Die ersten 200 Zeilen.
ترجمه کلکسيون فيلمهاي مجار تقديم ميکند
فرزندخواندگي
استوديو فيلم هاي بوداپست
:فيلمي از مارتا مساروش
!نفستون رو نگه داريد، لطفا
حالا: يک نفس عميق
يه بار ديگه
بازم
و بازم
حالا آه بکشيد
بازم
نتايج آزمايش نشان ميدن که شما در سلامت کامليد
با اين وجود ميخوام چندتا سوال بپرسم
آيا اخيرا وزن کم کرديد؟ بله
15کيلو تو يک سال
مقدار خوبيه
ميتونه علتش مشکلات خانوادگي باشه؟
نه
زندگي شما اجتماعيه؟
شريکي در زندگي داريد؟
تنها زندگي ميکنم اما بله، يک دوست دارم
آيا او اين چکاپ رو از شما خواسته؟
تنها به اين خاطر که شما خوب نميخوابيد؟
و احيانا اشتهاتونو از دست داديد؟
يا اينکه دلايل ديگه اي وجود داره؟
من خواستم بدونم که آيا در سلامت کامل هستم
و اين با توجه به سن ام به چه شکلي ست؟
و ميتونم هنوز بچه دار بشم؟
چرا که نه؟ 42سال داشتيد درسته؟
از 42 سالگي م گذشته
رفته م تو 43
آيا در گذشته اقدامي براي جلوگيري حاملگي کرديد؟
بله
دراينصورت: مشکلي نيست
و هيچگونه دليل طبي وجود نداره
چرا نبايد قادر باشيد که بچه دار بشيد؟
يکم ديگه ميخواي؟ ممنونم
اون زني رو که اونجا نشسته ميشناسي؟
آره، فقط ديدمش آره؟
خوشحالم که اينجائي تا کي وقت داري؟
وقت دارم
يوشکا، ميخوام راجع به يک موضوع جدي بات حرف بزنم
ديگه نميتونم اينجوري بات ادامه بدم
چرا؟ ديگه دوستم نداري؟
البته که دارم
پس چي؟
ميخوام ازت بچه دار شم
چطور حالا به فکرت رسيده؟ آره، درست همين حالا
چرا؟
يک بچه ميخوام ولي نميدونم که تو هم موافقي يا نه؟
نه، البته که نميتونم موافق باشم
چرا؟ براي اينکه همه چي به گه کشيده ميشه
ما رابطه مون رو سالهاست مخفي نگه داشتيم
چطور ميتونه با اين کار جور دربياد؟
بچه که اسباب بازي نيست
من که ازت نخواستم طلاق بگيريم
ما قبلا هم سر اين موضوع توافق نداشتيم البته موضوع اين نيست
پس حالا که تصميم به بچه دار شدن گرفتي
چطور ميخواي بزرگش کني؟
خودت؟
خودم
سردمه
بيا بريم تو
ديوانگيه
آيا براي اين کار عجله هم داري؟
لازم به عجله نيست، خودم مواظب همه چي هستم
من جوان نيستم اما در سلامت کاملم
چکاپ کردم، ما فقط بايد تصميم بگيريم
به دردسر بچه داري فکر کردي؟
به بزرگ شدنش بدون پدر؟
درست درکت نميکنم
چرا؟
چون خودم زخم خورده م
!زخم خورده يک اتفاق ممکن
بگو ببينم...خودت اصلا راجع بهش فکر کردي؟
به چي؟
که شايد يه روزي خودتم بخواي بچه دار بشي
نه
من دارم ميرم
الان عصباني هستي
نه، فهميدم که تو اينطور نميخواي
مگه حالا چي شده؟
هيچي
کاتا، اين کار ازت برنمياد
چي؟
يه جوري رفتار ميکني که انگار همه ش تقصير منه
که من تو رو ناراحت کردم
و زندگي تو رو نابود کردم، درسته؟
من هرگز همچين چيزي نگفتم
خودت خوب ميدوني که چقدر دوست دارم
آره ميدونم
بيا دعوا نکنيم
بابات چطوره؟
بابام؟ آخرين بار راه افتاده بود
پيرمرد بيچاره
لازمه که يه سري وسيله بگيريم
الان زمانيه که من کاملا ورشکست کردم
ميبايستي از مدتها پيش راه ميفتاد
...اگه بخاطر تو نبود
از عهده ش برنميامدم
درحال حاضر بايد آرامشت رو حفظ کني
شايدم
مطمئني زنه تو اين خونه زندگي ميکنه؟
از کجا ميدوني؟
سلام
ميشه بيايم تو؟
کار ميکنيد؟
آره، ولي اين بسيار خوبه
اينا چي هستن؟ قاب عکس
اينو
ازينا درست ميکنيد؟ آره
شما نجارين؟ نه، پدرم بود
اينجا تنها زندگي ميکنيد؟ بله و شما کجا زندگي ميکنيد؟
ما تو انستيتو زندگي ميکنيم انستيتو: انجمن
براي چي اينجائين؟
همينطور داريم براي خودمون ول ميگرديم
متاسفم چيزي ندارم که بهتون تعارف کنم
مهم نيست، داريم ميريم
خداحافظ
ميخواستم يه چيزي ازتون بپرسم؟
چي رو؟
شما تنها زندگي ميکنيد و 2 تا هم اتاق دارين، درسته؟
بله
يه پسر هست که هرهفته مياد منو ميبينه
ما هيچ جائي رو نداريم که بريم
گفتم شايد بتونيم بيايم اينجا البته پولشم ميديم
مساله پولش نيست
ولي دوست ندارم غريبه اي دور و برم باشه
فکر ميکردم آدم خوبي باشيد
!ولي انگار شمام مثل بقيه ايد
آيا از دختراي انستيتو ميترسيد؟
اونا حتي اجازه يه مرکز فرهنگي هم به ما نميدن
من دزد نيستم گفتم شايد اين لطفو در حقم بکنيد
تابستان ها آسانتره ولي الان زمستانه
من از کسي نميترسم
از تو هم نميترسم
فقط نميخوام همچين کاري اينجا باشه
يوشکاي عزيزم از آنچيزي که گفتم عصباني نباش
نميخواستم ناراحتت کنم
همه روز را راجع به آن فکر کردم
آنا اينجا نيست؟ آنا کيه؟
آنا آنا کيه؟
همون دوستم که برگشت پيش شما
براي چي بايد اينجا باشه؟
گفته بود که داره مياد اينجا
نيامده
چيزي ميخوري؟
براي مادرم يه نامه نوشته م
خب؟
مدير به من اجازه ورودشو نميده
بهم گفته که يه نامه ديگه بنويس
چرا؟ مگه چي نوشته بودي؟
خوشم نمياد نامه هاي ديگران رو بخوانم خودت برام بخوانش
پدر و مادرم
اين آخرين نامه من به شماست
ميدانم که رفوزگي من کلا به شما ربطي ندارد
با اينحال، من متعلق به شمام
من خيلي به شما دروغ گفتم
ولي دلايل قانع کننده اي دارم
مادر، شما منو به دنيا آورديد و به اين شکل تنها از عهده انجام اين کار برآمديد
من شما را نميشناسم شما حتي اين شناخت را نيز از من به يغما برديد
ميدانيد که "مهر مادري" چه معنائي دارد؟
من پشيمانم ازينکه نرفتم تا با پدرم زندگي کنم
حتي ازين بابت متاثرم که چرا شما اجازه نداديد که او را بشناسم
غالبا او را خواب ميبينم بسيار به او علاقه دارم
وقتي ازينجا بيرون بيايم تصميم دارم که دنبالش بگردم و بهش کمک کنم
تا به او آنچيزي را که مادرم از آن خوشش مي آيد بگويم
بيشتر وقت ها از خانه گريزانم اما تنها به اين دليل که تو از روي قاعده مرا تنبيه کني
هميشه هم مستحق آن نبوده ام
و البته نه با شلاق و يا تسمه
چطور جرات کرديد که به ملاقات من بيائيد نکند باز هم ميخواهيد مرا عاق کنيد
آيا به يک خدمتکار در خانه نياز داريد؟
هدفهاي من والاتر ازين حرفهاست
ممنونم ازينکه يکبار ديگر زيرپايم را خالي ميکنيد
هيچگاه از پرخوري ام عار نکرده م
براي اينکه تو خانه کم غذا خوردم
و به سبب اينکه از دستپخت تو تنفر دارم
از خوردن سوپ و آش هاي تو بيزارم
شما آدم هاي رياکاري هستيد، هر2ي شما
به شما در زندگيم نيازي ندارم
خودم يه کارگر ماهر ميشم و ازدواج ميکنم
و فراموش ميکنم که حتي بخوام مادر بشم
من از شوهر تو بيزارم
يک غريبه حق نداره به من تعرض کنه
او نميتواند زياد عمر کند اعصابش بهم ريخته ست
مادر متاسفم: اما من دوست ندارم
تو زندگي مرا تباه کردي
هيچوقت ديگه بهت نامه نميدم تو هم همينطور
دختر قبلا دوست داشتني تو
مادر، سعي کن خوشبخت باشي
چندوقته تو انستيتو هستي؟
از وقتي 6 سالم بود
دنبال کسي ميگردين؟ بله
کي؟
يک دختر از دهات ميام
اسمش چيه؟ فقط ميدونم که يک اسم مسيحي داره
آنا
اينجا خيلي ها آنا هستند
او سبزه ست با چشماي خاکستري يه دختر خيلي جوان
حالا فهميدم منظورتون کيه
No comments yet. Be the first to leave one.