Die ersten 200 Zeilen.
دو عــــــــاشــق
...آقايون
...امروز عمر اين خونه
صد سال کامل و 10 ماه و 12 روزه
به ظاهرش ميخوره انقدر عمرش باشه؟
به نظر من که بيشتر از 16-17 سال نمياد
...خب آقايون
اين "اَنارکلي" که از سنگ و آجر ساخته شده *منظور ساختمان*
امروز به حراج گذاشته ميشه
حالا ميبينيم اين مردم خوش قلب چه قيمتي روش ميذارن
بله آقايون...حراج از 400 هزار روپيه شروع ميشه
چهارصد هزار روپيه بهبه، چهارصد هزار، پيشنهاد بيشتري هست؟-
آقاي بالبير سينگ، شما بفرماييد
اين خونهي ويلايي به قيمت پايين فروخته ميشه بفرماييد
چهارصد و پنجاه هزار روپيه
آقاي ويجلاني چهارصد و پنجاه هزار روپيه پيشنهاد کردن کس ديگهاي هست؟
آدم سخاوتمند ديگهاي هست؟
ببينيد آقا...خواهش ميکنم
آقايون، قلبهاتون رو از جيبتون در بياريد و يه قيمت بگيد
بفرماييد پونصد هزار روپيه-
ببينيد آقا، يک بار بهتون گفتم ديگه، نه؟ بله آقا؟
پانصد و پنجاه هزار روپيه ششصد هزار-
حالا شد...کس ديگهاي هست آقايون؟
هفتصد هزار
فقط هفتصد هزار براي اين اَنارکلي؟
هشتصد هزار
اسمتون چيه؟
کلنل پاگوانت سينگ
بله آقايون...هشتصد هزار يک
هشتصد هزار دو
هشتصد هزار سه
مبارکه آقاي کلنل از امروز، اين اَنارکلي متعلق به شماست
ممنونم
...گوش کنيد
شما سه بار دستتون رو بالا بردين اما حتي يک بار هم قيمت نگفتين
آقاي کلنل، من براي قيمت گفتن دستم رو بلند نکردم
بلکه دستم رو بلند کردم تا به ديگران بگم که قيمتي پيشنهاد نکنن
منظورتون چيه؟
...منظورم اينه که،اين خونه
که با نام اَنارکلي به حراج گذاشته شد به من تعلق داره
...و من داشتم به قيافهي
ثروتمندهايي که ميخواستن اين اَنارکلي رو بخرن نگاه ميکردم
با اجازهتون
فکر کنم شما خوشحال نيستين که اَنارکلي شما به دست من افتاده
اين اَنارکلي مبارکتون باشه آقاي کلنل
اما يادتون باشه
بخت هرگز با خريداران اين اَنارکلي يار نبوده
باادب...باملاحظه...هوشيار
گوش کنيد اين کي بود؟
دولت رام يکي از قماربازهاي معروف اين منطقهست
اون تمام ثروت اجدادش رو توي قمار باخته
آقا، اگه پاش بياُفته زن و بچهي خودش رو هم به خطر ميندازه
بفرماييد، بفرماييد، خوش اومدين
مبارکه عمو ممنونم دخترم-
سلام عمو ممنونم دخترم-
خداحفظتون کنه
بفرماييد داخل، بفرماييد داخل بفرماييد بشينيد اونجا
دولت رام، تو چرا به خونهي من اومدي؟
اين خونه نه مال منه و نه مال تو
بلکه اينجا فقط خونهي گنجشکهاست ...اما من-
...اما آقاي کلنل، خونهاي که ميشه توي
قمار باخت رو همچنين ميشه توي قمار برد
اما من قمار نميکنم
...آقاي کلنل، بعضيها خودشون
قمار ميکنن و بعضيها رو سرنوشت مجبور به قمار ميکنه
و توي اون قمار، کارتها هم دستت نيست
آقا، من آمادهي شنيدن فلسفهي يک قمارباز بازنده نيستم
تو بدون دعوت به اين خونه اومدي...بدون دعوت
اين خونه رو فراموش کنيد آقاي کلنل
همه بدون دعوت به اين دنيا ميان
نه وقتي من اومدم برام نامهي خوش آمد گويي نوشته بودن
و نه موقع اومدن شما
به خاطر همين بدون دعوت به اينجا اومدم
تا دربارهي اين خونه، همه چيز رو بهتون بگم
دربارهي چي؟
آقاي تجچاند آهوجا اين خونه رو در سال 1907 ساخت
اون هم مثل شما قمار نميکرد
اما ورشکست شد و خونه رو به حراج گذاشتن
به حراج گذاشتن؟ بله-
بعدش، ماهاراجا پولپور اين خونه رو خريد
اون هم قمار بازي نميکرد
اما اون به بيماري وطن پرستي مبتلا شد
و عليه حکومت انگلستان قيام کرد
و...و خونه دوباره به حراج رفت
...در سال 1922، خان بهادر نورالحسن
اينجا رو خريد
اون هم قمار نميکرد
براي اون چه اتفاقي افتاد؟ عشق-
عاشق يه پَري زيبا شد و دوباره خونه به حراج رفت
بعدش،ست مانکلال جايشوال اين خونه رو خريد
!!اون هم قمار نميکرد
اما اون پدر يه تک دختر بود
اون خونه رو به حراج نذاشت
بلکه به عنوان جهيزيهي دخترش داد جهيزيه داد؟ به کي؟-
من واقعا قماربازم
اما من اين خونه رو توي قمار باختم و شما خريدينش
شما قمار باز نيستين
اما مطمئنا پدر يه تک دختر هستين
خيلي خب، فعلا از خدمتتون مرخص ميشم
بدون دعوت اومده بودم
اما نميتونم انقدر گستاخ باشم که بدون اجازه برم
با اجازهي شما؟ اجازه داده ميشه-
ممنونم
خداي من، اينها ديگه کي اند؟
انگليسيها رفتن و چکمه ليسهاشون رو جا گذاشتن
آخه اينها کي هستن؟
اين کلنل پاگوانت سينگِ بازنشستهـست
پدرش انقدر براش ثروت گذاشته
که خونهي ويلايي پدري چتان رو توي حراج خريدن
اما چِتان کجاست؟
هر زمان و هر جايي که به چتان نياز باشه
اونجا حاضر ميشه
بگيد ببينم
عذر ميخوام مردهاي جوان بله؟-
دفتر اينجا کجاست؟ کارتون چيه؟-
براي پذيرش اومدم
توي اين سن و سال؟
لطفا شوخي نکنيد آقا پذيرش توي اين سن؟
توي اين سن و سال ديگه شما بايد بازي کنيد و بخنديد
اول بريد مدرسه و درسهاش رو پاس کنيد
بعد بياييد اينجا، نه؟
...ساکت باشيد...جوون
انگار خيلي خوب تعليم ديدي
دقيقا درست فرموديد قربان
ما به موقع به مهد کودک رفتيم
به موقع مدرسه رفتيم
و به موقع هم اومديم دانشگاه، نه؟
صحيح نه؟ -دقيقا-
اما شما از اينجا مستقيم بريد و بپيچيد به سمت راست
اونجا دفتر رو ميبينيد
و گوش کنيد حداقل تشکر کنيد
ممنون
گوش کنيد آقاي کلنل بچرخيد
پذيرش گرفتن توي دانشگاه ما مشکلي نداره
اگه بخوايد هر دو تاتون ميتونيد اينجا پذيرش بگيريد
پدر و مادرتون بهتون ادب ياد ندادن؟
!!هي پسر، اين دختره حرف هم ميزنه حرف هم ميزنه
...تو
صبح بخير خانم صبح بخير خانم-
صبح بخير صبح بخير-
بفرماييد بشينيد
خيلي خب، درسهاي ديروز رو مرور ميکنيم
وقتي اشعههاي نور خورشيد از اين لنز
عبور ميکنن و در اين نقطه به هم ميرسن
خيلي خب، بگيرد ببينم براي کاغذي که جلوش نگه داشتيم چه اتفاقي مياُفته؟
دارامپال؟
خانم، آتيش ميگيره آفرين-
چرا ميسوزه؟ شايد از اين کار خوشش نمياد-
خفه شو از کلاس برو بيرون
چِتان، تو بگو
...گرما متمرکز ميشه
...ساکت
...ساکت
لطفا ساکت باشيد
با درود
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: سانابينگ
با درود فراوان
با درود فراوان عزيزم
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
حالا چي ميخواي؟
صلح
خيلي با هم دعوا کرديم ديگه کافيه
حالا بايد جبران کنيم جبران؟-
همونطور که ديروز لطفت رو جبران کردم؟
شوخي نميکنم
اين هم از دست دوستي
ول کن ديگه...ول کن
عجبا...چطور ول کنم؟
اين دست دوستيه وقتي بگيرمش، ديگه ولش نميکنم
الان يکي ميبينه خواهش ميکنم
پس يه جايي رو بهم بگو
که ميتونم بگيرمت و کسي هم نبينه
...من؟ آره-
...من بيا يه کاري بکنيم-
توي کوه هَري، حريم شخصي زيادي وجود داره
اونجا تو و من
اونجا بدش بهم !دست دوستي رو
کي بيام؟
جدي ميگي؟ واقعا ميخواي بياي؟
تو اول برو، من بعدا ميام
اونجا ميبينمت
مياي ديگه؟
گفتم ميام ديگه
پس باشه
خيلي منتظر موندي؟
هر لحظه انتظار تو رو کشيدن
به شيريني موسيقي پابنده
تق تق اون پابندها ضربان فلبم رو به هم ميريزه
"لذتي که در انتظار يار هست"
"هرگز در وصال يار نيست"
شاعري هم ميکني؟
...ميدوني
دويست سال پيش يک نفر روي لبهاي تو يه شعر نوشته
...نوشته که
چي نوشته؟
نوشته کـــــه
...نوشته بود که
دربارهي ظرافت اين لبها" "چي ميشود گفت؟
دربارهي ظرافت اين لبها" "چي ميشود گفت؟
دربارهي ظرافت اين لبها" "چي ميشود گفت؟
No comments yet. Be the first to leave one.