Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
(تمامی شخصیت ها، مکانها، سازمانها، شرکتها و رویدادها در این سریال هیچ ارتباطی با اتفاقات زندگی واقعی ندارند)
(تمامی شخصیت ها، مکانها، سازمانها، شرکتها و رویدادها در این سریال هیچ ارتباطی با اتفاقات زندگی واقعی ندارند)
الان دیگه همه چی خوبه، تمام فضایی ها کشته شدن
چی شد؟
...این
یه رویاست؟
فکر کنم بازمانده هم دارن
پسراهم هستن
گفتم که- افراد زیادی دارن-
روش پا نذار
روش پا نزار
هی
ببخشین
رو دوستم پا نذار
روش پا نذار
...دوستم
رو دوستم پا نذار
!روش پا نذار
!روش پا نذار
اوهههه
چی شده؟- نمیدونم-
چیزی باقی مونده؟
لعنت بهش
خدایا- ...اینجا-
ببخشید جناب؟
آقای لی
هیچ اثری از فضایی ها نیست
از این طرف
خداوندا
بو گند میده
کسی زنده مونده؟
مثل اینکه همه مردن
فکر نمیکنم کسی زنده مونده باشه
یعنی والدینم خوبن یا نه
بچه ها، اینجا رو
اینجا حتما خوابگاه بوده
...شما بچه ها
تنها بازمانده هایین
به ما دستور داده بودن تا تدارکات رو بیاریم به پناهگاه
...ولی وقتی رسیدیم
مسئولتون چی شد؟- نمیدونیم-
ناپدید شد
...چرا اینجا موندین
اونم بدون فرمانده یگانتون؟
بهمون گفته بودن صبر کنیم
برای همینم صبر کردیم
کاری که بهمون گفته بودنو انجام دادیم
...پس چرا
،حتما خیلی بهتون سخت گذشته
ولی لطفا آروم باشین
وقتی همه چی حل شد دوباره درموردش صحبت میکنیم
...باشه
یو جونگ، مراقبشون باش
باشه
گشنه ات نیست؟
چیزی نمیخوای بخوری؟
یک، دو، سه- خیلی خب-
...تو
کیم دونگ هون، سال آخری دبیرستان هامیله
ایسول
کیم دونگ هون، سال آخری دبیرستان هامیله
جانگ سونگ هی- ...جانگ-
...تو
چشماشو دیدی؟
متمرکز نبودن
کاملا خالی بود
خیلی ترسناکه
،اگه منو تنها گذاشته بودن
منم مثل اونا میشدم؟
یعنی زنده میمونیم؟
...این پناهگاه کوچیک
جوری داغون شده که انگار بهش شبیه خون زدن
...پناهگاه ها رو توی حومه شهر ساخته بودن
جایی که فضایی ها ظاهر نشدن
تازه، هیچ ردی از اینکه این که فضایی ها افتاده باشن نیست
برام سواله فضایی های کوچیک تر چجوری به اینجا حمله کردن
اونهایی که دنبال شکار بودن هجوم اوردن اینجا
چجوری میدونستن پناهگاه اینجاست؟
آقای لی
اینو دیگه ممکنه دردسر درست کنه برامون
همینجوریشم عجیب غریب بود، حالا که وضعش بدترم شده
ممکنه اتفاق بدی بیفته
نگران اون نباش
داره کارشو خوب انجام میده، از حالا به بعدم وضع همینه
خیلی چیزا هست که درموردش نمیدونی
فقط بعدا ازش پشیمون نشو
همش تقصیر اون نو ایسوله، دختره خراب
بورا
هیچ فضایی ای نیست
هیچ فضایی ای نیست
فضایی ای نیست
خدایا
خیلی بد شد که
شنیدم که فرمانده شون فرار کرده
خداروشکر ما آقای لی رو داریم
آره
حتما از گشنگی هلاکی، یکم بخور
نریا- هی-
چیکار میکنی؟
چرا تنفگ دستت گرفتی؟
چیکار میکنی؟
...من
فرار کردم
...دوستام
ازم کمک خواستن
..ولی من
تنهایی فرار کردم
همه شون مردن
نه
این تقصیر تو نیست
منم همین اتفاق برام افتاد
وقتی دوستام مردن
من داشتم فرار میکردم
اصلا تقصیر تو نیست
حالا لطفا تفنگو بذار زمین
چون خطرناکه
یون سو
لطفا اسلحه رو بذار زمین
نزدیک نشو
...اسمت
مگه یون سو نیست؟
آره
....میدونم
خیلی زجر کشیدی و ترسیدی
،از حالا به بعد
ما ازت حفاظت میکنیم
..پس بذارش زمین
اون تنفگ لامصبو
یون سو
لطفا اسلحه تو بیار پایین
...لطفا
تو گفتی اشکالی نداره
و ما فقط باید کاری رو که بهمون گفتن انجام بدیم
و باید صبر کنیم
میدونم که دوباره هم فرار میکنی
یون سو- بسه دیگه-
امتیازای مثبت بیشتر؟
چه اهمیتی دارن؟
اصلا مهم نیستن
...دیگه حرفاتو باور نمیکنم، بخاطر تو بقیه
بخاطر آدم بزرگا، همه مردن
...دوستام
تک تکشون مردن
!تو همشونو کشتی
!نه
اون چی بود دیگه؟- ای لعنت-
اون صدا چی بود دیگه؟
چی؟- صدای شلیک نبود؟-
وایسا ببینم- تو این ساختمون شلیک شده؟-
توف توش
وون بین
وون بین
خدایا- حالا چیکار کنیم؟-
وون بین بیدار شو
!کیم وون بین
بیا
...آقای کیم- بدو پانسمان رو بیار-
یون جو، یه پانسمان بیار اینجا- وون بین-
!سریع تر
هولی شت- برو سریع بیارش-
لعنتی
لعنتی
طاقت بیار
...نه
تقصیر من نیست
...آدم بزرگا
تقصیر آدم بزرگاست
تقصیر من نیست
...تقصیر من نیست، تقصیر
تقصیر من نیست
...نه
(کوان اون بین، کیم کی هه، کیم مین چون کیم سو هی، کیم سو گیوم)
(آن دا اون، آن دو کیو، یو جون ها اوه سه اون، وو مین گیو)
(یون جونگ بین، لی یون، جی مین هیوک چوی مون هی، هونگ شا بین، هوانگ سه این)
::::::::: آيــــ(وظیفه بعد از مدرسه)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(وظیفه بعد از مدرسه)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
غاز وحشی، سه گول صحبت میکنه، تمام
غاز وحشی، سه گول صحبت میکنه، تمام
...اون
خوابه؟
آقای لی
حالش خوبه؟
خوشبختانه گلوله از شونه اش رد شده
حالا حالا ها نمیمیره
خدایا شکرت
ولی باید هرچه سریع تر درمان بشه
،من حالم خوبه
پس نگران نباشین
تو خوبی وون بین؟
ای بابا، گفتم که خوبم
بلند نشو- ممنون-
الان دیگه باید برید
دوک جونگ، ساعت چنده؟- چی؟-
ده شبه
وقتشه بهش آرامبخش بزنیم
بسپرش به من، ممنون
من یکی نمیرم، میخوام کنارش باشم
بیاین بریم دیگه- چرا اون وقت؟-
مطمئنی حالش خوبه؟- چیزیش نمیشه-
No comments yet. Be the first to leave one.