Die ersten 200 Zeilen.
بشقاب پنچم
چهار
.امروز هم بالاخره رسیدا
...هـ هوم
.رقابتهای بلو... همونجایی که باید به نبرد بپردازیم
،ولی پسر فکرشو کن، تو قصر برگزار میشه .حرف نداره
مثل اینکه قبلاًها توی یه سالن ،خیلی بزرگ برگزار میشده
ولی گویا رقابتهای ایندفعه حسابی با .دفعات قبل فرق میکنه
!اوه، اونجا رو ببینین
!اون توی میلان یه رستوران دو ستاره باز کرده
...عجب
...و اونی که اونجاست
آشپزی که پیروزیهای پیدرپیای رو در رقابتهای آشپزی .شانگهای بهدست آورده
،و افرادی از نیویورک ...لیون و سان سباستین
واقعاً فوقالعادهست که قراره دوشادوشِ .چنین افرادی مسابقه بدیم
.با این وجود، خیلی آروم بهنظر میای، تادوکورو سان
!اصلاً امروز یه تادوکوریِ دیگهای
.حقیقتش قلبم داره میاد تو دهنم
:تو این هفته همش داشتم به خودم تلقین میکردم که «!من آرومم! من آرومم»
!اونقدرا ثمربخش نبود، ولی شُکر
،والا نمیدونم چجوری با چنین شور و اشتیاقی اینو میگی .ولی خب
.از همگی بابت تشریففرماییتون ممنونم
.عه، آن سان
.از صمیم قلبم راهیابیتون به رقابتهای بلو رو تبریک میگم
راستی ناکیری سان کجاست؟
.خوب شد گفتی، منم ندیدمش
...برگزارکنندههای بلو ازابتدا تا به امروز
.سازمان جهانی خوراکشناسان یا دابلیو.جی.او بوده
.البته رقابتهای بلو اینبار مقداری متفاوتتر برگزار میشه
داوران سطح سوم
داوران سطح دوم
داوران سطح اول
و امروز رئیس دابلیو.جی.او، کسیکه ،بر تمام ما کتابداران نظارت میکنه
داور ممتاز
.شخصاً روند مسابقات رو به سمع و نظرتون میرسونن
.چه عصردلپذیری .بنده کتابدار اعظم دابلیو.جی.او هستم
...هوم
دروازهی اول
دروازهی دوم
این قصر متشکل از سه دروازه و در پسِ اون ،عمارت قصر
دروازهی سوم
.و در نهایت برج عمارت، جایی که من درحال حاضر حضور دارم
عمارت قصر
برج عمارت
.پیروزِ رقابتهای بلو در برج عمارت انتخاب میشود
،برای رسیدن به برج عمارت
باید بر آزمونهای خوراکشناسیای که در .پسِ هر دروازه منتظرتون هستن، غلبه کنید
.مبارزه کنید و راهتون رو به اینجا باز کنید، آشپزهای جوان
.مثل اینکه همهی بازیکنان سر جاشون هستن
...پس نویر اونان
...سوزوکی سنسی
.سایبا آساهی
AnimWorld Prometheus & MOMAN_M111
جنگ آشپزی
بشقاب دوم
بشقاب سوم
بشقاب پنجم
بشقاب پنجم
شام آخر
!سلامعَلِکُم! مثل اینکه واقعاً سایبا سان تشریف دارین
.مشتاق دیدار
.روز خوبی واسه انتقامـه
.راستی؟ خب پس موفق باشی
هوی... کجا سرت رو انداختی پایین و میری؟
!آزمونهای مقدماتی شروع شدنها
.شرمنده، ولی من باید یهکم جلوتر از شماها شروع کنم
بهتون نگفتن؟
،دابلیو.جی.او بسته به دستاوردهامون .به بعضیمون رتبه داده
رتبه؟
.بنده مستقیماً تشریف میبرم دروازهی سوم
.اونایی هم که اونجا میبینین میرن دروازهی دوم
که یعنی افرادی که باید اینجا بمونن .از ضعیف ضعفا تشریف دارن
،اگه میخوای ازم انتقام بگیری
.باید تا برج عمارت بیای
،حداقل باید دروازهی اول رو عین آب خوردن بگذرونی
.وگرنه بدجوری دلم برات کبابـه
.خب دیگه...یوکیهیرا سوما
!وایسا و ببین! ببین چه بلایی سرت بیارم
.نخیر! اون حریف خودمه
اوه، ناکیری. کجا بودی؟
،خداروشکر. نیست ندیده بودمت .بدجوری دلم شور افتاده بود
.آره. منم خوشحالم که قبل شروع مسابقه میبینمت
.و هماکنون رقابتهای بلو آغاز میشود
و حالا جزئیات آزمون دروازهی اول .رو خدمتتون میگم
دِینا رامزی
سوفیا آرلت
کاموس جی
پونی توئیست
ایزابلا دورانی
تادوکورو مگومی
تاکومی آلدینی
.لطفاً این رو ببینید
یوکیهیرا سوما
ما بهصورت تصادفی شرکتکنندهها رو به سه .گروه تقسیم خواهیم کرد
لو روبس
اچ. هایورث
.مثل اینکه همهمون جدا افتادیم
عه... ناکیری سان کو؟
مدیر حاضرِ آکادمی توتسوکی ،خانوم ناکیری
،به تنهایی و جدای از گروههای سهتایی .آزمون میدن
هان؟
.آره. همونطور که فکر میکردم
!بازم تافتهی جدا بافته شدی که .هعی پیشونی
.نه. ازقرار معلوم به اونم رتبه دادن
ولی چرا باید جدا از ما آزمون بدی؟
.شماها نباید نگران من باشین
.فقط روی رسیدن به مرحلهی آخر تمرکز کنین
متوجه شدین؟
!ناکیری سان، موفق باشی
یعنی روبراهه؟ مشکلی نداره؟
.آره... مثل همیشهش نبود
.خب دیگه، شد
،هر اتفاقی هم که بیفته .ناکیری بیدی نیست که با این بادا بلرزه
.راست میگی
.اوهوم
حالا لطفاً به جایگاههایی که برای گروهتون .درنظر گرفته شده، برید
.سوما کون، تاکومی کون، موفق باشین
همچنین. بیاید همگی از این آزمون .بیرون بیایم و دوباره همدیگه رو ببینیم
.یوکیهیرا، حواست باشه به مرحلهی آخر برسی .تا دوباره بزنم درب و داغونت کنم
!باشه حتماً! بشین تا ببازم
خب، حریف آزمون اولمون کیه؟
.درود، از سر راه برید کنار
.آه...بالاخره با غروب خورشید یهنَمه خنکتر شد ها
.توکیو هم الکیالکی گرمه ها
.مثل اینکه یه جیغجیغو خانوم مشرف شدن
.بنده رانتابی، داور سطح دومِ دابلیو.جی.او هستم
داور سطح دومِ دابلیو.جی.او رانتابی
.مستقیم میرم سر اصل مطلب و توضیحِ آزمون نُخُستتون
،بهتره خوب گوش بدید .چون فقط یکبار میگمش
.داوری این مرحله بینهایت سادهست
!غذایی سرو کنید که داور رو قانع کنه و جَستین
...و داور این گروه
.اوشونـه...
.ایشون توکییاما ههگورو هستن
،ایشون از بیمارستانی که توش بستری بودن .این همه راه رو تا اینجا اومدن
از اعضای سابق نویر و فردی که .عمدتاً در ژاپن فعالیت میکرده
عضو سابق نویر؟
.پس از آشپزانِ دنیای زیرینـه
ایشون فعالیتشون با نویر رو از .بازارسیاههایی که پس از جنگ شکل گرفته بودن آغاز کردن
اودون
.و غذاهای زیادی برای افراد زیرزمینی آماده کردن
گردنکلفتی که حواسش هم به دشمنانش .توی آشپزخونه بود، هم بیرون اونجا
.موضوع این گروه تهیهی شام آخری هست که ایشون رو راضی کنه
.فکرمیکردم فقط مرگ منتظرمه
عضو سابق نویر توکییاما ههگورو
بسیار خرسندم که افتخار داوریِ ...رقابتهای بلو
.رو عهدهدار شدم...
.سپاسگزارم کتابدار اعظم
!اوهوی! اون توروئه ها تورو = فانوس سنگیِ ژاپنی
...اِه
خب... کجا بودیم؟
.آهان. شما فقط یکبار شانس ارائهی غذاتون رو دارید
،بهمحضی که آشپزیتونو تموم کردید .وارد چادر ایشون میشید و غذاتون رو سرو میکنید
میتونید مواد اولیه و ادویهجاتتون رو از اون .کامیون یخچالی تهیه کنید
.هیچکس مجاز به استفاده از مواداولیهای که با خودش آورده نیست
.دو ساعت زمان دارید
.یه لحظه اَمون بده
شام آخر؟ این دیگه چجور موضوعیـه؟
پس یعنی ملاک انتخاب این نیست که بهترین غذا کودومه؟
.گفتم که فقط یهبار خدمتتون میگم
.اگه راضیش کنید، بُردین، والسلام
.چه موضوع حوصلهسربَری
.هر کسی واسه شام آخرش چیزای خاص خودش رو میخواد
.فقط هم یه شانس داریم
راستی پنج دقیقه هم فرصت مصاحبه باهاش .رو دارین که از الآن شروع میشه
.هرچی میخواید ازش بپرسید
...ببخشید غذای موردعلاقهتون چیه؟
.مطمئنم که خوراکیهای ژاپنی رو ترجیح میدید
.لطفاً فقط اسم غذای موردعلاقهتونو بگید
کجایی هستین؟
صحیح... همون موقع بود که واسه اون ...حرومزادهها که میخواستن
.بهمون حمله کنن، کمین کرده بودیم...
نه پدر جان. پرسیدیم کجا به دنیا اومدین؟
.بچهی قبراق و سرحالی بودم .همیشه اشکم دم مشکم بود
.هر چی میخواین جون بکَنین
،کاملاً درمونده و ناامید شدن .بالاخره بلویی گفتن
هان؟
جنابعالی نمیخوای چیزی بپرسی؟
.شاید بتونی غذای موردعلاقهشو پیدا کنی ها
خدایی هیچی قبل از مرگ، حریفِ .طعمی که تو خونه چشیدی نمیشه
.من که دلم لک زده واسه اسکونهای مامانم
.آره، میفهمم. ولی یهچیزی به مزاجم خوش نمیاد
.یعنی کُل این بگیر و ببند آزمونشون
دوباره میگم، کجا زاییدهنت؟
آهان، من توی یه روستای زراعی .توی منطقهی توکای بهدنیا اومدم
یادش بخیر تاس کبابِ میسو اودون و گوهِی موچی
.با خونواده و دوستها مینشستیم میخوردیم
پس این آزمون فقط همینه که خواستهی مشتری .رو تهیه کنیم
این آزمون میخواد توانایی تهیهی .غذای درخواستی به بهترین شکل رو امتحان کنه
!هیچ شامِ آخری بهتر از طعم جایی که دَرِش متولد شدی، نمیشه
.بسیار خوب. یهکم منتظر بمونید
.خب پدر جان. بیا ببریمت به چادرت
!من تمومم! لطفاً میل بفرمایید
!تاس کبابِ مخصوصِ میسو اودون
!طعم تمامِ ادویههای فصلی خدمت شما
.نودلها رو بهخوبی یهمقدار بیشتر پختم
حتی مواداولیه هم نسبت به همیشه .ریزتر خرد کردم
.تا پدربزرگی که شما باشی راحت بتونی بخوریش
رد شد
!تو ردی
No comments yet. Be the first to leave one.