Die ersten 200 Zeilen.
پیوند
* تيم ترجمه کی تی تیم تقديم ميکند * *KT Team*
هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و* *کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است
دوباره کابوس دیدی؟
اشکالی نداره
این یعنی داری بزرگ میشی
بقیهی بچهها خواب میبینن که دارن از یه جای بلند پرت میشن پایین
ولی من همیشه یه خواب تکراری میبینم مامان بزرگ
آخه اونجا کجاست؟
هر موقع که این اتفاق میفتاد مامان بزرگ برام یه عالمه افسانه تعریف میکرد
و اون دختر مهربون با یه خانوادهی پولدار وصلت کرد ...
همهی داستانها یه نقطهی اشتراک داشتن - یه روز یه راهب از اونجا میگذشت -
راهب به اون عروس مهربون گفت
هیچ وقت به عقب نگاه نکن"
"...اگه برگردی
...توی اون داستانا یا تبدیل به سنگ میشی
خدا به لوط پیامبر گفت
هیچ وقت به عقب نگاه نکن"
"...اگه برگردی
یا یه ستون نمک میشی ...
آخه برای چی من یه خواب تکراری میبینم؟
هر بار که میترسیدم یا در مورد معنی خوابم
...کنجکاو میشدم مامان بزرگم بهم میگفت
بچهی عزیزم به عقب نگاه نکن
به عقب نگاه نکن داهیون
فکر و خیال زیادی مریضت میکنه
داهیون میدونی مردم چرا میتونن خوب به سمت جلو راه برن ولی
به عقب نه، ها؟
و فکر میکنی چرا ما جلوی سرمون چشم داریم و نه پشت سرمون؟
ای بابا مامان بزرگ! اینو تا حالا ده میلیون بار گفتی
واقعا؟ - آره -
نذار پشیمونیها و نگرانیهای بیخود بیان سراغت و"
"فقط حرکت رو به جلو رو ادامه بده
"امروز رو زندگی کن"
...ولی
این منم
میخوای با ما بازی کنی؟
سلام، من یون گی یونگم
مامان بزرگ باید چیکار کنم؟
...گذشتهم
داره منو دنبال میکنه
به عقب نگاه نکن
هنوزم داری راجع به اون حرف میزنی؟
وقتی حاضر شدی جلوی من زانو بزنی و التماس کنی
میتونیم دوباره باهم صحبت کنیم - ولم کن -
هی، داری کجا میری؟ - گفتم کافیه -
میخواید تا سر حد مرگ با هم دعوا کنید؟
هی این واقعا یه تجدید دیداره
بالاخره منو یادت میاد؟
نه
یادم نمیاد
لی جین گون
دارم میرم عوضی
بهم زنگ بزن
یه لحظه
هان سه جین
ببخشید که تو رو نشناختم
بگذریم
دیگه نمیخوام درگیر اموراتت بشم پس منو نادیده بگیر
صبر کنین و ببینین. شماها در نهایت میاین دنبالم
اونم بدجور
واقعا فکر کردی پدرت قاتل بوده؟
حقیقت نداره. میدونی چرا؟
چون من اون روز اونجا بودم
اوراقی
لعنتی. چرا اومدم اینجا؟
انقد مشغول بازی بودی که اصلا نفهمیدی
خواهر مجروحت رو دارن میکشن میبرن
من میدونم کی خواهرتو برد
داری به چی فکر میکنی؟
لی جین گون چیزای عجیبی گفت
اون گفت روزی که گی یونگ غیبش زد
آسیب دیده بود و
جین گون میدونست که کی اونو برده
آسیب دیده بوده؟
نه
لی جین گون توجه رو دوست داره
درسته
از اینکه با نمک روی زخم مردم پاشیدن جلب توجه کنه لذت میبره
اگه بهش واکنش نشون بدم فقط هیجان زدهترش میکنم
ولی تو مضطربی؟
راستی اون بهت چی گفت؟
چیز زیادی نگفت. نمیذارم چیزایی که اون دیوونه گفت روم اثر بذاره
چی شده؟ - بیشعور -
من؟ - نه، لی جین گون -
کاملا گند زده به صورتت
گند زده؟
گفته بودم اگه اون پست فطرت بهت دست بزنه میکشمش
راستی الان گفتی"من"؟
چی؟
"وقتی گفتم "بیشعور
"پرسیدی "من؟ - ...واسهی اینکه -
حدس میزنم که احساس گناه میکنی
خوبه حداقل وجدان داری
...واسهی اینکه - بیا بریم. بذار زخمتو تمیز کنم -
چرا نیمه تموم ولش کردی؟
تموم شد
بذار ببینمش
خوبه - اگه جای زخمش بمونه چی؟ -
با جی وون تاک صمیمی بودی؟
یه وقتی بهترین دوستای هم بودیم
اوه که این طور
ولی اون اسمشو عوض کرد و
من همهی بچههای ابتدایی رو فراموش کردم
ولی وقتی فهمیدم که اونا رو میشناسم همهی خاطراتم یهو برگشتن
هان سه جین، نه یعنی جی وون تاک، لی جین گون
و بقیه رو هم یادم میاد
منو چی؟
منو یادت نمیاد؟
حدس میزنم یادت نمیاد
آخه من همچین حافظهی درست حسابیای هم ندارم
-مخصوصا چهرهها رو نمیتونم به یاد بیارم ولی
مگه یه دقیقه پیش نگفتی که همه رو یادت میاد؟
ولش کن. منم تو رو یادم نمیاد
...ای بابا. تو هم فرقی با من نداری
پس یِر به یِر شدیم
خوش به حالت
میتونی یکم ملایمتر باشی؟ - بچه ننه ای، مگه نه؟ -
بچه ننه نیستم
چرا الان درد میکنه؟ اون موقع که ضربه خوردم درد نداشت
واسهی همین میگم بچه ننه ای
میتونم درد رو تحمل کنم فقط با این موارد جزئی حال نمیکنم
قبلنا اولین عشقم آدم باحالی بود، نه این مدلی
اولین چیت؟
وقتی آلبوم رو دیدم یاد عشق اولم افتادم
کی بود؟
یون گی هون
تویی
ولی تو یه بچه کوچولوی دماغوی دبستانی ! بودی. عشق اول، چه جفنگیاتی
من دماغو نبودم - ولی بازم یه بچه کوچولو بودی -
اون پسر یه محبوب قلبهای واقعی بود
مطمئنم که الان بدتر شده - شک دارم -
مردم دلشون میخواد گذشتهشونو رمانتیک کنن
حسودیت شد؟ - حسودی؟ چه حرفا -
دیگه بسه - فقط یه کم بیشتر -
اون عوضی به چه جرئتی توی قیافهای که انقدر برام عزیزه گند میزنه
چه چرتی گفتم؟
نخند
باشه
آماده سازی چطور پیش میره؟
چیکار کنم؟
چیکار میکنی؟ - ...چیکار کنم -
سلام - سلام -
چیکار میکنی؟ - میتونید باهام وقت بگذرونید؟ -
چی چی؟ - من ضعف دارم -
نمیدونم ولی واقعا دلم میخواد باهاتون وقت بگذرونم
ولی ما باید بریم خونه
تموم شد
فکر لی جین گون اذیتت میکنه؟
یه جورایی
منم همین طور
اگه چیزی که اون گفته آزارت میده چرا فقط نمیپرسی؟
از مظنون اصلی، شاهد یا هر چیز دیگه ای که اون آجوشی بوده بپرس
یه بار اینو بهم گفت
...باید گی یونگ رو با خودم میبردم
برای چی باید میبردش؟
توی چه شرایطی میتونی یه نفر رو با خوت ببری؟
خدایا. اون هنوز اینجاست و
داره فیلم دوربین مداربستهی اطراف ویلای گومدو رو میبینه؟
چرا داره وظیفهی کاراگاها رو انجام میده؟
تنهاش بذار رئیس
یه جفت چشم اضافی داشتن که ضرری نداره
راست میگی
الو
چی؟ یون گی هون؟
یون گی هون؟
آره
چی؟
اینجا
ببخشید
گوشیمو داخل جا گذاشتم ولی
فکر کردم اگه اینشکلی بیام تو اوضاع رو پیچیدهتر میکنم
چی شده؟
چیز خاصی نیست
خوبی؟
ممنونم
چی شده؟
هی افسر جی بیا اینجا
نباید میومدی
چرا نه؟
اون تازه کار واحد گشتمونه
از اونجایی که توی محلهی جیهوا زندگی میکنه شرایط اینکه به ما ملحق بشه رو داره، نه؟
واژهی تازه کار خیلی قدیمیه
چی؟
هی
اشتباه شد
عوضی پررو
بذار ببینیم که اون اتفاقی نوشیدنی من رو هم میریزه، ها؟
اگه بریزه راستی راستی یه عوضیه
درست براتون میریزم - باشه -
ببخشید
مرتیکه ولگرد - چه احمقیه -
آجوما، پولو گذاشتم روی میز
از غذا لذت ببر
اون کی بود؟ دوستت؟
نه
چرا قیافههاتون این شکلیه؟
چی شده؟ شما دو تا دعوا کردین؟
این پلیس نیست که. جانیه
اینجوریا نیست
No comments yet. Be the first to leave one.