Die ersten 200 Zeilen.
...آنچه در «ارواح مدرسه» گذشت
میدونیم که کلر به خاطر نمره داره از اندرسون باجگیری میکنه، درستـه؟
وقتی براشون اون فیلم رو فرستادن، ترسیدن
...و اگه اندرسون این کار رو نکرده - پس کلر قطعا این کار رو کرده -
فردا ساعت ۷ میام سراغـت
نمیخوایی من رانندگی کنم؟ - من میخوام رانندگی کنم -
یه نفر اون فیلم رو گرفته، نیکول
مهم نیست کی فیلم رو گرفته، خیلیخب؟
فوقالعاده خوشگل شدی
من به مدی آسیبی نزدم
نمیدونم چه اتفاقی براش افتاده اما کار من نبوده
ما شیء رو ردیابی کردیم و یه مظنون داریم
کی؟ - راجر سوث؟ -
نیکول، اصلا بوق زدن رو امتحان کردی؟
قرار بود امروز صبح من رو با خودت بیاری
به مدرسه؟ یادتـه؟
چندتا کار باید انجام میدادم. ببخشید
فهمیدم. تمام آخر هفته غیبـت زده بود
حتی یه دونه پیام رو هم جواب ندادی
یه ضربالاجل برای درخواستـم داشتم، باشه؟
آخرین مهلت بیانیه ویدیویی فرا رسیده بود، و نمونه کارهام انگار
توسط یه دانش آموز کلاس سومی درست شده بودن، پس
درک میکنم
زنگ بیکاری امروز با دانشجوی سابق نورثوسترن
مصاحبه دارم و جورابهام دو مدل مختلفـن
اما امیدوارم که درک کنه
چی رو درک کنه؟
همه ما یه کمی حواس پرتـیم
نیکول، اونا یه سلاح پیدا کردن
حالا سعی میکنن بهمون بگن که بهترین دوستـمون به
خاطر یه کیسه پول نقد توسط سرایدار به قتل رسیده؟
آره - که با عقل جور در نمیاد -
آقای سوث؟
آقای سوث حتی یه مورچه رو هم نمیکشه
لشکری از مورچهها توی آزمایشگاه زبان زندگی میکنن
دیدم که برای اونا آبنبات چوبی خیس اونجا گذاشته
مامان مدی چی فکر میکنه؟ فکر میکنه کار آقای سوث بوده؟
وقتی اون خبردار شد مگه اونجا نبودی؟
آره، ولی ناراحتـه
انتظار داری چطوری باشه؟
مشکوک
مثل بقیه ما
هوم
محض اطلاعـت، دانش آموز کلاس سومی خیلی قابل تحسینی هستی
یعنی من تحت تاثیر قرار گرفتم
...اوه
و یه کمی نگران
لعنتی، مدی میدونست که تو همه اینها رو گرفتی؟
.از تو هم خیلی گرفتم فقط تو خوش عکس نیستی
آره، اما این خیلی زیاده
یعنی باحالـه
،فقط همش میشه مدی مدی، مدی، مدی،
مدی، مدی، مدی، مدی
منظورت چیـه؟
هیچی
هی
نفس بکش. به خودت شک نکن، باشه؟
اگه مسئولین پذیرش پرسیدن ،که چرا همش عکس مدیـه
بگو که اون رو میپرستیدی
بهشون بگو که اون بهت یاد داده که چطور پارک دوبل بگیری
خدمت توی هیئت منصفه واقعاً یک افتخاره
هیئت منصفه باید به حرف هر دو طرف گوش بده
،و تصمیمی آگاهانه بر اساس حقایق بگیره
نه بر اساس نظرات یا شایعاتی که که توی آسانسور شنیده میشه
و هنگامی که سال آخریهای زندهی ما ،محاکمه ساختگی رو انجام میدن
ما عدالت رو در عمل میبینیم
قدرتمنده، که سرنوشت شخص دیگهای رو توی دستات داشته باشی
محاکمه ساختگی نه تنها به ما این فرصت رو میده
تا شرکت کنندگان سالآخری ...فعلی رو زیر نظر بگیریم
!اوه
بله؟ چارلی، سوالی داری؟
آره
تا حالا کاری انجام ندادی که اون رو واقعاً عصبانی کنی؟
کی رو؟
سرایدار
هیچوقت - بیخیال -
شاید هنگام یکی از اون زنگهایی که مست بودی اتفاق افتاده
چارلی
خب، نه
منظورم اینـه که مجبود بودم همهی کلاس هشتم رو مست کنم
یعنی واقعا مجبور بودم
تا کلاس نهم یک مو زیر بغلـم رشد نکرد
شروع کردم به چسبوندن موهای واقعی سرم به زیر بغلـم. واقعا بد بود
باشه، میتونیم فقط روی محاکمه ساختگی تمرکز کنیم؟
آقای مارتین، ببخشید. هیچکس اصلاً نمیخواد این کار رو انجام بده
نه بعد از پرونده پارسال. خیلی حوصله سر بر بود
خب، پس میتونیم پرونده خودمون رو بسازیم
و من از شما افراد خوب سؤال میپرسم
خیلی ازشون رو دارم
باشه، خب، حدس میزنم
هیچکدومـشون بهم کمک نمیکنن تا ،قفل یک خاطره سرکوب شده رو باز کنم
پس من میرم - مدی -
من اهل برنامههای فوق برنامه مردگان نیستم
مدی، بشین
یا مثل سگ کوکاپو باهام صحبت بشه
...من
لطفا، خواهش میکنم
ببین، همه اینجا دردت رو احساس میکنن
،چیزی که ما نمیدونیم، اغلب ما رو کنترل میکنه
اما باید مقاومت کنیم
مقاومت کنیم؟ - آره -
ممکنـه یه مرد بیگناه به خاطر کشتن من بیچاره بشه
و من هیچ خاطرهای برای کمک بهش ندارم
من حتی مظنون دیگهای ندارم که بهش اشاره کنم
هفتههاست که اینجام
و هنوز نمیدونم چه اتفاقی برام افتاده
شاید باید همینطوری باشه
راندا، میشه جو سازی نکنی؟
جو سازی نمیکنم، گوزن
بعضی وقتا، مغزمون برای محافظت ازمون ضربه عاطفی رو پاک میکنه
کی قراره از آقای سوث محافظت کنه؟
،چه حافظه تو برگرده یا نه
تو در موقعیتی نیستی که به متهم کمک کنی، مدی
ما هیچ تأثیری روی اتفاقات اون دنیا نداریم
داریم؟
ما بر هیچ انسان زندهای تسلط داریم؟
چیزی وجود داره که ما با گروه به اشتراک نمیذاریم؟
...صحبت از خاطرات سرکوب شده شد
اونکار رو نمیکنیم
خب، میتونیم، پس من میکنم
خودم کمی تحقیق کردم، و معلوم شد
که کتابخونه ما مجموعهای قابل توجه
از کتابهای روانی داره
کسی فکرش رو میکرد، درستـه؟ باور نکردنیـه. باشه
توی این کتاب، فصلی در مورد چگونگی بازیابی حافظه از طریق
،محرکهایی مثل، میدونی
چشیدن، بو کردن و لمس کردن وجود داره
...آم
ما بهت کمک میکنیم که از این مشکل عبور کنی، مدی. باشه؟
همه با هم این موضوع رو حل میکنیم - ممنون، والی -
«A_R_Z_110» ترجمه از @ARZ_110_SUB
خیلیخب
باشه، چشماتو ببند
از قبل میدونم که بوریتوئه
آره، اما بو میتونه یه محرک باشه
فکر نمیکنم بتونم این رو نگاه کنم
چرا؟
آخرین وعده غذایی؟ آهای؟
سیب زمینی سرخ کرده، روغن بادام زمینی، بسته شدن گلو؟
اوه، بیخیال
هر چیزی که اینجا سرو میشه میتونه آدم رو بکشه
یه بار توی ساندیچـم یه ناخن مصنوعی پیدا کردم
آهای تیم. میتونیم یک زمان استراحت کوتاه بگیریم؟
اجازه بدید مدی تمرکز کنه
فکر نمیکنم بو کردن جواب بده
خب، یه گاز بزن
بذار گشنیز جادوی خودش رو انجام بده
گشنیز؟ من از گشنیز متنفرم
سایمون همیشه بوریتوهای من رو بدون گشنیز سفارش میداد
سایمون برات ناهار سفارش میده؟ واقعا؟
خب، اون بهترین دوست منـه
میدونیم که از چه چیزایی متنفریم - یه گاز بزن -
بزن بریم. ببینیم بهتره یا نه
باشه
حالا واقعا به آخرین ناهاری که خوردی فکر کن
الان داری چی میبینی؟
سایمون رو
سس سالسا روی چونهاش ریخته
چه زیبا - اتفاقا خیلی هم بامزه است -
شاید نباید حرف بزنی، فقط بجو
،والی، این کار از مهربونیـه توئه
اما من فکر نمیکنم این جواب بده
و راستـش، فکر نمیکنم این اصلا مرغ باشه
خیلی بده
باشه، این گوشت مرموز رو بیخیال
آخرین آهنگی یادتـه چیـه؟
چی؟ - آهنگ، موسیقی؟ -
رادیوی ترانزیستوری
،وارد مرکز مشاوره شدم
و منشی آقای مَنفردو
داشت با آهنگ «اون خیلی خوبـه» توسط شیفونز کار میکرد
اون آخرین آهنگ منـه
مال تو چیـه، پا گربهای؟
پسر، تمام شب رو بیدار بودم
و به همه این پرونده توی خونه نگاه میکردم
هیچی نیست
باشه
چیزی که داری میگی اینـه که
،بابات چیزی جز اون دیلم نداره
که هر کسی میتونسته اون رو از مدرسه برداره؟
نه. به شواهد بیشتری هم نیاز نداره
آره، اما اون باید قهرمانی باشه که شرور رو میگیره
.آقای سوث یه شرور نیست اون بیشتر شبیه یه هدف آسونـه
دیگه به عذر موجه من اشاره نکنم
یعنی اگه بیگناهی منو ثابت کرد چرا نمیتونه مال اونم ثابت کنه؟
صبر کن، اون چطور عذر موجه تو بوده؟
اون همهی زنگ هشتم رو توی دستشویی پسرونه بود
یه پنجره رو تعمیر میکرد در حالی که من تلاش میکردم
قفل گوشی مدی رو باز کنم
همهی زنگ رو؟ مطمئنی؟
آره، آره
اون از سوت زدن آهنگ فیلم «تایتانیک» دست نمیکشید
چیـه؟ آهنگ طولانیایه
و بابات این رو میدونه؟
مهم نیست بابام چی میدونه
،نه، وقتی میخواد یکی رو سرزنش کنه
هیچکس نمیتونه جلوش رو بگیره
باور کن
توی اون شرایط بودم
خب، نجات سرایدار خیلی راحتتر میشه
No comments yet. Be the first to leave one.