Big Mistakes

Big Mistakes

Download Farsi/persian Untertitel

Staffel 1

Release Info

Big Mistakes S01 NF WEB Bamabin Fa
Ein Kommentar von PersianSUB
Bamabin زیرنویس استخراجی از بامابین

Tags

webdl
netflix_synced
Veröffentlicht am: 2026-07-11
Downloads: 3
Hörgeschädigt: No
FPS: 23.976

Farsi/persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫خرابکاری کردی ‫تمیزت کردیم.

‫سرطان خدا پیغمبر نمیشناسه، مامان.

‫تقصیر تو نیست.

‫بذاریم یکم تنها باشه؟ ‫خیلی صحنه ی بدی بود.

‫مورگان، میدونم نسل شما...

‫از هر چیزی که حالتون رو خوب نکنه وحشت داره

‫ولی این یکی از اون لحظه های چرخه ی زندگیه

‫که باید توش حضور داشته باشی.

‫این زن پوشک منو عوض میکرد ‫حالا نوبت منه که پوشک اونو عوض کنم.

‫اینا همهش از روی عشقه.

‫فقط حس کردم ‫نمی خواد همه مون وایسیم بالا سرش...

‫و وقتی این اتفاق میفته تماشاش کن

‫- از روی عشق بود. ‫- باشه.

‫هیچ کدومتون میدونید چقدر فشار رو دوشمه

‫که دارم سعی میکنم یه جشن تولد زودتر ‫از موعد واسه مادر در حال مرگم بگیرم

‫اونم وسط راه انداختن کمپین شهرداری؟

‫شما دوتا چیکار کردید؟ ‫اصلاً براش کادو خریدید؟

‫حالش یهو بد شد.

‫خب، این جلوی ناتالی رو نگرفت.

‫حالا که حرفش شد، ‫میخوام یکیتون به سر بره فروشگاه

‫به لیان گفتم یه سری وسایل تزئینی کنار بذاره. ‫- مامان مامان من میرم میگیرمشون

‫آره، و انگار میتونن جلسه پرسش ‫و پاسخ کاندیداها رو یه هفته عقب بندازن.

‫خبر خوبیه به برادر و خواهرت بگو ‫واسه نونا چی خریدی

‫کاسه های پاستا از سفر آمالفی که ‫من و کوین تابستون پیش رفتیم

‫بهش لوله وصل کردن. ‫کاسه میخواد چیکار؟

‫چی گفتی؟

‫- مامان؟ ‫چی گفتی؟

‫چی؟ من چیزی نگفتم ‫- مامان؟

‫واسه تولدت از بچه ها چی میخوای؟

‫من تولد نمیخوام

‫واسه تولدت از نیکولاس و مورگان چی میخوای؟

‫- اونا دیگه کیان؟ ‫- وای خداي من.

‫سوال خوبیه، نونا.

‫پدرت بهم یه گردنبند داد...

‫توی آکاپولکو که توی ماه عسلت گم کردی

‫میدونیم واسه نونا یه گردنبند بگیرید.

‫یه گردنبند الماس بود!

‫نونا، من معلم مدرسه ي دولتیام.

‫باشه مورگان ‫این بنده خدا اصلاً نمیدونه ما کی هستیم.

‫فکر نکنم براش مهم باشه ‫که الماسش واقعیه یا نه

‫آره میدونم

‫فقط یه چیز ارزون و خاطره انگیز که ‫بتونه روزای آخرش بهش دلخوش باشه

‫مگه توقع زیادیه؟ نیکی ‫واسه یه بارم که شده به خواهرت کمک کن

‫- واسه یه بار؟ ‫خیلی خب محض خاطرِ من یه کارِ خیر بکن.

‫من دارم میرم بیرون.

‫باشه، خیلی خب. ممنون.

‫- داری میری؟ ‫- آره.

‫هیچکس توقع نداره ‫مثل ناتالی باشی.

‫اون توی این خانواده به استثناست.

‫با اعتماد به نفس، بلند پروازه ‫واسه اون هیکلش هم لازم نیست زحمتی بکشه.

‫ولی میشه شما دو تا واسه یه بار هم که شده ‫اختلافاتتون رو بذارید کنار

‫و مرگ مادرم رو برام راحت تر کنید؟

‫داد نزن! ‫- خیلی خب.

‫باید چرت بزنه!

‫چون در حالی که ممکنه به اون جزیره برسی ‫و بالاخره اون گلهای پاس رو ببینی

‫آیا در نهایت ارزشش رو داشته...

‫...اگه بوی خوششون با دودی که

‫از پل پشت سرت که واسه رسیدن به اونجا سوزوندی ‫خراب شده باشه؟

‫با این حرفای امیدوارکننده، همگی

‫میخوام بهتون یادآوری کنم ‫که اینجا آتیش روشن کردن ممنوعه باشه؟

‫باشه؟ کف پوشهای چوبی زیادی داریم.

‫اگه میخواید توي جمع آوری غذا کمک کنید.

‫رز با کمال میل اسمتون رو مینویسه

‫سلام هلن.

‫کشوهات رو مثل یه قاتل زنجیره ای مرتب میکنی

‫آره، قصدم همینه. سلام.

‫- لعنتی! ‫- پدر نیکولاس

‫آره. رز؟

‫ادیگه همین طوری سرمون رو ‫میندازیم پایین میایم تو، آره؟

‫رزه شاید لازم باشه یکم درباره ی حریم شخصی ‫با هم گپ بزنیم.

‫در قفل نبود. ‫- خب باشه.

‫- ولی انگار یه صدایی شنیدم؟ ‫نه داشتم با تلفن حرف میزدم

‫- اوه. تیم حامیان مالی واسه جمعه وقت دارن. ‫- اوهوم.

‫باشه عالیه.

‫خب میشد اینو ایمیل کنی ولی ممنون که خبر دادی

‫و فردا میبینمت، باشه؟

‫- باشه. ‫باشه.

‫خداحافظ

‫خداحافظ

‫تصور کن دعوتت کردن ‫شب بازی

‫و یکی عصاهات رو قایم میکنه

‫دارن مثلاً چیزمیز پرت میکنن، ‫دعوا میکنن.

‫معرکه ست.

‫باشه.

‫میشه لطفا ا در رو باز کنی؟

‫الوه.

‫باشه.

‫انگار همیشه خودت رو ازم دور میکنی.

‫- من خودم رو میکشم کنار؟ ‫- آره، تو...

‫- من سر کارم. ‫- خودت رو میکشی کنار

‫میدونم ولی خب میدونی که ‫صمیمیت فیزیکی زبون عشق منه.

‫- من افکار درونیم رو بهت میگم. ‫- آره، میدونم.

‫فکر کنم زیادی میری پیش تراپیستت

‫اونم بهم : گفت که اینو میگی

‫باشه ببخشید که نمیخوام ‫توی پارکینگ دبستان باهات سکس داشته باشم

‫نمیخوام... تو... تو همیشه این کارو میکنی. ‫این لحظه ها رو خراب میکنی

‫تو، انگار یه کاری میکنی که... بیخیال.

‫تو... همه چیزو داغون میکنی ‫مهم نیست. احمقانه ست

‫باشه میشه درو باز کنی؟ ‫- آره.

‫ممنون.

‫اون چیه؟ این چیه؟

‫شبیه چیه؟ ‫ب آمابین

‫آره مورگان، میخواستم

‫واسه زنی که بیشتر از تپش قلب ‫توی سینه ام دوستش دارم یه کار قشنگ بکنم.

‫داری با پرت کردن انگشتر به پشتم ‫ازم خواستگاری میکنی؟

‫الان باید با این چیکار کنم؟ ‫نمی دونم بستگی به خودت داره

‫دست خودته

‫واو.

‫باشه.

‫خیلی قشنگه.

‫میدونم

‫نمیگم که جلوی ملت بازی دربیاری میفهمی؟

‫ولی فکر کنم حداقل لایق چیزی باشم ‫که شبیه به خواستگاری درست و حسابی باشه.

‫- میفهمی؟ ‫- البته. آره. شنیدم چی گفتی.

‫- بعداً می بینمت؟ ‫- آره

‫- باشه. ‫- خیلی خب دوستت دارم

‫منم دوستت دارم.

‫باشه.

‫خیلی خب.

‫خداحافظ ، سر کار بهت خوش بگذره.

‫- مرسی، فعلاً. ‫- فعلا

‫اینقدر زود واکنش نشون نده.

‫بهت گفتم که ماه دیگه قراره ‫توی «اوت اند لود» ازم تقدیر بشه

‫به خاطر کارهایی که واسه شون انجام میدم؟

‫جمع کردن پول واسه کوییرها ‫تا بتونن آشکارا و با صدای بلند خودشون باشن؟

‫اوهوم چند باری بهش اشاره کردی.

‫با این حال نمیتونم ‫دوست پسرم رو سر کارش غافلگیر کنم

‫چون طبق قوانین کلیساش ‫اون میتونه گی باشه ولی نمیتونه دوست پسر داشته باشه.

‫اونا انتظار دارن من رابطه ای نداشته باشم، آره.

‫میخوام با دوست پسر ‫به اصطلاح «بی رابطه ام» وقت بگذرونم

‫نه اینکه توی اواسط سی سالگیم ‫رابطه مون رو از دوستها و خانواده مون مخفی نگه دارم.

‫تابستون پیش فقط به وظیفه داشتی ‫اونم این بود که سقفم رو تعمیر کنی.

‫باشه.

‫و طمع کردی باشه؟ حالا هم وضعمون رو ببین.

‫دست خودم نبود.

‫خوشم میاد کتاب مورمون یه جورایی از

‫- واقعاً؟ ‫- آره.

‫- خب، من که مورمون نیستم، پس... ‫میدونم ولی یه جورایی شبیه شون لباس می پوشی

‫اوهوم.

‫بهت گفتم ‫به محض اینکه کمپین مامانم تموم بشه،

‫یه جماعت مذهبی جدید پیدا میکنم.

‫و اون وقت میتونیم میدونی

‫هيس. ‫- ... رابطه مون رو علنی و با صدای بلند جار بزنیم

‫- باورت میکنم باشه؟ ‫تا هر وقت که دلمون بخواد.

‫باشه من امسال اون سفر با کشتی کروز رو رزرو میکنم ‫چه با تو چه بدون تو

‫و من... مشتاقم باهات سوار اون کشتی بشم.

‫- آرد ‫- نمیتونم.

‫- مشتاقم تا با هم نوروویروس بگیریم. ‫اون که بهترین بخششه

‫لازم نبود با من بیای.

‫آره خب مامان فکر کرد ‫توی ۳۰ سالگی بپا نیاز داری واسه همین

‫آره خب اون موقعی که داشتم بزرگ میشدم ‫هم همین فکرو میکرد

‫اون موقع کجا بودی، جناب کشیش؟

‫احتمالاً داشتم دعا میکردم خدا منو از اخلاق گند تو

‫و اون همه سیگار محافظت کنه.

‫من عاشق سیگارم.

‫نه، بفرمایید.

‫- ببخشید. ‫معذرت میخوام معذرت میخوام

‫میخوام یه کارت بخرم

‫باشه، ولی فکر نکنم ‫اون کارتو بخونه، نه؟

‫این یه جور ابراز علاقه ست داریم واسه ش کادو میگیریم.

‫من میخوام واسه ش کارت بگیرم ‫- بگیر. هر کاری دلت میخواد بکن

‫- هی، ببخشید من... ‫اون فقط واسه ويترينه.

‫باشه، آره، فقط میخواستم امتحانش کنم.

‫فروشی نیست.

‫میدونم، کاملاً واضح گفتی.

‫ام... میشه یکی از توی انبار واسم بیارید؟

‫نه، چون این در واقع آخریشه.

‫باشه خوبه، پس همینو میخوام بخرم

‫میشه دست از سر اون بی صاحاب برداری؟

‫واسه تو نیست، باشه؟

‫جدی؟ به گردنبند ارزون گیری ‫توی یه مغازه ی ارزون گیری.

‫- اگه واسه من نیست، پس واسه کیه؟

‫- پس گمشو بیرون. ‫- باشه.

‫ورگان ‫واو، مورک

‫میشه این حقیقت رو قبول کنی که ‫اینجا یه بوتیک خفن توی نیویورک نیست؟

‫یه بوتیک خفن توی نیویورک چته تو ‫معتاد شدی به تحقیر کردن خودت؟

‫در ضمن از خداش باشه ‫اینجا یه بوتیک خفن نیویورکی باشه

‫زنت رو کنترل کن مرد حسابی

‫باشه اون زنم نیست.

‫من كشيش كليساي محلي گلن ویو هستم.

‫حتی اگه بود هم ‫لازم نیست اینقدر تند برخورد کنی.

‫- «حتی اگه بودم»؟ ‫. اوه مورگان خواهش میکنم ‫-

‫- شما زن خیلی بی ادبی هستی. ‫خودت زن خیلی بی ادبی هستی. ‫-

‫مورگان بیرون منتظر بمون

‫ممنون من این کارت ‫و دوتا از اون مجسمه های فرشته رو میبرم.

‫- کدوم، این؟ ‫- اون ... اون آبی ها.

‫اگه کیسه هدیه و کاغذ کادو هم داشته باشین....

‫روبان یا چیزی دارین که باهاش

‫میذارمش داخل این

‫خب، اینا توی این ساک ‫هی بهم میخورن و صدا میدن.

‫پس با احتیاط حملش کن، داداش

‫اوه.

‫- باشه؟ ‫- خب خیلی خب میشکنن دیگه.

‫فقط دارم میگم ‫تو آدم هفت خطی هستی...

‫من هفت خطم ‫چون دارم میرم شام؟

‫فکر نمیکنم. ‫- اون تموم کرد.

‫بدنش سرده آخرین حرفاشو از دست دادید.

‫نیکی، تو حتی اینجا نبودی ‫که به دعا بخونی

‫یه جوون بی تجربه ‫از بیمارستان مجبور شد این کارو بکنه.

‫یه چیزی رو مستقیم از روی گوشیش خوند.

Big Mistakes subtitles in other languages

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left