Die ersten 200 Zeilen.
هر گونه استفاده مادي از زيرنويس و کپي برداري بدون ذکر منبع ممنوع است
این خیلی منو عصبانی میکنه
لولو
داره دیر میشه
دیگه باید خسته شده باشی
یکم استراحت کن
بیا فردا صبحانه رو باهم بخوریم
عزیزم
بیا ازدواج کنیم
حاضرم کا زندگیمو باتو باشم
لولو
...باید درباره این موضوع
بیشتر حرف بزنیم
تو دوست نداری ازدواج کنیم؟
نه
منظورم این نیست
پس یعنی دوست داری ازدواج کنیم؟
بشین
بزار برات توضیح بدم
خب، ببین
،وقتی یه زن و مرد باهم رابطه دارن
به خاطر عشقشون به همدیگس
،توی این زمان
اونا باید از باهم بودنشون لذت ببرن
...مشروب
رومانتیک بازی و ازینجور حرفا
چیز باحالیه، نه؟
،ولی وقتی که ازدواج بکنن
همش راجب مسائل بی اهمیته
نیاز های روزانه
واقعا میتونه دردسرساز باشه
من تو اون موقعیت بودم
تجربشو دارم
به ما نگاه کن
...الان که ما
...همدیگرو تحسین میکنیم و دوست داریم
و همینطورم تو خیلی چیزا تفاهم داریم
،پس بگو ببینم
چرا باید خودمونو با
چیزای بی ارزش اذیت کنیم؟
...ازدواج
فقط یه چیزی روی برگست
بدرد نخوره
بهم اعتماد کن
این کار نمیکنه
...میخوام لباس عروسی بپوشم
و بچه دارشم
میدونم
...فقط دارم واست
مزایا و معایب ازدواجو تشریح میکنم
....بچه دار شدن
...چرا تا وقتی که
...باردار شدی
صبر نکنیم و بعد راجبش حرف بزنیم؟
خوبه نه؟
تو دوست نداری بچه دار شی نه؟
کیه که بچه هارو دوست نداشته باشه؟
من از زن سابقم بخاطر اینکه بچه دوست نداشت طلاق گرفتم
اون نمیخواست مجبور باشیم پولمونو خرج بچه کنیم
چجوری میتونم دوستشون نداشته باشم؟
زن سابق؟
هنوزم درگیر زن سابقتی
هنوز که هنوزه فراموشش نکردی، نه؟
میتونی با دقت به حرفام گوش بدی و نکته رو بگیری؟
...ما داریم درباره بچه دار شدن
و ازدواج بحث میکنیم
اینا اصلا ربطی به همسر سابقم ندارن
حالا میفهمم
،تو نمیخوای باهام ازدواج کنی
چون هنوزم تو فکر زن سابقتی
هنوز فراموشش نکردی
،اون نمیخواست بچه دار شه
،پس تو ازم میخوای بچه بیارم
،میتونی دوباره باهاش باشی
و منم ول کنی، باشه؟
نه. موندم تو اون مغزت چی میگذره؟
...من نخواستم
برو
واست بچه نمیارم
برو پیش همون زن سابقت
چرا انقدر غیر منطقی ای؟
کارت تمومه
منتظر عواقبش بمون
حرکتش اشتباه بود
پدربزرگ
بیا اینجا
مامان
این تقلبه- مامان، میشه تقلب نکنی؟ -
ماشینتو برداشتم
پدربزرگ
،بعد از چیزی حدود بیش از 20 سال زندگی
...تازه فهمیدم
که یه خانواده این شکلیه
سلام، داداش
کجایی؟
این همون خواهر آن نینگه که چهار سال دنبالش میگشتی؟
فکر کنم یه جایی دیدمش
حالا میدونم
با لونگ هاو چیان رابطه داره؟
واسه این دعوا کردین؟
داداش
گوش کن ببین چی میگم
،باید به خواهر آن نینگ بگی
که چقدر بهش اهمیت میدی
اگه نگی نمیفهمه که
،این مربوط به خودمه
خودم حلش میکنم
دخالت نکن باشه؟
باشه
...ولی باید بهم قول بدی
زودتر یه قرار واسه منو خواهر آن نینگ ترتیب بدی
،اون دوست دختر لونگ هاو چیانه
...ولی
اون هنوزم تو قلبمه
پس اهمیتی به این مسائل نمیدم
فکر کردم آن نینگو متهم میکنی
چرا؟
چرا؟
بخاطر لونگ هاو چیان
البته که نه
دنبال کسی هستین؟
گرفتمش
حله
،تا وقتی گروه ال با موفقیت پروژه خلیج رو ارائه بده
پاداش بزرگی بهت میدم
بیا تو
آقای لونگ
این طرح غذای سالیانست
لطفا یه نگاه بندازید
باشه
میتونی بری
آقای لونگ
لطفا یه نگاه بهش بندازید
بشینید
خیلی وقته ندیدمتون
چطور شد امروز اومدی؟
امروز میخواستم یه لباس شب زنونه انتخاب کنم
زنونه؟
آره
برای دوست دخترتون؟
نامزد
اوه خدای من
مبارکه
...برای همینم
باید برام بهترینو پیدا کنی
مشکلی نیست. چند لحظه صبر کنید
بفرمایید شربت بخورید
...چرا شما
خانم لین صدام کن
خانم لین
چرا امروز اومدید اینجا؟
پس باید برم سراغ اصل مطلب
...شنیدم که
...دخترتون
جدیدا خیلی به پسرم نزدیک شده
...فکر میکنم نه شرایط خودشون
...و نه شرایط خانوادگیشون
...به ترتیب
بهم بخوره
...دوبار با آن نینگ درباره این
صحبت کردم
انگار متوجه منظورم نشد
...برای همین تصمیم گرفتم
،امروز به دیدنتون بیام
و درباره این مشکل باهاتون صحبت کنم
،چیزی که میخوام بگم اینه که
...خانواده لونگ
...به هرکسی
خوش آمد نمیگه
میدونم جوری که حرف زدم ممکنه بی احترامی بهتون بشه
...ولی
جور دیگه ایی نمیتونم بیانش کنم
...امیدوارم شرایط
این مادرو درک کنید
باشه؟
هرکسی؟
چی دارید میگید؟ چرا متوجه منظورتون نمیشم؟
...برام مهم نیست فهمیدید
،یا نه
میخوام به دخترتون بگید
مواظب رفتاراش باشه
باشه؟
...شنیدم
داره با هاو چیان زندگی میکنه
واقعا کنجکاوم
چه خانواده ایی چنین دختری بزرگ کرده؟
همش بخاطر پوله، درسته؟
باشه
میتونم بهتون پول بدم
،ولی فقط در یک صورت
لطفا دست از سر هاو چیان بردارید
باشه؟
تموم شد؟
حرفام تمومه
برو
هولم نده. خودم میتونم برم
از خونم برو بیرون- بهم دست نزن-
برو
برو بیرون- خانم لین، حالتون خوبه؟ -
برو بیرون
No comments yet. Be the first to leave one.