Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قسمت هفت)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
لعنت بهش
باید حرکت آخرو بزنم
برای این کار باید اهرم فشار پیدا کنم
چیل سونگ
یه کاری برام انجام بده
من کلی کار دارم،ولی این دوتا نه
چی شده؟
چیه؟
کاریه که خیلی توش خوبی
من یک پاسبانم
...آدم بدها رو میگیرم
و عدالت رو حفظ میکنم
...حواست هم به آقاعه و هم خانومه باشه
هرکاری کردن بنویسش
مخصوصا رو هر کج اخلاقیای تمرکز کن
باشه؟
عدالت؟
من یک پاسبان بزدلم که فرستادنم تا روی آدمای خوب جاسوسی کنم
چیل سونگ،صورتت یه رنگ عجیبی شده
حتما سوءهاضمه گرفتی
بانو اون وو میتونه فقط با چندتا سوزن حالتو خوب کنه،مشکلی نیست
بیا داخل
...خب،من
وقتی به شکمش دست میزنم سرده مزاجش هم ضعیفه
به نظر میاد یچیزی روش سنگینی میکنه،درسته؟
درسته
نگرانیتون چیه؟
او درسته
حتما فرماندار منطقه آن داره عذابت میده
...فرماندار آن
...پس میتونی از زیر کارت در بری
و بگی که درمان پزشکی دریافت کردی
نطرت راجع به نسخهم چیه؟
انگار که تو ذهنم رو میخونی
دقیقا چیزیه که چیل سونگ نیاز داره
استراحت کن
...پس
شما دوتا همیشه اینجوریاین؟
یکم استراحت کنین
بانو اون وو،نظرتون راجع به پیادهروی بعد از کار چیه؟
به نظر خوب میاد
...آیگو
زیادی ضایع نیستن؟
، اگه چندتا پاسبان دیگه هم اینجا بودن
بلافاصله گیرشون مینداختن
فراموشش کن
اینم از این
یک نامه از طرف اعلیحضرت پادشاه
باید بدمش به طبیب یو؟
برای شماست طبیب گه
...دادگاه سلطنتی پر شده از
...درخواست برای ابطال مقام
و سوابق یو سه یوب
...فرماندار روستای سوراک نوشته
...سه یوب از روابطش با خانوادهی من
استفاده کرده تا یه بیوه داغدیده گیر بیاره
، حتی اگه بیگناه باشه
...همه اینجا به این شایعه کثیف باور دارن
و راجبش آزادانه حرف میزنن،این مشکل بزرگیه
اون کثافت
...آن هاک سو
، من تمام سعیمو میکنم که کنترلش کنم
...ولی نه تو نه سه یوب کاری نباید بکنین
که بهشون دلیل و برهان بده
من هنوز محتاج کمک طبیب یو سه یوبم
ازش تو دادگاه محافظت میکنم
نیاز دارم هرجا هست حواست بهش باشه
میخواستن سوابقش از بین بره؟
طبیب گه
مشکلی هست؟
خب نه،نه هنوز
طبیب گه،ابطال سوابق
معنیش چیه؟
...اونهمه زحمتی که کشیدیم
الکی هدر میره
اون توی علوم انسانی ...و آزمونای پزشکی اول شد
و اونجوری متخصص ارشد طب سوزنی شد
فقط خود دستاوردهاش ...به تنهایی از خیلیا بهتره
و این یعنی همه اینا میتونه از سوابق پاک بشه
نمیتونه هیچوقت برعکس شه؟
سخت میشه
یک چیزی حتمیه
اونم اینکه نمیتونه دیگه به قصر برگرده
، اون و عالیجناب ممکنه دوست نزدیک باشن
ولی وقتی سوابق از بین رفتن نمیتونه دوباره به مقامش برگرده
پس چیکار باید بکنیم؟
اگر واقعا این اتفاق برای طبیب یو بیفته چی؟
اونا یه درخواست گرفت
مطمئن میشیم این اتفاق نیفته امکان داره بتونیم
خدایا،این سوسک لعنتی
هی،جانگ گون
مشکل چیه؟
تادا- وای-
هی،چیل سونگ
به نظر نگران میای،مشکل چیه؟
شرط میبندم گیج شده بخاطر اینکه طرفشو عوض کرده
براش حس بدی دارم
واسه همین من این مرغ تند رو برات درست کردم
اینو بخور و همهچیزو فراموش کن
، وقتی راجع به یچیزی نگرانی
غذای تند بهترین درمانه
دقیقا،هر دردیو دوا میکنه
بانو نامهه بهترین مرغ تند کل چوسان رو !درست میکنه
دقیقا،هرچیزی درست میکنه بهترینه
تند و خوشمزهست
این رون رو بگیر،بیا
بخور
خب شما بخورین،من نمیتونم بخورمش
هی،نگران نباش
باید وفادار بمونی
رییست که همیشه نمیمونه
، اون سِمت همیشه عوض میشه
ولی تو همیشه یه پاسبان که برای روستای سوراک کار میکنه میمونی
!وای،زبونم
خیلی تنده
خیلی تنده
اوه،بانو اون وو،بیاین یکم مرغ تند بخورین
نه ممنونم،زیاد اشتها ندارم
بانو اون وو- ...اینو-
حالش خوب نیست؟
میدونم چه اتفاقی داره میفته
فرماندار منطقه آن بخاطر ایپ بون لج کرده
مطمئنم اون این درخواستو فرستاده تا تورو تو دردسر بندازه
اگه مواظب نباشی ممکنه تو بد دردسری بیفتی
اینطور فکر میکنی؟
"اینطور فکر میکنی؟"
!به خودت بیا
دادگاه سلطنتی مشکلات اخلاقی رو خیلی جدی میگیره
، اگه همه چیز خراب شه
باید طبابت رو بیخیال شی
چرا باید نگران باشم وقتی تهمتی که بهم میزنن دروغه؟
اگه همه چیز رو توضیح بدم همه چیز به خوبی و خوشی تموم میشه
عزیزم،مشکل خرخونایی مثل تو همینه
هیچ چیز از سیاست سرت نمیشه
نابود کردن تو و کار و زندگیت براشون آب خوردنه
...بدنام کردنت
بعنوان یه عوضیای که یه بیوه رو اغوا کرده
برای اونا،آب خوردنه
، حتی اگه باهاش مشکلی نداشته باشی
بانو اون وو چی؟
حتی به اینکه چه بلاهایی ممکنه سرش بیاد فکر کردی؟
فعلا باید محض احتیاط
فقط بیمارای مرد درمان کنی
پس داری میگی با سنگایی که جلوی پام میندازن کنار بیام؟
اون سنگا خیلی بهتر از تیغهی اعدامن
فقط تا یه مدت کاری که من میگم بکن
بانو اون وو هم باید تا یه مدت فقط بیماران خانوم رو قبول کنه
و نباید باهم برای درمان به خونهی بیمارا برین
پس کی طب سوزنی انجام بده؟
تو میتونی قورقوری رو ببری
مطمئن شو همیشه حداقل سه قدم باهاش فاصله داری
به هیچ وجه کنارش راه نرو
...هیچ کاری نکنین
که فرماندار آن بتونه ازش علیهتون استفاده کنه،فهمیدین؟
دنبال این میگردی؟
اوه بله،ممنونم فکر کردم گمش کردم
ممنونم
طبیب سو
میدونم که در رابطه با طبیب یو نگرانین
چجوری متوجه شدین؟
، من باید یه روزی به کاخ برگردم
پس با آخرین اخبار خودمو به روز نگه میدارم
نظرت چیه تا یه مدت اینجارو ترک کنی؟
...برو با پدرت تو جزیره هوکسان زندگی کن یا
...خب
اینجور شایعات همیشه رو خانومها بیشتر از آقایون تاثیر میذاره
...یه طبیب از درمانگاه سلطنتی
با یک بیوه که باهاش زندگی میکنه رابطه داره
مردم عاشق صحبت راجع به این موضوعن
...ما
هیچ کار اشتباهی نکردیم
میدونم
اما بین کسانی که ...از دربار سلطنتی منع شدن
و باید با انتقاد عموم مردم ...رو به رو میشدن
فکر میکنی چند نفرشون واقعا کار اشتباهی انجام دادن؟
...پس به نظرتون مقام و سوابقش
ممکنه باطل بشه وقتی هیچ کار اشتباهی نکرده؟
نمیشه فهمید چه اتفاقی میفته
...همه چیز توی دربار سلطنتی
مثل آب و هوا بی ثباته
وقتی یه دفعه بارون رگبار میگیره باید زیر یه سرپناه بری
نه
...من نمیخوام یه یه جوری قایم بشم
که انگار واقعا کار اشتباهی انجام دادیم
من فرار نمیکنم
...باشه،اگه اصرار داری
پس حداقل فعلا ازش فاصله بگیر
وگرنه بقیه بهت مشکوک میشن
یه مدت
باید فقط بیمار های مرد رو درمان کنی
حواست باشه همیشه حداقل سه قدم باهاش فاصله داشته باشی
...کاری نکن که
فرماندار آن بتونه بر علیهت استفاده کنه
...دیگه راه برگشتی نیست
...هرچی که واسش تلاش کردیم
بیفایده میشه
پس حداقل فعلا ازش فاصله بگیر
وگرنه بقیه بهت مشکوک میشن
No comments yet. Be the first to leave one.