Die ersten 114 Zeilen.
- آمادهای؟ - ویلنسل یک
شمارش رو شروع میکنم
- باشه - ویلن یک، دو، دو
توی کلهام کلی تصویر هست
ازشون بگم؟
باشه
- در مورد تکرار حرف "س" من در چه حالی؟ - اینو ساده میشه درست کرد
منم همین فکر رو میکردم، میخواستم بشنوم تا اطمینان خاطر داشته باشم
- ضبط رو شروع میکنیم - باشه
انسانها از دیرباز عاشق رودخونهها بودن
ولی همونطور که یاد گرفتیم قدرتشونو مهار کنیم،
یادمون رفته که بهشون احترام بذاریم؟
وقتی بارانهای اولیه باریدن،
زمین بیدار شد
بهمدت هزاران سال بدون وقفه بارون بارید...
و منظرههای جدیدی رو ایجاد کرد
قطرات بارون به شکل جویبار جمع شدن،
جویبارها به رودخونهها تبدیل شدن...
و درحالیکه بهسمت بالا و پایین جریان داشتن قدرت خودشونو افزایش دادن
بهمدت هزاران سال، آب جاری فقط از قوانین خودش پیروی میکرد
با صبوری و مصرانه، کوهها رو از بین برد
حلقه زد و پیچید...
و دشتهای بزرگی از گل و لای سرسبز و غنی رو تشکیل داد
وقتی رودخونهها سرگردان میشدن، حیات میتونست شکوفا بشه
چون رودخونهها دنیاساز هستن
اونا زمین رو شکل دادن،
و ما رو بهعنوان گونه شکل دادن
بهمدت هزاران سال ما رودخونهها رو عبادت کردیم،
بهعنوان شریانهای سیاره،
موهبت دهندگان،
چشمههای شگفتانگیز
رودخونهها منبع رویاهای انسانی هستن،
و همونطور که توی مکانهایی جریان داشتن...
توی زندگی ما هم جریان داشتن
در میان قلهها رودخونههای وسیع یخی جریان دارن
انگار یخچالها در حالت سکون یخ زدن،
ولی همیشه جریان دارن
یخشون جریان،
دامنه،
و جریان گردابی داره
شکافهای عمیق در جایی که به درهها میریزن میشکنن،
یا حول پیچها قطع میشن
و از بین این یخچالها،
جریانهای باد از آب ذوبشده
آب جاری توسط خورشید از وجود حرکت آهستهی خود بهعنوان یخ آزاد شده،
و شروع به حرکت بهسمت دریا میکنه
برای اینکه یه رودخونه زنده باشه، باید خروشان باشه،
خودسر و بدون مانع
میل به اقیانوس رسیدن، تنها هدفش...
سرازیر شدن هست
بهمدت میلیونها سال انسانها روی زمین سرگردان بودن
رودخونهها درههای حاصلخیز رو ایجاد کردن؛
و این امکان رو ایجاد کردن که مستقر بشن و سکونت کنن
اولین شهرها کنار آبراههای بزرگ پدید اومدن
سرنوشت اولیهمون با ارادهی رودخونهها شکل گرفت
ما بهعنوان نیروهای حیات هم ازشون میترسیدیم و هم بهشون احترام میذاشتیم،
و همینطور از مرگ
اونا رو بهعنوان خدایان میپرستیدیم
رودخونهها به ما بهعنوان گونهها الهام دادن،
و بهمون اجازه دادن رشد کنیم
به مرور زمان، تبدیل به بزرگراههایی شدن که توسط اون تجارت،
و فناوری گسترش پیدا کرد،
و در کنارشون شعر، داستانها،
و مذاهب، سیاست و...
کشمکش جاری شد
رودخونهها شهرهای ما رو بزرگ کردن...
ولی نسبت به برنامهها و رویاهای انسانی بیتفاوت بودن
بیثبات و غیر قابل پیشبینی،
موقع سیل میتونستن مصیبت به بار بیارن،
و در خشکسالی...
میتونستن کاملا ناپدید بشن
بنابراین، ابزار فوقالعادهای برای کنترل کردنشون ابداع کردیم،
ابزاری برای آزار و اذیت نیروشون و رامکردن خودسریشون
ما فهمیدیم چجوری مدیریتشون کنیم،
چجوری مثل دستگاه اونها رو اداره کنیم
ما رودخونهها رو اول موجودات زنده میدیدیم...
و بعد اونا رو منابعی دیدیم
خدایانمون تبدیل به تابع ما شدن
تواناییمون در کنترل رودخونهها...
مسیر تاریخ رو عوض کرده
از خشکسالیها و سیلها جلوگیری شد،
زمین خشک حاصلخیز شد
رودخونهها کمک کردن جنگ ایجاد و صلح برقرار بشه
اونا امپراتوریهایی رو تشکیل دادن،
کشورهایی رو تقسیم و بشریت رو تغذیه کردن
در مکانهای زیادی رودخونه هنوز محترم هست،
هنوز برای زندگی حیاتی هست،
و برای مرگ
میلیونها نفر آب رو عبادت میکنن
قدرت رودخونه هنوز هم قدرت مقدسی هست
مداوا میکنه، تسکین میده، و پاک میکنه
گناهان رو از بین میبره و مردگان رو پاک میکنه
منبع امید، عشق و اشتیاق هست
روش زندگی هست
برای کسایی که کنار رودخونه زندگی میکنن و میمیرن،
رودخونهشون تنها رودخونه هست
برای رزق و روزی عاطفی و معنوی ضروری هست
برای بقا ضروری هست
ما یاد گرفتیم رودخونهها رو به مکانهایی...
ببیم که بهطور طبیعی هرگز اونجا جریان پیدا نمیکنن
رودخونهها هنوز هم تاثیر زیادی روی ما دارن
یه شبکهی جهانی حمل و نقل و اتصال...
که به ندرت در زندگی روزمره به یاد انسانها میمونه
امروزه، بزرگترین شهرهای دنیا...
یه رودخونه وسطشون هست
رودخونهها رفاه غیر قابل تصوری رو برای بعضیها فراهم کرده
با وجود تمام توانشون،
رودخونهها آسیبپذیر هستن:
به آسونی بهشون آسیب میرسه، و خیلی راحت ترمیم نمیشن
آبراههای وسیع تخلیه شدن،
و برای رفع نیازهای رو به رشد ما اونا رو تغییر مسیر دادن
ما بیابانها رو شکوفا کردیم...
No comments yet. Be the first to leave one.