Kin - Second Season

Kin - Second Season

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 2

Release Info

Kin 2021 S02E07 WEB x264-TORRENTGALAXY
Kin 2021 S02E07 720p WEBRip x265-MiNX
Kin 2021 S02E07 WEBRip x264-TG
Kin 2021 S02E07 1080p WEBRip 10bit AAC x265-HODL
Kin 2021 S02E07 1080p RTE WEB-DL AAC2 0 H 264-RNG
Ein Kommentar von LightWorker
🆔 نیما نعـیـمی | FilmKio.Com 🆔

Tags

web
x264
webrip
720p
720
BRip
x265
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Veröffentlicht am: 2023-05-01
Downloads: 46
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫این مرد رو می‌شناسی؟

‫نظری ندارم

‫پلیس به یه نفر مثل نیکیتا ‫نگاه می‌کنه

‫و تنها چیزی که می‌بینه ‫ضعف و فرصته

‫نیکی خبرچین نیست!

‫چرا این کار رو کردی؟

‫موقع کشتن کِم، تو بودی ‫که ماشه رو کشیدی؟

‫نه، وایکینگ انجامش داد

‫می‌خوای یه رازی رو بدونی؟

‫هیچکدوم از این اتفاقات ‫به تخمم نیست

‫می‌خوام بکشم بیرون

‫می‌دونی، یه جای آفتابی کنار ساحل

‫که بتونم تمام روز لش کنم

‫آره

‫- نمی‌خوام اینجا باشی ‫- جدی میگی؟

‫دارم می‌ندازمت بیرون چون دیگه نمی‌تونم ‫بهت اطمینان کنم

‫باید آنا رو کاملا ازش دور نگه داری

‫- خوبی؟ ‫- برن

‫داره دوباره انجامش میده

‫این دفعه نوبت آناست

عمو؟

عمو؟

پرستار! پرستار

پرستار

پرستار

پرستار

می‌خوام بابام رو ببینم

‫نورای!

خدا رحمتش کنه

پروردگار تو بهشت همراهش باشه انشالله

می‌خوام بابام رو ببینم

‫نورای!

وارد اون اتاق نشو

نورای، اینجا چیکار می‌کنی؟ غسال کارش رو شروع کرده. برو بیرون. بیرون

گفتی اگه اوضاع بدتر شد، خبرم می‌کنی

خیلی یهویی اتفاق افتاد

برام مهم نیست، تو قرار بود بهم زنگ بزنی حمزه

خدا رحمتش کنه

خدا بهت صبر بده

تو هیچ حقی نداری، باید بهم زنگ میزدی باید منتظرم می‌موندی

‫« مترجم: نیما نعیمی » ‫.:: LightWorker ::.

‫"خویشاوند"

‫مایکل؟ ‫مایکل، صبر کن!

‫- همون که گفتم ‫- گوش کن

‫مایکل! یه دقیقه صبر کن

‫می‌خوای دوباره بیفتی زندان؟

‫خب، اینطوری دوباره ‫خودت رو گیر میندازی

‫فکر می‌کنی برام مهمه؟

‫حق با بردیه، مایکل

‫این راهش نیست

‫حقش رو میذارم کف دستش

‫آنا خوبه. جاش امنه

‫خودم گذاشتمش کلاس رقص

‫کسی نگفت که انجامش نده

‫از سر راهم برو کنار، بردی

‫- از سر راهم برو کنار، بردی ‫- اما نه اینطوری، نه اینطوری

‫گند میزنی و گیر میفتی!

‫- فکر می‌کنی برام مهمه؟ ‫- برای من مهمه

‫می‌شینیم یه نقشه درست می‌کشیم

‫- کمکت می‌کنیم، مگه نه آماندا؟ ‫- آره، آره

‫به حساب برن می‌رسیم، بهت قول میدم

‫می‌کشیمش

‫اما با همدیگه انجامش میدیم

‫گمونم دو نفر بودن

‫احمق‌های چت ‫نابلد بودن

‫ببین، هنوز نمی‌دونیم از اینجا ‫تعقیبم کردن یا جای دیگه‌

‫اما نصفه شب بود

‫و هیچ نوری پشت سرم نبود

‫اما اگه کسی بود می‌دیدم

‫به محض اینکه پیاده شدم، ‫اونجا بودن

‫حتما از قبل منتظرم بوده

‫تونستی ببینیش؟

‫شوخیت گرفته

‫اگه تفنگش گیر نکرده بود، مُرده بودم

‫تو چی فکر می‌کنی؟

‫می‌تونه کار هرکسی باشه

‫شاید یکی از رفقای جد دلینی

‫هنوز دنبال انتقامن

‫قضیه چیه؟

‫می‌خوای برم پرس و جو؟

‫ببینم کسی در مورد اتفاق دیشب ‫خبری داره یا نه؟

‫آره، آره، برو

‫خیلی خب

‫بیشتر از همیشه روت حساب می‌کنم، جیمی

‫البته، حتما

‫وایکینگ کله‌ش بو قرمزه‌سبزی میده

‫و تو پسر خودمی

‫پس می‌دونم میشه روت حساب کرد

‫- می‌خوای منتظرت بمونم؟ ‫- نه، لازم نیست

‫ببین...

‫می‌دونم که احتمالا نیازی به نصیحتم نداری

‫اما جنگیدن با نوجوون‌ها بی‌فایده‌ست

‫خیلی خب. ‫ممنون که رسوندیم

‫سلام، آنا داخله؟

‫سلام، میشه حرف بزنیم؟

‫بعدا می‌بینمتون

‫گمونم اومدی نصیحتم کنی

‫- و فکر می‌کنی چه نصیحتی باشه؟ ‫- نمی‌دونم

‫تنها دلیلی که به خاطرش این‌ روزها می‌بینمت

‫اون گردنبند جدیده؟

‫شروع شد

‫چرا با اینکه بهت گفتم ‫بازم رفتی دیدیش؟

‫- به خاطر پول و کادوهاییه که بهت داده؟ ‫- نه!

‫چون اگه پول می‌خواستی، ‫می‌تونستی بیای سراغ خودم

‫- بهت که گفتم مسئله پول نیست ‫- خودم بهت می‌دادم

‫پس چرا؟

‫چرا رفتی به دیدنش؟

‫چون باهام مهربونه؟

‫دقیقا چطوری باهات مهربونه؟

‫- نمی‌دونم چرا باید مهم باشه... ‫- مهمه

‫خیلی مهمه

‫می‌خوام بدونم دقیقا چطوری باهات مهربونه

‫من رو می‌خواد

‫می‌خواد بخشی از زندگیش باشم

‫- منم همین رو می‌خوام! ‫- نه، تو نمی‌خوای

‫معلومه که می‌خوام. ‫معلومه که می‌خوام!

‫یهویی ماه‌ها غیبت میزنه و ‫حتی بهم زنگ نمیزنی

‫می‌دونی چرا نمی‌تونستم بهت زنگ بزنم ‫وگرنه از خدام بود

‫به جز آنتونی، هیچکدوم از اعضای ‫این خانواده رو نمی‌شناسم

‫چون طوری من رو پنهون می‌کنی ‫که انگار باعث شرمتم

‫- تو باعث شرم من نیستی ‫- خب، اینطوری به نظر میاد

‫پدربزرگ می‌خواد بخشی از ‫این خانواده باشم

‫همه‌ش این رو تکرار می‌کنه

‫برام اصلا مهم نیست ‫بهت چی میگه!

‫ازش فاصله می‌گیری ‫اون خطرناکه

‫فهمیدی؟

‫واقعا الآن نمی‌تونم باهات حرف بزنم

‫کجاست؟

‫دارن مرخصش می‌کنن

‫هیچ اتهامی علیه‌ش نیست؟

‫- خدا رو شکر ‫- هنوز اتهامی ثابت نشده

‫فقط دارن آزادش می‌کنن ‫تا پرونده رو برای پلیس دوبلین آماده کنن

‫چرا باید همیشه انقدر درمونده باشی؟

‫یه نفر باید با واقعیت در ارتباط باشه

‫آره، خب. می‌خوام امروز به نیکی ‫انرژی مثبت بدی

‫خب؟ ‫ازجملات واقع گرایانه تخمیت معافمون کن

‫تلفنم رو هم گرفتن

‫به عنوان مدرک نگهش می‌دارن

‫خوبی؟

‫ممنون

‫اگه پیشرفتی حاصل شد، ‫بهت خبر میدم

‫اون تو باهات درست رفتار کردن؟

‫ببین، فقط بریم

‫ببین، می‌دونم عصبانی هستی

‫- فقط من رو ببر خونه ‫- نیکی، آروم باش. خب؟

‫اریک، به من نگو آروم باشم

‫می‌دونی، شرط می‌بندم حتی ‫نرفتی بررسی کنی...

‫مجازات مشارکت در قتل چقدره؟

‫حبس ابد، اریک

‫ببین، اگه شواهد کافی داشتن

‫تا حالا متهمت کرده بودن

‫هم شهادت جس رو دارن هم تلفنم رو!

‫بعد از اینکه طرف رو کشت ‫کم بهم پیام داد

‫و گفت که "انجام شد"

‫اما پاکش کردی

‫اوه، فکر کردی پیدا کردنش ‫براشونه سخته؟

‫هنوز متهمم نکردن

‫چون دارن از زمانشون استفاده می‌کنن

‫التماست کردم ‫که بیخیال کم بشی

‫اما گوشت بدهکار نبود

‫هی

‫نکن، اریک

‫"سلام، مالیم" ‫"بعد از بوق پیغام بذار"

‫"خدافظ"

‫"سلام، مالیم" ‫"بعد از بوق پیغام بذار"

‫"خدافظ"

‫مالی اینجاست؟

‫نه، اما موردی هست که ‫بتونم کمکتون کنم؟

‫نه، فردا برمی‌گردم

‫تا چهاردهم ماه دیگه مرخصیه

‫چی؟ رفته تعطیلات؟

‫آره، داره ازدواج می‌کنه ‫و میره ماه عسل

‫مالی... همون که موهاش بلونده؟

‫بله

‫مطمئنید؟

‫بله، مطمئنم

‫من...

‫کمک دیگه‌ای از دستم برمیاد؟

‫نه

‫نیکی، میشه در موردش حرف نزنیم؟

‫نیکی!

‫نیکی!

‫چیه، لیاقت این رو ندارم ‫که بهم توضیح بدی

‫واقعا باید بهت بگم ‫اوضاع از چه قراره؟

‫اما مجبور نیستی ‫همین الآن تصمیم بگیری

‫بیا، قرار نیست قبل از اینکه...

‫بهم فرصت حرف زدن بدی، ‫بذارم بری

‫اریک، می‌خوای چیکار کنی؟

‫می‌خوای حبسم کنی؟

‫جلوی رفتنم رو بگیری؟

‫نه

‫معلومه که نه

‫نیکی، جس رو پیدا می‌کنم

‫اون اتهامات رفع میشن

‫اریک، اگه هر اتفاقی برای ‫اون دختر بیفته

‫با پای خودم میرم اداره پلیس

‫و همه چیز رو براشون ‫تعریف می‌کنم

‫شوخیش رو هم نکن

‫به نظرت شوخی بود؟

‫شانس آوردی، اریک

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left