die ersten 168 Zeilen.
وای. خوانندگی خیلی آسونتر از چیزیه که اسکانلان میگفت ها
وای! تو گراگی
سالهاست طرفدار دوآتیشهتم
لیوانم رو امضا میکنی؟
برای هوادارهام که همیشه
گراگ
بفرما
شاید بقیه وکس ماکینا هم بتونن امضاش کنن
بچههام عاشق وَکسن
آره خب، راستش یه مدته که دیگه با هم در ارتباط نیستیم
بقیه واکس ماکینا رو میخوای چی کار؟ خودِ من کافیتم
میخوای از یه اسطوره لب بگیری؟
یه دور دیگه نوشیدنی، مهمون ما قهرمانهای کوفتی تالدوری
پایکی جونم... ببین اشتباه برداشت نکنی ها
خیلی حال میکنم که باهم نوشیدنی بخوریم
ولی راستش دلم برای مبارزه لک زده
حس میکنم چند روزی از وقتی اون اژدهائه رو سرویس کردم میگذره
یه سال شده
خب، شاید بقیه بچهها هم
هوس کرده باشن دوباره بگایی به بار بیاریم
...میتونیم یه سر بریم پیششون و - نه -
اونها بدون ما کاملاً خوشن
خیلیخب. شاید بهتر باشه از روشنایی ابدی راهنمایی بخوایم
لازم نیست برای هر چیز کوچیکی با روشنایی ابدی مشورت کنم
اگه یه چیزی باشه که الان ...اصلا دلم نمیخواد، قطعا یه
ماجراجوییه
«افسانه واکس ماکینا» «قسمت اول: یک سال بعد »
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
تف
گندش بزنن
کدوم گوری مونده؟
خانم. دیگه وقتشه
خیلیخب. اگه چارهی دیگهای نیست خودم تنهایی باهاشون مواجه میشم
درها رو باز کنید
حضار محترم، با افتخار میزبانان مراسم یادبود شورای وایتاستون را معرفی میکنیم
رهبر گروه شکار خاکستری بانو وکسالیا وسار
...به همراه
لرد پرسیوال فردریکاستاین وان موسل کلوسکی دی رولو سوم
نزدیک بود نرسی، پرسی
ببخشید عزیزم
آخه اون پایین هیچی درست کار نمیکنه
به این بانو مهلت بده خب عزیزم
اوه، منظورت گوی بود. ای بابا
دلایلا برایروود فعالش کرده ولی نمیتونم از کار بندازمش
آتیش، الکتریسیته، میدان مغناطیسی همه چی رو امتحان کردم
تنها چیزی که میدونم اینه که اثر جادو رو از بین میبره
ببین، درک میکنم
یه کره مرگِ چرخان واقعاً حواس آدم رو پرت میکنه
هرچند من گزینه بهتری برای پرت کردن حواس سراغ دارم
حالا که حرفش شد
این همه تشریفات اشرافی حتماً کلافهت کرده
وقتی لقب اشرافی بهم دادی انتظار نداشتم این همه آدم خشک و ازخودراضی دور و برمون باشن
و با اینکه از مراسم و رقص خوشم میاد
سه بار در هفته دیگه خیلیه
پرسیوال، عزیزم
کی میخوای تکلیف این خانم رو رسماً روشن کنی؟
هروقت شما یکی از معشوقههاتون رو به عقد خودتون درآوردین، لرد مرسر
کاناپه میل دارین؟
امیدوارم زندگی در تجمل و رفاه اونقدرها عذابت نداده باشه
معلومه که نه، عزیزم
عاشق تو و زندگی مشترکمونم
ولی بعضی وقتها دلم هوای گذشته رو میکنه
با واکس ماکینا و وَکس
باید برادرت رو دعوت کنیم
...میتونیم یه چیز بگیریم
اگه بگی مراسم میندازمت
کاش میشد یه تغییری تو روال تکراری زندگی اشرافیمون بدیم
...مثل - کاناپه؟ -
آره. همینه. کاناپه
...این چطوره
بذار به کاساندرا بگم کسالت دارم
و با یه بطری شراب بریم تو اتاقمون
...و مطلقا هیچ کار دیگهای هم نکنیم
ظاهرا من خرابِت کردم
تو اتاق خواب میبینمت
.کل برنامهی شکار خراب شد اسبهامون وحشت کرده بودن
یه پلنگ غولپیکر نزدیک وایتاستون؟
اِرل میگفت ازش تاریکی ساطع میشد انگار از سایه ساخته شده باشه
باید فکری به حالش کرد
کاملا موافقم. باید فکری به حالش کرد
چه مرگته یارو؟
!ایول، ایول، ایول
تو دیگه کی هستی؟
هوی زرهپوش - منم، تاریون دارینگتون -
،سپرپوش ماجراجو، فاتح بیباک چالشها به زودی نویسنده هم میشم
خب؟
همین تازگی از وایلدماونت راه افتادم
تا اسمم رو بهعنوان یه قهرمان جا بندازم
مثل اعضای دلیر واکس ماشینا
ماکینا
پشت سرت رو بپا
اوه، چه زد و خورد اعجابآوری
پس رفتم سراغ رمانهای ماجراجوییم و فهرستی از اعمال قهرمانانه گردآوری کردم
تا اینجای کار اینها رو خط زدم «ورودی پرشور و نمایشی»
«به راه انداختن نزاع در میخانه» و موردی که بیشتر از همه دوستش دارم
«پرت کردن کسی از پنجره» و اینجاش رو داشته باش، همهش تا قبل از نهار تیک خورده
هیچی بیشتر از دخول عمیق قبل از ناهار نمیچسبه
مورد بعدی تو لیستت چیه؟
خوشحالم که خودت پرسیدی غول بیابونی
اومدم از شرف خانوادم در برابر یه دسته راهزن شرور دفاع کنم
و به کمک شما دوتا نیاز دارم
ببین خوشتیپ سطح ما یه خرده از سطح موردنیازت بالاتره
نه نه نه، گوش کنین قهرمانها
آنگاه که ماجراجویی بانگ خود را سر دهد ترجیعبند آن این است:
تاریون دارینگتون
خیلیخب - هان؟ -
اگه بگم فوقالعاده پولدارم چی؟
نظاره کنید
وای
.گفت ماجراجوییش خطرناکه من هم که دلم لک زده بود واسه خطر
تو این اواخر یه جورهایی عجیب شدی
شاید یه درگیری درست و درمون با نیروهای شیطانی
دوباره بهت انگیزه بده
رفیق ممنون بابت نگرانیت ولی ناموسا این عوضی رو نگاه
عالی شد
آخه این سادهلوح خوشتیپ ازخودراضی قراره با چه نیروی شیطانیای طرف شه؟
تری
اوه! ایولا
خب معمولاً این موقعها لباسهامون رو درمیاریم نه اینکه بیشتر خودمون رو بپوشونیم
اگر توی جنگلهای اطراف وایتاستون یه جانور وحشی باشه
رهبر گروه شکار خاکستری باید بهش رسیدگی کنه دیگه، نه؟
خب از نظر رسمی این عنوان سالهاست که تشریفاتیه
به خاطر اینه که به یه شکارچی واقعی نسپرده بودینش
درسته
یه پلنگ غولپیکر؟ واقعاً؟
احتمالاً اِرله یه گرگ دیده و از ترس خودش رو خیس کرده
اگه چیزی نبود، برمیگردم خونه
...اما اگه باشه
...پرسی
من این زندگی راحتی که داریم رو دوست دارم
ولی بعضی وقتها باید خودت رو از منطقه امنت بیرون بکشی
بهش احتیاج دارم تا به خودم ثابت کنم هنوز از پسش برمیام
گمونم ترجیح میدی من همراهت نیام
نه. تا من نیستم میتونی کل شب رو صرف تحقیق کنی
راستی حتماً یه فانوس جادویی بردار عزیزم
اون پایین خیلی تاریکه و ما هم که نمیخوایم شماره عینکت از این هم بالاتر بره
به شرطی که این رو با خودت ببری
از فلس اژدهاست
از پوست وورگال ساخته شده
یه حسی بهم میگفت غرایز اولیهت یه روزی برمیگرده
اولیه، هان؟
اوه، پرسی
عزیزم، پس شکارت چی میشه؟
تا غروب یه ساعتی مونده
تری
نه! نه! داری چی کار میکنی؟
کاری که براش زاده شدم - تری -
دست نگه دار
!اینکه یه موجود مکانیکی شرور نیست دوتیه
گفتی دودی؟
آره، رفیق مکانیکی و شرح حال نویسم
که تمام دستاوردهای دلاورانهم رو ثبت میکنه
نظاره کنید
دوتی، یادداشت کن
،هرچند تازه با هم آشنا شده بودیم دو عضو واکس ماکینا
...غول بیابونی و بانوی روشنایی ابدی - خیر سرمون اسم داریم ها -
برای اولین ماموریتمون بسیار هیجانزده بودن
بعدش چی شد؟ - کدوم ماموریت؟ -
...ما که هنوز قبول نکردیم که
پدرم، هاوارد دارینگتون
کسب و کاری فوقالعاده سودآور در زمینه جواهرات داره
ولی اخیراً محمولههاش در طول مسیرهای تجاری غارت شده
...پس من - تاریون دارینگتون؟ -
،باید از محمولهش محافظت کرده راهزنان رو شکست دهم
و شبکه شیطانیشون رو افشا کنم
تری
فقط همین کلمه رو بلده بگه
پایکی، جون من
No comments yet. Be the first to leave one.