Devil May Cry

Devil May Cry

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 1

Release Info

Devil May Cry 2025 S01E08 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-QUiNTESSENCE
Devil May Cry 2025 S01E08 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-playWEB
Devil May Cry 2025 S01E08 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-APEX
Devil May Cry 2025 S01E08 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
Devil May Cry 2025 S01E08 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
Devil May Cry 2025 S01E08 720p NF WEB-DL H264-FLUX
Devil May Cry 2025 S01E08 WEB H264-RBB
Devil May Cry 2025 S01E08 1080p WEB H264-QUiNTESSENCE
Ein Kommentar von SepSensi
🟨►► 𝙀𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚𝘽𝙚𝙨𝙩𝙏𝙫.𝘾𝙤𝙢 | سـپـهر طـهـمـاسـبـی ◄◄🟨

Tags

webdl
Veröffentlicht am: 2025-04-03
Downloads: 143
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 144 Zeilen.

‫بلاداسترایک،

‫تو هنوز زنده‌ای.

‫خوبه.

‫برات یه استفاده دارم.

‫«شیطان هم می‌گرید» ‫«قسمت هشتم - رودی از خون و آتش»

‫همیشه بعد از ماموریت‌هات این کارو می‌کنی؟

‫معمولاً وقتی یه اهریمن رو می‌کشم، فقط...

‫نمی‌دونم، همونجا ولشون می‌کنم.

‫می‌دونم. فکر می‌کنی چطوری اون همه جسد ‫از دید عموم پنهون می‌مونه؟

‫ها.

‫خدایا.

‫قربان، ما اینجا چیکار می‌کنیم؟

‫جنازه‌ها رو روبه بالا بذارید، اسلحه‌هاشون هم توی دستشون.

‫باید عکس صفحه اول روزنامه‌ها رو براشون آماده کنیم.

‫خب، می‌خوای با اون سنگ طلسم چیکار کنی؟

‫توی جیبت بگردونیش؟

‫بستگی به این داره که بخوای سعی کنی بگیریش یا نه.

‫نمی‌خوام.

‫خودت میدیش بهم.

‫دیگه این بحث تموم نشد؟

‫با هم یه ارتش رو زدیم، یه جورایی.

‫سه بار جونت رو نجات دادم.

‫- دو بار. ‫- دو و نیم.

‫خرگوش سفید آخرین کسی نیست که میاد دنبالش.

‫واقعاً فکر می‌کنی می‌تونی ازش محافظت کنی؟

‫من تنها کسیم که می‌تونه ازش محافظت کنه.

‫به کی دیگه اعتماد داری که اونو بهش بدی؟ اون یارو؟

‫آره. بینز حاضره برای محافظت از این قلمرو ‫هرکاری لازمه انجام بده.

‫به نظر من که اون هیچ کاری نکرده.

‫جز اینکه دستوراتی داده که ‫باعث شده کلی از شماها کشته بشید.

‫که به نظر نمی‌رسه خیلی هم براش مهم باشه.

‫تو اون رو نمی‌شناسی.

‫اون سرسخته چون مجبوره.

‫ولی به مردمش...

‫اهمیت میده.

‫جناب آقای معاون رئیس‌جمهور. ‫نمی‌خوام سوالی بپرسم که در حد من نیست،

‫ولی اینا چی هستن؟

‫چی این بلا رو سرشون آورده؟

‫اینکه چی هستن به زودی معلوم میشه.

‫اما اینکه کی این کار رو کرده...

‫اون.

‫اون دختر؟

‫بیشتر شبیه یه سگ حمله‌ی تعلیم‌دیده‌ست.

‫پر از خشم و خشونت که به هدفشون خدمت می‌کنه.

‫اگرچه بعضی‌وقتا باید افسارش کشیده بشه.

‫اگه نمی‌خوای اون سنگ طلسم رو بهم بدی، قبوله.

‫فقط کافیه یه کلمه بگم،

‫تا سربازایی که دورت رو گرفتن

‫مغزت رو از توی اون موهای کوفتیت بپاشن بیرون.

‫آره، چون دفعه قبلی که 50 نفر رو فرستادی سراغم ‫خیلی خوب جواب داد.

‫پس خودم انجامش میدم.

‫بین شما دو تا حسش می‌کنم.

‫اینجا دارم یه رابطه عاشقانه بین زندانی و زندانبان سابق رو حس می‌کنم؟

‫از بین دو تا زندونی، ‫باورم نمی‌شه که اینو انتخاب کردی.

‫شوخی کردم، شوخی کردم.

‫گوش کن، دانته.

‫اگه بحث کاره، ‫قیمتام سه برابر شده.

‫پس هنوز از من کار قبول می‌کنی؟

‫آره، چرا که نه؟

‫همیشه می‌تونم روت حساب کنم که واسه‌ی ‫یه ذره منفعت شخصی، منو بفروشی.

‫همچین آدم قابل اعتمادی کم پیدا می‌شه.

‫خوشحالم که اینو می‌شنوم.

‫تو راه داشتم با چند تا از این کله‌گنده‌های دولتی

‫درباره‌ی کشتن اهریمن‌ها حرف می‌زدم--

‫ستوان آرکام.

‫شمشیر اسپاردا کجاست؟

‫خرگوش اون رو با خودش برد توی رودخونه، قربان.

‫در رسیدن به اهدافت ناکام موندی...

‫اون ناامیدی رو می‌تونم بپذیرم.

‫ولی باعث شدی به وفاداریت شک کنم، مری.

‫می‌دونم. تیمم کشته شد ‫چون من اونا رو وارد تله‌ی خرگوش کردم.

‫- هر مجازاتی که صلاح بدونید-- ‫- قضیه تیم تو نیست.

‫اونا به هدفی که خدا مقدر کرده بود خدمت کردن.

‫جنگ ما برای روح بشریته.

‫هر وسیله‌ای قابل جایگزینیه.

‫سنگ طلسم.

‫بگو که حداقل اون رو به دست آوردی.

‫خرگوش سنگ طلسم هم با خودش برد.

‫اگه تونستین پیداش کنین و بیاریدش خونه‌ام، عالی می‌شه.

‫خونه‌م رو که یادتونه.

‫واقعاً این اتفاق افتاد؟

‫من مسموم شدم. فلج شدم.

‫از موقعیت من، دیدنش سخت بود.

‫مهم نیست. ‫خدا چیزی که نیاز داریم رو فراهم می‌کنه.

‫ما دنبال این جنگ نبودیم، ‫ولی اومد سراغمون.

‫شما یه عملیات شبه‌نظامی کامل برای شکار ‫و کشتن اهریمن‌ها راه انداختین.

‫فکر می‌کنم خیلی سخت دنبالش گشتی.

‫بهت گفتم، دانته. شاید یه فرصت داشته باشی ‫که کفاره‌ی گناهانت رو بدی.

‫این جنگ تو هم هست، از نظر خونی.

‫باید طرفت رو انتخاب کنی.

‫من زیاد اهل جنگ نیستم.

‫وقتی یه اهریمن قدرتمند رو عصبانی کردی

‫و اوضاع رو از این هم بدتر کردی خبرم کن.

‫مطمئنم زیاد طول نمی‌کشه.

‫تمام واحد‌ها، روی هدف.

‫واقعاً فکر کردی کسی با قدرت تو

‫می‌تونه همینجوری آزادانه بچرخه.

‫- ستوان، این اهریمن رو بازداشت کن. ‫- قربان--

‫این چیزیه که بهش میگن دستور.

‫آتش! به هدف جدید شلیک کنید!

‫یا ابلفضل! اون دیگه چیه؟

‫اون لوله‌ها توی بدنش!

‫آره، اون همون خرگوشه.

‫چطوری؟

‫هر دوزی که برای تزریق خون اهریمن ‫به خودت پیشنهاد شده،

‫فکر کنم بد جور از حدش بالاتر رفته.

‫هی! این پایین!

‫هی، انزو، ‫اون یارو یه جورایی خطرناک به نظر می‌رسه.

‫شاید بهتر باشه بری یه جای امن.

‫ها، کاملاً قابل اعتماد.

‫اون گلوله‌های ضداهریمنی که ‫همش به من شلیک می‌کردی کجان؟

‫اینا گلوله‌های ضد اهریمن هستن.

‫حتماً دی‌ان‌ایش هنوز خیلی انسانیه ‫و اونا رو منفجر نمی‌کنه.

‫یا هنوز به اندازه کافی بهش شلیک نکردیم.

‫خب، همون قضیه دی‌ان‌ایه!

‫خب شاید بیشتر از یه مشت ‫لازم باشه تا شکستش بدم.

‫کل خون اهریمنیش از طریق ‫اون دریچه‌ای که روی سینه‌شه جریان داره.

‫باید به اون دریچه شلیک کنیم ‫و منبع تغذیه رو قطع کنیم.

‫اه. فکر کنم تفنگی که بهم دادی خراب بودی.

‫دیگه بهت نمیدم.

‫لیدی!

‫چطوری هر بار که می‌بینمت، ‫زشت‌تر می‌شی؟

‫واقعاً تحسین‌برانگیزه.

‫سنگ طلسم رو... بده به من!

‫فکر کن، انزو. فکر کن!

‫انقدرا هم آسون نیست، نه؟

‫تبدیل شدن به یه اهریمن.

‫فکر نکنم بدنت بتونه خیلی دووم بیاره.

‫فقط باید به اندازه کافی دووم بیاره!

‫هی!

‫خرگوش زشت بدترکیب!

‫دروازه‌ی ورودت به جهنم همینجاست!

‫نه!

‫باید مثل یه موش می‌رفتی ‫توی یه سوراخ قایم می‌شدی.

‫انزو، چرا این کارو کردی؟

‫دیدی؟

‫بهت گفتم که به خاطرت چاقو می‌خورم.

‫«زیرنویس پارسی اختصاصی و‌بـسـایـت ا‌مـپـایـر‌بـسـت‌تـی‌و‌ی»

‫انزو...

‫فقط همینو لازم داشتم.

‫خون جهنمی! بیا بریم!

‫بالاخره...

‫شمشیر اسپاردا...

‫توی شکل واقعیش.

More Farsi Persian subtitles for Devil May Cry

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left