Die ersten 200 Zeilen.
...::: هماهنگي و ويرايش :::... " Elishacuthbert "
بيا با خودمون رو راست باشيم
فکر کنم ما هميشه مي دونستيم که اين رابطه موفق نخواهد بود
...کارتر
من براي تو اهميت قائلم
خيلي زياد
من تو رو دوست دارم و نمي خوام بهت صدمه بزنم
کارتر، تو بايد يه چيزي بگي
ما از روزي که با هم ملاقات کرديم هميشه با هم صحبت مي کرديم
ببخشيد، شما...؟
آره، شما سوفيا بونوئل هستيد
اوه خداي من، ما از بزرگترين طرفدارانت هستين
من اسپرال رو يه ميليون بار ديدم حتي دي وي دي شو دارم
خيلي خوبه، ممنونم
ميتونم امضاتونو داشته باشم؟ - بله، البته -
فقط بنويس براي تاد
تو يه عوضي هستي و من هيچ وقت با تو نخواهم بود
باشه
ممنون
...گوش کن
...ميشنوم که چي ميگي
ولي تو هم بايد به من گوش بدي
تنها چيزي که مي دونم اينه که من به فضاي بيشتري احتياج دارم
نمي دونم چه اتفاقي خواهد افتاد
شايد، چه کسي مي دونه؟ هيچ کس نمي دونه
ولي الان از تو مي خوام که اون فضا رو به من بدي
قبوله، من اين کارو مي کنم تمام فضاي لازم رو بهت ميدم
...من فقط من نمي خوام که تو با من به هم بزني
من حالا بايد برم - خواهش مي کنم ميشه فقط...؟ -
منو اينجا، اينطوري تنها نذاري بمون و يه کمي با هم صحبت کنيم
نمي تونم
خداحافظ
شما يک پيغام داريد
اين پيغام شنيده نشده است
من آوي هستم نمايشنامه ـت رو ديشب خوندم
تو که مي دوني اين بايد يه فيلم سافت کور باشه
هي
اينجا چي کار ميکني؟
...من فقط اومدم مقداري
...و فقط مي خواستم
داري گريه مي کني؟
يه کمي، همين الان داشتم با مادرم صحبت مي کردم
فکر کنم مشکلات خيلي بزرگي داشته باشه
اون با تمام نيرو کار نمي کنه
نه اون باور داره که داره مي ميره
اون مريضه؟ - فکر نکنم -
دکتر ها هيچ مريضي در اون پيدا نکردن
ولي وقتي صداي اون رو اين قدر ترسيده و بدون کمک ميشنوم
خيلي براش احساس ناراحتي مي کنم
به هر حال در چند روز آينده با هواپيما ميرم اونجا
من بايد برم اونجا
ميرم ميشيگان و پيش مادربزرگ ميمونم - شغلت چي ميشه؟ -
من براي فيلم هاي بزرگسالان نمايش نامه مينويسم ميتونم از ميشيگان هم اين کارو انجام بدم
کار زياد بزرگي نيست
همچنين اين فرصت برام پيش مياد که اونچيزي رو که دوست داشتم، بنويسم
راجع به چنگيز خان؟
نه، اون يکي - راجع به دبيرستان؟ -
اينطوري نگو چون ديوونگي به نظر ميرسه
تو از 15 سالگي مي خواستي اين کارو بکني
...تنها راهي که من اين کارو مي کنم
اينه که از لوس آنجلس و زندگي معموليم خارج شم
نمي دونم سوفيا راجع به اين کار چه فکري ميکنه؟
فکر کنم خوشحال بشه اون تازه با من به هم زده
سوفيا منو دک کرد
شوخيت گرفته؟ کي؟
يک ساعت و نيم پيش، توي ترافيک
...شايد اين فقط - نه -
ديگه تمومه، اون رفته
اه، لعنتي
خودتو پس جمع و جور کن - غير قابل باوره -
نمي تونم بذارم جوري رفتار کني که انگار آخر دنياست
متاسفم عزيزم، متاسفم
اون خيلي زيباست اون بامزه ست و عاليه
اوه کارتر، اوه خداي من متاسفم
عزيزم حالت چطوره؟ همه چيز خوبه؟
نه
...ميدونم اين چيزيه که مادر ها ميگن
ولي حقيقت داره، تو حالت خوب ميشه
منظورم اينه که اين چيزها به زمان احتياج داره
بعضي مواقع يه زمان خيلي طولاني
من هنوز دارم تلاش مي کنم فکر رادني پورچنيک از سرم بيرون کنم
و اين اتفاق از کلاس دوازدهمه
اون داستان رادني پورچنيک رو خواهشا نگو
من فقط دارم ميگم که تو حالت خوب ميشه
زن ها از وقتي که بچه بودي به طرف تو جذب ميشدن
و يه روز که اصلا انتظارش رو نداري تو با يه دختر خوب ملاقات مي کني
من نمي خوام که با يه دختر خوب ملاقات کنم
نمي خوام با کسي ملاقات کنم فقط مي خوام با مادر بزرگ تنها باشم
و با گربه اش
تو خيلي عجيبي
امشب ميري بيرون؟
نه، شايد، چطور؟
امشب جمعه شبه
تو با گيب فولي ميري بيرون، مگه نه؟
خفه شو
من بايد از طريق تو زندگي کنم هنوز خيلي جوونم که به تنهايي زندگي کنم
آره، هنوز در موردش حرف نزديم
به هر حال
لوسي؟ من توي آشپزخونه ام
روزت چطور بود؟
خوب بود، چه خبر؟
هيچي
خب، يه چيزي هست ولي زياد مهم نيست
خب پس مي توني بعدا بگي؟ چون يه سري کار بايد انجام بدم
ميخوام امروز دکتر بنت رو ببينم
چرا؟
...يه برآمدگي عجيب
تو سينه هام پيدا کردم
اوه خداي من - ...ما هنوز چيزي نمي دونيم که -
...احتمال زياد چيزي نيست و اگر هم باشه
ممکنه هيچي نباشه
...مامان
"پس پدرت قراره منو ببره به "ان اربور سه شنبه صبح
براي چند تا آزمايش
منم بايد باهات بيام - نه -
نه، من فقط مي خوام بري مدرسه
باشه، ما نبايد از اين يه اتفاق بزرگ بسازيم ...تا وقتيکه
باشه؟
آره
...لوسي
همه چيز درست ميشه
واقعا
سلام مادر بزرگ
واو مادر بزرگ منم کارتر، نوه تون
اگنس مادر منه و دختر شما
باورم نميشه هنوز زنده ام
باورم نميشه اينقدر زنده موندم تا قيافتو دوباره ببينم
ممنون، منم خوشحالم
!هرچند فکر کنم زياد هيجان زده نشدي
به نظرت ميتونم بيام تو؟
از در - باشه -
گربه کجاست؟ - مرده -
مي توني آشپزي کني؟ - يه کمي -
از سه هفته پيش چيزي نخوردم
واقعا؟ - يه مقدار پاستا خوردم -
باشه
...وقتي من مردم
تو اين خونه رو مي خواي؟
مطمئنم به اين آسوني ها نيست - اين خونه منه -
به هر کس که دلم بخواد ميتونم بدمش
خب پس، ممنونم خواهيم ديد
من گرسنمه
سلام؟ - من اينجام -
خدا رو شکر کارتر اين بدترين ايده ايه که تا حالا داشتي
مي دونم، تا حالا چند بار گفتي
من ميام اونجا - نه، تو نمياي -
ببين، بذار يه امتحاني بکنيم، باشه؟
من هنوز فکر مي کنم اين دقيقا چيزيه که من نياز دارم
فقط يه جور جمع شدن
يکي کارت داره
سلام؟ - کارتر؟ خودتي؟ -
آوي؟ - من در هيلزم الان -
لعنتي، خدمات من به درد نمي خوره - اين شماره رو از کجا آوردي؟ -
من راه هاي خودمو دارم مادرت بهت داد
گوش کن، ما بايد با هم صحبت کنيم
تو شماره رو بهش دادي؟ !چرا همچين کاري کردي
حالا بايد باهاش حرف بزنم بعدا باهات تماس ميگيرم
من رو صحنه هستم
يه دختر زيبا اينجا هست
...يه مشکل هست که نه اون ميفهمه نه من
چرا با کسي که اينترنتش رو وصل مي کنه، سکس داره
وقتي که با استاد يوگاش سکس داره
...تو گفتي يه صحنه مي خواي
وقتي که يارو داره اينترنتشو وصل مي کنه
آره، فکر نکنم بتونم خرش کنم چيز ديگه اي هم هست؟
اين مرد چطور؟ اون اينترنت پر سرعت مي خواد
حالا مسخره مي کني
گوش کن، کاراکتر مونيکا يه کاراکتر سکسيه، باشه؟
در بچگي يه زخم از سکس داشته
اين تنها راهيه که به ارگاسم ميرسه
اين فقط يه فازه تحملش کن
مادر بزرگ، ميشه تلفن رو بذاري؟
تو کدوم گوري هستي؟
من چند روز خارج از شهرم باشه؟ الان نمي تونم صحبت کنم
دوشنبه يا سه شنبه فيلمنامه جديد رو بهت ميدم
گوش کن، اين بايد يه صحنه داشته باشه
که يه پليس خوشگل تازه کار
هي رفيق، مادر بزرگم داره ميشنوه
خدايا
مادر بزرگ من شما رو ترک نمي کنم من تازه سه ساعت پيش رسيدم
من دزدگير رو روشن مي کنم - نه، من جاي تو بودم اين کارو نمي کردم -
چرا که نه؟ - چون من زود بر مي گردم -
خيلي ممنونم
بوزو - ببخشيد -
اسم سگ بوزو ست
اوه، هي
سلام، بوزو
شما بايد از مددکاري باشيد شما از فيليس مراقبت مي کنيد؟
نه، اون مادربزرگمه
مادر بزرگت
نمي دونستم اون بچه يا نوه داره
...آره، ما زياد به ديدنش نميايم پس
اهل کجايي؟ - لوس آنجلس -
اوه، لوس آنجلس خيلي وقت پيش يه بار اونجا رفتم
ميدوني، همچين جاي جالبي نيست - اوه من دوستش داشتم، خيلي زياد -
من "سارا"م
کارتر، از ملاقاتتون خوشبختم
پس بالاخره فرصت کردي يه زماني رو با مادر بزرگت بگذروني، خيلي خوبه
آره، فکر کنم براي يه مدتي بمونم
ببينم ميتونيم با هم به توافق برسيم که من ازش نگهداري بکنم
No comments yet. Be the first to leave one.