Die ersten 109 Zeilen.
باورم نمیشه سفرمون داره تموم میشه
!چه کیفی بده هواپیما سواری تا خونه
.آره، حتما با هواپیما برگردیم
تا اون موقع یه نفسی تازه میکنیم و عروسی خواهرت هم میریم
ماتر، چی شده؟
شرمنده داداش
همین که به عروسی خواهرم فکر میکنم استرس میگیرم
استرس هم که بگیرم نبضم اینجوری میزنه
.بیخیال بابا چیزی نشده که
نگرانی نداره
تو متوجه نیستی
وقتی دور خواهرم میپلکم
حالت عادی ندارم
اونقدرها هم بد نیست که
احتمالا یهکم حسودیش میشه که تو نقل مکان کردی
...و اون هیچوقت کلبه درویشی
!خود جنسهها
اینجا بزرگ شدی؟
آره، بامزهست
وقتی برمیگردی خونه قدیمیتون
همیشه میبینی از اونی که یادته، کوچیکتره
اصلا انتظارش رو نداشتم
هی، شما دعوتنامه دارین؟- چی؟-
!آقای مککویین- !کروز-
مجبور نیستی آقای مککویین صدام کنی
الان دیگه جفتمون مسابقهدهندهایم
خیلی خب، لایتنینگ
.نه، شرمنده خیلی عجیب به نظر میرسه
اینجا چهکار میکنی؟- عروسی پسرعموم، متئوئه
داره با یه دختر سرشناس و عجیبغریب وصلت میکنه
محض اطلاعتون اون دختر سرشناس و عجیبغریب خواهر منه
!ماتر !داریم فامیل میشیم که
اینجوری اسمم میشه ماتر رامیرز
...فکر نکنم که بـ- تمرینات پیشفصلت چهطور پیش میره؟-
.عالی با یه مدرسه مسابقه راه انداختم
یه خیریه تاسیس کردم تا به اونهایی که تحلیل رفتن، لاستیکهای برفی بدم
و دارم فرانسوی هم یاد میگیرم
!چهقدر زیاد
کویی، بگو ببینم، تو چهکارها میکنی؟
فعلا که درگیر این سفر طولانی با ماتر بودم
راستش رو بخوای، آمادهم که برگردم خونه
«مترجم: مهران موذنی» Mehran_EC
وای پسر، اومد
اون خواهرته؟
.آره میدونم مو نمیزنیم، نه؟
.وای خدا !داداش کوچولو
!داداش کوچولو
و میشه بپرسم این همراههای خوشپوشت، کی باشن؟
.اینها دوستهامن لایتنینگ و کروز
و همگی، ایشون هم خواهر عزیزم، ماتوئه
ماتو؟
آره، مثل ناتو، ولی با میم
.چه مهربونه- وایستا خودت ببینی-
...داداش کوچولو- دندون رو جیگر بذار-
خیلی خوشحالم که تونستی بیای
دندون رو جیگر بذار
از اونجایی که هیچوقت کسی
فازت رو درک نمیکنه
:اینکه انقدر خونسردی و میگی وای خدا
عمرا اگه خودم هم بدونم کجا قراره برم
.نوچ، نمیتونی بری رو مخم چون من خفنتر از این حرفهام
همیشه تهش به این سوال ختم میشه که کی بهتره، نه؟
من که این رو نگفتم
نوچ
فکر کنم همه جوابش رو بدونیم
نه؟
...من
ماتر،حالت خوبه؟
به نظرم که همه بدونیم کی بهتره
.حیلی خب، دیگه بسه میخوای جوابش رو بفهمیم؟ با کمال میل
عقبکی تا درخت قدیمی بلوط مسابقه میدیم
!بریم
!ماتر- پس عروسی چی؟-
حالا شما عروسی یا ساقدوش؟
هی، حواست کجاست؟
!آره !یوهو
من بردم و من بردم چلو مهره رو من خوردم
خیلی خب، چهطوره برگردیم سر عروسی؟
!هرکی بتونه دوتا از سهتا مسابقه رو ببره !نقاشی روی چمن
قبوله
!یوهو !بگیر که اومد
!یوهو
!برنده: ماتو
کروز، چهکار میکنی؟
بعد از پیشفصل، رسما داور هم شدم
!هرکی بتونه سهتا از پنجتا مسابقه رو ببره- !باشه-
.هرکی بتونه زودتر بره بالای درخت !یک، دو، سه، شروع
خیلی خب، رفیق
چهطوره که بگیم مساوی شد تا هرکی بره پی کار خودش، ها؟
مساوی؟- !عمرا-
!برنده: ماتو
تموم
!برنده: ماتر
!سنگ، کاغذ، قیچی
!سنگ، کاغذ، قیچی
!سنگ، کاغذ، قیچی
.ق - س - ط - ن - ط - ن - ی - ه قسطنطنیه
!درسته، ماتر
!آخ
!فولکس واگن غورباقهای- !ماتو-
!آخ- !ایالت نبراسکا-
!ماتر
!ماتو
!ماتر !ماتو
!ماتر !ماتو
!ماتر
!هرکی چشمک نزنه- !شروع
!حشره رفت تو چشمم !درش بیارین
!برنده: ماتو
No comments yet. Be the first to leave one.