Die ersten 200 Zeilen.
تموم کنيد ميخواهيم بريم
زود باشين
راه بيفتين
...قبل از اينکه به دردسر بيفتيم مي خوام از اينجا برم بيرون
دردسر؟
چي ميگي مرد؟ دردسر کجا بود؟
درست نميگم کلانتر؟
...درسته در شهر لعنتي من هيچ مشکلي ديگه وجود نخواهد داشت
در واقع با آدمهايت ميتونيد هر قدر بخواهيد بمونيد
تا دلت بخواد نوشيدني و زن هست
نگاه کن استابز
کلانتر هم موافقه
اما بنظر من دردسر داريم ...لعنتيها بجنبيد جمعش کنيد
جيره تون را هم بگيريد
اين چيه؟
!خداي من
ريوز؟
ريوز؟ خفه شو لعنتي
!حرومزاده
!بيا مثل يه مرد بجنگ
...دو نفر ديگه با دختره بودند اونا کجا هستن؟
اونا ديروز راه افتادند و به غرب رفتند
با جزئياتش توضيح بده
آنها به جنوب رفتند
اين تموم چيزيه که ميدونم
!لطفا !لطفا
...هر چقدر بهت پول داده اند
...من دو برابرشو ميدم
نميخوام اينجوري بميرم
...در مورد مادر و پسري که تو هيلسيد کشتي چي؟
اونا سزاوار بودند اونطوري بميرند؟
...يا کشيشي ايالتي که پوست سرشو کندي و جلوي خوکها انداختي
...يا اون زن دوره گرد در بريگز
لابد اونها هم سزاوار مرگ بودند
!برو به جهنم
!شايد رفتم
!نه
سلام من هم برسون
برو اون ور
شما هم
اين پيام را به کلانتر آلبوکرک بده از اينجا برو
...شش نفر کشته شد دو نفر ديگر با يک گروگان زن بسمت غرب رفته اند
دختري که دستشون هست خواهر منه
روز بخير آقاي مورگان
خانم دولان؟ طبق معمول شما خيلي جذابين
متشکرم
و اوضاع کسب و کار چطوره؟ Cy حال
...حالش خوبه کسب و کار هم بد نيست ميدوني که بله ميدونم
اين هفته به ديدن سارا ميرم
ايشون خوشحال ميشه سلام منو برسون Cy به
من رفتم مواظب خودت باش متشکرم
رستوران و سالن بار مجستيک Magestic Bar
...ميدونم در جنگ با افراد ويلسون بودي
مي دانم از کانزاس دفاع کرديد کي اينها رو واسه من تعريف ميکني؟
هيچ وقت
...شما مثل يک نظامي عمل ميکنيد الان پنج ساله که اينجاييد
...حتي يه روز هم پاک کردن اسلحه را رها نميکني
...وقتي شام ميخواي استيک بخوري نبايد کاردت را تيز بکني؟
نکته خوبي بود
خانم مورگان؟
آقاي مورگان؟ نيومن؟ خانم؟
خوشحالم مي بينمتون بفرماييد بنشينيد متشکرم مورگان
انتظار نداشتي منو ببيني نيومن؟
در واقع منو غافلگير کرديد
نيومن؟ بسيار عالي
ليلي دستيارم را اذيت نکن
فکر کنم نيومن دوست داره اذيتش کنم بابا
براتون ناهار آوردم
خانم مورگان، لازم به زحمت نبود
...ميخواستم ليلي را هم بيارم واسش خوبه
...و فکر کردم غذاي خانگي براتون بيارم
بجاي چيزايي که اينجا ميخورين
!خيلي خوب ...من با نيومن تقسيم ميکنم به اندازه کافي واسه نيومن هم آورديم بابا
!متشکرم
...دوست داري با من بيايي مغازه کمکم کني نيومن؟
...يا ميخواي اسلحه پاک کردن بابام را
واسه هزارمين بار نگاه کني؟
زودباش برو وقت باز کردن بار هست داره دير ميشه دير نميشه آقاي مورگان
خانم مورگان؟
اوه سارا؟ مدام فراموش ميکنم
...وقتي برگشتي خونه گوساله ها را پايين زمين رها کن علفهاي اونجا مناسبه
چطوري فراموش کنم؟ شما امروز سه بار يادآوري کردين
واقعا؟ بله
!متاسفم
انگاري يه مار کبرا تو مخم رفته
علتش اينه که سرت شلوغه نه چيز ديگه
...و چطوري انتظار داري نشه با اون همه اتفاقات .اون مرد يک ديو هستش
... شايد عصباني تر از ما باشه ولي
...تراويس مک کين، مثل ما انسانيست از گوشت و استخوان
.اين مشکلات را کم نميکنه
...اين نيز بگذرد روزگار ميگذره
يادت نره يکشنبه نيومن را دعوت کني
مطمئنم ليلي خيلي خوشحال ميشه
من نيومن را به شام دعوت نميکنم
...اگر ليلي ميخواد خودش دعوت کنه
او از صحبت باهاش خجالت نميکشه
...من يادم نمياد من هم قبل از اينکه با هم قدم بزنيم با شما مهربان بشم
...لازم به گفتن نبود از چهره ات پيدا بود
اما فقط يادم نمياد با چه زباني حرف ميزديم
!هي؟ بگير مال شما
...دماغتو پاک کن خوشگله کارهاي من به تو مربوط نيست
حالت چطوره خوشگله؟ حال شما چطوره؟
اون اينجا نيست
کي به تو گفت دوست داشتم اينجا باشي؟
...اون واسه شما کمي لباس و اسلحه تو فرستاده داخل ساک هست
...منو واسه آوردنت فرستاد تا از اين جهنم خلاصت کنم
نميدوني چه جهنمي هست باور کن
حمام و کمي ويسکي ميخوام
از محدوده خود خارج هستي
اينطور نيست کيسي مي؟
امشب مشتري ويژه دارم يادت رفته؟
هرگز فراموش نميکنم
...همين حالا
...بهتره بري
شب درازه برو پول درآر
بله آقا
...عصر بخير آقاي مک کين
.من بايد اسلحه شما را بگيرم
...من متوحه نميشم مرد من از اسلحه استفاده نميکنم
اين چيزيه که ما اينجا داريم
اوقات خوبي داشته باشيد من هميشه دارم
.آقاي مک کين
به من ملحق ميشين؟
چه افتخاري به ما ميدي؟
واسه يه ويسکي اومدم
جاي درستي اومدين
. بفرما مهمون من
.سپاسگزارم
...شما امشب اينجا را خونه کردين با استانداردهاي شما مغايره
...بايد اعتراف کنم بعد از اينکه شما راوين را باز کردين مشتريها کم شده اند
بجاي کسانيکه رفته اند کسي اضافه نشده
کسب و کار کسب و کار است. پول چيزي است که ارزش دارد
...واسه آدم خسته يه حمام و ويسکي و
...واسه راحتي يه پاي خوب لازمه
واسه هرکسي لازم نيست؟
...ما در مورد تجارت و کسب و کاري صحبت مي کنيم که چطوري از دست رفته
. ميدوني راجع به چي صحبت ميکنيم
در يک کشور آزاد در باره آزادي انتخاب صحبت ميکنيم
...من متوجه نميشم چرا خدمات حفاظتي من اينقدر شما را آشفته ميکنه
...بيرون دنياي خطرناکي هست و خدمات حفاظتي هم مانند ساير شغلهاست
من چيز نادرستي در آن نمي بينم
...چيزبدي وجود نداره تنها کسانيکه اين سرويس را رد کرده اند صدمه ديده اند
...همانطور که گفتم من چيزي از دست داده ام؟
...کلانتر گفت که
توگ اوديل را در شهر ديده اند
توگ اوديل ارزش نداره که بخوام در باره اش صحبت کنم
واقعا؟ يعني شما را باهم نديده ام؟
همه ما تو يه صف قرار داريم اينطور نيست؟
مشتريان ويژه و موارد مشابه آن
.بله هست
...نگاه کن
...من ميخوام خائنهايي نظير اوديل را متوقف کنم
...با زور ارقام متوجه که هستي
...ميتونيم توافق کنيم
سرويس آزاد من در مقابل پشتيباني مالي شما
...شما شخص محترمي تو شهر هستيد ولي
...بايد بگم
وفاداري و تعهد شما به قرار و سفارشات مورد انتظاره
...من فکر ميکنم که خوب هستيم مک کين در هرصورت ممنونم
شايد يه وقت ديگه لازم باشه بيشتر بفهميد
...من خيلي واضح و روشن بهت گفتم
من يک سنت هم به تو واسه محافظت از خود نميدم
اگر تحت امر من بودي آويزونت ميکردم
...و وقتي مردم اين شهر ياد بگيريد که چطور به راحتي ميشه يک ماشه را کشيد
محافظت واسه تو مفهوم ديگري پيدا ميکنه
ادامه بده
آقايون سلاحهاتون را بذارين اينجا
ببخشيد آقاي مورگان بزور اومدند
مشکل چيه؟
...بنظر ميرسه اين مرد فکر ميکنه ميتونه جلوي ورود ما را بگيره
...نميتونيد با اسلحه وارد بشيد اينجا محليست خالي از اسلحه
جدا؟
پس ايشون چي؟
.واسه من کار ميکنه شغلش تامين امنيته
ما نميخواهيم اسلحه مون را تحويل بديم
...پس شما ميتونيد بريد جاي ديگه مثل ريون
اونجا هرچي دلتون بخواد اسلحه هست
...دوست نداريم اونجا بنوشيم دوست داريم اينجا بنوشيم
...در بروي شما بازه خوش اومدين ولي براي سلاحهاتون نه
متاسفم سياست کاري هست
باشه
پس اينجور
نيومن؟
!دکتر را خبر کنين
...نگران نباش آقاي مورگان صدامو ميشنوي؟ الان کمک مياد
!با من بمون
اين دکتر لعنتي کجاست؟
اين دکتر گور به گور کو؟
رودخونه خشکيده
خدايا شکرت
!بيا
.نه اونجوري نه
...اول ميخوام کمي باهاش بازي کنم اسلحه تو بده من
!خداي من
...مدت زمان طولاني شد خيلي طولاني تراويس
انتظارت را کشيدم پرنسس پرنسس هم واسه تو
حرفهاي زيادي واسه گفتن داريم ...بله خيلي
دوستان پشت سرت کي هستن؟ نميشناسمشون
!لعنت به تو مک کين
قراره ما تنها بمونيم اين زن کيه؟
No comments yet. Be the first to leave one.