The Big Bang Theory

The Big Bang Theory

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 10

Release Info

The Big Bang Theory S10E09 HDTV ALL
The Big Bang Theory S10E09 720p HDTV X264-DIMENSION
The Big Bang Theory S10E09 1080p HDTV X264-DIMENSION
The Big Bang Theory S10E09 HDTV x264-LOL
The Big Bang Theory S10E09 480p HDTV x264-mSD
Ein Kommentar von fireamin
Fireamin

Tags

HDTV
hdtv
HD
x264
720p
720
480p
480
1080
Veröffentlicht am: 2016-11-18
Downloads: 50
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫- خیلی ممنونم ‫- مچکرم

‫باورنکردیه

‫خوش به حال برت

‫لعنتی، جایزه‌ی نخبگی بنیاد مک‌آرتور رو گرفت

‫بهترین انتخاب برای این جایزه بود

‫خیلی مسخره‌ست و دوست دارم برم خونه‌مون

‫به زبون شلدون میشه

‫اونم خیلی به برت افتخار میکنه

‫اصلا اسمش "جایزه‌ی نخبگی" نیست

‫بهش میگن کمک‌هزینه‌ی اعطایی از بنیاد مک‌آرتور

‫مثل فرانکشتاین که اسم واقعیش

‫" فرانکشتاین هیولا" هستش

‫که این اسم ما رو یاد

‫اون نرّه غول احمق ‫که اونجا وایستاده میندازه

‫اگه قرار باشه کسی نخبه باشه

‫اون منم که این سیکل کامل از تیکه‌ها رو اومدم

‫چقدر پول گیرش اومد؟

‫بیش از نیم میلیون دلار

‫تازه مجبور نیست پول رو خرج تحقیقاتش بکنه

‫هر کاری خواست میتونه باهاش انجام بده

‫خوبه، شاید با اون پول بتونه یه پل درست کنه و ‫زیرش زندگی کنه

‫- اومدش ‫- آره

‫مودب باش

‫خودم میدونم چجوری رفتار کنم

‫واقعا میدونی؟

‫سلام ‫تبریک میگم برت

‫- آره، خوش به حالت ‫- خیلی عالیه

‫مرسی

‫منم مثل بقیه سورپرایز شدم از این موضوع

‫وقتی باهام تماس گرفتن و گفتن که

‫برنده شدم، حرفشون رو باور نکردم

‫بعدش گفتن ‫" نه، واقعا برنده شدی"

‫اونوقت گفتم " ایول"

‫یکی زنگ بزنه به "جورج مارتین" بیاد یاد بگیره ‫(نویسنده بازی تاج و تخت)

‫چون برت خیلی خوب یه داستان رو تموم میکنه

‫توی گفتن این داستان حسابی مهارت پیدا کردم

‫فعلا

‫عجب نخبه‌ای بود

‫کلی تیکه بارونش کردم ولی اصلا متوجه نشد

‫همینو بگو

‫بهترین تیکه‌ی طعنه‌آمیزی بود که ‫توی عمرم شنیدم

‫چقدر جیگری تو

‫کی دوچرخه‌ش رو میذاره توی راهرو آخه؟

‫اگه بلد بودم چجوری سوارش بشم

‫حتما میدزدیدمش

‫به حرفاش توجه نکنین

‫اعصابش از این خرده که ‫برت از آزمایشگاه زمین‌شناسی

‫یه جایزه‌ی بزرگ برنده شده

‫توی رادیو شنیدم داشت مصاحبه میکرد

‫وقتی بهش گفتن که برنده شده

‫اولش باورش نشده بود ‫بعد باورش شده بود

‫خیلی خنده‌دار بود

‫مگه هست کسی که به رادیو گوش بده؟

‫برت داره روی این موضوع تحقیق میکنه که ‫میکروب‌های توی سنگ‌ها

‫چجوری میتونن توی شرایط ‫شدید محیطی زنده بمونن

‫میگن که این موضوع میتونه پتانسیل وجود

‫حیات توی سیارات دیگه رو نمایان کنه

‫میدونین چیه، من برت رو از نزدیک دیدم

‫خود اون یه جور نمایانگر این موضوع نیست که ‫حیات توی سیارات دیگه وجود داره؟

‫قبلا این شوخی‌ها رو درباره‌ی من میکردی

‫الان نقل زبون همه شده ‫برت، برت، برت

‫میدونی چیه شلدون

‫شاید اگه واقعا وقت بذاری و

‫تحقیقات برت رو بخونی

‫شاید کمتر درباره‌ی برنده شدن اون ‫اوقات تلخی کنی

‫ازم میخوای که

‫یه مقاله‌ی زمین‌شناسی بخونم؟

‫راستش هدفم اینه که ساکت بشی

‫ولی دیگه آب‌نبات تموم کردم بدم بهت

‫سرت شلوغه؟

‫یه نفر هست که میخواد تو رو ببینه

‫کیه؟

‫سلام کن به دوست کوچولوی همه...

‫استیون هاوکینگ ریموت کنترلی

‫اینو از کجا گرفتی؟

‫توی یه جعبه‌ی قدیمی پیداش کردم

‫چرا باید همچین چیزی بخری؟

‫نخریدمش که

‫درستش کردم

‫سوال آخر

‫چه مرگته؟

‫چیه مگه حالا؟

‫هاوی، خیلی بدسلیقگی کردی

‫نه، اصلا اینطور نیست ‫اینجا رو داشته باش

‫حرفای باحالی هم میزنه

‫هی خوشتیپ

‫میای بریم یه دور بزنیم؟

‫تازه چشماش هم توی تاریکی روشن میشه

‫خیلی حال میده تماشاش کنی وقتیکه ‫داره تحقیقات یه نفر دیگه رو میخونه

‫انگاری دارم تک‌تک شکلک‌های

‫توی گوشیم رو میبینم

‫بخاطر چی؟

‫بخاطر چی؟

‫آهان، پس به این خاطر بود

‫مثل شبی میمونه که با هم رابطه داشتیم

‫امیدوارم خوشحال باشین که مجبورم کردین اینو بخونم

‫کار برت حرف نداره و

‫الان ناراحت‌تر از قبل شدم

‫حتی حالم بدتر از موقعی هست که ‫مجبور شدم

‫اعتراف کنم که کار "سدریک"‌ـه سرگرم‌کننده ‫واقعا سرگرم‌کننده هستش ‫(کمدین آمریکایی)

‫شلدون، خیلی احمقانه‌ست

‫از این عصبانی باشی که ‫کار برت شایسته هستش

‫خب، عصبانیم دیگه

‫اینم که تو هی بگی عصبانی نباش

‫بیشتر عصبانیم میکنه

‫میدونی اینکه خودم

‫هی دارم کلمه‌ی عصبانی رو میگم ‫چه حالیم میکنه؟

‫- عصبانیت میکنه؟ ‫- چیکار داری میکنی با خودت؟

‫جواب رو میدونستم و ذوق کردم یه لحظه

‫هی رفیق، چطوره بریم یه قدمی بزنیم

‫تا یکم آروم بشی

‫فکر خوبیه

‫دیگه حالا واسه ما ‫همه فکر خوب به سرشون میزنه

‫هی، قصدم کمک کردن بهت هستش

‫باشه

‫میتونی جلوی من حرکت کنی و ‫پرنده‌ها رو از مسیر فراری بدی

‫فقط کافیه دستات رو تکون بدی و ‫اونا هم فرار میکنن، چیز خاصی نیست...

‫خیلی‌خب راج

‫میخوام یه چیزی نشونت بدم

‫الان

‫یکی از ما خیال میکنه این توهین‌آمیزه

‫اون یه نفر دیگه خیال میکنه خیلی ایده‌ی

‫خوب و بامزه‌ای هستش

‫ولی قبلش بهت نمیگم که

‫کدوم از ما از این ایده خوشش اومده

‫چقدر سخته تشخیصش

‫ولی جوابم اون شخصی هست که

‫فیلم‌های یوتیوب از افرادی رو نشونم میده که

‫به اونجاشون ضربه خورده

‫خیلی دیوونه‌ای

‫من شخصا با هاوکینگ کار کردم

‫خیلی شوخ طبعه

‫بنظرم از این خوشش میاد

‫خیلی‌خب، پس باهاش تماس بگیر و نشونش بده

‫جرات داری زنگ بزن

‫من مشکلی با تماس گرفتن باهاش ندارم

‫باشه پس، تماس بگیر باهاش

‫باشه، تماس میگیرم

‫وقتی داری مزاحم مشهورترین ‫دانشمند جهان میشی

‫یادت نره بهش نشون بدی که ‫قیافه‌ش چقدر بامزه میشه

‫وقتی زیر ماشین ظرفشویی‌مون گیر میکنه

‫این دکمه چیکار میکنه؟

‫آقایون، ‫ویلچرهاتون رو استارت بزنین

‫تو خودت خندیدی وقتی اون یارو خورد اونجاش

‫برای این خندیدم چون اون یارو لئونارد بود

‫تحسینت میکنم لئونارد

‫واقعا، چرا؟

‫از خودت راضی هستی

‫به بقیه حسودیت نمیشه

‫بجای اینکه غبطه خوردن مثل وزنه بکشدت پایین

‫مثل یه جنازه روی آب شناور میمونی

‫یعنی نمیشد تعریفت رو

‫همون موقع میپذیرفتم و نمیپرسیدم چرا

‫میدونی، درک میکنم چه حالی داری

‫موفقیت‌های برادر و خواهرم

‫همیشه ذهنم رو به خودش درگیر میکنه

‫چجوری باهاش کنار میای؟

‫تا دوران دانشگاه تختم رو خیس میکردم ‫ولی فکر نکنم

‫راه حل درستی باشه

‫باورم نمیشه یه زمین‌شناس ازم جلو بزنه

‫آخه خودت ببین...

‫سنگ

‫روی سنگ مطالعه میکنه

‫اگه سنگ اینقدر خوبه ‫پس چجوری کاغذ به سنگ پیروز میشه

‫لئونارد، بدجوری دلم میخواد که

‫این سنگ رو پرتاب کنم

‫پرتابش کن

‫اینو بعنوان عصبانیتت در نظر بگیر و

‫از زندگیت پرتش کن بیرون

‫همینکار رو میکنم

‫این سنگ

‫دربرگیرنده‌ی تمام احساسات منفی من هستش و

‫میخوام پرتابت کنم به جاهای خیلی دور

‫وقتی در حال پرت شدن هستی ‫پرنده‌ای رو هم ناکار کردی دمت گرم

‫رهاش کن

‫چی شدش؟

‫میخواستم عصبانیتم رو رها کنم و

‫یه تیکه سنگ انداختم روی پام

‫بعدش اعصابش بیشتر خرد شد و ‫سنگ رو با اون یکی پاش

‫- شوت کرد ‫- چی...؟

‫اونوقت چه بلایی سر تو اومد؟

‫اونقدر خندیدم که

‫یکی از رگ‌های توی دماغم پاره شد ‫مشکلی نیست

‫میدونی، حسودی یه بحثیه

‫ولی الان داری به خودت آسیب میزنی

‫باید تمومش کنی

‫البته، اگه دوباره خواستی اینکار رو بکنی

‫حداقل قبلش یه اطلاعی بده ‫تا بتونم فیلم بگیرم ازت

‫میدونی چیه شلدون

More Farsi Persian subtitles for The Big Bang Theory

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left