Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
بامزس
سلام چطوری؟- سلام-
چطوری؟-
مرسی که به دیدنم اومدی- نگران نباش-
میدونم مُد و فشن رو دوست داری
اگه فکر میکنی میتونم کمکت کنم
با دیزاینر ها رفیقم، یه سری چیز از شو روم برام میفرستن
عالیه- بشینیم؟-
باشه- شامپاین ریختن-
اوه، خوبه
سلام خانما- سلام-
دورتی، یه سری چیز خیلی خفن برات داریم
بریم امتحان کنیم- بریم-
باشه
بیرون منتظرت میمونم- اوکی-
اوکی
خدای من. یه عالمه لباس اصلا نمیخوام بهش فکر کنم
عاشق خرید کردنم
ولی باید جلوی خودمو بگیرم
منصفانه نیست
ولی سعیمو میکنم
خدای من، عالی شدی
باحاله، از سبز خوشم میاد- آره-
از روشن بودنش خوشم میاد
اینکه به جواهرم میاد خیلی خوبه
بامزهس، ولی گزینه های دیگه ای هم داریم
بامزس
خیلی مدل آدرین هیپبورنه
با اینیکی کلاسیک تر بنظر میرسی- آره-
خوبه. قطعا میترکونه، آره
دورتی، کاری نکن حسودی کنم
کاش میتونستم اهمیت ندم
...ولی اهمیت میدم، پس
من بودن خیلی مزخرفه، آره
::::::::: آيــــ(بچه پولدارهای نیویورکی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
وقتی میخوای باهام زندگی کنی دیگه حریم خصوصی چیه؟
آشپزخونه رو راست و ریس میکنم
اوه سلام- !سلام-
خوب بنظر میرسی
واقعا؟ ممنون- آره، اینجوری-
چطوری؟- خوبم-
!سلام- سلام به دانشجوی کوچولومون-
سلام چطوری؟- سلام-
تازه از دانشگاه اومدی؟
آره- آره، بیا بریم بشینیم-
یه میز اونجا بگیریم
اینجا شبیه آسیا نیست؟
هونگ کونگ یا شانگهای یا همچین چیزی؟
آره، انگار وسط وان چای هستیم
منم منتظر دیم سام هستم
ممنونم
خب من راستش یکم پیش با ویکا ملاقات کردم
و داشتیم به این فکر میکردیم که یه سفری چیزی باهم بریم
یه سفر دیگه؟
آره، یکی دیگه
براش آماده ای؟
یادته کلی نگران سلامتی تینا بودی چون حسابی خسته شده بود؟
آره، نیاز به استراحت داره. اصلا بس نمیکنه- آره، داشتی میگفتی-
داشتیم فکر میکردیم که، یچیزی مثل خورشید ساحل و ماسه به تینا کمک میکنه ریلکس کنه
منظورم اینه که، تینا عاشق ساحله
تا باهاما فقط دو ساعت پروازه
باهاما همیشه گزینه ی خوبیه- آره-
داشتم فکر میکردم شاید بهتره یه سفر دخترونه بریم
که ویکا باهامون بیاد و با دخترا ریلکس کنه
آره، مقیاس سرگرمی یهو بالا رفت
ریچارد خسته کنندست، مطمئنم ویکا هم نیاز داره یه مدت ازش دور باشه
خب، فکر میکنم بودن با ویکایی که ریچارد کنارش نیست جالبه
چون اونا همیشه باهمن
آره. نمیدونم ویکا بدون ریچارد چجور آدمیه
بنظرتون حتی وقتی باهم نباشن هم لباسای ست میپوشن؟
ریچارد همیشه طولانی و بی وقفه حرف میزنه
و من هیچوقت نتونستم با ویکا زیاد وقت بگذرونم
منم فکر میکنم هیچی سفر دخترونه نمیشه
که واقعا باهم وقت بگذرونن و همدیگه رو بهتر بشناسن
صبر کن، دیگه کی میاد؟
تینا و لین
واقعا دوست داریم بیای
ولی نمیدونم چجوری تبدیلش کنم به یه سفر دخترونه بعلاوه ی بلیک
فقط منو بذار تو چمدونت، چیزی نمیشه
نه، نه نه
شاید لحظه آخر اضافه بشی
و درواقع این سفرِ تیناس "تینا باید لحظه ی آخر بلیک رو دعوت میکرد"
اوکی
اوکی، عالیه. دیگه برنامشو ریختیم
لازم نیست بدونه. به هرحال سرش شلوغه
مدیر پرمشغله ایه
جلسه های سالانه داره
جلسه های هفتگی، روزانه و ساعتی
به حساب بانکیم بدهکاره
یه دختر فقط به همین چیزا فکر میکنه
میدونم هیتر ها دربارم حرف میزنن
...میتونی بچرخی و فکر کنی منو پیدا کردی
سلام غریبه- سلام-
چطوری؟
چطوری؟- خوشکل شدی-
ممنونم
توهم همینطور
دکتر دن ازم خواست که باهاش برم سر قرار و منم قبول کردم
چون سر قرار ۴ نفره با تینا حسابی باهاش بهم خوش گذشت
خوشتیپه و پسر خیلی خوبیه
ولی میخوام ببینم وقتی خودمون دوتا باشیم چجوریه
...حس میکنم که این چرا حس میکنم تهش هیچی نمیشه؟
چند تا سورپرایز برات دارم
خدای من، یعنی آدم خفنیه؟
سلام- سلام حالت چطوره؟-
استبان- از دیدنتون خوشحالم. دن چطوری؟-
این دورتی عه، همون دورتیِ زیبا- سلام-
خوشبختم، خواهش میکنم
امشب مهمون تشریفاتی که دن ترتیب داده هستی
بفرما- ممنون-
صندلی رو برات کشیدن، دن؟- بله-
میخوام بهتون یه سری وسیله بدم
چون قراره واقعا یه کوکتل درست کنیم
و آخرش کارتونو قضاوت میکنم
معمولا، توی کلاب وقتی مستم و دختری که سر میزه رو نمیشه پیداش کرد
خیلی حیله گرم
اوکی، استانداردها خیلی بالان- توی نوشیدنی درست کردن عالیم-
همیشه بقیه سوپرایز میشن از کارم
از نمایش خوشم میاد- آره، کارش همینه-
بریزید- اینم از این-
یکی داره خوب توجه میکنه، خوبه
و قراره درست همینجا یه ضربه ی محکم و خوب بهش وارد کنیم
بگیرش دختر- اینم از این-
توی کلاب اینکارارو میکنن
کاری که توی کلاب میکنن- ادامه بده-
الان بازش میکنیم- این شغل رویایی منه-
واقعا؟- !اینم از این-
حرکات حرفه ای، خیلی خیلی خوب تاثیر گذاره
اوکی
شوخی نمیکرد، واقعا حرفه ایه
خیلی خب سوپر استار- بسلامتی-
بسلامتی، بسلامتی شما- بسلامتی شما بچه ها-
خوشمزس نه؟- باحال بود-
چقدر خاص و متفاوته نه؟- آره، تبریک...آره-
کسی نزد به پشتت؟
مرسی بابت ضربه- بیخشید متوجهش نشدم-
خیلی خاص و یونیکه
خاویار سیاه دوست داری؟- آره-
میخوای امتحانش کنی؟- ممنون-
خیلی ممنونم
روزت چطور بود؟ مجبور بودی اصلاح لبخند انجام بدی؟
انجامش دادم،آره- آره-
...روی این پسره داشتم کار میکردم که راستش واکنشش رو ضبط کردم
گریه کرد؟
غرور داشت، بخاطر همین گریه نکرد ولی خیلی منقلب شده بود
و برای من، این بهترین هدیهس
آره
از پسرایی که هیچ کاری نمیکنن و فقط از پول خونوادشون استفاده میکنن خوشم نمیاد
،خب من توی نیویورکم
پسرای اینجا خیلی پر تلاشن
و اونا یکم سلطه جو تر و بیشتر دنبال موفقیتن
همون چیزی بود که براش اومدم نيويورک
دورتی، یکم راجع به خانوادت بهم بگو
هوم، منظورت چیه؟
هنوز با مامانت زندگی میکنی؟ مامانت تو لس آنجلسه؟
آره - باشه -
و پدرت؟
بین آمریکا و آسیا در رفت و آمده
...تا به حال کار کردن با پدرت رو در نظر گرفتی
...هوم
هم آره هم نه
،همیشه میتونی بفهمی که مودم عوض شده که هم چیز خوبیه هم بد
خب چه نوع غذا هایی رو دوست داری؟
همه نوع غذا رو دوست دارم
امتحان کردن غذا های مختلف و اینارو دوست دارم
از درست کردن چه غذایی لذت میبری؟
خیلی چیزا
حس میکنم داخل یه مصاحبم
ببخشید - مشکلی نداره -
فکر کنم باید یه نوشیدنی دیگه هم بخوریم
،خیلی حس بدی دارم که انقدر واکنش نشون میپم
ولی فقط راجع به خانوادم و کار خانوادمه
خیلی داره میره رو مخم
کی میخواد بره سر قرار و راجع به باباش بشنوه؟
خیلی سخته با بقیه قرار بذاری وقتی از یه خانواده پولدار هستی
چون یکم زمان میبره گاردمو بیارم پایین و به بقیه اعتماد کنم
خب، به سلامتی زمانای خوب
خوشبختانه میتونی کلی از اینا درست کنی
هر روز باهاشی
ولی میخوام منو دوست داشته باشی
...من رو از این زنجیر ها رها کن
حالت بهتر نیست؟
،بعضی موقع ها میتونم تنبل بازی در بیارم توهم میتونی همینکار رو کنی
نمیدونم راجع به چی حرف میزنی
اوه، پس در واقع، اوم میخواستم راجع به چیزی باهات صحبت کنم
چه خبر؟
داشتم با دخترا وقت میگذرونم
و داشتیم راجع به سفر احتمالی تینا به باهاما بحث میکردیم
متاسفانه قراره فقط یه سفر دخترونه باشه
...اوه، منظورت، مثل، دورتی
و من، آره
...تینا رو دیدی، ما داشتیم - ببین، من نگرانم -
چرا... چرا نگرانی؟
،با همه چیزایی که دو هفته پیش اتفاق افتاد
...اینو میدونی که به دورتی اعتماد ندارم
شاید تو این سفر یه روی دیگه از اون رو ببینم
دورتی همینیه که هستش
تینا و بلیک، به سبک خودشون، خوبن
،وقتی میان پیش هم، یه جورایی، مثل ازدحام جمعیت میشن
No comments yet. Be the first to leave one.