Die ersten 200 Zeilen.
بیا بیرون!
نمیخوایم بیخبر مهمونی بگیریم!
عزیزم!
داری چیکار میکنی؟
بهترین کیک تولد دنیاست!
بچهها!
پیتر!
پیتر، این بالا چیکار میکنی؟
شام داره حاضر میشه. بیا غذا بخور!
یه دقیقه دیگه میام.
- میدونستم. - چی رو؟
میدونستم داری رو چیزی کار میکنی.
تو یکی از اون جعبهها پیداش کردم.
اِم، یادم رفته بود داشتمش.
حرف نداره، مگه نه؟
در زمینه جا پر کردن و خاک گرفتن حرف نداره.
همین واسه اون ساعت و باقی وسایل این اتاق هم صادقه.
یه ربع دیگه شام میخوریم.
- اوهوم. - «اوهوم.»
مترجم: «نــامــدار جعفرینژاد» در تلگرام: NamdarJfn@
بیاین باز هم با همدیگه کلی مهمونی بگیریم.
ایول!
احسنت!
سازندگان این فیلم سه کارگردان تورینیان...
پیش از هر چیز، باید بگیم...
فیلم رو ساختار تئاتری خودش تأکید میکنه.
مکانها و طراحی صحنهاش عین صحنه تئاتر میمونه...
به جز سه سکانس...
ساکت باش.
ساکت باش.
صدامون رو میشنوه.
ساکت!
هیس!
ساکت!
پیتر؟
پیتر!
پیتر؟
«صدای سکوت»
صبح به خیر ایالات متحده آمریکا!
امروز دوشنبه است!
یوهو!
چطورین؟
حالتون چطوره؟
سلام، بنده جامای کبیرم...
- و اومدم حالتون رو بپرسم. -
خودم میدونم آخرهفته کلی ماجرا داشتیم، ولی... یوهو!
اینجا که هوا آفتابیه.
بیاین دوشنبه این هفته رو...
با انرژی مثبت آغاز کنیم، متوجهین؟
اِما؟
عذر میخوام.
دقیقا به موقع اومدی.
چی شد؟
چیزی نشد.
باز هم وحشت کردم.
آره.
همون مسئول آزمون ترسناک قبلی بود؟
آره.
حتما تا الان دیگه خیال میکنه لالم.
اِما.
صدای تو خارقالعاده است.
عاشق صدات میشن.
سلام مامان.
وایستا ببینم، چی؟
باشه، خیلیخب. دوباره بهت زنگ میزنم.
امشب حرکت میکنم.
چی شده؟
باید برگردم ایتالیا.
ایتالیا؟
من هم باهات میام.
خیلیخب.
پیش به سوی ایتالیا.
خیلیخب.
رسیدیم.
سلام مامان.
سلام اِما.
- سلام سبا. - سلام خانم ویلسون.
- چی شده؟ - نمیدونم.
نمیدونم.
بهم گفتن اینجا منتظر بمونم.
زود برمیگردم.
عذر میخوام.
باید بهم بگین پیتر ویلسون، پدرم، چی شده.
- شما دختر آمریکاییه هستین؟ - آره.
- همهچی روبهراهه؟ - هنوز نمیدونم.
پدرتون تو بخش مراقبتهای ویژه بستری شده.
فعلا حالش به ثبات رسیده،
ولی باید از نزدیک تحت نظرش داشته باشیم.
بخش مراقبتهای ویژه؟
سرشون ضربه دیده...
و لخته خونی تو مغزشون ایجاد شده.
چند دندهشون هم شکسته.
میشه ببینمش؟
هنوز نمیشه، ولی همین که بشه، میذارم ببینینش.
حالش خوب میشه؟
داریم بهشون ضدانعقاد تزریق میکنیم.
باید صبر کنیم...
و تأثیر دارو رو ببینیم.
اگه اثر نکنه، باید عملشون کنیم.
از مادرتون پرسیدین چی شده بود؟
نه.
یعنی هنوز نپرسیدم.
گردن، بازو و صورت مادرتون زخمی شده.
منظورتون چیه؟
زخمهای مادرتون ناشی از دفاع از خودشه.
قربانیان خشونت خانگی هم معمولا از همسر خشنشون محافظت میکنن.
خانم...
باهاشون صحبت کنین.
مادرتون از راهپله انداخته بودش پایین.
من ترجیح میدم یه شب دیگه هم تحت نظرمون باشن.
اونجا منتظرتون میمونم.
مامان.
سر بابا ضربه خورده.
تو بخش مراقبتهای ویژه است، ولی حالش به ثبات رسیده.
سرش ضربه خورده؟
میخوان تو رو هم امشب بستری کنن.
صرفا جهت احتیاطه، خب؟
اِما...
لزومی نداره الان همهچی رو توضیح بدی.
فقط میخوام حالت خوب باشه.
عذر میخوام.
خانم، لطفا باهام بیاین.
سعی کرد من رو بکشه، ولی پدر خودت نبود.
فردا صحبت میکنیم، خب؟
میرم خونه و صبح میام دنبالت.
نه، نباید بری خونه! نه!
قبوله، هتل میگیرم.
با ماشین من برو، دم بیمارستان پارکه.
خواهش میکنم خونه نرو.
خواهش میکنم!
ببین.
من هتل میگیرم.
نه.
میریم خونه خودم.
بردم!
باید این دزدگیر رو تعمیر کنیم.
بیجهت روشن میشه.
پس...
آریانا گراندهی بعدی اینجا به دنیا اومده، ها؟
بیا، یه چیزی نشونت میدم.
پس از مشکلاتت به اینجا پناه میآوردی؟
آره.
ساعات زیادی اینجا بودم،
و مینواختم و میخوندم.
والدینم این استودیو رو ساخته بودن...
که هرچقدر دلم میخواد جیغ بکشم.
الان هم دارن تشویقت میکنن؟
آره.
اولین بار همینجا باهاش آواز خوندم.
بابام رو میگم.
با همدیگه کلی آهنگ ساخته بودیم.
ببین.
میخوای آواز بخونم؟
خواهش میکنم نخون.
وای!
اینجا اتاق سری بابامه.
چقدر وسایل عجیب و غریب داره.
عجیب و غریب، قدیمی و خرابن.
عاشق تعمیر این وسایله.
ببین.
همهچی درست میشه.
آخه اصلا باورم نمیشه بابام حاضر باشه بلایی سر مامانم بیاره.
نظرت چیه برات شام درست کنم؟
هوم؟
من یه کم دیگه همینجا میمونم، خب؟
چرا که نه؟ اِم...
من میرم طبقه پایین.
خیلیخب.
چی به سرت اومد بابا؟
اِم، اِما!
مشکلی پیش اومده.
اِم...
اون که اصلا خوراکی نیست.
میشه از کامیون غذای سیاری که دیده بودیم غذا گرفت.
خیلیخب، ببین چی میگم.
من میرم، تو همینجا بمون.
سبا، کسی اینجا انگلیسی بلد نیستها.
گمون کنم از پسش بربیام.
خیلیخب.
با ماشین برو.
نه، پیاده میرم. ممکنه مامانت زنگ بزنه.
فکری به ذهنم رسید.
مال مامانمه.
راه میره؟
خب، خودش که هر روز سوارش میشه.
اِم...
میشه دوتا برام آماده کنین؟
اِم... کیفپولم رو جا گذاشتم.
کیف پولم رو جا گذاشتم.
No comments yet. Be the first to leave one.