Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(فریبکاری لذت بخش)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
تمامی شخصیت ها، مکانها، سازمانها شرکتها و رویدادها در این سریال
هیچ ارتباطی با اتفاقات زندگی واقعی ندارند
::::::::: آيـــ(قسمت ششم)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
بگو انجامش میدی
چی رو؟
چه اسلحه چه بمب، بهشون بگو میسازیش
ده روز کتک خوردی ولی بازم آدم نشدی
...قبل از اینکه بیای اینجا
رفتی پیش یه روانپزشک، نه؟
...شرط میبندم بهش گفتی
تو بچگی کتک می خوردی
واسه همین دارن اینکارو باهات میکنن
دارن از بزرگترین ضعفت برای رام کردنت استفاده میکنن
دفعه بعد، فقط انجامش بده
...حتی اهمیت نده کی بابت
انفجار بمبت میمیره
حتی فکرشم نکن که بابت عواقبش مسئولی
نگران خودت باش
...چند
سالته؟
اینجا سونبه ای؟
اینجا خبری از این رده بندی ها نیست
خودمونیم و خودمون
رو اوم
هان مویونگ
خودت رو تحویل بده
دو
یک
!داریم میایم داخل
این دیوونگیه، کارم تمومه
ناسا، خاموشش کن
لعنت به این زندگی
زیرزمین و این اتاق جدان، درسته؟
یه ژنراتور هست
چی؟ آره
کل سیستم رو خاموش کن
چی؟- برق رو قطع کن-
...اونوقت همه تجهیزات
همه چیز رو، زود باش
ناسا- بله؟-
از الان من وکیلتم
اسم واقعیت چیه؟
نا سو هو
از این به بعد فقط از طریق من حرف میزنی
خودت ساکت میمونی، باشه؟
باشه
آروم باش، تا ده بلند بشمار
یک
دو
سه
رو اوم
چه خبره؟ ارتباطمون با ناسا قطع شده
فیلما رو داری؟
الان بیرونی؟
بکاپ بگیر و منتظرم بمون
شیم کیونگ هوا رو یادتونه؟
اوه، بله
آره، همون زن
شرط میبندم فکر کردین اون فقط یه آدم اضافیه
اشتباه گرفتی
،اگه چیزی که دنبالشی پوله باید از پارک جونگ گو باج بگیری
شما یه شرکت مدیریت پسماند رو اداره میکنین
چرا اول از شر شوهرت خلاص نشیم؟
چون من نمی خوام دستامو آلوده کنم
اطلاعات زیادی راجع به پارک جونگ گو داری؟
یا راجع به من؟
من فقط با یه دست قاشق و چنگال ازدواج کردم
خونواده اون پول این کار رو دادن
و من مثل سگ برای رشد شرکت جون کندم
ولی اون به اصطلاح شوهرم، پولایی که ...به زحمت به دست آوردم رو
،مثل آب خوردن خرج میکنه
با این حال خونوادهاش باهاش ،مثل یه پادشاه رفتار میکنن
...در حالی که من همیشه
فقط یه بردهام
من خودم رو مدیونشون میدونستم، واسه همین ...بدون اینکه بدونم باید 20 سال انجامش بدم
اونا رو تحمل کردم
خدای من- هر چیزی رو دیدم-
روابط نامشروع؟
ممنون میشم اگه به کسی دستدرازی نکنه
...میدونی وقتی تازه ازدواج کرده بودیم
مجبور شدم با چندتا کارمند زن تسویه حساب کنم؟
،تنها کاری که تو دفتر میکرد، دردسرسازی بود
،پس بهش پول تو جیبی دادم و گفتم بره
و اون شروع کرد قمار کردن
،اما حالا که این همه باهاش زندگی کردم راستش نمیدونم
...اون آشغال رقت انگیز
و منی که هنوز باهاشم مثل دو تا لوبیا تو یه غلافیم
میفهمی چی میخوام بگم؟
...منظورم اینه که پایین کشیدن اون
مثل تف سر بالاست
...برای زندگی خودت هم که شده
ریسکش رو نمی پذیری؟
ولی برای از بین بردن همیشگیش از چی استفاده میکنی؟
پارک جونگ گو
میندازمش پشت میله ها
تاحالا ندیدم کسی برای قمار بره زندان
درسته، قانون این طوریه
،راه اندازی قمارخونه
اختلاس و کلاهبرداری
به نظرم اینا برای جالبتر شدن محاکمهاش کافی باشه
فقط وقتی شروع کرد به شرط بندی بیشتر ،بهش پول نده
تا به پولای شرکت دست بزنه
...چند هفته بعد، متهم میشه که
از طریق آشناهاش قمارخونه راه انداخته
و توی صحنه دستگیر میشه
اون طعمه رو میگیره
همه عمرش، یه نقش مکمل بوده
حالا من بهش نقش اصلی رو می دم
آره
من عمدا گمراهشون کردم
حتی هان مویونگ هم حقه های کوچیکش رو انجام میده، چرا من نتونم؟
حالا بیاین حقیقت رو بهتون بگم
نه راجع به پارک جونگ گو
بهتون میگم واقعا دنبال چی بودم
ناسا و آقای هان جواب نمیدن
اون تاکید داشت که من تو تعمیرگاه نباشم
حتما یه چیز دیگه هم هست
تو چیزی شنیدی؟
هی، نگران نباش، پسرا هنوز اونجان
فایدهاش چیه؟
تجهیزات قطع شدن، پس دیگه نمیتونیم کارتا رو ببینیم
اوه خدایا
ممنون
بیاین یکم تغییرش بدیم
حتما، انجامش بدیم
سوتدا چطوره؟- خوبه-
وکیل هان مویونگ؟
آقای کو یوهان؟
افسر کو
اینجا چیکار میکنی؟
سوال منم همینه
یه وکیل اینجا چیکار داره؟
فیلما رو طوری ادیت کن که پارک جونگ گو کاملا واضح باشه
چی شد؟
آقای هان کجاست؟
پرسیدم چی شد؟
پلیس اومد
...پس تو چطوری
تو زنگ زدی پلیس، مگه نه؟
...آقای هان
...چرا همیشه با خلافکارای سابق
یه جا دیده میشین؟
...افسر کو، این
میتونیم کمکتون کنیم؟ اینجا یه ملک خصوصیه
ما یه تماس راجع به یه قمارخونه خصوصی در اینجا گرفتیم
کجا؟
توی زیرزمین
کی زنگ زد؟- شما مالک هستین؟-
من وکیلشم
اشتباه میکنین
اینجا زیرزمینی نیست
خب، ما اینجا رو میگردیم و میفهمیم هست یا نه
میتونم مدارکتون رو چک کنم؟ هر دوتون رو
خدایا، امکان نداره
پسرا هم اونجان، و ناسا چی؟
ما برگشتیم- سلام-
...شما
اوه، ببخشید طول کشید رفتیم غذا بگیریم
خب، شما رفتین چون تنظیمات رو تموم کردین
ولی تو چرا اینجایی؟
بهمون گفتن کس دیگه ای به جای اون بازی میکنه
واسه همین با هم غذا خوردیم
چی؟ کی گفته؟
اومم خب آقای هان گفته
چی؟
چه اتفاقی داره میفته؟
پس اون کیه؟
ایده ای ندارم
یه دقیقه وایسا بذار من انجامش بدم
باشه انجامش بده
گرمت نیست؟
آقای کو، واسه چی اومدین اینجا؟
تو گفتی وکیلشی، پس چجوری نمیدونی چرا اینجام؟
من افسر مسئول سو هو هستم
میدونی که موکلت خلافکاره درسته؟
پارسال همین موقع ها بود درسته؟
آره، یک سالی شده
...بر اساس ماده ۲۴۶ قانون جزا
...بخاطر قمار دستگیر شد
و به دو سال حبس تعلیقی محکوم شد
...با این حال
...تقریبا یک ماهی بود که ازش خبری نداشتم
پیام ها و زنگ هامم کلا به یه ورش میگرفت
فقط یه سری نزول خورو میدیدیم که به این تعمیرگاه رفت و اومد میکردن
یه مدتی بسته بود
...بعدش یکی بهم زنگ زد و گفت
یکی یه قمارخونه ی خصوصی ...توی تعمیرگاه باز کرده
واسه همین با گشت محلی رفتیم اونجا
مطمئنی هیچ زیرزمینی نیست؟
و توهم واقعا قمار نکردی؟
پس چرا یه وکیل استخدام کردی؟
درباره مسائل حقوقی بهش مشاوره دادم
اما اینجا خیلی تاریکه
چرا بدون چراغ و روشنایی مشاوره میدادی؟
اینحا زیرمین و اینا نداره
میتونیم اینجارو بگردیم؟
حتما
سوهو
No comments yet. Be the first to leave one.