Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(سرقت پول: منطقه اقتصادی مشترک)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
!هی- خیلی خوبه-
خوشگله، نه؟
میشه یکی بهم بدین؟- حتما-
،در طول جنگ سرد بین شمال و جنوب
گفتن اسم چا مو هیوک جلوی یه جاسوس دو طرفه
فرقی با گفتن اسم عزرائیل نداشت
داره میره سمت سفارت چین خیابون ها رو ببندین
لعنتی
اه، لعنت بهش
شما دوتا همینجا منتظر بمونین من خودم به حسابش میرسم
بهت یاد نداده بودم که اینطوری باشی
انگاری این روزا خیلی بهت خوش گذشته
به خاطر تو همرزم های من توی دردسر افتادن
بهم رحم کن، رفیق
حرف آخرت همینه؟ مطمئنی؟
شکاف بین دو کره دیگه تموم شده
دوباره بگو ببینم چی گفتی؟
از بالا دستیا شنیدم که تصمیم آخرشونو گرفتن
...اون حرومزاده ها
فکر کردن میتونن امثال ما رو مثل زباله دور بریزن
،قصد داشتم جونت رو راحت ازت بگیرم
ولی متاسفانه، نظرم عوض شد
ولی همونطور که همه در جریانید چیزی که اون جاسوس دو طرفه گفت، حقیقت داشت
از الان به بعد، بخش ما دیگه وجود خارجی نداره
پس، ماموریت بعدی من چیه قربان؟
ماموریت؟ باید خداروشکر کنی که نگهبان بشی
نه، ممنون
چیزی که موهیوک میدید شعله های یه عصر جدید بود
و توی اون شعله ها، هرچی که تا الان توی زندگیش داشت رو در حال سوختن دید
::::::::: آيـــ(سرقت پول: منطقه اقتصادی مشترک)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
سلام
...شما- منو یادتون هست؟-
زمانی که اومده بودین مقر ما جلوی ضرابخانه باهم آشنا شدیم
آهان، بله
حتما همکار وو جین هستین
چا مو هیوکـ هستم
کاپیتان چا کجاست؟
...یکی از مامورای شمالی گفت دیشب رفته بیرون
که تحقیقات انجام بده و اینا- درباره چی تحقیق کنه؟-
منم خبر ندارم
سر صبح چیشده که بهمون گفتی بیایم؟ چیزی شده؟
به نظرتون این چیه؟
این چیه دیگه؟ بدون عینک هیچی نمیبینم
...این- یه تیکه از اسکناسه صد هزار وونیه-
آره، پولـه
دارن توی اون ضرابخانه، پول چاپ میکنن
بازرس سون خیلی ازتون تعریف کرده بود
اوه، جدا؟
آره، گویا زیاد اینجا میاد
،دوست داشتم یه بار حتما بیام
دیگه تو راه خونه بودم یهویی اینجا رو دیدم
"پس با خودم گفتم "چرا که نه؟
...بله، خب هنوز رسما باز نشده
پس... مزاحمتون شدم؟
معذرت میخوام، یکم گشنم بود
نه، اصلا
شما همکار وو جینی، پس برای من مهمون خاصی هستی
...خب، پس
چی درست کنم؟
...اوه
جواب نمیده؟
نه
پس، یکی از گروگان ها اینو گذاشته توی جیبت
تا بهمون بفهمونه که گروگان گیر ها دارن اون تو پول چاپ میکنن
آخه چطوری ممکنه؟
یعنی هرکسی راحت میتونه با تجهیزات توی ضرابخانه پول چاپ کنه؟
شماره سریال چی؟
چرا باید اینکارو بکنن وقتی میدونن خیلی راحت میتونیم ردیابیشون کنیم؟
،توی گروهشون حتی هکر هم دارن
پس اصلا عجیب نیست که یه متخصص ضرابخانه هم بینشون باشه
منم نمیدونم هدفشون چیه
...ولی اگه بهش دقت کنی، کاملا مشخصه
همش داشتن کاری میکردن که وقت بیشتری بخرن، مگه نه؟
،مسئله مهم اینه که اگه هدفشون چاپ کردن پوله
ما هم باید استراتژیمون رو کاملا تغییر بدیم
بازرس سون، یه لحظه صبر کن
،اگه چیزی که داری میگی درست باشه
باید اول به بالا دستی ها گزارش بدیم
و بررسی کنیم که واقعا میتونن از تجهیزات موجود توی ضرابخانه
برای چاپ کردن پول استفاده کنن یا نه
پس، بررسی میکنم که چه مقدار برق توی ضرابخانه داره مصرف میشه
خوبه، پس من سریعا بهشون گزارش میدم تا اجازشو بگیریم
آماده باشین که به محض گرفتن دستور حرکت رو شروع کنیم
باشه
گیر عجب آشغالایی افتادیما
حتما تا الان داشتن با بوی پولای نو عشق میکردن
بذار تا جایی که میتونن عشق کنن
به زودی مهمونیشون تموم میشه
...همممم
...هممم
حتما خیلی گرسنه بودین، آقای چا
آره، خیلی خوشمزه ست
ولی چرا بعد دوماه هنوزم رستورانتون رو افتتاح نکردین؟
حتما حسابی میترکونه
،راستشو بخواین هنوز تجربه کافی به دست نیاوردم
فکر میکنم قهوه هایی که درست میکنم
نسبت به چیزی که شمالی ها معمولا میخورن خیلی تلخ باشه
آهان، قهوه سامبوک منظورتونه؟
طعمش با قهوه فوری های جنوب مو نمیزنه
درسته
برای همین دوباره دارم روی سبک کاری رستوران و منو کار میکنم
ولی، دست به آب اینجا کجاست؟
آهان، منظورتون دستشوییه؟
باید برید اون طرف
دستشویی این طرفی نیست
آره، درسته
پس، این اتاق برای چه کاریه؟
اینجا یه جور فضای شخصیه
...آهان
ولی این چیه این زیر؟
یه سری وسایل خجالت آور که یه مرد میانسال ازشون خوشش میاد
بریم بیرون
باشه
واحد تحقیقات صحنه جرم کره، بفرمایین
کاپیتان چا موهیوک مسئول پرونده نیروی ویژه مشترک ضرابخانه هستم
میخوام یه اثر انگشت رو برام بررسی کنین
اگه پرونده گزارش شده باشه، ممکنه
لطفا، خیلی واجبه این لطف رو در حقم بکنین، باشه؟
نوه اته؟ خیلی بانمکه به نظر میاد حدودا 3 ماهه باشه
از کجا فهمیدی؟
ببینم، خودت بچه داری؟
نه بابا بچه کجا بود
یه نگاه به این بدن بنداز
عمرا کسی که بچه به دنیا آورده همچین هیکل ردیفی داشته باشه
آره
نگران نباش، از اینجا میری بیرون و میتونی ببینیش
جدا؟
درباره این چیزا دروغ نمیگم
کل شب رو مست کردی و گریه میکردی چون دلت برای مامانت تنگ شده بود، یادته؟
نه خیر، نکردم
انقدر چرت و پرت نگو
هی، زود باش برو تو دیگه
...هوی
نگهبان جدیدی؟
حالت چطوره؟
چیکار میکنی؟
داری کتاب میخونی؟
...باید اینجا بشینی و حواست به دوربینا باشه
من داشتم به جات نگهبانی میدادم
مطمئنی دلت برای صندلی ریاست تنگ نشده بود؟
حتما براش خیلی راحت بوده
...راستش من
زمین رو ترجیح میدم
خوبه که تخلیه کردیم
ولی پلیس اگه چیزیمون بشه اصلا براشون مهمه؟
از کجا معلوم؟
اصلا فکر میکنی برنامه دارن ما رو نجات بدن؟
،ولی یه چیزی ذهنمو مشغول کرده
اون دختره از کجا خبر دار شده بود؟
چی؟
اون دختره از کجا فهمید
که مامور ویژه پارک برای انجام ماموریت مخفی اومده
منظورم اینه که چطوری اون یه الف بچه فهمید و ما متوجه نشدیم؟
حتما از قبل بهش اطلاع دادن که داره میاد
مثلا دختر
سفیر آمریکاست ها
برای همین فوق ویژه ست
از کجا انقدر مطمئنی؟
اون کسی بود که بهمون گفت باید گروگان ها رو تخلیه کنیم
شاید نظرشو عوض کرده باشه
پس تا وقتی که ویآیپی زنده و سالم باشه
دیگه براشون مهم نیست چی قراره سر ما بیاد؟
کافیه دیگه
با توجه به گروگان گیری که در
،ضرابخانه متحد در شبه جزیره کره اتفاق افتاده
توجه جهانیان به این موضوع هست که دولت کره شمالی و جنوبی
چطوری این قضیه رو حل خواهند کرد
برخی از رسانه های خارجی معتقد هستن که
پاسخ های داده شده از طرف ...دولت کره کافی نیست
...جناب سفیر، به نظرتون
دختر من الان چند روزه که توی اون ضرابخانه کوفتیه
جناب سفیر، لطفا آروم باشین
خودت هم دختر داری، اگه الان دختر خودت توی گروگان ها بود میتونستی آروم باشی؟
کاملا درک میکنم
برای همین به پلیسا گفتم نجات ...جون گروگان ها باید الویت اصلی
دیگه نمیخوام چیزی بشنوم
،اگه یه تار مو از سر دخترم کم بشه
باید فاتحه نشست دوباره بین دو کره رو بخونی
...جناب سفیر
الان این شرایط چه ربطی به نشست دو کره داره
میدونی که رییس سازمان سیا و من توی براون همکلاسی بودیم
اون به گوشم رسونده
که تو و آقای اوه برای سرمایه گذاری های عمده این اجلاس نقشه ریختین
و برنامه دارین پول زیادی به جیب بزنین
...این چیه حرفیه دیگه- !کافیه-
برو به آقای اوه بگو
اگه اتفاقی برای دخترم بیفته دستش به یه قرون از اون پولا هم نمیرسه
پس حسابی عصبانیه
الان استفاده از قدرت جواب نمیده، درسته؟
...ولی میدونی
منم یه سری ارتباطات دارم و شایعات عجیبی شنیدم
،طبق گفته های منبعی که دارم
اون حرومزاده ها دارن اون تو برای خودشون پول چاپ میکنن
...چی؟ آخه چطوری ممکنه
...میدونی که
چقدر وقت و هزینه پای توسعه دادن
زمین ها و کوه های خالی شمال، تلف کردم؟
و میدونی چقدر باید پول خرج کنم تا جنابعالی رییس جمهور بشی؟
No comments yet. Be the first to leave one.