Die ersten 200 Zeilen.
...هي
دوتا بزرگسال و يه دونه هم براي هيولا کوچولوي افسانهاي
.بفرمائيد
.خيلي ممنون - .ممنون -
.از نمايش لذت ببريد
هي، من جا ميگيرم. زود بيا باشه؟
.هي، مکس، مکس، مکس
.عزيزم
!تفنگ
!اون تفنگ داره
!تفنگ! اون تفنگ داره
!لوسي! لوسي
!بيل - !مکس -
!لوسي
!مامان - !من پيشتم مکس -
!زودباش! بيا بريم
!لوسي
!از سر راه برو کنار خانم
!لوسي
!بيل - !لوسي -
!مامان
!مکس
ترکيبي از غذاهاي کرهاي اسپانيايي؟
.آره دنده گاو و "کوريزو بوريتو" خيلي خوشمزس
اگه آدم گياهخوار باشه، چي بخوره؟
.اونوقت "توفو کيمچي کوئساديلا" رو بهش پيشنهاد ميکنم
ميشه يه سالاد فصل بدين، لطفاً؟
.آره
.چيه؟ خودت گفتي هرچي ميخوايم انتخاب کنيم
.آپريل! سفارشت آمادهاس
!ايول! تاکوي فلفل و سيبزميني
!ممممم! ميخوام عکس بگيرم بزارم توي پستام
.آره. مرسي دکتر رودز
.خواهش ميکنم، آپريل
هي، ويل. مطمئني چيزي نميخواي؟
.آره، از خونه غذا آوردم
.شد 65،50 دلار
.مرسي رفيق
.صبر کن بقيهاش رو بهت بدم - .نه، بقيهاش پيش خودت -
.مرسي رفيق - .ممنون -
تو از خونه چيزي آوردي؟
.يخچالتو ديدم
با خودت ماست تاريخ گذشته و جوش شيرين آوردي؟
.باشه فهميديم. ايشون پولدارن
.اون تازه وارده. ميخواد خودشو خوب نشون بده
اين چيه ديگه؟
.يه چيزيه که کلم توشه
...به مادرشوهرم قول دادم که بخورمش، به خاطر همين
.اوه، اوووق
...يکم اينجات
.بزار برات دستمال بيارم - .مرسي -
!اَييييي
.فکر ميکنم يه خبراييه
.آروم باش آپريل. ما فقط با هم دوستيم
.نه - .اگه نظرت اينه پس هيچي -
.بفرماييد - .ممنونم -
.تيراندازي توي سينما
.زخمي زياده. قراره شلوغ بشه
.آمبولانس تا 4 دقيقه ديگه ميرسه
.يه بار ديگه چک کن، همين الان رسيدن
.بياين بريم. بريم
.بياين اينجا، دو نفر لازم دارم
.دوباره يه نفر توي سينما قاطي کرده
اين چه دنياييه که ما توش زندگي ميکنيم؟
!مگي
برنامه فاجعه تيراندازي رو اجرا کن
.ارتوپد و عصبشناسارو پيج کن، اونايي که بدون نوبتن بايد صبر کنن
فهميدم. اينجا چي داريم؟
.مرد 23ساله، زير پا لگد شده، شونهاش در رفته
.سطح هوشياريش 15 هس
بخش آسيب 7، نوار زرد رو دنبال کن - !مگي -
.بگو - زن 20 ساله، زير پا لگد شده
.جمجمهاش ضربه خورده
.باشه بخش آسيب 6
.ممنون مگي - چي داريم؟ -
.لوسي سيمز، 34 ساله، واکنشي نشون نميده
بدنش سسته، تنفسش نامنظمه
.بدون مسکن براش لوله گذاشتيم
بخش آسيب 2 - پسربچه هم آسييب ديده؟ -
.هيچ ضربهاي بهش نخورده
.مامانش سپر بلاش شده بوده
پدرش هم توي آمبولانس بعديِ ما بود
.مگي ببرش يه جا تا باباش برسه
.حواسم بهش هست
.با شمارش من، يک، دو، سه
دو واحد اپينفرين بهش بزنين. ضربانش ضعيفه. آماده باشيد
.تنفس بهش دادن سخته، خيلي مقاوت ميکنه
.فشار خونش 70 روي 40. ضربان قلبش روي 130
.علائم حياتيش داره پايين مياد
.صداي تنفسش از سمت چپ نمياد
.ضربان قلبش داره پايين مياد .ديگه ضربان نداره، حالش خوب نيست
.يه ميليگرم اپينفرين بزنين
هنوز خبر رسمياي از هويت مجرم نداريم
اما به گفته شاهدان
تيرانداز 20-19 ساله به نظر ميرسيده
و در حالي که در سال تئاتر تيراندازي ميکرده، ميخنديده
به محض اينکه نتايج آزمايشات اومد بهم خبر بده
.بله دکتر
از اينجا ميشه امدادگران رو مشاهده کرد
.پليس گفته که تيراندازو دستگير کرده
.قراره بيارنش اينجا
.چندتا تير خورده
.يه شهروند بهش شليک کرده
.يه معلم جبر دبيرستان
اونم داره مياد اينجا
.و محوطه بيروني هم هي شلوغتر ميشه
"رسانهها قويترين موجود روي زمين هستن"
"ميتونن يه بيگناه رو گناهکار نشون بدن"
"و گناهکار رو بيگناه"
خدايا، کي اينو گفته؟
"مالکوم ايکس" - .درست بود -
آقاي ميلر، شما به عنوان قهرماني که تيرانداز رو
.متوقف کردين مورد تحسين واقع شدين
اون لحظه به چي فکر ميکردين؟
...آه.. هيچ فکري نکردم
ممممم
.مردم در خطر بودن
..من فقط يه حرکتي از خودم نشون دادم
....ببخشيد خانوم
...کسي هست که ... همسرم تازه
ببخشيد، ميتونم کمکتون کنم؟ - ...بله -
.بيل سيمز هستم
...همسرم لوسي و پسر کوچيکم مکس رو
.همين الان آوردنشون اينجا
.باشه آقاي سيمز. ازتون ميخوام يه نفس عميق بکشيد
همسرتون الان تحت مداواس
و حال پسر کوچولوتون هم خوبه
ميخوام ببرمتون پيشش، باشه؟
.آره باشه. ممنونم - .دنبالم بياين لطفاً -
.باشه - .از اين طرف -
.يه کم برو اونطرفتر تا بتونم به سينه چپش سوزن بزنم
.ماساژش نده
ضربان داره. فشارشو بگيرين
صد روي 78. ضربان قلب 120
.چقدر وقت ضربان نداشته
.بيست و سه دقيقه
آخر و عاقبت آخرين مريضم که انقدر طولاني .بدون ضربان بود... زياد جالب نبود
.بياين يه لوله توي قفسه سينهاش بزاريم و ببرينش سيتي اسکن
.از اينجا ميبريمش
ميشه يه نفس عميق بکشي؟
.يکي ديگه
زير پا مونده بودي؟
کسي بهت ضربه زده بود؟
به خاطر همين غش کردي؟
.نه قبل از اينکه اتفاقي بيافته، سرم گيج رفت
استفراغت چي؟
نميدونم چرا اينجوري شدم
نکنه شکلات خريده بودي؟
يا اون پف فيلاي کَرهاي وحشتناک رو؟
ميدوني که اونايي که روشه کَره هم نيست؟
.نه من چيزي نخورده بودم
.هرجا که ميري فقط چيپس و پفک داره
وقتي نوجوون بودم فکر ميکردم ميتونم همه چي بخورم
.البته که چاق ميشدم
خيلي خُب، ضربان قلبت نرماله
.ريهات هم سالمه
حالت تهوعت چطوره؟
.شايد يه کم بهتر شده
.نميدونم، هميشه حالم يه جوريه
اون چيزايي که برات گذاشته بودم چي؟
خورديشون؟
.هميشه چيزاي سالم بهش ميدم ولي نميخوره
.آخه حال بهم زنن
.تازشم حس بدي بهم ميدن
.باشه
.بيا چندتا آزمايش ازت بگيريم ببينيم نتيجش چيه
...حساسيت غذايي، عفونت
همشون باعث ميشه هرچند وقت يه بار حالت تهوع بگيري
.پرستارا ازت خون ميگيرن
.چندتا آزمايش پايهاي ازش بگيريد
شمارش کامل سلولهاي خون، پنل متابوليک جامع، پروتئين پرلبامين
منيزيوم، اوريک اسيد، هاشسيجي، آزمايش ادرار
.و به دکتر چارلز بگين کارش دارم. ممنون
چي داريم؟ - .مرد 17 ساله -
سطح هوشياري 6، چندتا گلوله به شکمش اصابت کرده
.دوتا از رگهاش پاره شده
.ضربان قلبش خيلي بالاس، 160 تا. فشارش پايينه
همونيه که سينمارو تبديل به بغداد کرده؟ - .آره، بقيهاش با شماست -
!ريس! بيا پيش ما
.خوبه، با شمارش من
.يک، دو، سه
.خوبه، تنفسش رو چک کنيد
اين همونيه که تيراندازي کرده؟
.از اين يکي دست برندارين
.باشه از اينجا به بعدش با ماست. ممنون
.تنفسش دو طرفهاس
.ديگه نميتونه بره سينما
.دکتر
ضربان نداره. ريس؟ - .انجامش ميدم -
.شکمش خونريزي داخلي داره
بايد شاهرگشو گره بزنيم
تا هرچي خون باقيمونده
برگرده به قلب و مغزش
ميخواي همينجا شکمشو باز کني؟
آره - کار بيهودهايه -
چي؟ ميخواي توراکوتومي رو اينجا تمرين کني؟
.راستش دارم سعي ميکنم زندگيشو نجات بدم
.قلبش خالي شده
.خون سطح يک بهش تزريق کنيد
لوله رو بده من. من ميزنم اينجاي رونش
No comments yet. Be the first to leave one.