Die ersten 200 Zeilen.
بيشتر بذار
بيشتر
اين پسر من از آواکادو زده نميشه
حتماً خيلي بهش افتخار ميکنيد
بچه ي دلپسنديه
! هيتلر
بعد از ظهر امروز بايد يه چند ساعتي رو
بپيچونم برم بيرون
اگه زنم زنگ زد ميتوني بپيچونيش ؟
باز دوباره ، آقاي مارتي ؟
اکسير کشاله ي رانم
يه مقدار دور موتورم رو تند ميکنه
ميقهمي که چي ميگم ؟ - بله -
که برام خوبه چون من با يه
کوچولوي سکسي قرار دارم
رستوران که خالي بشه من ميخوام يه کارايي کنم ، ميدوني که ؟
آره مي فهمم
شما بريد سر وقت اون دختر سکسي ـتون منم حواسم به مغازه هست
مشتي هستي
خب ، وقت استراحته
نيم مايل اونطرف تر ؟
اين که پارکينگ کارکنان نيست
اين يه پيغام ـه
" يعني که " بريد درتونو بذاريد
خب افزايش حقوق ساعتي 35 سنت
اونو بايد چکارش کنم ؟
تو چي فکر ميکني ، ديويد ؟
من به جهنم رفتم و برگشتم
و اگه از من مي پرسيد بايد بگم که
... چيزايي که شما رو اذيت ميکنند
از پارکينگ کارکنان نامناسب
... تا حقوق کم و اينکه چقدر شماها چاق هستيد
... جوابش اينه که
يهودي ها
رئيس من يه يهوديه
البته که اون مردک يهوديه
رئيسم زنه
مردمان طبقه ي متوسط
از من مي پرسيدن
چرا يه انقلاب بايد يه چيز ضروري اي باشه
ساختار کشور شما
با شخصيت ملي شما در تضاده
در يه وضيعت وخيم
پيشرفتي حاصل نميشه
مگه اينکه
مگه اينکه
مگه اينکه
نابودي در ريشه و اصل صورت بگيره
دقيقاً
هيتلر
اهريمن تو رو فرستاده
خب ، درست به موقع اومدي
خب من همين الان برنامه ي چهار ساله ام رو رديف کردم
و هنوز تصميمي مبني بر مقام وزارت کشور نگرفتم
ببين ، من درموردت يه چيزايي شنيدم
دوست من
ميتونم يه نفر با مهارت هاي تو رو به کار بگيرم
جهان براي رايش جديد آماده شده
آخه چرا برگردم ؟
... توي اين مدت زمان کوتاه پيشرفت بزرگي کردم
! اوه ، بيخيال بابا ! الان وقتش نيست
! بايد جلوي دولت جهان صهيونيست گرفته بشه
! همينو کم داشتيم
داري به چي نگاه ميکني ؟
نبايد ميذاشتم که تو دَر بري
... خيلي خب ، هيتلر ، اگه دوريس تماس گرفت
چي شده ؟
از اينکه ميخوان منو به جهنم ببرن وحشت دارم
... تو نميتوني که
من برنميگردم
من کلي کار دارم
! من برنميگردم
ترجمه از : آريـــا و رضـــا ..:: Arixx & Rez@ ::..
متأسفم
منم همينطور
استار - مسيح -
به آنجلويل خوش اومديد
ببين ، چيزي که مردم درباره ي دهه 60 فراموش ميکنن
اينه که چقدر مواد مخدر اون زمان کشنده بوده ، ميدوني ؟
و به همين دليل ووداستاک خيلي برام افتضاح پيش رفت
درسته ، بذار يه نگاهي بندازيم
توپ بنفش ، پاکت گوشه اي
جذابه
خدايا
نه ، کوين ، داري گند ميزني بهش
بايد بپيچي و بچرخونيش
بپيچون و بچرخون ، بپيچون و بچرخون
بپيچش ، آره
آه ، آفرين ، مرد
من سر صبحونه يه اسيد برداشتم ، درسته ؟
و زماني که " ريوي شانکار " روي استيج اومد
من داشتم هيولاهاي وحشتناکي مي ديدم
عين يه انگليسي داشت گريه ميکرد
ميدونيد که منظورم چيه ؟ مسئله اينه که
چيزي که سعي دارم بهتون بگمش
نيازي نيست که خودتون رو به خاطرش سرزنش کنيد
که چقدر اوضاع در گذشته خوب بوده
بيشتر وقتا ، زمان حال بهتره ، خب ؟
صحيح ، بيايد يه نگاهي بندازيم
شماره 13 ، پاکت گوشه اي
ايول
سلام بر شما فرزندانم - سلام بر شما ، ارباب -
بيا تا يه چيزي نشونت بدم
باشه
چه تابوت هاي بزرگي ، ها ؟
سايز استاندارده
نيواورلان
اين سمتيه مال توئه
اگر که بخوايش
شما توي تابوت مي خوابيد ؟
نخ ابريشم مخملش ايراني ـه
زندگي خون آشام ها اينطوريه ديگه
هزاران ساله که به همين شکله
درسته ، خب شايد زندگي خون آشامي تو اينطوريه
ولي زندگي خون آشامي من خوابيدن روي مبل راحتي
و خوابيدن کف حمومه ميدوني که منظورم چيه ؟
خب ، ميدوني ، اگه نظرت عوض شد
خب ، ممنونم ، مرد ميدوني چيه
واقعاً متفکرانه است ،ممنون
يه مسئله ي ديگه هم بود که ميخواستم بهش اشاره کنم
امشب يه مراسم خون ديگه هم برگزار ميشه
ليسا انتخاب شده
و ميدونم که اين به عنوان يه افتخار بزرگ براش محسوب ميشه
... اگر که تو اون کسي باشي که
ببين ، من قبلاً هم بهت گفتم
تبديل کردن آدما ، کار من نيست
به خاطر اون اتفاقي که براي پسرت اُفتاد ؟
نه ، شماها ، هر کاري که ميتونيد
براي خالي کردن خودتون بکنيد
اونا ديگه بزرگ شدن
اينجا هم کشور آزاديه
يه جورايي
تجربه ي من ثابت کرده که
هرگز بوجود اومدن خون آشام هاي چيزي رو عوض نکرده
همين
! پرواز کن ! پرواز کن ! پرواز کن
ديگه نميتوني بيشتر از اين در اشتباه باشي
دنگ ونگ
اون روز از راه اومده
نوبت توئه که پرواز کني
! پرواز کن ! پرواز کن ! پرواز کن
در کنار شما بودن واقعاً خيلي بهم حال ميده
فکر نکنم دنگ با اون همه بار و توشه اي که داره
بتونه خيلي اوج بگيره
ولي اون که واقعاً نميخواد پرواز کنه ، احمق
اکاريوس اونو مي بره به فرودگاه
چرا ؟
دنگ داره ميره مأموريت - چي ؟ -
براي اينکه براي ما دنيا رو جاي امن تري بکنه
داره به جايي ميره که وقتي زمان پرواز کردن ما هم برسه بايد بريم
تا يه بخش جديدي از " فرزندان خونين " رو شروع کنه
50 سالي ميشه که اکاريوس
ما رو به عنوان نماينده به سرتاسر جهان مي فرسته
که طرز فکر افرادي که از ما متنفرن رو تغيير بده
تا کسايي که مايلن براي جنگ ها و مبارزات ـمون به ما ملحق بشن رو تبديل کنيم
ما به صورت تمام وقت درحال ساخت شبکه هايي از پناهگاه هاي امن
در دنيايي هستيم که هنوز به دنبال اين هستن که به ما صدمه بزنن
: اکاريوس دلش ميخواد بگه که اونا از ما متنفر نيستن
اونا از خودشون متنفرن و ما از اونا بهتر و مناسب تريم
ولي در حال حاضر ، کسي نيست که
در ترس از آزار و اذيت باشه
اين روياي اکاريوس ـه
که يه پناهگاه بسازه
... تا به کسي مثل تو ... و به زودي من
يه خونه بده
يا خدا ، اکاريوس اينکارو کرده ؟
جالبه ، نه ؟
آره ، جالبه
اين جالبه
خب ، ميرم سر اصل مطلب
من يه دِيني به مادربزرگ دارم
و دين ـم رو بهش ادا ميکنم
اگر که اون بهم اجازه بده ... تو رو قرض ميگيرم
من براي برطرف سازي يه نزاع کاري به نوه ي شما احتياج دارم
و کار شما چيه ، جناب استار ؟
در واقع کارم خيلي مسخره است
روابط مردمي ، مديريت بحران
کارم توي اين مايه هاست
ولي ما منابعي داريم
خب پس من قادرم و آماده ام
تا کاري کنم که آزادي موقت ايشون براي شما ارزش داشته باشه
ما ميتونيم کسب و کار شما رو بازسازي کنيم
خونه ي کوچيک شما رو به
حالت شکوه و جلالي که در سابق داشت برميگردونيم
من شنيدم که پناه گاه برده هاي شما خاليه
ما ميتونيم اين اوضاع رو تغيير بديم
يا ... اگه ميخوايد قرن نوزدهم رو پست سر بذاريد
نظرتون درمورد يه برنامه ي تلويزيوني چيه ؟
" آموزش سحر و جادو در خانه با ننه بزرگ ساحره "
يا يه چيز توي اين مايه ها
راحته
با يه ايميل رديف ميشه
من ارواح ميخوام
البته
منم ، قربان اميدوارم که نشسته باشيد
به گمونم من در شرف فراهم سازي قدرت نفوذتون هستم
منو تقديس کن ، پدر ، براي گناهاني که مرتب شدم
دو هفته از آخرين اعترافم ميگذره
ميخواي به چي اعتراف کني ، فرزندم ؟
تو فکر اين هستم که
No comments yet. Be the first to leave one.