Blood & Treasure

Blood & Treasure

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 2

Release Info

Blood and Treasure S02E11 1080p WEB H264-GGEZ
Blood and Treasure S02E11 720p WEB H264-GGEZ
Blood and Treasure S02E11 1080p WEB H264-GLHF
Blood and Treasure S02E11 720p WEB H264-GLHF
Blood and Treasure S02E11 WEBRip x264-ION10
Ein Kommentar von thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

Tags

web
1080
720p
720
webrip
x264
BRip
Veröffentlicht am: 2022-12-30
Downloads: 37
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫آنچه گذشت...

‫چی راجع به وایولت می‌دونی؟

‫دنبال یه جایزه‌ای بود که خان...

‫واسه درفش گذاشته بود

‫قطعاً یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌شه

‫الان کیت رو کشتم

‫احتمال خیلی زیادی هست ‫که درفش همینجا باشه

‫زیر موزه‌ی عتیقه‌جات مغول

‫روح چنگیز خان

‫سی‌آی‌ای رو فرستادی دنبال من، دنی؟

‫تو واسه خان کار می‌کنی؟

‫من واسه هیچکی کار نمی‌کنم

‫اون خود خان‌ـه

‫می‌دونستم

‫می‌دونستی؟ به منم نگفتی؟

‫به گمونم جفتمون رازهای خودمونو داریم

‫اگه بتونم باهاش تنها باشم، ‫می‌تونم راضیش کنم بیخیال نقشه‌اش بشه

‫منو با خودت ببر

‫همیشه فکر می‌کردم در نهایت ‫با هم این کار رو انجام میدیم

‫من لکسی رو رها نمی‌کنم

‫تبریک میگم

‫- درفش رو ببرید داخل. با احتیاط ‫- بله قربان

‫عجب دم و دستگاهی اینجا داری

‫خواهش می‌کنم با من حرف نزن

‫جفتمونو به کشتن میدی

‫اولاً که با تو نبودم

‫جدی میگم

‫تحسین‌برانگیزه

‫بس کن بابا

‫چیو بس کنم؟

‫انقدر تظاهر نکن

‫تو فقط اومدی اینجا که خطاهامو نشونم بدی

‫یا اگه نتونستی، به جاش جاسوسی‌مو کنی

‫بیا به هم دروغ نگیم

‫آره، بیا دروغ نگیم

‫می‌خوای باهات روراست باشم؟

‫تو چه مرگته؟

‫این دیوونگیه

‫هر کاری که من کردم، یه دلیلی داشته

‫من دنیا رو عوض می‌کنم

‫اگه بخوای می‌تونی کنارم باشی

‫آقای آتول، زمانمون در چه حاله؟

‫روی برنامه هستیم. تا 15 ساعت دیگه

‫روی برنامه‌ی چی هستید دقیقاً؟

‫لازم نیست دنبال اطلاعات بگردی

‫خودم بهت اطلاعات میدم

‫تا وقتی که بدونم می‌تونیم به هم اعتماد کنیم

‫من دیگه هیچوقت نمی‌تونم بهت اعتماد کنم

‫پس به کی می‌تونی اعتماد کنی؟

‫دنی؟

‫که راجع به من بهت دروغ گفت ‫و تو رو بی‌خبر گذاشت؟

‫می‌بینی؟ از لحظه‌ای که ‫به زندگی من برگشتی...

‫سعی داشتی ما رو از هم جدا کنی

‫لازم نبود کاری کنم

‫خودش همه‌ی کارا رو کرد

‫سایمون

‫فرض می‌کنم با یه نقشه برای بقا...

‫به اینجا اومدی

‫صادقانه به خاطر خودتم که شده ‫امیدوارم، نقشه‌ات این نبوده باشه

‫چاک؟

‫چاک؟

‫چاک، صدامو می‌شنوی؟

‫آره، وایولت خان بزرگه

‫کیت رو هم به قتل رسوند

‫ببین، خیلی متأسفم، چاک

‫می‌خواستم رو در رو بهت بگم

‫ولی نمی‌خواستم از زبون کسی دیگه بشنوی

‫در ضمن چاک، گوش کن. مقصرش منم

‫به وایولت اعتماد نداشتم و به کیت ‫گفتم در موردش تحقیق کنه

‫نه، تقصیر منه

‫اگه پیش من می‌موند، هنوز زنده بود

‫حالت خوبه؟

‫هنوز وقت نداشتم که همه‌چیو هضم کنم

‫لکسی چی؟

‫اون...

‫پیش وایولت‌ـه

‫وایولت اونو دزدیده؟

‫نه دقیقاً

‫لکسی یه جورایی با اختیار خودش رفت

‫منظورت چیه که با اختیار خودش؟

‫با وایولت رفت که از نقشه‌اش سر در بیاره

‫ولی من و شاو برای پیدا کردنشون ‫نقشه‌ی خودمونو داریم

‫باید همین الان از خونه‌ی شاو خارج بشید

‫آره. وایولت می‌دونه که اینجاییم

‫نه، درفش پیششه. دیگه به شما احتیاج نداره

‫چاک، باید برم

‫باید بگم که اینجا دیگه اصلاً در حدم نیست

‫نمی‌دونم چه فکری کردم ‫که سعی داشتم گیاه پرورش بدم

‫من یه بیابان‌گردم

‫یه آواره

‫می‌دونم

‫منم دلم برات تنگ میشه

‫سلامتی ببر طلایی

‫خیلی کم می‌شناختیمت

‫سلامتی ببر طلایی

‫چه خبر، رفقا؟

‫به تله‌ی ما خوش اومدید

‫لکسی وزیری

‫خان اونو کجا برده؟

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫همه‌چی تموم شد

‫شروع به حرف زدن کن

‫خان شما لکسی رو کجا برد؟

‫کپسول سیانور زیر دندونشون قایم کردن

‫حتماً از طرف خان دستور داشتن...

‫که یا بکشن، یا کشته بشن

‫ایرادی نداره

‫یه جور دیگه پیداش می‌کنیم

‫نمی‌دونم چیکار کنم

‫کل زندگیمو وقف کلیسا کردم

‫حس می‌کنم بهم خیانت شده

‫تو که آرکینوم گلادیو رو راه ننداختی

‫تو که اون اطلاعات رو توی گیفشرانک ‫قایم نکردی...

‫که خان پیداش کنه

‫ولی کشیش‌هایی مثل من این کارو کردن

‫یا اینکه دست روی دست گذاشتن و کاری نکردن

‫و دوستم به همین خاطر کشته شد

‫خیلی عصبانی‌ام

‫خیلی از دست اونا عصبانی‌ام

‫از دست خودم عصبانی‌ام

‫شاید عصبانیتی که حس می‌کنی...

‫روش خداوند برای اینه که ‫به سمت کار درست هدایتت کنه؟

‫کاردینال راسی جفتمونو ‫از واتیکان دور کرد...

‫و احتمالاً آلونسو رو هم اون کشته

‫فقط برای مخفی کردن جنایات آرکینوم گلادیو

‫و حالا فکر می‌کنم خان داره ‫از واتیکان حق‌السکوت می‌گیره

‫می‌دونم که باید چیکار کنم. ‫فقط نمی‌دونم که می‌تونم این کارو کنم یا نه

‫یه نفر...

‫باید مسئولیت قبول کنه

‫تصمیمش به عهده‌ی توئه

‫و بقیه‌ی عمرمو سعی کنم بهش برسم

‫خنده‌داره

‫یکی دیگه هم سعی داشت همینو بهم بگه

‫ممنون خواهر

‫وقتی اون همه پلیس رو دیدم...

‫خیلی نگرانتون شدم، آقای شاو

‫من خوبم، هان

‫ولی اون آدم بدا دست‌بردار نیستن

‫این یعنی که از اینجا میری؟

‫به هر حال دیر یا زود باید می‌رفتم

‫دیر یا زود

‫هیچ کارت شناسایی ندارن، ‫چیزی ندارن که بتونیم بفهمیم...

‫از کجا اومدن یا کجا می‌خواستن برن

‫فقط یه مقدار پول و اسلحه و سیگار

‫اینا مال برمه‌ست

‫دوست‌پسر اسکل مامانم از اینا می‌کشه

‫همیشه غر می‌زنه...

‫که فقط توی ماندالی می‌تونه از اینا بخره

‫من یه رفیق قدیمی قاچاقچی اسلحه ‫دارم که اهل لندنه...

‫و الان چند ماهه که سعی داره ‫منو وارد کار بزرگش کنه

‫توی برمه

‫ممکنه خودش باشه

‫شاید بتونیم رد اینا رو بزنیم ‫که از کجا اومدن...

‫و به وایولت برسیم

‫گوش کن...

‫من شیش ماهه که پیشنهادشو به تعویق می‌اندازم

‫سعی دارم وارد کار خلاف نشم

‫مطمئن نیستم فکر خوبی باشه

‫خیلی‌خب. اگه راحت نیستی...

‫خودم می‌تونم باهاش حرف بزنم

‫نه. پای لکسی وسطه

‫اگه بتونیم با این کار ‫یه قدم بهش نزدیک‌تر بشیم...

‫می‌تونم خودمو جمع و جور کنم

‫ولی هر چیزی به نوبت

‫بچه‌ها، نمی‌دونم کِی برمی‌گردم

‫یکی رو لازم دارم که تا وقتی نیستم...

‫- ببر طلایی رو بگردونه ‫- قبول می‌کنم

‫با تو نبودم

‫نظرت چیه؟

‫خب...

‫میگم چیکار کنیم

‫تو می‌تونی شاگردم باشی

‫حواسم هست که لیوان مشتریا رو ‫زیادی پر نکنه

‫آفرین پسر. بیا اینجا

‫حالا...

‫هرگز سه‌تا قانون ببر طلایی رو فراموش نکن

‫ساعت تخفیف واسه بدبختاست

‫ما از بیرکنستاکس بهتریم...

‫و دستشویی فقط مخصوص مشتریانه

‫آماده‌ای

‫خودتونو به کشتن ندید

‫قولی نمیدم

‫ممنون، وینس

‫کلی ایده واسه اینجا دارم

‫پیپتی لیپتی، پیپتی لیپتی...

‫ذهنم مال خودمه...

‫بسیار بزرگ...

‫باران اسپانیا بیشتر توی دشت‌هاست

‫باران اسپانیا بیشتر توی دشت‌هاست

‫- شاو ‫- بیشتر توی...

‫حالت خوبه؟

‫آره. خیلی وقته که...

‫به طور کامل...

‫توی نقش...

‫ایدن شاو، خلافکار مغز متفکر فرو نرفتم

‫لهجه‌ام خراب شده

More Farsi Persian subtitles for Blood & Treasure

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left