Die ersten 199 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(عاشقانهی اداری)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(عاشقانهی اداری)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قسمت دوم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
دیگه روز دوم کاریشونه
من واقعا نتونستم بخوابم
دیگه شروع شده- خیلی کنجکاوم-
همین حالا- باشه-
اول از همه، خیلی درمورد سو جی کنجکاوم
کاملا مست شده بود
همینو بگو- به نظرت واقعا مست شده بود؟-
یا الکی اداشو درمیاورد؟- نمیتونست الکی ادای همچین چیزی رو دربیاره-
اون واقعا خیلی نوشیده بود، نه؟
برای همین احساس خوبی در این مورد دارم
میتونه صادقانه از اعماق وجودش حرف بزنه- درسته-
...چیزی که به چشم من اومد، این بود که
جونگهون یکم با این قضیه راحت نبود
درسته، همینطور بود- اینو از صورتشم میتونستی بخونی-
مطمئنا همینطور بود
...آخر مهمونی گفت
احساس میکنه انگار لبهی یه صخره وایستاده
،این ممکنه با دیدگاهما فرق داشته باشه
،اما وجه اشتراک هممون این بود که
منتظر قسمت دوم بمونیم
دقیقا- دیوونم میکنه-
ما نمیتونیم همه چیزو فقط از قسمت اول متوجه بشیم
درسته- الان این اصل کاریه-
درسته- این شروعشه-
اونا گرم شدن- درسته-
پس بیایین ببینیم قراره چطوری ادامه بدن
بیایین ببینمشون- بله-
پس بریم که قسمت دوم رو ببینیم
!بزن بریم
کسی اینجا هست؟- بله-
خوبه، امروز خیلی خوب کار کردین
کارهای زیادی بود
و چیزهایی که مسئولشون بودید هم پیچیده بود
اما همگی خوب کارتون خوب بود
خب آقای کیم گفت یه چیزی آماده کرده
از جایی که امروز اولین روزمونه بیاین همگی بریم حسابی بنوشیم
درسته! بریم
بزن بریم
هرجایی میشه نشست؟
کجا باید بشینیم؟- هرجایی اوکیه؟-
نمیدونم والا
اون میخواد اونجا بشینی
بشین اینجا
اوه، خدای من
میخوای بشینی اینجا؟
نه، اونور میشینم- باشه-
نمیخواستی اینجا بشینی؟
برام فرقی نمیکنه
جدی؟- آره-
!اون میگوها بزرگ به نظر میرسن حتی گوشت اردک هم هست
!به به- خیلی خوبه-
...فقط نگاه کردن بهشون هم باعث میشه بخوام
فقط میخوام همه چیو ببعلم
شروع کن پس
ممنون بابت غذا
نوش جان- غذا گوشت بشه به تنمون-
اوه، خدای من
ممنون
گوشت رو نباید واسه مدت طولانی بپزیم
آره، همشون زود میپزن
گوشت آمادهی خوردنه
اینا رو میذارم اینجا، پس اینارو بخور
نباید از این کارا بکنیم؟
همگی خسته نباشید
!بیایین همگی برای عشق و علاقه، سخت تلاش کنیم
!به سلامتی
!به سلامتی- !به سلامتی-
این عالی نیست؟- طعم شیرینی داره-
خوشمزه نیست؟
آره- آره-
،از نظر من
مدیر دفتر خوب، کسی بود که
با غذاها و نوشیدنی های خوب از همکاراش پذیرایی کنه
اما حالا دوره زمونه عوض شده
شما چی رو ترجیح میدین؟
مدیر دفتری خوبه که بدونه کی باید بره
درسته
امروز قراره همچین مدیر دفتری باشم
...پس
از حضورتون مرخص میشم
ببخشید؟
دارم میرم
خدانگهدار- فردا میبینمتون، خداحافظ-
واقعا؟- همیشه همینطوریه، نه؟-
زود میاد و زود میره
!خداحافظ
این سری حتی به لیوانشم دست نزد
این یه شغل رویاییه
امروز کسی نظرتو به خودش جلب کرد، یون سو؟
!تو، ووک
به جز من
،نمیدونم میشه اسمشو دوست داشتن گذاشت یا نه
،اما کسی که امروز به چشمم اومد
دانا بود، اون خیلی باحال به نظر میرسه
من سونگ دانا هستم
ممنون
کسی که بیشتر از همه باهاش احساس راحتی کردم، یونا بود
سلام، خوشبختم
از دیدنتون خوشبختم
سلام
تو چطور دو یون؟
کسی بود که چشمتو بگیره؟
آره، یکی بود
اون گفت یکی بوده، خیلی رکه
چه نوع ماهی خامی دوست داری؟
سالمون رو ترجیح میدم
سالمون؟خیلی خوبه- تو چطور؟-
منم سالمون دوست دارم، سالمون و هالیبوت
بیا با هم راحت باشیم و اگه از کسی خوشمون اومده به هم بگیم
اینطوری نیست که اسمشو ازت بپرسم که
میخوای بگی حرفتو مستقیم میگی؟
کامل و دقیق نمیگم
یه کمی محتاطم
پس نصفه نیمه میگی؟
آره، دوست دارم صادق باشم
چرا میپرسی؟ از کسی خوشت اومده، ووک؟
اون اولا از کسی خوشم نمیومد
الان کسی هست؟- بهرحال-
از جایی که ما رو با هم یه جا گذاشتن
،با شناختن افراد
جنبه های مختلفی از اونارو میبینم
نه که از اون خوشم بیاد یا هرچی
تو کسی رو تو ذهنت داری، جونگ بین؟
هنوز با خیلی از شماها حرف نزدم
پس باید حرف بزنی
حالا که آخراشه تازه شروع کردیم به حرف زدن، نه؟- آره-
از جایی که هنوز خیلی از هم دوریم
بیایین با هم بنوشیم
عالیه! صبر کن
به سلامتی
به سلامتی یه فنجون کولا
به سلامتی! خیلی دوری
بیایین لیوانامون رو بزنیم به هم
باید برات صبر کنم؟- نه، مشکلی نیست-
اینا آماده ی خوردنن
میگوها؟
اون انقدر بهش متمایل شده؟- چی؟-
آههه، خیلی ممنون
معمولا چقدر مینوشی؟
تو گفتی نصف یه بطری
اما تا یه بطری و نیم، جا داری، درسته؟
نه- !حداقل یه بطری خوردیا-
فکر کنم میتونی
درواقع، تهش یه بطریه دیگه- اینطوریاس؟
اما فقط از یکی از مارک های سوجو خوشم میاد
واقعا؟
،دیروز
خیلی مضطرب بودم
،از اون جایی که قرار بود هشت روز خونه نباشم
باید کامل تمیز و مرتبش میکردم
تنها زندگی میکنی؟- بله-
متوجه شدم ک میزت رو هم خیلی مرتب نگه میداری
از اون مدل تمیزا- اما وسواسی نیستم-
،وسواسی یا همچین چیزی نیستم
اما سعی میکنم تا حدی مرتب نگهش دارم
بعد، نظرت درمورد فردی که مرتب نیست چیه؟
خب، باکسی که شلوغ پلوغ باشه مشکلی ندارم
مشکلی ندارم، چون میتونم مال اونارو هم مرتب کنم
اما با کسی که بو بده، آبم تو یه جوب نمیره
...متوجهام- ،پس-
یه فرقی بین تنبلی و اهمال کاری هست
...اگه تنبلی- ،تا وقتی که طرف خیلی کثیف نباشه-
تو با تمیز کردن هرچیزی که
اطرافته مشکلی نداری؟- درسته-
...به طور مثال، اگه اون خانم لباساشو که
درمیاره آویزون نکنه و جوری همه رو روی هم تلنبار کنه که مثل یه برج بشه چی؟
سرش غر میزنم- لباس ها که نمیپوسن، درسته؟-
حتما غرغر میکنم سرش
میری بهش میگی که چرا تمیز و مرتب نیست؟
"بهش میگم "تو رو خدا، چرا اینا اینطورین؟
اگه گفت" بعدا مرتبشون میکنم" چی؟
"چرا همش سرم غر میزنی؟"
بعد بهش میگم که خب جمع کن
اگه بگه "باشه، بعدا تمیزش میکنم" چی
پس فکر کنم کارمون به دعوا ختم بشه
ولی حتی اگه دعوامون بشه، من بخاطرش تمیز میکنم
بخاطر اون انجامش میدم
"و میگم " تو باید انجامش بدی، این به نفع خودته
اون گفت انجامش میده
اون دوتا به همدیگه علاقه دارن
خب همشون وقتی دارن با یکی لاس میزنن همینو میگن
درسته، اونا قول میدن که هر کاری رو بخاطر اون شخص انجام میدن
درسته- نمیتونی همشو باور کنی-
مال من الکل نیست
چرا نیست؟- من الکل مصرف نمیکنم-
اصلا؟- تو زیادهروی نمیکنی؟-
آبجو چی؟
میتونم آبجو بخورم
ولی فکر نکنم امروز بتونم بنوشم
پس شاید سری بعد
تو واقعا خوشگل به نظر میای
تو خیلی خوشگلی
دیگه بس کن
اگه خیلی خوشحال بشی، مست میشی
اوه، پسر، اون هم با الکل مسته هم با این تعریفا
No comments yet. Be the first to leave one.